ضد مرگ
در آستین تگزاس، جولیا (Julia)، آرلین (Arlene) و شانا (Shanna) در یک بار دور هم جمع میشوند تا قبل از سفر به دریاچه البیجی (Lake LBJ) برای گذراندن تعطیلات، خوشگذرانی کنند. آنها با مایک (Mike)، بدلکار سابق هالیوود آشنا میشوند که پم (Pam) را با ماشین بدلکاریاش که ادعا میکند «ضد مرگ» است، به سواری میبرد. چهارده ماه بعد، مایک در لبنانِ تنسی ظاهر میشود و به تعقیب ابرناتی (Abernathy)، زوئی (Zoë) و کیم (Kim) میپردازد، اما این دخترها سرسختتر از آن هستند که او فکر میکرد و تصمیم میگیرند انتقام بگیرند.
سال انتشار: 2007 کارگردان: Quentin Tarantino ژانر: Drama، Thriller نویسندگان: Quentin Tarantino امتیاز: 7.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با اختلاف ضعیفترین فیلم تارانتینو (Tarantino) برای منه، ولی هنوزم یه اثر قرص و محکم و سرگرمکنندهست. واقعاً امیدوارم از اون حرفش که گفته بعد از «هشت نفرتانگیز» (The Hateful Eight) فقط دو تا فیلم دیگه میسازه و بازنشسته میشه کوتاه بیاد. البته به قول فرانسویها هر کسی سلیقهای داره و تا وقتی به کسی آسیب نزنه باید بتونه هر کاری دلش میخواد بکنه، نه؟ اگه کسی تو این ۲۵ سال اخیر حق داشته باشه اینطوری تصمیم بگیره، اون تارانتینوئه، ولی بازم امیدوارم که دروغ گفته باشه.
2016-07-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ظاهراً من جزو معدود کسایی هستم که وقتی «گرایندهاوس» (Grindhouse) اکران شد، رفتم و روی پرده بزرگ دیدمش. یه تجربه عالی و خشن توی سینما بود. یه اکران دو فیلمه که با «پیشنمایشهای» ساختگی کامل شده بود؛ پیشنمایشهایی که چندتاشون بعداً خودشون تبدیل به فیلم شدن (مثل «ماشته» (Machete) و «ولگرد با شاتگان» (Hobo with a Shotgun)). اما بعدش یه تصمیم احمقانه گرفتن که این دو تا فیلم رو از هم جدا کنن و نسخههای طولانیترشون رو بدن بیرون. با این کار، اون پیشنمایشهای باحال پریدن (مگر اینکه تو یوتیوب ببینیدشون) و جاشون رو دادن به فیلمهای طولانیتری که همون نسخه سینماییشون اندازهشون بود. «ضد مرگ» (Death Proof) مخصوصاً از این کشآمدن و دیالوگهای طولانی و بیپایان تارانتینو ضربه خورده.
به جای یه فیلم سریع و چابک درباره یه روانی که با ماشین بدلکاری تقویتشدهش زنها رو زجر میده، ما با یه فیلم پرحرف طرفیم که صحنههای اکشنش خیلی طول میکشه تا شروع بشن. وقتی هم شروع میشن، خیلی راحت میشه ازشون ایراد گرفت. مایک بدلکار (Stuntman Mike) چهار تا دختر رو با همون ماشین اولی میکشه (قبلش هم اون مسافر بختبرگشته رو کشته بود) و پلیس هم به جای اینکه دنبال مدرک باشه، فقط حدس و گمان میزنه. عجب سیستم قضاییای داره این تگزاس!
بعداً (یا شاید هم قبلاً؛ بعضیها فکر میکنن نیمه دوم فیلم در واقع قبل از نیمه اول اتفاق میافته... که من موافق نیستم) مایک بدلکار میره سراغ سه تا زن دیگه که دارن با یه ماشین خوشگذرانی میکنن. بعد از چند دقیقه تعقیب و گریز، مایک با یه هفتتیر که یهو از غیب ظاهر میشه تیر میخوره (معلوم نیست تا اون موقع کجا بود، لابد داشت چرت میزد؟). از اینجا به بعد مایکِ روانی تبدیل میشه به یه آدم ترسو و گریهاو و یه جوری گیر میافته که انگار اون ماشینهای عضلانی دهه ۷۰ جیپیاس داشتن! نمیتونم توضیح بدم چرا، ولی توی سینما «ضد مرگ» یه فیلم مسخره (اما خشن) و سرگرمکننده بود. ولی تماشای اون توی خونه باعث میشه مدام بگید «بیخیال بابا!» و این واقعاً به لذت فیلم لطمه میزنه. صحنههای بار کش میآن، و کش میآن، و کش میآن. صحنه حرف زدن توی غذاخوری همینطور. صحنهای که از یه محلی میخوان بذاره ماشینش رو تست کنن هم همینطور. ببخشید آقای تارانتینو، شما یه فیلم ۶ از ۱۰ رو تبدیل کردید به یه اثر خستهکننده ۴ از ۱۰. به جز اون صحنههای اکشن خاص، «ضد مرگ» چیز زیادی برای پیشنهاد دادن نداره، مگه اینکه طرفدار دوآتیشه تارانتینو باشید... که البته کاراش بعد از «حرامزادههای لعنتی» (Basterds) افتضاح بوده و حتی همون فیلم هم جاهایی بیش از حد تحویل گرفته شده.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه بدلکار تلخ و بدبین (با بازی کورت راسل - Kurt Russell) با ماشینهای ضد مرگش دخترای جوون رو هدف قرار میده. «ضد مرگ» که توسط کوئنتین تارانتینو (Quentin Tarantino) ساخته شده، در اصل بخش دوم یه پروژه دو فیلمه به اسم «گرایندهاوس» (Grindhouse) بود که سال ۲۰۰۷ اکران شد. فیلم دیگه «سیاره وحشت» (Planet Terror) ساخته رابرت رودریگز (Robert Rodriguez) بود. هر دو داستانهای مستقلی داشتن، هرچند کمی به هم وصل بودن. این فیلمها تلاشی آگاهانه برای بازسازی تجربه سینماهای درجه ب (B movie) در اواخر دهه ۶۰ و ۷۰ بودن، با همون خشها و نقصهای عمدی روی تصویر. تریلرهای فیلمهای ساختگی مثل «ماشته» (Machete) هم بخشی از این پکیج بود.
داستان «ضد مرگ» درباره یه بدلکار کینهای (کورت راسل) و وسواس روانیش برای کشتن دخترای جوون با ماشینهای بدلکاری ضد مرگش (البته فقط ضد مرگ برای راننده!) هست. فیلم مثل ترکیبی از آثار کلاسیک دهه ۶۰ و ۷۰ هست ولی با حس و حال مدرن و سبک خاص تارانتینو. نیمه اول خیلی خوبه و با موسیقی عالی شروع میشه، اما پرحرفیهای دخترها کمی به فیلم ضربه زده. این دیالوگهای خستهکننده در نیمه دوم، مخصوصاً با حضور زوئی بل (Zoe Bell) و روزاریو داوسون (Rosario Dawson) بیشتر هم میشه. با این حال، در نهایت با یه تعقیب و گریز هیجانانگیز پاداش صبرتون رو میگیرید. شخصیت راسل به شکل عجیبی کاریزماتیکه و هر وقت توی صحنه هست، فیلم جون میگیره. در کل فیلم ۱ ساعت و ۵۳ دقیقهست و در آستین تگزاس و کالیفرنیا فیلمبرداری شده. نمره: +C یا -B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چیزهای کمی به اندازه دیدن غرور جریحهدار شدهی یک فرشته زیبا جذاب هستند. هشدار: حاوی اسپویل.
«ضد مرگ» به نویسندگی و کارگردانی کوئنتین تارانتینو (Quentin Tarantino)، بخشی از پروژه «گرایندهاوس» هست. داستان درباره یه بدلکار روانی با بازی کورت راسل (Kurt Russell) هست که دخترای جوون رو تعقیب میکنه و با ایجاد تصادفات عمدی با ماشین «ضد مرگش» اونها رو به قتل میرسونه. بازیگرایی مثل زوئی بل (Zoë Bell)، روزاریو داوسون (Rosario Dawson) و مری الیزابت وینستد (Mary Elizabeth Winstead) هم توی فیلم هستن.
فیلم به دو بخش تقسیم میشه. بخش اول درباره یه گروه از دخترها در آستین تگزاسه که دارن تولد یکیشون رو جشن میگیرن. اینجا با مایک بدلکار آشنا میشیم که داره تعقیبشون میکنه. نیمه اول پر از حرف و دیالوگه و ممکنه برای کسایی که منتظر اکشن سریع هستن کمی کند به نظر بیاد. ولی صبور باشید، به دیالوگها گوش بدید و شخصیتها رو بشناسید، چون بعدش با یه صحنه تصادف وحشتناک و چند زاویهای، مزد صبرتون رو میگیرید.
بخش دوم با یه گروه دیگه از دخترها شروع میشه که زوئی بل (که در واقعیت هم یه بدلکار حرفهایه) جزوشونه. باز هم حرفهای زیادی زده میشه، ولی چه حرفهایی! آدم میتونه ساعتها بهشون گوش بده. اوج فیلم جاییه که زوئی بل خودش رو به کاپوت یه دوج چلنجر در حال حرکت میبنده. اینجاست که سینمای واقعی رو میبینید؛ بدون جلوههای کامپیوتری (CGI) و سیمکشی. تارانتینو نه تنها به فیلمهای ماشینبازی دهه ۷۰ ادای احترام میکنه، بلکه به بدلکارهایی که به این صحنهها جون میدن هم دستمریزاد میگه. «ضد مرگ» خندهدار، پر سر و صدا، نگرانکننده و سکسیه. شاید الان نظرات دربارهش متفاوت باشه، ولی شک ندارم ده سال دیگه به عنوان یکی از بهترین کارهای تارانتینو ازش یاد میشه. موسیقی متن هم که حرف نداره! ۹/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«ضد مرگ» به وضوح نشون میده که عطش تارانتینو (Tarantino) برای خون هیچوقت تموم نمیشه. این فیلم که ادای احترامی به ژانر «گرایندهاوس» هست، بوی بنزین و لاستیک سوخته میده. تاکید فیلم روی هرج و مرج ماشینی و ماشینهای عضلانی دهه ۷۰ هست. اما این فقط یه فیلم درباره ماشین نیست؛ این یه فیلم تارانتینوییه! پس منتظر دیالوگهای طولانی، خشونت عریان و البته پا باشید! کلی تصویر از پا!
داستان سادهست: یه بدلکار دنبال دخترای جوون میافته و با سرعت بالا بهشون میزنه. این تفسیر تارانتینو از ژانر اسلشر (slasher) هست؛ به جای قمه، از تایر داغ و برخورد آهن استفاده میکنه. او به شکلی هوشمندانه از تمام اجزای ماشین به عنوان ابزار قتل یا محدودیت برای شخصیتها استفاده کرده.
متاسفانه، طبق معمولِ کارهای تارانتینو، فیلمنامهاش با دیالوگهای بیش از حد طولانی پر شده که گاهی از هیجان کار کم میکنه. مثلاً صحنه ۱۰ دقیقهای دور میز که دوربین مدام میچرخه، از نظر کارگردانی عالیه ولی ریتم فیلم رو بعد از اون تصادف خفن میندازه. اما تصمیم شجاعانه برای عوض کردن شخصیتها در وسط فیلم جواب داده. شکارچی خودش تبدیل به شکار میشه و این عالی از آب دراومده. صحنه «دکل کشتی» روی کاپوت دوج چلنجر و تعقیب و گریز نهایی، یکی از هیجانانگیزترین صحنههای ماشینیه که تا حالا دیدید. پایان فیلم هم که با یه فریم ثابت تموم میشه، نبوغآمیزه. «ضد مرگ» واقعاً در برابر نقدها ضد ضربهست.