فرزندان
خانواده «مت کینگ» (Matt King) نسلهاست که در هاوایی زندگی میکنند. خانواده بزرگ او - یعنی خودش و عموزادههای پرشمارش - مالک ۲۵ هزار هکتار زمین دستنخورده در جزیره «کائوآئی» هستند که به صورت امانی در اختیار آنهاست و مهلت این امانت تا هفت سال دیگر به پایان میرسد. راحتترین کار برای خانواده این است که زمین را پیش از اتمام این هفت سال بفروشند؛ موضوعی که نقل محافل ایالتی شده است، چرا که هویت خریدار این ملک میتواند چهره جزیره کائوآئی را به کلی تغییر دهد. با وجود ثروت عظیمی که از این زمین حاصل میشود، مت تصمیم گرفته تنها با درآمدی که از وکالت در هونولولو به دست میآورد زندگی کند. با این حال، زندگی مت در بهشت هاوایی آنطور که بسیاری تصور میکنند، بینقص نبوده است. او و همسرش «الیزابت» در زندگی مشترکشان دچار مشکل شده بودند. الیزابت اخیراً در یک حادثه قایقسواری دچار آسیب شده و به کما رفته است. دختر هفدهساله آنها، «الکس»، به دلیل رفتارهای سرکشانه که پس از مشاجرهای مرموز با مادرش در آخرین سفرش به خانه بدتر هم شده، در یک مدرسه شبانهروزی در جزیره بزرگ زندگی میکند. دختر دهسالهشان، «اسکاتی» نیز شروع به بدرفتاری کرده و مت نمیداند که آیا از پس تربیت او به تنهایی برمیآید یا خیر. با شنیدن خبر مرگ مغزی الیزابت و اینکه قرار است دستگاههای تنفس مصنوعی از او جدا شوند، مت تصمیم میگیرد الکس را به خانه بازگرداند. اما افشای حقایقی درباره مشاجره الیزابت و الکس، که به طور غیرمستقیم با موضوع فروش زمین در ارتباط است، مت را با تصمیمات دشواری روبرو میکند؛ تصمیماتی درباره اینکه بهترین راه برای سوگواری همسرش و درستترین اقدام در مورد زمین چیست، دو تصمیمی که ممکن است با هم در تضاد باشند.
سال انتشار: 2011 کارگردان: Alexander Payne ژانر: Comedy، Drama نویسندگان: Alexander Payne، Nat Faxon، Jim Rash امتیاز: 7.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ببخشید، ولی این فیلم برای من اصلاً قابل تماشا نبود. ایده اولیه به اندازه کافی هوشمندانه هست؛ زنی که شوهرش از نظر عاطفی در دسترس نبوده، دچار یک حادثه مرگبار میشه و حالا شوهر مجبوره رابطهاش رو با دخترهای طردشدهاش ترمیم کنه. این سوژه خوراک فیلمهای زنانه (chick-flick) هست و شک ندارم همه خانمها بهش امتیاز بالا دادن، اون هم نه فقط به خاطر جورج کلونی. من معمولاً کارهای کلونی رو دوست دارم، اما این ایده توی این فیلم اونقدر بد اجرا شده که حتی اون هم نمیتونه بستر مناسبی برای بازیگریش پیدا کنه. اونقدر فیلم خوب وجود داره که آدم وقتش رو برای تماشای این یکی هدر نده.
2012-09-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من واقعاً این فیلم رو دوست دارم... تا حالا چندین بار تماشاش کردم و همیشه برام سرگرمکننده بوده. لوکیشنهای هاوایی، بازی «وودلی» جوان، شخصیت دستوپاچلفتی اما اخلاقمدار کلونی و مواجهه با غافلگیریهای اجتنابناپذیر زندگی رو خیلی دوست دارم. همه شخصیتها با هم چفت شدن و داستان با ترکیبی از غم و خنده جلو میره. ۸ از ۱۰ ستاره.
2022-02-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**فیلمی ظریف و تاثیرگذار درباره خانواده، ارزشهای خانوادگی و چگونگی تغییر و انطباق آنها با دوران جدید.**
در کل از این فیلم خوشم اومد. الکساندر پین با مهارت کارگردانیش، به چندین مسئله حول محور یک خانواده هاوایی که در ظاهر در حال فروپاشی هست میپردازه: در حالی که همسر خانواده به دلیل تصادف در کماست و دکترها در حال تصمیمگیری هستن، قهرمان داستان باید مسئولیت تربیت و هدایت دو دخترش رو که هر کدوم به شکلی مشکل دارن به عهده بگیره. همزمان باید تصمیم بگیره با بخش بزرگی از زمینهای بکر خانوادهاش در یکی از جزایر هاوایی چه کار کنه؛ زمینهایی که تنها بازمانده ارثیهای هستن که قدمتش به دوران آخرین پادشاهان هاوایی برمیگرده.
با اینکه گاهی این فیلم رو یک کمدی خیلی سبک میدونن، من هیچ چیز کمدی یا خندهداری اینجا ندیدم و ترجیح میدم به عنوان یک فیلم خانوادگی بهش نگاه کنم، یعنی فیلمی که تمرکزش روی خانواده و نحوه عملکرد اون هست. چون خودم از یک خانواده اصیل هستم (البته بدون ثروت یا امتیاز خاص)، اهمیت گذشته خانوادگی، نیاکان و سنگینی بار ارثیه رو خیلی خوب درک میکنم، مخصوصاً وقتی مثل ارثیه این فیلم قدیمی باشه. شخصاً میتونم خودم رو جای «مت کینگ»، شخصیت اصلی، بذارم وقتی که در پایان فیلم تصمیم نهاییش رو میگیره. اون همون تصمیمی رو گرفت که من هم میگرفتم.
جورج کلونی بازیگر نقش اوله و در فرم ایدهآلی قرار داره؛ واقعاً کارش عالی بود و در ایفای نقشش کاملاً باورپذیر و اصیل عمل کرد. از نحوه برخوردش با مشکلات و همکاری مثبتش با «شیلین وودلی» جوان خوشم اومد. وودلی ثابت کرد که در جان بخشیدن به دختر بزرگ خانواده - یک نوجوان عصبانی و مشکلدار که با مواد و الکل درگیره اما به نظر میرسه دلیل موجهی برای تمام طغیانهاش داره - بسیار توانمنده. «آمارا میلر» هم بازی جالب، هرچند محدودتری ارائه میده.
با این حال، بازیگرانی هم هستن که چندان خوب عمل نمیکنن: «پاتریشیا هستی» اصلاً متقاعدکننده نیست، «بو بریجز» نقش چندانی در فیلم نداره و «نیک کراوس» هم صرفاً رو اعصابه و انگار همیشه توی داستان و صحنه وصله ناجوره.
از نظر فنی، فیلمی کاملاً استاندارد هست که کمتر روی جلوههای ویژه یا ترفندهای بصری تکیه میکنه و ترجیح میده فضای بیشتری به بازیگران بده تا بدرخشن و از کیفیت خوب فیلمنامه و کارگردانی بهره ببره. بنابراین، تاکید کاملاً روی کیفیت فیلمبرداری هست که به زیبایی از مناظر جزایر هاوایی استفاده کرده و حق مطلب رو در مورد این مجمعالجزایر و زیباییهای بصریش ادا کرده. نماهای عالی از دریای آبی درخشان و سبز تند جنگلها و همچنین دیدگاههای خوبی از زندگی شهری و ترافیک داریم. رنگبندی و نورپردازی به خوبی کار شده و فیلم به لطف تدوین خوب و ریتم مناسب، هرگز کسلکننده یا بیش از حد ایستا به نظر نمیرسه. موسیقی متن هم عالیه و استفاده خیلی جالبی از ملودیهای هاوایی، آرام و هماهنگ کرده.