خواستگاری

خواستگاری

سه سال است که اندرو پکستون (Andrew Paxton) به عنوان دستیار مارگارت تیت (Margaret Tate)، سردبیر سخت‌گیر یک انتشارات در نیویورک، جان می‌کند. وقتی مارگارت که ملیت کانادایی دارد، به دلیل انقضای ویزایش با خطر اخراج از کشور روبرو می‌شود، نقشه‌ای می‌کشد تا با اندرو ازدواج کند؛ اندرو هم به شرطی می‌پذیرد که مارگارت قول ارتقای شغلی به او بدهد. یک مامور بدبین اداره مهاجرت تصمیم می‌گیرد دوشنبه هفته بعد، این زوج را درباره شناخت‌شان از یکدیگر امتحان کند. اندرو برای آن آخر هفته برنامه داشت تا برای جشن تولد ۹۰ سالگی مادربزرگش به خانه برود، بنابراین مارگارت هم همراه او به سیتکا (Sitka) در آلاسکا می‌رود؛ جایی که مادر، پدر و مادربزرگ اندرو منتظرشان هستند. در این میان روابط خانوادگی نقش پررنگی پیدا می‌کنند: تنش‌های بین پدر و اندرو، حضور یک دوست‌دختر قدیمی، بیزاری اندرو از مارگارت و گذشته‌ی مارگارت، همگی بر چند روز آینده سایه می‌اندازند، در حالی که اداره مهاجرت آماده است تا اندرو را به جرم کلاهبرداری متهم کند.

سال انتشار: 2009 کارگردان: Anne Fletcher ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Peter Chiarelli امتیاز: 6.8

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

**باید برای بار دوم می‌دیدمش تا قانع بشم، اما «خواستگاری» (The Proposal) یه کمدی-رومانتیک درجه یکه!** وقتی اولین بار این فیلم رو سال‌ها پیش توی سینما دیدم، اصلاً تحت تاثیر قرار نگرفتم. اما بعد از تماشای دوباره‌اش، دارم فکر می‌کنم که اون موقع از چیِ فیلم خوشم نیومده بود! کل مدت داشتم با صدای بلند می‌خندیدم و واقعاً باهاش احساساتی شدم. سکانس سگ و عقاب که دیگه از خنده روده بر شدم! ساندرا بولاک (Sandra Bullock) و رایان رینولدز (Ryan Reynolds) هر دو از کهنه‌کارهای کمدی-رومانتیک هستن که مهارت‌شون رو توی این ژانر با این فیلم ثابت کردن. شوخ‌طبعی سریع رینولدز و کمدی فیزیکی بولاک به زیبایی همدیگه رو تکمیل می‌کنن. بازیگرهای مکمل و اون چرخش خاصی که به ایده تکراریِ «ازدواج اجباری» دادن، فیلم رو یه پله بالاتر برده و «خواستگاری» رو به یکی از بهترین‌های ژانر خودش تبدیل کرده.

2022-12-02


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

از همون اول می‌شه ته داستان رو حدس زد، ولی با این حال فیلم خوبیه. تقریباً مطمئنم که «خواستگاری» رو سال‌ها پیش دیده بودم، چون بعضی سکانس‌ها برام آشنا بود و از همون لحظه که دکمه پلی رو زدم می‌دونستم داستان به کجا ختم می‌شه، هرچند نیمه دوم فیلم برام تازگی داشت... پس کی می‌دونه! در هر صورت، این موضوع اصلاً از لذت تماشای فیلم برام کم نکرد. چون رایان رینولدز (Ryan Reynolds) رو بیشتر توی نقش‌های کمدیِ این سال‌هاش دیده بودم، دیدن بازیِ جدی‌تر و کمتر شوخِ اون برام عجیب بود، هرچند هنوز هم می‌شه اون لحن کمدیِ خاص رینولدز رو هر از گاهی توی بازیش دید. یه کم طول می‌کشه تا با این موضوع کنار بیای، اما در نهایت یه بازی قوی ازش می‌بینی. ساندرا بولاک (Sandra Bullock) هم کاملاً توی این فضا جا افتاده و در طول فیلم عالی عمل می‌کنه. فیلم خیلی خوب تونسته همه چیز رو باورپذیر دربیاره؛ مسیری که این دو شخصیت از ابتدا تا انتها طی می‌کنن خیلی طبیعی به نظر می‌رسه. داستان اصلاً از هم گسیخته نیست که با توجه به پلات فیلم، واقعاً تحسین‌برانگیزه. البته شیمیِ قوی بین رینولدز و بولاک دلیل اصلیِ این موفقیت هست.

2024-08-06


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

خب، قبول دارم که فرض اولیه داستان یه کم دور از ذهن و غیرواقعیه، اما ترکیب ساندرا بولاک (Sandra Bullock) و رایان رینولدز (Ryan Reynolds) کاریزماتیک توی این کمدی-رومانتیکِ احمقانه و پیش‌بینی‌پذیر، خیلی خوب جواب داده. «مارگارتِ» کانادایی، سردبیر جدی و بی‌اعصابِ یه انتشاراته و «اندروِ» بخت‌برگشته هم دستیارِ نه چندان ارشدِ اونه. مارگارت وقتی از طرف رئیس‌هاش می‌شنوه که ویزای کاریش تمدید نشده و به زودی اخراج می‌شه، شوکه می‌شه! از بدشانسیِ دستیارش، اون دقیقاً در بدترین زمان ممکن سرش رو از لای در میاره تو و خیلی زود وارد نقشه مارگارت برای بقا می‌شه. اونا مثلاً عاشق هم هستن و قراره به زودی ازدواج کنن! اندرو به جای اینکه بهش بگه بره پی کارش، می‌فهمه که این یه فرصت خوب برای پیشرفت شغلی خودشه، پس باهاش معامله می‌کنه. اما مسئله اینجاست که «گیلبرتسون» (Denis O’Hare)، اون مامور سمج اداره مهاجرت، اصلاً این ازدواج مصلحتی رو باور نمی‌کنه. حالا با یه پرسشنامه سخت روبرو هستن که ممکنه باعث بشه مارگارت از کشور اخراج و اندرو هم زندانی بشه؛ پس اونا راهی آلاسکا می‌شن تا با خانواده اندرو ملاقات کنن. خانواده اندرو عمدتاً ثروتمند و مهمان‌نواز هستن؛ مادرش (Mary Steenbergen) و مادربزرگش (Betty White) از این وصلت احتمالی حسابی ذوق‌زده‌ان، اما اندرو با پدرش (Craig T. Nelson) که خودش با تلاش زیاد به ثروت رسیده، رابطه شکرآبی داره. حالا با پیشروی داستان، ترکیبی از سیاست‌های خانوادگی و کمدی‌های فیزیکی و خنده‌دار اتفاق می‌افته. ستاره واقعی فیلم بتی وایت (Betty White) هست، مخصوصاً هرچی به پایان فیلم نزدیک‌تر می‌شیم. اما شیمیِ دلنشینی هم بین بولاک (که در اوج خودش قرار داره) و رینولدز (که داره ثابت می‌کنه فراتر از یه چهره جذاب سینماییه) وجود داره و هر دو دیالوگ‌های خیلی سرگرم‌کننده‌ای رو در میان مناظر زیبا اجرا می‌کنن. فیلم اصلاً استرس‌زا نیست و یه تجربه تماشای راحت و بی‌دردسر رو براتون رقم می‌زنه.

2025-04-16