دفترچه‌ی امیدبخش

دفترچه‌ی امیدبخش

برخلاف توصیه‌های پزشکی و بدون اطلاع همسرش، پات سولاتانو بزرگ (Pat Solatano Sr.)، دولورس سولاتانو (Dolores Solatano) که مادری دلسوز است، پسر بزرگش پات سولاتانو کوچک (Pat Solatano Jr.) را پس از گذراندن دوره هشت‌ماهه اجباری دادگاه، از یک آسایشگاه روانی در مریلند مرخص می‌کند. شرط آزادی او این است که پات کوچک به خانه والدینش در فیلادلفیا بازگردد. اگرچه بستری شدن پات به دلیل ضرب و شتم معشوق همسرش، نیکی (Nikki)، بود، اما تشخیص داده شد که او به اختلال دوقطبی مبتلا است. نیکی از آن زمان او را ترک کرده و حکم عدم نزدیکی علیه او گرفته است. با وجود اینکه پات تحت درمان دارویی است (که به دلیل احساسی که به او می‌دهد، آن‌ها را مصرف نمی‌کند) و جلسات درمانی اجباری دارد، اما احساس می‌کند که می‌تواند در دنیای بیرون تنها با زندگی سالم و جستجوی «بارقه‌های امید» در زندگی‌اش، اوضاع را مدیریت کند. هدف او بازپس‌گیری شغل قبلی‌اش به عنوان معلم جایگزین و از آن مهم‌تر، پیوند دوباره با نیکی است. او متوجه می‌شود که در برخی موقعیت‌ها نمی‌تواند به خوبی با مسائل کنار بیاید؛ هرچند این وضعیت در مورد دیگرانی که هرگز بستری نشده‌اند نیز صدق می‌کند، مانند پدرش که شیفته تیم «فیلادلفیا ایگلز» (Philadelphia Eagles) است و برای امرار معاش به شرط‌بندی روی آورده، بهترین دوستش رانی (Ronnie) که از کنترل‌گری همسرش ورونیکا (Veronica) در عذاب است، و خواهر بیوه ورونیکا، تیفانی ماکسول (Tiffany Maxwell)، دختری که خودش مشکلات زیادی دارد. در این وضعیت روحی شکننده، پات و تیفانی وارد یک رابطه دوستی عشق و نفرتی می‌شوند که عمدتاً بر پایه کمکی است که هر کدام می‌توانند به دیگری برای رسیدن به اهداف شخصی‌شان بکنند. اما با پیشرفت رابطه‌شان، ممکن است در اهداف خود تجدیدنظر کنند.

سال انتشار: 2012 کارگردان: David O. Russell ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: David O. Russell، Matthew Quick امتیاز: 7.7

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

**دالی ماپینگ** (۲۹ ژانویه ۲۰۱۳) جنیفر لارنس (Jennifer Lawrence) یه هرزه‌ی معرکه‌ست. بازیش تو فیلم «دفترچه امیدبخش» (Silver Linings) واقعاً خیره‌کننده‌ست. از پسش براومده. از زمان جنیفر جیسون لی (Jennifer Jason Lee) تو فیلم «آخرین خروجی به بروکلین» (Last Exit to Brooklyn) تا حالا، هیچ‌کس نتونسته بود نقش یه زن ولگرد و داغون رو این‌قدر متقاعدکننده بازی کنه. اون به راحتی لیاقت بردن اسکار بهترین بازیگر زن رو داره و اصلاً دلیل اصلی اینکه فیلم تو کورس رقابته، خودشه. هرزه بودن کار راحتی نیست، و از اون سخت‌تر اینه که بتونی ترحم بقیه رو برای چنین شخصیتی جلب کنی. هیچ‌وقت مطمئن نیستیم که این رفتارهای شهوت‌آلودش غریزیه یا خودش این‌طوری می‌خواد. فاحشه‌های قدیمی و بزرگ خیلی خواستنی‌تر بودن؛ اونا معمولاً به خاطر پول یا اجبار مردها توی اون وضعیت می‌افتادن و به عنوان قربانی با قلبی از طلا نشون داده می‌شدن. اما یه زن نایمفومانیاک (شهوت‌ران) وضعیت غم‌انگیزتری داره؛ نه اون‌قدر جذابه و نه احساساتی. چرا باید بهش اهمیت بدیم؟ واضحه که یا از لذت‌های جسمی سیر نمی‌شه یا دیوانه‌وار دنبال توجه مردهاست. رقت‌انگیزه، نه؟ اما لارنس توی نقش غرق شده و واقعاً باهاش زندگی می‌کنه. شاید حتی قوانین بازی رو عوض کرده باشه. این فیلم برای دانشجوهای روانشناسی از نون شب واجب‌تره. بردلی کوپر (Bradley Cooper) هم تو نقش یه آدم دوقطبی خیلی خوب ظاهر شده، ولی خب معلومه که داره بازی می‌کنه. کارتون عالی بود آقای کوپر، شاید هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌تونست بهتر از شما بازی کنه. اما چند قدم اون‌طرف‌تر، ما کاملاً محو جنیفر لارنس می‌شیم. اون از همه سرتره. دنیل دی لینکلن (Daniel Day Lincoln) باید خوشحال باشه که جوایز بازیگری تفکیک جنسیتی دارن! لارنس اون‌قدر تو نقش یه هرزه‌ی بی‌پروا خوب بازی می‌کنه که آدم شک می‌کنه نکنه واقعاً داره خودش رو بازی می‌کنه. انگار داره تمام زخم‌ها و زشتی‌های درونش رو بیرون می‌ریزه. و همین موضوعه که بازیش رو تو این فیلم این‌قدر بزرگ کرده.

2015-02-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

ارزش دیدن داره، ولی احتمالاً دوباره نمی‌بینمش، با این حال پیشنهادش می‌کنم. این یه فیلم عالیه که راستش زیاد برام مهم نیست. من طرفدار پر و پا قرص بردلی کوپر (Bradley Cooper) یا جنیفر لارنس (Jennifer Lawrence) نیستم، هرچند مشخصه که بازیگرهای بزرگی هستن و تو این فیلم هم فوق‌العاده بازی کردن، مخصوصاً با اون حجم از احساسات و دیالوگ‌های متنوع. داستان درباره دو تا آدم غمگین و داغونه که سعی دارن با وجود مشکلات رفتاریشون، خودشون رو بازسازی کنن و به جامعه برگردن. با اینکه از نظر روانشناسی جالبه، ولی برای من بیشتر غم‌انگیز بود تا سرگرم‌کننده. همین موضوع فیلم رو تاثیرگذار و لایق جایزه می‌کنه، اما از اون فیلم‌هایی نیست که با عشق دوباره بشینم ببینمش. نویسندگی فیلم حرف نداره: ساختار خوب و محتوای قوی، با یه پیام عجیب که می‌گه گاهی دروغ گفتن به آدم‌ها اگه به نفعشون باشه و باعث پیشرفتشون بشه اشکالی نداره، و عشق یعنی همین. فیلم همچنین تمرکز زیادی روی آداب معاشرت، فوتبال و رقص داره که من شخصاً علاقه‌ای به دیدنشون ندارم. خلاصه با اینکه سلیقه من نبود، ولی از نظر فنی معتقدم خیلی‌ها ازش خوششون می‌آد و واقعاً ارزش یه بار دیدن رو داره.

2020-09-25


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

**یک فیلم عالی.** اعتراف می‌کنم که فیلم خیلی بهتر از اونی بود که انتظار داشتم. فکر می‌کردم با یه کمدی رمانتیک ساده و کلیشه‌ای طرفم، اما از روند داستان و شخصیت‌پردازی‌ها خیلی لذت بردم. کارگردان فیلم، دیوید او. راسل (David O. Russell)، همون کسیه که فیلم «مشت‌زن» (The Fighter) رو ساخته؛ فیلمی که دو تا اسکار برد ولی به نظر من به خوبی این یکی نیست. فیلمنامه خیلی خوب نوشته شده و داستان پات (Pat) رو دنبال می‌کنه؛ مردی که تازه از بیمارستان روانی مرخص شده. اون بعد از اینکه مچ زنش رو حین خیانت می‌گیره و معشوقش رو به قصد کشت می‌زنه، مدتی بستری بوده. حالا که ازدواجش تموم شده، برمی‌گرده خونه پدر و مادرش. پدرش یه طرفدار دوآتیشه و دیوونه تیم فوتباله و فکر می‌کنه حضور پسرش موقع بازی‌ها براشون خوش‌شانسی می‌آره. پات در حالی که سعی می‌کنه به زن سابقش (که حکم منع نزدیکی علیه پات گرفته) نزدیک بشه، با تیفانی (Tiffany) آشنا می‌شه؛ یه بیوه جوان با اخلاق تند و انفجاری که بهش پیشنهاد می‌ده در ازای شرکت در مسابقه رقص، بهش کمک کنه. داستان خیلی خوبه و پر از ماجراهاییه که از شخصیت‌های پیش‌بینی‌ناپذیر پات و تیفانی سرچشمه می‌گیره. بردلی کوپر (Bradley Cooper) و جنیفر لارنس (Jennifer Lawrence) نقش‌هاشون رو خیلی متعهدانه و باورپذیر بازی کردن. شخصیت‌ها پیچیده و سخت بودن و دیدن اینکه چطور این دو بازیگر از پس این چالش براومدن عالی بود. لارنس برای این فیلم اسکار گرفت و فیلم هفت تا نامزدی دیگه هم داشت (بهترین فیلم، بازیگر مرد، بازیگر نقش مکمل مرد و زن، کارگردانی، فیلمنامه اقتباسی و تدوین). علاوه بر این دو نفر، بازیگرهای مکمل هم عالی بودن؛ از رابرت دنیرو (Robert De Niro) بی‌نقص گرفته تا جکی ویور (Jacki Weaver) که نقش یه مادر آروم و دلسوز رو عالی بازی کرد. در کنار این همه خوبی، نکته منفی هم وجود داره؟ به نظرم آره. با اینکه کلاً فیلم رو دوست داشتم، ولی پایانش یه کم کلیشه‌ای بود و راه حلی که پیدا کردن برای فیلمی که می‌خواد متفاوت از کمدی رمانتیک‌های معمولی باشه، زیادی سنتی بود. همچنین به بعضی شخصیت‌ها مثل جولیا استایلز (Julia Stiles) و جان اورتیز (John Ortiz) اون‌طور که باید پرداخته نشد. ولی این‌ها نکات ریزی هستن که از ارزش فیلم کم نمی‌کنن. از نظر فنی، فیلمبرداری عالی بود و به خوبی از لوکیشن‌های فیلادلفیا استفاده شده بود. تدوین هم ریتم مناسبی به فیلم داده بود. طراحی صحنه و لباس (مخصوصاً لباس‌های لارنس که ظاهر افسرده‌ای بهش داده بود) هم به کیفیت این تولید بی‌ادعا و بدون جلوه‌های ویژه عجیب و غریب کمک کرده بود.

2022-07-06


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

سخته فیلمی پیدا کنی که این‌قدر ملموس باشه و در عین حال شرایط انسانی رو بیش از حد بزرگ یا کوچک جلوه نده. این فیلمی بود که من خودم رو توی شخصیت‌هاش دیدم، مخصوصاً تو دورانی که نیاز داشتم داستانی رو ببینم که توش آدم‌ها توی همون آشفتگی‌هایی هستن که من بودم و راه‌هایی برای کنار اومدن پیدا کردن که بازتاب نبردهای شخصی‌شون بود. پات با روتین و ساختار پیش می‌ره و تیفانی با حرکت و رقص؛ هر دو به شکلی که با شخصیتشون سازگاره با مشکلات کنار می‌آن. این تصویر ارزشمندیه که نشون می‌ده درمان برای همه یه جور نیست، مخصوصاً وقتی نفس عمیق و مدیتیشن دیگه جواب نمی‌ده. نمایش صادقانه و عالیِ دوره‌های دوقطبی، روان‌پریشی، سوگ، ثبات خانواده، افسردگی و داروها واقعاً حال‌خوب‌کن بود و به من نشون داد که مسیر سخت درمان لزوماً به معنای تنها بودن نیست. ابهام آرامش‌بخش فیلم، آینه تمام‌نمای زندگی واقعی و روند کند درمانه. این فیلم بهمون یادآوری می‌کنه که حتی اگه دردات خاص و عمیق باشن، تنها نیستی و همیشه کسی هست (نزدیک‌تر از چیزی که فکر می‌کنی) که وقتی بقیه نمی‌تونن، تو رو کاملاً درک کنه. پات تو تلاشش برای بهتر شدن احساس تنهایی می‌کنه، مخصوصاً وقتی کسی جدیش نمی‌گیره، و تیفانی همون پیوندی رو بهش می‌ده که کم داشت. شاید زمان ببره، ولی منتظر موندن برای اون نوری که ته تونله، ارزشش رو داره. این فیلم نشون می‌ده که بهبودی سخته ولی ممکنه. پایان بهبودی پات باز گذاشته شده؛ این یه پیشرفته، نه درمان قطعی. علائم از بین نرفتن، ولی اون دیگه زندانی نیست. اون حالا ثبات، ارتباط و هدف داره و کل حرف فیلم همینه. حتماً این فیلم رو ببینید!!!

2025-04-19