۲۸ سال بعد
گروهی از بازماندگان ویروس خشم در جزیرهای کوچک زندگی میکنند. وقتی یکی از اعضای گروه برای ماموریتی به سرزمین اصلی میرود، با رازها، شگفتیها و وحشتهایی روبرو میشود که نه تنها مبتلایان، بلکه سایر بازماندگان را هم دچار تغییر کرده است.
سال انتشار: 2025 کارگردان: Danny Boyle ژانر: Horror، Sci-Fi، Thriller نویسندگان: Alex Garland امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
پر از ایدههای احمقانه و نسنجیده. فیلم با یه مقدمه نسبتاً قوی شروع میشه، اما شخصیت اصلی هیچ تاثیری روی بقیه فیلم نداره و انگار پتانسیلش هدر رفته. وسط کار پلات داستان بیدلیل عوض میشه. فکر کنم قرار بود مبتلاهای جدید و تکاملیافته ترسناک باشن، ولی به نظر من توی چندتا سکانس ناخواسته خندهدار شده بودن؛ اگه فیلم رو ببینید میفهمید چی میگم. بخشهای انتهایی فیلم هم به همون اندازه بیمعنیه و خلاصه اینکه هرچی جلوتر میره مسخرهتر میشه. صبر کنید تا توی سرویسهای استریم بیاد.
2025-06-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یه فیلم زیبا با چندتا انتخاب عجیب.** با تردید رفتم سراغ این فیلم. از یه طرف یه فیلم زامبیمحور جریان اصلی با بودجه زیاد و تیم حرفهای بود، اما از طرف دیگه مربوط به فرنچایزی بود که هیچوقت عاشقش نبودم و شروع یه سهگانه جدید هم بود. خلاصه مطمئن بودم فیلم قرص و محکمیه ولی نمیدونستم به سلیقه من میخوره یا نه. با رضایت از سینما اومدم بیرون و الان که یه روز گذشته، نظرم مثبتتر هم شده و بهش **۹ از ۱۰** میدم. فکر کنم چیزی که بیشتر از همه مردم رو غافلگیر کنه، بار عاطفی فیلمه که همهاش مدیون شخصیتهای عالی و روابط بینشونه. فیلم کلی احساس و حتی شوخیهای خوب داره که باعث میشه باهاش درگیر بشید و از یه فیلم زامبی معمولی فراتر بره. اما در مورد زامبیها/مبتلاها؛ چندتا ایده جدید توی این فیلم هست که خیلی دوسشون داشتم. اونا وحشیتر از همیشه هستن ولی در عین حال انسانیت بیشتری هم از خودشون نشون میدن. اکشن و صحنههای کشتوکشتار خیلی باحاله و همه چیز مثل همیشه سریع و وحشتناکه. میگم اکشن «تقریباً» عالیه چون چندتا انتخاب توی تدوین بود که به نظرم به جای جذابتر کردن صحنهها، حواس آدم رو پرت میکرد. همینطور استفاده از تصاویر آرشیوی وسط فیلم؛ یه جا عالی بود، یه جا عجیب بود و شبیه تریلر فیلم شد، و یه جای دیگه هم کلاً گیجکننده بود. اما برای ۹۵٪ فیلم، استایل کار جواب میده! فیلم یه ظاهر خیلی خاص داره؛ **همزمان هم حس آرامش میده و هم حس کابوس!** نمیدونم چطوری از پسش براومدن. اگه تریلر فوقالعادهاش رو دیده باشید، فضای فیلم رو درک میکنید. در نهایت یه سکانس آخر فیلم هست که مسیر سهگانه رو مشخص میکنه. این سکانس لحنی داره که با کل فیلم فرق میکنه؛ یه لحظه «وات د فاز» واقعی برای تماشاچی! خیلی جسورانه بود ولی برای من جواب نداد. اما چون فقط یه پیشدرآمد برای فیلمهای بعدیه و به بدنه این فیلم ضربه نمیزنه، ازش میگذرم. چون قبل از اون، ما یه پایانبندی واقعاً تاثیرگذار داشتیم. این فیلم به راحتی روی پای خودش میایسته. - در کل، **من به عنوان یه طرفدار زامبی راضیام! :D**
2025-06-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
***نقد همراه با اسپویل و خلاصه داستان*** چیزی که میتونم بگم اینه که فیلم کلاً بد نیست. نیمه اول واقعاً خوب بود و افتتاحیهاش آدم رو یاد «۲۸ هفته بعد» میانداخت. اما بعدش کلاً شخصیتها عوض میشن و تا آخر فیلم با آدمهای دیگهای همراه هستیم. این به خودی خود مشکلی نداره، ولی اون ارجاع عجیب توی سکانس پایانی نسبت به بقیه فیلم خیلی وصله ناجوریه. به جز اون، نیمه اول و تنش بقای یک پدر و پسر خیلی سنگین و پرتعلیق از آب دراومده، مخصوصاً با معرفی نوع جدید مبتلاها یعنی «آلفا». این آلفاها در واقع نسخههای سوپر-مبتلا هستن که هم باهوشترن و هم قویتر. اما از وقتی به دهکده امن میرسن، لحن فیلم یهو عوض میشه و شبیه فیلمهای بلوغ (Coming of age) میشه، یه جورایی یاد فیلم Stand By Me افتادم. از اینجا بود که لذتم از فیلم کم شد. نیمه دوم فقط شده سفر پسر و مادرش برای پیدا کردن دکتر. کل این سفر انگار اتفاقات همینطوری پشت سر هم میفتن. نیمه دوم درباره پذیرش مرگه، ولی خیلی سطحی بهش پرداخته شده. واکنش پسر به خیانت پدرش خیلی شدیدتر از واکنشش به کسیه که واقعاً آدم میکشه! این صحنه خیلی با رفتار قبلی شخصیت تضاد داره. تهش هم پسر بیرون دهکده سرگردان میشه و به گروهی برمیخوره که یکیشون همون بچه سکانس اوله. خیلی صحنه عجیبی بود؛ یه گروه ۵ نفره که اول فکر کردم یه مشت پیرزن هستن که دارن پارکور کار میکنن و زامبیها رو لتوپلت میکنن، اونم با یه آهنگ متال داغون در پسزمینه! خندهام گرفت چون دیدم بقیه هم توی سینما با تعجب همدیگه رو نگاه میکردن. خلاصه: فیلم تا قبل از برگشتن به بیس خیلی خوب و پرتعلیقه، ولی بعدش تبدیل میشه به یه تلاش ناموفق برای ساختن یه داستان بلوغ و با یه پایانبندی شبیه پاور رنجرز تموم میشه. تبلیغات فیلم یه چیز دیگه رو نشون میداد ولی خود فیلم یه چیز دیگه بود. امیدی به قسمتهای بعدی ندارم چون این فیلم بیشتر شبیه یه اثر پرکننده (Filler) بود.
2025-06-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نقد کامل بدون اسپویل در talkingfilms.net: «۲۸ سال بعد فیلمی ناقص اما بدون شک جسورانه است؛ یک دنباله شایسته برای این حماسه. از نظر فنی صیقلخوردهتر است و بازیهای درخشانی دارد. حتی اگر برخی از ریسکهای رواییاش جواب نداده باشد، جاهطلبی تماتیک آن قابل ستایش است. دنی بویل و الکس گارلند در حال نقد دنیای مدرن هستند؛ از بحران هویت ملی گرفته تا اخلاقیات بقای انسان. فیلم لحظاتی با شدت بالا، سوالات اخلاقی مهم و تصویربرداری خیرهکنندهای را ارائه میدهد. هرچند کاملاً رضایتبخش نیست، اما کنجکاوی ما را برای دنباله مستقیم آن که چند ماه دیگر اکران میشود، به شدت برمیانگیزد.» نمره: B
2025-06-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تقریباً سی سال از زمانی که کیلین مورفی با لباس بیمارستان توی خیابونها پرسه میزد میگذره؛ ویروس موسوم به «خشم» هنوز نشونی از فروکش کردن نداره و بریتانیا که عملاً از اروپا جدا و قرنطینه شده، پناهگاههای کمی داره که از این جنون در امان مونده باشن. جزیره کوچک لیندیسفارن که با جزر و مد محافظت میشه، یکی از این پناهگاههاست و «اسپایک» (آلفی ویلیامز) اونجا با پدرش (آرون تیلور-جانسون) و مادر مریضش (جودی کومر) زندگی میکنه. روز بزرگیه چون پدرش اون رو به سرزمین اصلی میبره تا اولین شکارش رو انجام بده. اسپایک فقط ۱۲ سالشه و تا حالا هیچ شهری رو ندیده، چه برسه به مبتلاها. این سفر پر از حادثه میشه و اسپایک که از یکی از دوستای خانوادگی شنیده دکتری به اسم «کلسون» (رالف فاینز) ممکنه بتونه به مادرش کمک کنه، یه نقشه جسورانه میکشه. فیلم یه اثر زامبیمحور کاملاً معمولیه؛ با اینکه بازی ویلیامزِ جوان و جودی کومر خوبه، ولی بقیه فیلم خلاقیت خاصی نداره. اکشن زیاده، ولی خب توی «شان میمیرد» (Shaun of the Dead) هم اکشن زیاد بود و حداقل اون فیلم خندهدار بود. این فیلم فقط زیادی جدی و سنگینه، با یه سری تصاویر آرشیوی از فیلمهای قدیمی رابین هود که انگار میخواد بگه تاریخ مدام تکرار میشه. با اینکه این فقط بخش اول یه سهگانهست و رالف فاینز یه ذره جذابیت به داستان اضافه میکنه، ولی در کل از این همه هیاهو برای این فیلم ناامید شدم. ببخشید ولی خیلی اپیزودیک و خستهکننده بود.
2025-06-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من ۱۸ سالِ تمام منتظر این دنباله بودم. مثل خیلی از طرفدارهای فیلمهای زامبی، توقعم خیلی بالا بود. داستان ۲۸ سال بعد از شیوع رو نشون میده، جایی که بریتانیا کاملاً قرنطینه شده و یه خانواده توی یه دهکده امن زندگی میکنن. پدر خانواده کارش گشتزنیه و داستان اصلی از جایی شروع میشه که پسر ۱۲ سالهاش با دنیای بیرون و انواع جدید زامبیهای تکاملیافته روبرو میشه. فیلم از نظر فنی کیفیت خوبی داره و سکانسهای اولیه سفر پدر و پسر توی دشت و دمن، همون انرژی فیلمهای اول رو داره؛ تعقیب و گریزهای دیوانهوار و حسی که انگار یه لحظه هم نمیتونی نفس راحت بکشی. اما کارگردان خیلی سعی کرده فیلم رو «هنری» دربیاره؛ با تصاویر رویاگونه شبیه فیلم «درخشش» (The Shining)، درامهای خانوادگی بیش از حد و حتی یه سکانس مسخره که ملت دارن با حرکات کونگفو میپرن اینور اونور و من رو یاد فیلم «کونگفو هاسل» انداخت. هنوزم فیلم خوبیه و ارزش دیدن داره و اگه تدوین بهتری داشت میتونست همون شاهکاری بشه که منتظرش بودیم، ولی فرم نهاییاش برای منی که این همه سال منتظر بودم یه ذره ناامیدکننده بود.
2025-06-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «۲۸ سال بعد» با قسمتهای قبلیاش خیلی فرق داره. این یه داستان انسانشناسانه درباره اینه که وارث دنیایی باشی که تغییر کرده ولی در اصل همون شکلی مونده. یادتون باشه، همه ما زندگی میکنیم و همه باید بمیریم. در این حس، داستان زامبیها میره حاشیه و تمرکز میاد روی واقعیت بقا و از اون مهمتر، نیاز به انسان موندن؛ زندگی کردن، عشق ورزیدن و پذیرش فقدان. با اینکه نیمه اول فیلم یه ذره ایستا و ساکنه، ولی نیمه دوم برای فیلمی در این ژانر، به طرز عجیبی تاثیرگذاره. شیمی بین جودی کومر، آلفی ویلیامز و رالف فاینز خیلی ملموس و انسانیه، مخصوصاً برای کسایی که تجربه از دست دادن والدین رو دارن. چیزی که نفهمیدم و به نظرم به تاثیرگذاری فیلم ضربه زد، اون صحنه عجیب زامبیهای پارکورکار آخر فیلم بود که انگار از تبلیغات بنتون اومده بودن! چرا واقعاً؟ در مجموع، با اینکه فیلم یکدست نیست، ولی نیمه دومش عالیه. حتماً ارزش دیدن رو داره.
2025-07-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«۲۸ سال بعد» فیلم خیلی خوبیه، من رتبهاش رو خیلی پایینتر از نسخه اصلی (که البته بهتره) قرار نمیدم. اعتراف میکنم بر اساس تریلری که دیده بودم و اون استفاده ترسناک از شعر «چکمهها»ی کیپلینگ، فکر میکردم خیلی دلهرهآورتر باشه. با این حال، هنوز هم توی خیلی از بخشها آدم رو عصبی میکنه و به نظر من، نزدیکترین حس ترس رو بین این فیلما داشت. تیم بازیگری این فرنچایز همیشه عالیه. رالف فاینز که رسماً صحنه رو مال خودش میکنه، آرون تیلور-جانسون هم بازی قویای ارائه میده. جودی کومر متقاعدکنندهست و آلفی ویلیامزِ نوجوان هم فراتر از انتظار ظاهر شده. سکانس آخر کاملاً دیوانهواره، اصلاً باورم نمیشه که داستان رو به اون سمت بردن. خیلی مشتاقم ببینم توی قسمتهای بعدی چیکار میکنن. برای دنبالهای که ژانویه ۲۰۲۶ میاد لحظهشماری میکنم. این فیلم محصول ۲۰۲۵ هم از نظر بصری عالیه و هم داستان سرگرمکنندهای داره.
2025-07-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
گول اون نقدهایی که به این فیلم نمره بالای ۴ از ۱۰ دادن رو نخورید. اینا همش نقدای پولییه. غیرممکنه یه آدم عاقل و نرمال به این فیلم نمره بالا بده. من «۲۸ روز بعد» و «۲۸ هفته بعد» رو دیدم و اونا شاهکارهای سینمای زامبی بودن. واقعاً درخشان بودن. ولی این سومی... باور کنید یه ناامیدی بزرگه. بیشتر شبیه یه پارودی بد از فیلمهای زامبییه، انگار یه شوخییه تا یه فیلم جدی. موسیقی کلاً با فضا غریبهست و یه آهنگ رو اعصاب مدام در پسزمینه پخش میشه. جلوههای ویژه و CGI برای فیلم سال ۲۰۲۵ واقعاً افتضاحه؛ انگار داشتم یه فیلم فوقالعاده کمبودجه میدیدم. استفاده از تصاویر قدیمی هم که اصلاً معلوم نبود هدفش چیه. فکر کنم خود سازندهها هم نمیدونستن دارن چیکار میکنن. من ۳۰ دقیقه دیدم و بعد کلاً پاکش کردم. اونقدر بده که همون اولش میفهمید با یه آشغال طرفید.
2025-08-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«این دیگه چه کوفتی بود که من دیدم؟» **خطر اسپویل!** یک ساعت و چهارده دقیقه اول این فیلم عجیب، احمقانه و هدر دادن وقت بود. نمره ۱/۱۰ بعضیها رو کاملاً درک میکنم. ۱۷ دقیقه اول که اصلاً غیرقابلتحمله. اون آهنگ «Boots» هم فقط آدم رو از حس فیلم پرت میکنه بیرون. تصمیم برای قاطی کردن یه سری چرتوپرتهای قرونوسطایی و تصاویر جنگی هم بدترش کرده بود. اگه بیشتر طول میکشید قطعاً خاموشش میکردم. از دقیقه ۱۷ تا همون یک ساعت و خردهای که گفتم، فیلم در سطوح مختلفی از حماقت سیر میکنه. کلی آدم بزرگ که کارهای احمقانه انجام میدن. هیچی بدتر از این نیست که شخصیتهای مثلاً کاربلد، خنگبازی دربیارن. بابا احمقه، پدربزرگ احمقه، سربازها احمقن، روستاییها احمقن. زامبیها چون زامبیان بهشون حق میدم. پسر هم احمقه ولی تقصیر باباشه. بعد از اون تایم، فیلم روی مامان و پسر و دکتر تمرکز میکنه و تازه اینجا فیلم جون میگیره. ولی باز دوباره احمقانه میشه. اون صحنه «سامسون»... واقعاً؟ بگذریم! آخرین باری که دکتر رو میبینیم هم داره خنگبازی درمیاره. بعد هم که با «Howzats» آشنا میشیم که اونا هم احمقن ولی از اون مدلهای باحال و سرگرمکننده. کلاً دوتا تیکه خوب توی فیلم هست، یکی وسطش و یکی آخرش، و فقط به همین خاطر نمره ۶ میدم. من فیلمهای قبلی رو دیدم و دوسشون داشتم، ولی این اصلاً شبیه اونا نیست. این فیلم حس «رستاخیزهای ماتریکس» رو میده؛ انگار به کارگردان گفتن چه بخوای چه نخوای فیلم رو میسازیم، اونم گفته پس بذار اینجوری بسازمش. اگه این نبوده، پس واقعاً نمیدونم فازشون چی بوده داداش.
2025-08-11