چشم عقاب
«جری شاو» جوانی بیخیال است که برادر دوقلوی بسیار موفقی دارد. پس از مرگ برادرش در یک حادثه، اتفاقات عجیبی با سرعتی سرسامآور برای جری رخ میدهد: پول هنگفتی در حساب بانکیاش ظاهر میشود، محمولهای از سلاح به آپارتمانش فرستاده میشود و صدایی از پشت تلفن به او میگوید که پلیس در راه است. جری از دستورات این صدا پیروی میکند و طولی نمیکشد که او و زنی که هرگز ندیده، در حال فرار در شهر، سوار شدن بر هواپیما و در نهایت رفتن به پنتاگون هستند، در حالی که افبیآی (FBI) در تعقیب آنهاست. این زن «ریچل هالومن» نام دارد، مادری مجرد که آن صدای مرموز تهدید کرده اگر همکاری نکند، پسرش را خواهد کشت. به نظر میرسد این صدا همه چیز را میداند. اما چه کسی پشت این ماجراست، چه نقشهای در سر دارد و چرا جری و ریچل را انتخاب کرده است؟
سال انتشار: 2008 کارگردان: D.J. Caruso ژانر: Action، Mystery، Thriller نویسندگان: John Glenn، Travis Wright، Hillary Seitz امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم یه یادآوری بهموقع بود از اینکه چی باعث میشه فیلمهای اکشن/هیجانی سرگرمکننده باشن. جری و ریچل دو تا غریبهان که به خاطر یه سری سناریو که یه زن مرموز پشت تلفن براشون چیده، کنار هم قرار میگیرن. اونا که خانوادهشون و خودشون تهدید شدن، باید از پس خطرناکترین موقعیتها بربیان. نکته جالب اینجاست که انگار همه چیز دور و برشون توسط اون صدای زنونه کنترل میشه، اما سوال اینجاست که چرا افبیآی اینقدر سفت و سخت دنبالشونه؟ آیا برادر دوقلوی جری کلید حل این معماست؟ همه این سوالها وقتی جواب داده میشه که قهرمانهای ما به سمت اتفاقی میرن که ممکنه عواقب مرگباری برای آمریکا داشته باشه.
ایده «برادر بزرگ» (Big Brother) اینجا دوباره زنده شده و یکی از سرگرمکنندهترین فیلمهای ژانر خودش در سال ۲۰۰۸ رو رقم زده. بله، کل داستان یه جورایی غیرمنطقی و تخیلیه، اما واقعاً منتقدایی که به این فیلم تاختن، احتمالاً قبل دیدنش حس لذت بردن از یه سرگرمی پاپکورنی رو از دست داده بودن. کارگردان فیلم، دی. جی. کاروسو (D.J. Caruso)، بعد از فیلم غافلگیرکننده و جذاب «Disturbia»، اینجا هم با الهام از سبک هیچکاک، کانسپتی شبیه به «شمال از شمال غربی» رو با کلی از کلیشههای این ژانر ترکیب کرده که تاثیرپذیریش کاملاً واضحه. با اینکه داستان خیلی جاها دور از ذهن میشه، اما «چشم عقاب» خیلی خوب چفت و بست شده و یه اثر حرفهای از آب دراومده. اکشن فیلم درجه یکه و واقعاً توی سینما، دو تا سکانس اصلی فیلم با یه هیجان فوقالعاده منفجر میشن.
از نظر هیجان هم فیلم چیزی کم نداره؛ درسته که وقتی به اون فینال و شمارش معکوس آخر فیلم میرسیم، چیز جدیدی برای ارائه نداره، اما کاروسو و نویسندهها (جان گلن و تراویس رایت) تونستن رشتههای داستانی خیلی جذاب و مهیجی رو به هم ببافن. اونقدر که پایان فیلم شاید یه جورایی نتونه اون قولی که در طول مسیر به بیننده داده رو کاملاً عملی کنه.
شیا لباف (Shia LaBeouf) انگار از اون بازیگرای جوونی بود که باید برای ذرهای احترام میجنگید؛ درست مثل اوایل دوران کاری دیکاپریو، حس میکردی لباف هم در آینده قراره بیشتر تحویل گرفته بشه. اون بعد از اینکه نقش مکمل جان مککلین، ایندیانا جونز و اپتیموس پرایم بود، اینجا بالاخره خودی نشون داد و فیلم رو با جذابیت و اعتباری پیش برد که شاید داستان تخیلی فیلم لیاقتش رو نداشت. شیا اینجا از حضور یه نقش اول زن قوی هم کمک گرفته؛ میشل موناهن (Michelle Monaghan) توانایی عجیبی در نشون دادن قدرت در عین درگیریهای عاطفی باورپذیر داره و تعاملش با لباف قلب تپنده فیلمه. بقیه بازیگرا مثل مایکل چیکلیس کمی هدر رفتن، اما حضور بیلی باب تورنتون که همیشه یکی از تماشاییترین بازیگرای نسل خودشه، این نقص رو جبران کرده. روزاریو داوسون متاسفانه ضعیف ظاهر شده و ویلیام سدلر هم اصلاً به چشم نمیاد، اما در عوض آنتونی مکی در یه سکانس حیاتی نزدیک به پایان فیلم واقعاً میدرخشه.
اولین باری که فیلم رو دیدم، با دو تا از خانمهای زندگیم به سینما رفتم. زود رسیدیم و توی لابی نشستیم؛ میدیدیم که مردم برای «High School Musical 3» صف کشیدن و یه سری آدمای عجیب و غریب هم برای دیدن «Saw 5» میرفتن. کلاً ۱۲ نفر توی سالن برای دیدن «چشم عقاب» بودیم، اونم در هفته دوم اکران و توی ساعت شلوغی. واقعاً حیف بود، چون «چشم عقاب» شاید یه اکشن/تریلر ساده و سرگرمکننده باشه، اما ادعای دیگهای هم نداره. فیلمهایی که هدفشون فقط سرگرمیه، واقعاً ارزشمندن. این فیلم برای کسایی ساخته شده که میخوان دو ساعت از دنیا جدا بشن و یه تجربه پرانرژی داشته باشن. ۷.۵ از ۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
جذابترین بخش فیلم درست بعد از لو رفتن ماجرا در پرده دوم رها میشه و فیلمی که به نظر میرسید «نه عالی، ولی امیدوارکننده» باشه، در نهایت پتانسیلش رو از دست داد.
_نمره نهایی: ۲ ستاره - یه سری چیزا داشت که برام جذاب بود، اما خروجی کار ضعیف بود._
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فیلم عالی که ارزش دوباره دیدن رو داره و حتماً پیشنهادش میکنم. این فیلم یه ترکیب جالب از علمی-تخیلی و واقعیتهای علمیه. ما واقعاً میتونیم چنین تکنولوژیای داشته باشیم و ازش بیخبر باشیم... چون اصلاً چرا باید کسی به ما بگه که چنین چیزی دارن؟ ترکیب اکشنهای دیوانهوار با سادگی شخصیتهایی که دنبال میکنیم، یه فیلم جاسوسی عالی ساخته، اونم بدون اینکه جاسوسی در کار باشه! برای همین شخصاً خیلی ازش لذت بردم. واقعاً حس اون لحظات خوب «اپراتور توی گوشمه» در فیلم ماتریکس رو داشت، منتها با یه داستان معمایی خوب.
2021-06-04