دادگاه شیکاگو ۷
در شیکاگو سال ۱۹۶۸، کنوانسیون حزب دموکرات با اعتراضات فعالانی مواجه شد؛ از گروه میانهروی «دانشجویان برای جامعه دموکراتیک» به رهبری تام هیدن گرفته تا گروه شبهنظامی «ییپیها» به رهبری ابی هافمن و جری روبین. این اعتراضات به درگیریهای خشونتآمیز با مقامات محلی منجر شد. در نتیجه، هفت نفر از رهبران متهم توسط دولت متخاصم نیکسون به اتهاماتی چون توطئه محاکمه میشوند، از جمله بابی سیل از گروه «پلنگهای سیاه» که اصلاً در این حادثه دخالتی نداشت. آنچه در ادامه میآید، یک دادگاه ناعادلانه به ریاست قاضی جنگطلب، هافمن (که نسبتی با ابی ندارد) و دادستانی ریچارد شولتز است که علیرغم میل باطنی و از روی وظیفه پرونده را پیش میبرد. در حالی که وکلای تسخیری آنها با چنین شرایط سختی روبرو هستند، هیدن و همراهانش از رفتارهای عجیب و غریب ییپیها که دفاعیه آنها را در اعتراض به سیستم تضعیف میکند، کلافه شدهاند؛ این در حالی است که حتی به سیل اجازه داده نمیشود به روش خودش از خودش دفاع کند. در طول مسیر، «شیکاگو ۷» در فلسفههای سیاسی خود با هم درگیر میشوند، اما یاد میگیرند که در این مبارزه به یکدیگر نیاز دارند.
سال انتشار: 2020 کارگردان: Aaron Sorkin ژانر: Drama، History، Thriller نویسندگان: Aaron Sorkin امتیاز: 7.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه از نقدهای بدون اسپویل من خوشتون میاد، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید. آرون سورکین (Aaron Sorkin) خیلی وقته که توی این کاره. فیلمهای «چند مرد خوب»، «مانیبال»، «استیو جابز» و احتمالاً یکی از بهترین فیلمهای دهه اخیر یعنی «شبکه اجتماعی»، همگی یه وجه مشترک دارن: سورکین نویسندهشون بوده، نه کارگردانشون. «بازی مالی» اولین تجربه کارگردانی سورکین بود و این یعنی «دادگاه شیکاگو ۷» دومین باریه که اون روی صندلی کارگردانی میشینه. من عاشق همه فیلمهاش بودم، پس طبیعتاً فقط به خاطر حضور اون، توقعاتم خیلی بالا بود. اما با معرفی چنین تیم بازیگری درخشانی، غیرممکنه که انتظار نداشته باشید یکی از بهترین فیلمهای سال از دل این پروژه بیرون بیاد... و انتظاراتم کاملاً برآورده شد. این فیلم بدون شک یکی از بهترینهای سال ۲۰۲۰ هست.
فیلم که بر اساس واقعیت ساخته شده، خیلی سریع میره سر اصل مطلب: دادگاه. فقط بیست دقیقه از فیلم گذشته که بیننده خودش رو داخل اون دادگاه معروف میبینه، جایی که اتفاقات پیشبینیشده و غیرمنتظره همزمان رخ میدن. سورکین از ساختار روایتی استفاده کرده که تا تیتراژ پایانی آدم رو میخکوب نگه میداره. اتفاقاتی که منجر به این پرونده شده، به جای اینکه خطی نشون داده بشن، در طول خودِ دادگاه روایت میشن که اگه اینطور نبود، ارزش دادگاه کم میشد. همین موضوع دلیل اصلیه که یه سوژه ساده به یه اقتباس فوقالعاده از یه واقعه تاریخی تبدیل شده. من حتی یه ثانیه هم نمیتونستم چشم از صفحه بردارم یا یکی از اون دیالوگهای معرکه رو از دست بدم. هر بحث، هر استدلال، هر اعتراض و هر «درخواست رد شد» به شکلی فوقالعاده جذاب به بیننده منتقل میشه. از اون فیلمهاییه که «اکشن» توی کلمات جریان داره نه توی مشتها.
من به شدت غرق در دادگاه شدم. فیلم حتی یه ذره هم از جذابیتش کم نمیشه و مدام هیجانانگیزه. خیلی دلم میخواست نتیجه پرونده رو بدونم (چون از داستان واقعی خبر نداشتم). واقعاً میخواستم ببینم چه اتفاقاتی افتاده که متهمها رو به اینجا کشونده. به محض اینکه فیلم تموم شد، وسوسه شدم برم درباره داستان واقعی تحقیق کنم. نزدیک ۴۵ دقیقه داشتم مقالههای مختلف درباره کنوانسیون ۱۹۶۸، شورشها و نامزدهای ریاستجمهوری رو میخوندم. این یکی از مهمترین معیارهای من برای موفقیت یه فیلم تاریخیه: اینکه چقدر من رو مجبور میکنه برم دربارهش تحقیق کنم.
از نظر فنی، همه چیز عالیه، همونطور که از همکاری نتفلیکس و سورکین انتظار میرفت. موسیقی متن نقش ویژهای داره و با بالا رفتن ولوم در لحظات حساس، آدم رو لبه صندلی مینشونه. دنیل پمبرتون (Daniel Pemberton) واقعاً گل کاشته. با اینکه فیلم فقط در یک مکان نیست، اما سورکین دوربین رو طوری روی دادگاه متمرکز نگه میداره که انگار مخاطب هم همراه متهمها اونجا گیر افتاده.
در کنار فیلمنامه سورکین، بازیگرا نقش بزرگی دارن. داخل دادگاه مدام بحث و جدل و توهین به دادگاه در جریانه. هر بازیگری فوقالعاده ظاهر شده، اما چهار نفر برای من شاخص بودن. ساشا بارون کوهن (Sacha Baron Cohen) در نقش ابی هافمن در کنار جرمی استرانگ (Jeremy Strong) بار کمدی فیلم رو به دوش میکشن. زمانبندی و بیان ساشا عالیه. اعتراف میکنم از بازیش غافلگیر شدم چون فقط توی «بورات» دیده بودمش. اون خیلی بامزه است، اما اشتباه نکنید: ابی یکی از کلیدیترین متهمهاست که شهادتش فراموشنشدنیه. ادی ردمین (Eddie Redmayne) هم با اون چهره برنده اسکارش نقش تام هیدن رو بازی میکنه؛ شخصیتی که به ما میفهمونه شاید همهشون کاملاً گناهکار نباشن، اما دقیقاً بیگناه هم نیستن. سخنرانی پایانی هیدن یکی از بهترین سکانسهای دوران کاری ردمینه. مارک رایلنس (Mark Rylance) هم در نقش وکیل مدافع، ویلیام کانستلر، نماینده مردمه. اون هم مثل بیننده از تصمیمات قاضی کلافه میشه اما هرگز تسلیم نمیشه. اگه بخوام روی یه بازیگر برای جایزه شرط ببندم، اون رایلنسه. و در نهایت فرانک لانگلا (Frank Langella) در نقش قاضی جولیوس هافمن. لانگلا لایق هر چی تحسینه هست چون باعث شد من از ته دل از این قاضی نژادپرست و بیکفایت متنفر بشم.
تنها مشکلی که داشتم این بود که معرفی شخصیتها و خودِ داستان اونقدر سریع انجام میشه که فقط در طول دادگاه میفهمیم کی به کیه. سورکین فرض رو بر این گذاشته که همه داستان رو میدونن و از کلی جزئیات رد شده که شاید مخاطب غیرآمریکایی دیر متوجهشون بشه. با این حال، این مشکل کوچیک چیزی از ارزش این فیلم بینقص کم نمیکنه. قطعاً پیشنهادش میکنم! نمره: A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ساشا بارون کوهن توی دو هفته، دوتا از محبوبترین و موندگارترین شخصیتهای امسال رو بهم هدیه داد. این فیلم یه تضاد عجیبه؛ همزمان که بهم انگیزه میداد و درگیرم میکرد، عصبانیم هم میکرد. میتونست طولانیتر باشه و بیشتر به شخصیتها بپردازه، اما حس کردم حرفی که باید میزد رو زد. تدوین فیلم درجه یکه و بازیها هم عالیه (مخصوصاً بارون کوهن، عبدالمتین، رایلنس و لانگلا). درباره کارگردانی هم باید بگم که بینقص نیست و شاید دست یه استادِ کارکشته بهتر از این درمیآمد، اما اگه این دومین فیلم من بود، از خوشحالی بال درمیآوردم. حتماً ببینیدش.
2020-10-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلی مهمه که یه فیلم بتونه حرفش رو درست بزنه و «دادگاه شیکاگو ۷» یکی از همین فیلمهاست. یه روایت منسجم با یه فیلمنامه کاملاً قابل قبول و بدون زرق و برق اضافی. اقتباس توی سینما همیشه کار سختی بوده، چه از کتاب باشه چه از یه واقعه واقعی. فیلم موفق شده به این اقتباس تاریخی روح تازهای ببخشه تا تأثیر لازم رو روی مخاطب بذاره. نکته مهم اینه که فیلم دنبال مخفی کردن نقاط ضعفش با تکنیکهای عجیب و غریب نیست. در طول فیلم فضاهای احساسی مختلفی رو میبینیم، از شلوغی و هیجان گرفته تا سکوتهای عمیق. بازیگرا همگی خوبن، مخصوصاً لانگلا در نقش قاضی و ساشا بارون کوهن در نقش ابی. سورکین باز هم ثابت کرد که توی نویسندگی استاده و این بار توی کارگردانی هم خوب عمل کرده. این فیلم حس انتقاد و گاهی نفرت نسبت به یه سیستم فاسد رو به خوبی منتقل میکنه، کاری که هر فیلمی از پسش برنمیاد.
2020-12-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلی خوب ساخته شده، البته تا قبل از اون سکانس فینال. پایانش بد نیست، اما واقعاً آدم رو معذب میکنه (اصطلاحاً خیلی کرینج بود). انگار میخواستن یه پایانی مثل «چند مرد خوب» بسازن. از اون موسیقی بیش از حد حماسی گرفته تا دست زدنهای آروم و فریز شدن تصویر. طبق گفته مجله Esquire، واقعیت ماجرا اصلاً اینطوری نبوده. من با «پایانهای هالیوودی» مشکلی ندارم، اما لطفاً یکم کمتر لوسش کنید! بقیه فیلم واقعاً خوبه. ساشا بارون کوهن بهترین بازیگر فیلمه؛ نقشش بیشتر کمدیه که عالی از پسش براومده، اما توی لحظات جدی هم فوقالعاده است. در کل، از دیدنش لذت بردم، هرچند اگه اون پایانِ یکم لوس رو نداشت، نمره بالاتری بهش میدادم.
2021-03-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تماشای «دادگاه شیکاگو ۷» سخت بود، نه فقط به خاطر نشون دادن بیعدالتی، بلکه چون این آدمها همنسلهای من بودن. من اون موقع شیکاگو نبودم، اما بعداً توی واشینگتن بودم و با گاز اشکآور دنبالمون کردن. این برای من تاریخ نبود، خاطره بود. انتخاب ساشا بارون کوهن برای نقش ابی هافمن شاید بهترین انتخاب بازیگر در تاریخ سینما باشه. اون نبوغ آنارشیستی هافمن رو به خوبی نشون داد. قاضی جولیوس هافمن کاملاً روشن کرد که این یه دادگاه نیست، بلکه یه خیمهشببازی برای محکوم کردنه. آرون سورکین حتی مجبور شده رفتار قاضی رو یکم ملایمتر نشون بده چون اگه واقعیت رو میساخت، برای مخاطب امروزی قابل باور نبود؛ واقعیت تا این حد وقیحانه بوده. ما با باور به «آزادی و عدالت برای همه» بزرگ میشیم، اما دیدن مردی که فقط چون سیاهپوسته و میخواد از خودش دفاع کنه، توی دادگاه با زنجیر میبندنش و دهنش رو میبندن، خیانت به تمام ادعاهای آمریکاست. این فیلم یادآوری میکنه که آزادی با هزینه سنگینی به دست اومده و باید با هوشیاری ازش محافظت کرد.
2025-11-23