اسکایفال
وقتی آخرین ماموریت جیمز باند (James Bond) با بازی دنیل کریگ (Daniel Craig) به شکلی فاجعهبار پیش میرود و هویت ماموران در سراسر جهان فاش میشود، سازمان MI6 مورد حمله قرار میگیرد و M با بازی دیم جودی دنچ (Dame Judi Dench) مجبور میشود محل آژانس را تغییر دهد. این حوادث باعث میشود که اقتدار و جایگاه او توسط گرت مالوری (Gareth Mallory) با بازی رالف فاینز (Ralph Fiennes)، رئیس جدید کمیته اطلاعات و امنیت، به چالش کشیده شود. در حالی که MI6 اکنون از درون و بیرون در خطر است، M تنها یک متحد دارد که میتواند به او اعتماد کند: باند. مامور 007 به سایهها پناه میبرد و تنها با کمک یک مامور میدانی به نام میس ایو مانیپنی (Miss Eve Moneypenny) با بازی نائومی هریس (Naomie Harris)، ردپای تیاگو رودریگز ملقب به رائول سیلوا (Raoul Silva) با بازی خاویر باردم (Javier Bardem) را دنبال میکند؛ کسی که انگیزههای مرگبار و پنهانش هنوز فاش نشده است.
سال انتشار: 2012 کارگردان: Sam Mendes ژانر: Action، Adventure، Thriller نویسندگان: Neal Purvis، Robert Wade، John Logan امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اسکایفال (Skyfall) به خودی خود فیلم قرص و محکمی بود، اما به عنوان یه فیلم جیمز باندی، یکی از محبوبترینهای منه. برخلاف «ذرهای آرامش» (Quantum of Solace)، حس کردم اینجا واقعاً وقت گذاشتن تا داستان رو تعریف کنن و نتیجهاش هم عالی بود. چیزی که برام جالب بود، ایده پیر شدن باند و اینکه کار توی MI6 چیزی نیست که بتونی تا ابد انجامش بدی، بود. برام سواله که آیا توی فیلم بعدی هم به این تمها میپردازن یا نه. درسته که یکسوم آخر فیلم اصلاً شبیه فیلمهای جیمز باند نبود و فکر کنم دقیقاً به همین خاطر عاشقش شدم. فیلمهای جیمز باندِ دنیل کریگ همیشه نگاه متفاوتی به این شخصیت داشتن و اسکایفال هم مستثنی نبود. همونطور که گفتم، فیلم عالی بود. اجراها همونطور که انتظار میرفت خیلی قوی بودن. امیدوارم مندس (Mendes) شانس کارگردانی فیلم بعدی رو هم داشته باشه.
2012-12-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اسکایفال فیلم خیلی خوبیه. به نظر من این بهترین بازی دنیل کریگ (Daniel Craig) بین تمام فیلمهای جیمز باندش بود. آهنگ تیتراژش مثل فیلمهای قبلی به سلیقه من نبود. خط داستانی یکی از جذابترینهایی بود که این اواخر دیدم. سیلوا (Silva) با بازی خاویر باردم (Javier Bardem) فوقالعاده بود و خیلی خوب نقشش رو ایفا کرد. در کل فیلم خیلی خوبیه.
2013-03-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
باند (Daniel Craig) توی یه ماموریت مهم دیگه یه جایی توی این دنیای بزرگ، این بار دنبال کسیه که یه هارد دیسک حاوی اسامی تمام ماموران بریتانیایی MI6 رو دزدیده. توی این ماموریت، آقای باند توسط یکی از خودیها (ماموری به نام ایو با بازی Naomie Harris) تیر میخوره و همه فکر میکنن مرده. اما باند نمرده و وقتی دوباره ظاهر میشه، مستقیم میره سراغ تعقیب مامور قدیمیای به نام سیلوا (Javier Bardem) که از سوگلیهای سابق M (Judi Dench) بوده. در حالی که باند توی ماموریته، M میفهمه که یه نفر، احتمالاً همون سیلوا، کامپیوترهاشون رو هک کرده و تهدید کرده که اسامی واقعی مامورها رو فاش میکنه. اما مشخصه که دشمن نقشههای دیگهای هم داره، نقشههای تروریستی. حالا باند توی یه مسابقه با زمانه تا قبل از اینکه مامورهای بیشتری لو برن، یا بدتر از اون، قبل از اینکه M توسط این دشمن مرموز کشته بشه، کاری کنه. خوشبختانه همهچیز برای 007 عالی پیش میره و اون با کمترین زحمت، سیلوا رو پیدا میکنه.
خب، اعتراف میکنم این یه خلاصه خیلی کوتاه از داستان اسکایفال بود، اما صادقانه بگم، این فیلم اصلاً داستان بزرگی نداره. میتونستم پایانش رو لو بدم یا یه کم درباره مالوری (Ralph Fiennes) بنویسم، اما واقعاً داستانش خیلی سادهست. اصلاً در حد و اندازه شخصیت بزرگی مثل جیمز باند نیست. یه فیلم کلاسیک 007 با تمام مخلفاتش: تبلیغات گلدرشت کالا (که اصلاً دوست ندارم، مخصوصاً وقتی مثل اون ساعت اول فیلم خیلی تابلوئه)، تعقیب و گریز با ماشین (که اینجا بیشتر شبیه موتورسواری روی پشتبومهای یه شهر ناشناخته بود)، زنهای زیبا (که دقیقاً همونقدر سطحی و بیخاصیت هستن که انتظار میره) و در نهایت، فقدان کامل احساسات و واقعگرایی.
من طرفدار پر و پا قرص باند نیستم و همه فیلمهاش رو هم ندیدم، پس شاید آدم مناسبی برای نقد این فیلم نباشم. نمیفهمم چی باعث میشه مردم بارها و بارها برن سینما تا یه فیلم دیگه از باند رو ببینن... وقتی میتونن یه چیز اورجینال با داستان و شخصیتهای واقعی تماشا کنن. شاید این مردم شخصیتهای سطحی رو دوست دارن که براشون امنیت آدمهای بیگناه مهم نیست؛ بله، گفتم! توی سکانس افتتاحیه دقت کنید که اون مامور زن چقدر کم به آدمهای روی پل اهمیت میده و فقط به سمت دشمن شلیک میکنه. بعداً توی همون صحنه، براش سخته به دشمن شلیک کنه چون میترسه نکنه به باند بخوره! شاید اشتباه میکنم، اما مگه MI6 برای محافظت از آدمهای بیگناه نیست؟ شاید هم این مردم از اون تیکههای بیشمار (one-liners) خوششون میاد که یه جا دیگه داشت گوشم رو کر میکرد. چرا با ما اینطوری رفتار میکنن؟ واقعاً سازندههای این فیلمها فکر میکنن ما اینقدر احمقیم؟
قبل از اینکه یه حرف خوب درباره اسکایفال بزنم (چون میتونم)، فقط میخوام یه نصیحت کوچیک به ویلنهای آینده باند بکنم، چون کی رو داریم گول میزنیم، قطعاً فیلمهای بیشتری ساخته میشه... نصیحتم اینه: همیشه یادتون باشه در رو پشت سرتون ببندید، حالا چه یه در واقعی باشه چه درِ فاضلاب! اگه این کار رو نکنید، باند حتماً پیداتون میکنه. ولی خب، شاید هم دلتون لک زده که اون بیفته دنبالتون، که در این صورت دارید دقیقاً درست عمل میکنید!
خب، یه نکته مثبت. اسکایفال فیلم زیباییه، البته به یه روش خیلی واضح و سطحی. رنگها خیرهکنندهان، مخصوصاً وقتی باند رو دنبال میکنیم که توی شبِ شانگهای، بالای خیابونها شنا میکنه. نمیشه منکر تصویرسازی و اکشن فیلم شد، از هر نظر این یکی از بهترین کارهاییه که دنیا میتونه ارائه بده. همچنین میخوام از آلبرت فینی (Albert Finney) یادی کنم که شخصیتش (کینکید) کیفیت فیلم رو بالا برد و واقعاً یه کم احساسات انسانی بهش داد. آخرین حرفم اینه... چرا سام مندس (Sam Mendes) رو برای این فیلم استخدام کردید؟ چرا وقتی اجازه نداره از تواناییهای واقعیش استفاده کنه، آوردینش؟ کجاست اون احساسات انسانی، اون طنز تلخ، اون داستانهای شخصی که قلب و ذهن آدم رو درگیر میکنه؟ اگه میخواد یه فیلم واقعی از سام مندس ببینید، پیشنهاد میکنم «زیبای آمریکایی» (American Beauty)، «جارهد» (Jarhead) و حتی «جاده انقلابی» (Revolutionary Road) رو ببینید.
_حرف آخر... این فیلم رو فقط وقتی ببینید که هیچ کار دیگهای برای انجام دادن ندارید... اصلاً... و اگه طرفدار دوآتیشه 007 هستید و حس میکنید مجبورید تمام فیلمهای این مجموعه رو ببینید. این فیلم بهم یادآوری کرد که چرا خیلی کم سراغ بلاکباسترهای بزرگ هالیوودی میرم._
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چقدر احساس امنیت میکنید؟ بیست و سومین فیلم باند و 007 عملاً باید از دنیای مردگان برگرده، اونم وقتی که یه هارد دیسک دزدیده شده باعث میشه M (با بازی دنچ) توی دردسر بیفته، اونم درست زمانی که یه چهره از گذشتهاش برای انتقام برمیگرده. یه حقیقت توی سینما هست که هیچکس نمیتونه منکرش بشه: هیچوقت فیلمی از جیمز باند ساخته نمیشه که همه طرفدارها روش توافق داشته باشن. هر کسی یه ایرادی میگیره؛ یکی میگه به اندازه کافی خشن نیست، یکی میگه فان نیست، یکی میگه اکشنش کمه یا بدلکاریهاش تخیلی نیست و غیره. خب این طبیعیه، هر کدوم از ما یه سلیقهای داریم، اما الان زمانه عوض شده، دنیا تغییر کرده و باند هم همینطور. شاید این دقیقاً اون باندی نباشه که شما میخواید، اما این یه باند قرن بیست و یکمیه و دوران جدیدی برای 007 شروع شده. چیزی که اسکایفال رو جسورانهتر میکنه اینه که با ترکیب سنت و مدرنیته، پنجاهمین سالگرد این مجموعه رو جشن میگیره و واقعاً هم نتیجه درخشانی گرفته. اسکایفال به ما اجازه میده توی نوستالژی غرق بشیم و در عین حال مجبورمون میکنه دوباره فکر کنیم که جایگاه این مامور مخفی محبوب کجاست. یکی از نکات عالی این فیلم، حس سنگینیِ زمانه که روی شونههای جیمز باند سنگینی میکنه. آیا اون (و M و بقیه) قدیمی شدن؟ یا آینده هنوز به چنین سازمانهایی نیاز داره؟ مندس و تیمش سراغ جوابهای راحت نرفتن، اونا فیلم رو حول محور شخصیتهای باند و M ساختن، به سنتها احترام گذاشتن و همزمان یه ضربه محکم به فکر و قلب تماشاچی زدن. داستان اسکایفال روی کاغذ سادهست و کاملاً طبق کلیشههای هالیوودی پیش میره، اما چیزی که این داستان ساده رو پر میکنه، مجموعهای از لذتهای باندی، هیجان و قتلهای احساسیه. سکانس خیرهکننده قبل از تیتراژ، باند رو نشون میره که با موتور روی سقفهای استانبول میره و بعد روی سقف یه قطار سریعالسیر میجنگه. و بعد میفهمه که برای سازمانش مهره سوختهست. تیتراژ دنیل کلاینمن هم پر از نشانههای مرگ و خونه که با صدای فوقالعاده ادل (Adele) همراه شده. از همینجا معلومه که این فیلم هم به ارزشهای سنتی ادای احترام میکنه و هم قراره درد و رنج احساسی رو نشون بده. و همینطور هم میشه. یه باندِ داغون وارد میدون میشه؛ نامرتب، اصلاحنکرده و ناآماده، اما هنوز هم اونقدر سخته که بتونه یه عقرب رو با نگاهش خشک کنه. میدونیم که زود برمیگرده و دوباره روی فرم میاد و به «مادر» معنویش وفادار میمونه. اما حالا یه دشمن وارد شده، یه ویلن که بالاخره میتونه باندِ دنیل کریگ رو به چالش بکشه. سیلوا با بازی (بینقص) خاویر باردم، یه تروریست سایبری با موهای بلوند و یه دندون مصنوعی ترسناک و یه جذابیت شیطانی که توی صحنه بازجویی حسابی آدم رو معذب میکنه. تنشهای دیگهای هم توی فیلم هست، نه فقط صحنه دوش گرفتن، بلکه کلکلهای مداوم با ایو (با بازی نائومی هریس) که پر از تیکههای باحاله. اما در نهایت همهچیز به عشق بین یه مرد و یه زن برمیگرده، از اون نوعی که با بقیه فیلمهای باند فرق داره. باند برای M میکشه یا کشته میشه. چقدر عالیه که میبینیم یه کارگردان بالاخره به جودی دنچ اون میدونی رو که لیاقتش رو داشت داد، و باند هم در دستان پرجذبه و خشن کریگ، نیم ساعت پایانیای رو رقم میزنه که به خوبیِ هر فیلم دیگهای توی این ۵۰ سال هست. همونطور که میدونیم، همهجا قلمرو بانده، اما این بار واقعاً قلمروِ خودشه و با فاش شدن یه کم از گذشتهاش، باند فرصت پیدا میکنه تا با شیاطین درونش روبرو بشه و همزمان حسابی از خجالت دشمنها دربیاد. آماده باشید طرفدارهای باند، این فیلم اون ضربه احساسی رو داره که فقط توی بهترین فیلمهای قدیمی باند میدیدیم. تمام مخلفات باندی هم سر جاشه: لوکیشنهای خاص، زنهای زیبا، ماشینهای پرسرعت، دعوا، بدلکاریهای غولآسا، مخفیگاههای عجیب و مردانگیِ تمامعیار. تازه، فیلم خندهدار هم هست! من خودم موقع نقد «ذرهای آرامش» گفتم که به عنوان یه فیلم اکشن عالیه، اما برای خیلیها به اندازه کافی «باندی» نبود. واقعیت اینه که باند همیشه به یه مقدار شوخی و فان نیاز داره، هرچقدر هم که داستان تاریک و خشن باشه. خوشبختانه اسکایفال خیلی جاها حسابی حال میده و کریگ (که حتماً حتی سرسختترین مخالفهاش رو هم متقاعد کرده که چقدر باندِ خوبیه) با اعتماد به نفس کامل، خشونت و جذابیت باند رو با یه طنز خشک و بیخیالیِ خاص ترکیب کرده. پشت دوربین هم همهچیز عالیه و دیکنز (Deakins) ثابت کرده که یکی از بهترینهاست. قاببندیهای اون، چه از یه شهر پر از نئون باشه چه یه دره کوهستانی، چشمنوازه. تنالیته رنگهاش فوقالعادهست؛ بهتون قول میدم هیچکس این روزها مثل دیکنز رنگهای قهوهای طلایی رو در نمیآره. فیلم شاهکاری که من و میلیونها نفر دیگه منتظرش بودیم نیست و نقصهایی داره (Q جدید یه کم زیادی مثبت و پاستوریزهست، فینال فیلم هم یه نبرد حسابی با ویلن کم داره) و داستانش هم ساده باقی میمونه، اما برای تولد باند، سازندهها واقعاً سنگ تموم گذاشتن. این قطعاً یه باند برای دوران جدیده، اما اصلاً چیز بدی نیست؛ گذشتهاش رو میشناسه و حالا آیندهاش رو هم میدونه، و بدون شک همهمون هنوز اسمش رو میدونیم. ۹/۱۰
2017-02-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من و پسر بزرگم داریم فیلمهای جیمز باند رو پشت سر هم میبینیم. هر آخر هفته دو تا فیلم میبینیم و از «دکتر نو» (Dr. No) شروع کردیم. آخر هفته پیش رسیدیم به فیلمهای دنیل کریگ. راستش قبلاً اینها رو ندیده بودم. با اینکه طرفدار شان کانری هستم، باید با بیمیلی اعتراف کنم که دو تای اول اصلاً بد نبودن. اما امروز اسکایفال رو دیدیم. آخه این چه وضعیه؟ این اصلاً فیلم جیمز باند نیست! اگه یه فیلم معمولی بود شاید میگفتم بد نیست، اما چون ادای جیمز باند رو درمیاره، یه آشغال تمامعیاره. یه درام هالیوودی مزخرف که توسط کسی نوشته شده که هیچ احترامی برای این فرنچایز و طرفدارهای قدیمی باند قائل نبوده. جیمز باند باید دنبال ویلنهای بینالمللی باشه؛ ویلنهایی که یه جذبه خاصی داشته باشن. چیزی که ما اینجا دیدیم یه آدم عوضی و رو مخ بود که چون M موقعی که گند زده بود نجاتش نداده بود، کینه شتری گرفته بود. سرویس مخفی بریتانیا هم باید یه سازمان قدرتمند باشه که از کشور (و بقیه دنیای متمدن) در برابر کمونیستها، تروریستها و سازمانهای مخوفی مثل «اسپکتر» محافظت کنه. دیدن صحنههایی که M رو محاکمه میکنن و اون باید جلوی یه مشت سیاستمدار احمق از خودش دفاع کنه، واقعاً مسخرهست و اصلاً جاش توی فیلم جیمز باند نیست. کل فیلم پر از صحنههای جنجالی الکی، شعارهای سیاسی، کشتن شخصیتهای محبوب، مزخرفات احساسی و چیزهاییه که فقط توی سریالهای آبکی هالیوودی پیدا میشه. و اما Q جدید؟ یه بچه لوس و رو مخ با اعتماد به نفس کاذب. اصلاً جالب نبود. حتی جلوههای ویژه هم جای بحث داره. مثلاً اگه میخواید صحنه تصادف مترو رو با منفجر کردن مسیرش نشون بدید، حداقل چهار تا آدمک تست تصادف بذارید توش که معلوم نشه واگنها کاملاً خالی و ماکت هستن! این بدون شک بدترین فیلم باند تاریخ بود. ناامیدی من از این فیلم قابل توصیف نیست.
2018-03-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
آهنگ تیتراژ عالی و یه فیلم خیلی متعادلتر نسبت به «ذرهای آرامش». داستان خوب نوشته شده و به پیشینه باند و رابطه مادرانهاش با M میپردازه (برخلاف تصویر خصمانهای که توی سری پیرس برازنان دیده بودیم). خاویر باردم در نقش ویلن فوقالعاده بود، نقشههاش آدم رو یاد جوکر میانداخت. تنها نقطه ضعفش فینال فیلمه؛ درسته اکشن و انفجارهای خوبی داشت ولی به اندازه «کازینو رویال» هیجانانگیز نبود. با این حال، در کل یکی از بهترینهای سری بانده. **۴/۵**
2020-04-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**آیا میشه دوباره به خونه برگشت؟**_
بعد از اینکه همه فکر میکنن 007 (Daniel Craig) توی ترکیه کشته شده، کامپیوتر M (Judi Dench) هک میشه و به مقر MI6 توی لندن حمله میشه. M و باند شک میکنن که کارِ یه خودی باشه، و همین باعث میشه جیمز به شانگهای، ماکائو و یه جزیره مرموز توی چین و بعد دوباره به لندن بره. باند باید یه پناهگاه برای M پیدا کنه، اما میدونید که درباره برگشتن به خونه چی میگن؟ خاویر باردم نقش آدمبده رو بازی میکنه و رالف فاینز هم یه مقام MI6 هست. «اسکایفال» (۲۰۱۲) خوشبختانه عمق شخصیتهای «کازینو رویال» (۲۰۰۶) رو داره و اون کاتهای سریع و گیجکننده «ذرهای آرامش» (۲۰۰۸) رو اصلاح کرده. اشتباه نکنید، «ذرهای آرامش» رو میشه به عنوان نیمه دومِ اکشنِ «کازینو رویال» قبول کرد، اما قطعاً یکی از ضعیفترینهای این مجموعه بود. در مقابل، «اسکایفال» کنار بهترینها قرار میگیره. فیلم بهترین بخشش رو برای آخر نگه داشته، ولی نمیخوام چیزی رو لو بدم. فقط بگم که یه تغییر تازه برای این سری بود، لوکیشنها عالی بودن و یه بازیگر کلاسیک هم غیرمنتظره ظاهر میشه. در کنار جودی دنچ، برنیس مارلو در نقش سورین و نائومی هریس در نقش ایو هم حضور دارن. فیلم ۲ ساعت و ۲۳ دقیقهست و توی ترکیه، انگلیس، چین و اسکاتلند فیلمبرداری شده. نمره: -A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اسکایفال نه تنها همون چیزی بود که این حماسه جیمز باند بهش نیاز داشت، بلکه فیلم محبوب من از دوران دنیل کریگه. از روایت فوقالعاده جذاب و پر از اتفاقات شوکهکننده گرفته تا بازی ترسناک خاویر باردم در نقش یه آنتاگونیست خیرهکننده. سام مندس مهارتهای کارگردانیش رو به رخ میکشه تا فیلمی بسازه که لایق تحسینهای زیاده. راجر دیکنز، غول فیلمبرداری، با اون نماهای بازِ چشمنواز و نورپردازیهای معرکه، کاری کرده که هر فریم فیلم مثل یه تابلوی نقاشی زیبا باشه؛ این خوشساختترین فیلم بانده. از نظر فنی، سخته بشه ایرادی پیدا کرد. بازیهای درخشان هم به شخصیتپردازیهای تاثیرگذار کمک کرده و در نهایت به یه پرده سومِ قدرتمند و احساسی ختم میشه. زمان طولانی فیلم هم باعث نمیشه که اون رو یه فیلم بینقص ندونم. بیشتر از این نمیتونم پیشنهادش کنم. نمره: A
2021-09-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، اول از همه بگم که کلمههای Skyfall و crumble با هم همقافیه نیستن! شرمنده ادل، ولی نیستن! خوشبختانه بقیه داستان تقریباً به خوبی «کازینو رویال» (۲۰۰۶) هست. دنیل کریگ دوباره در نقش 007 برگشته و این بار ماموریت داره نقشه پلید «سیلوا» رو که برای انتقام از خودِ M (Judi Dench) طراحی شده، خنثی کنه. سیلوا تونسته تقریباً به تمام سیستمهای MI6 نفوذ کنه و لیست مامورهای کل دنیا رو به دست بیاره. وقتی شروع به انتشار اسامی میکنه و آمار کشتهها بالا میره، نوبت بانده که با این دشمن باهوش و بدذات روبرو بشه. باردم در نقش آدمبده خیلی موثره؛ یه جور ظرافت تهدیدآمیز داره و انگار واقعاً با طعمهاش بازی میکنه. کلی گجت، انفجار، حضور خاطرهانگیز آستون مارتین اصلی و ریتم پر از اکشن باعث میشه فیلم خوب پیش بره. پایانش یه کم دور از ذهن بود، حتی برای استانداردهای جیمز باند، و با اینکه فرصتی داد تا از بازی آلبرت فینی لذت ببریم، ولی یه کم احمقانه بود. نقشهای مکمل هم زیاد چنگی به دل نمیزدن. رالف فاینز انگار برای نقشهای بزرگتر در آینده آماده میشه و اینجا چیز زیادی اضافه نکرد. نائومی هریس هم با اینکه خوب بازی کرد، ولی نقش «ایو» خیلی کمرنگ بود. با این حال، این فیلم قطعاً یکی از بهترین کارهای کریگ در نقش بانده و روی پرده بزرگ سینما واقعاً دیدنیه.
2022-09-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**اسکایفال جیمز باند رو درک میکنه، تحسین میکنه و اون رو به سطحی از تعالی و استادی میرسونه که در قسمتهای قبلی سابقه نداشته.** اسکایفال در واقع «شوالیه تاریکیِ» فیلمهای جیمز باندِ دنیل کریگه. سام مندس تمام اون چیزی رو که کازینو رویال ساخته بود گرفت و به اوجی رسوند که باند هیچوقت تجربه نکرده بود. همهچیز عالی کار میکنه. داستان غنیه و بیشتر از همیشه به شخصیت باند نفوذ میکنه. صحنههای اکشن، لوکیشنها و فیلمبرداری همگی شاهکار هستن. بازی جودی دنچ در نقش M میراث اون رو به عنوان یکی از بزرگان باند تثبیت میکنه. تیم بازیگران مکمل هم با حضور نائومی هریس، رالف فاینز و بن ویشاو عالیه. اما ستاره اصلی خاویر باردم در نقش سیلواست؛ یکی از بهترین ویلنهای تاریخ باند. رفتار غیرقابل پیشبینی و تهدیدآمیز اون پشت یه ظاهر یه کم لوده و اصول اخلاقی عجیبوغریب پنهان شده. اسکایفال سوالاتی رو میپرسه و جواب میده که هیچ فیلم باندی قبلاً نپرسیده بود، در حالی که به ریشههای جذابیت جیمز باند وفادار میمونه. دقیقاً مثل شوالیه تاریکی برای بتمن، حتی کسایی که طرفدار سنتی باند نیستن هم تحت تاثیر اسکایفال قرار میگیرن.
2022-10-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تا وقتی اسکایفال اکران شد، تنفر من از دوران جیمز باندِ دنیل کریگ دیگه کاملاً تثبیت شده بود. داشتم به این نتیجه میرسیدم که این باندی قراره باشه که از باند بودن متنفره. اما... خاویر باردم واقعاً ترکوند، مگه نه؟ جودی دنچ بهترین بازی عمرش رو در نقش M ارائه داد... در واقع اونقدر خوب بود که آدم حرصش میگرفت چرا توی بقیه فیلمها فقط یه شخصیت فرعی بود. داستان هم عالی بود... اونقدر عالی که دیزنی بخشهای بزرگیش رو برای ساختن «پلنگ سیاه» (Black Panther) کپی کرد. سال ۲۰۱۲ حس میشد که سونی قراره 007 رو به یه مسیر تاریک و بد ببره که فرنچایز رو نابود کنه، اما اسکایفال هنوز هم یکی از بهترین فیلمهای تاریخ بانده.
2023-01-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم داره سری باند رو به قهقرا میبره. دنیل کریگ بیچاره تقصیری نداره که توی این داستانهای بیروح و بیانگیزه بازی میکنه. شاید تقصیر مدیر برنامههاشه. کریگ پولش رو درمیاره، اما اگه این فجایع 007 اوج کارش باشن، صد سال دیگه کسی یادش نمیمونه. اینجا باز هم با فیلمسازی مدرنی روبرو هستیم که تمام مناظر خاص، هوشمندی، خلاقیت و انگیزه رو حذف کرده. به جاش، یه ویلنِ نیمهخدا داریم که انگار از فیلمهای ترسناک فرار کرده؛ فرقی با فردی، جیسون یا ویشمستر نداره. بدترین ویلن تاریخ باند رو داریم که خیلی هالیوودیه. تماشای این فیلم مثل تماشای جوش اومدن آبه، همونقدر کسلکننده. حتی سکانسهای اکشن پرهزینه هم نمیتونه این شکست رو نجات بده.
2023-04-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم ۱۰۰ برابر بهتر از «اسپکتر» (Spectre) هست.
2024-11-23