گرفتن قطار پلهام 1 2 3
در اوایل بعدازظهر، چهار مرد مسلح یک قطار مترو را در منهتن میربایند. آنها در یک شیب ملایم توقف کرده و واگن اول را جدا میکنند تا بقیه قطار به عقب برگردد. رهبر آنها رایدر (Ryder) است؛ او از طریق تلفن با والتر گاربر (Walter Garber)، متصدی کنترل خط، تماس میگیرد. گاربر ناظری است که به دلیل تحقیقات مربوط به رشوه، موقتاً تنزل رتبه یافته است. رایدر درخواست ۱۰ میلیون دلار ظرف یک ساعت را دارد، وگرنه شروع به کشتن گروگانها میکند. او فقط با گاربر معامله میکند. شهردار با پرداخت پول موافقت میکند، خبر گروگانگیری باعث سقوط بازار سهام میشود و مشخص نیست خواسته واقعی رایدر چیست یا اینکه آیا گاربر هم در این ماجرا دست دارد یا خیر. آیا گروگانها، آدمربایان و مذاکرهکنندگان از این حادثه جان سالم به در میبرند؟
سال انتشار: 2009 کارگردان: Tony Scott ژانر: Action، Crime، Thriller نویسندگان: Brian Helgeland، John Godey امتیاز: 6.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم رو سالها پیش دیدم، احتمالاً وقتی روی بلو-ری اومده بود، و تصمیم گرفتم همینطوری دوباره ببینمش... و خب، نظرم دقیقاً مثل دفعه اول بود. چیز شگفتانگیزی نیست و غافلگیری خاصی نداره، اما بازی واشینگتن و تراولتا باعث شد فیلم ارزش وقت گذاشتن رو داشته باشه. نکته منفی هم کارگردانی تونی اسکات بود که مثل خیلی از فیلمهای اواخر دوران کاریش، کاتهای سریع و آزاردهندهای داشت. **۳.۵ از ۵**
2021-04-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بعد از دیدن (و واقعاً دوست داشتن) فیلم «توقفناپذیر» (Unstoppable)، غیرممکنه که به «گرفتن پلهام ۱۲۳» به چشم یه نسخه ضعیفتر از اون فیلم محصول ۲۰۱۰ نگاه نکنی (که اون هم تونی اسکات کارگردانش بود و دنزل واشینگتن بازیگر نقش اولش!). چقدر عجیبه که این دو نفر با فاصله زمانی کم، دو تا فیلم اینقدر شبیه به هم ساختن. در نهایت، اینجا تفاوتهای کافی ایجاد شده، اما مخصوصاً اوایل فیلم حس میکردم دارم تقریباً همون فیلم رو میبینم. محض اطلاع، اون یکی فیلم خیلی بهتر از اینه... پس اگه دنبال یه اثر قطار-محور از اسکات و واشینگتن هستید، اون رو بیشتر پیشنهاد میکنم.
با همه اینها، این فیلم محصول ۲۰۰۹ هنوز هم یه اثر سرگرمکننده ۱ ساعت و ۴۰ دقیقهایه - با وجود یه سری انتخابهای تدوین سوالبرانگیز. دلیل اصلی نمره مثبت من، همونطور که گفتم واشینگتنه که مثل همیشه بازی خوبی ارائه میده؛ برای همین هم احتمالاً بازیگر مورد علاقه منه، یا اون یا لئوناردو دیکاپریو. جان تراولتا هم خوب عمل میکنه، هرچند در طول فیلم همش حس فیلم «تغییر چهره» (Face/Off) بهم دست میداد. اینجا چند باری منو خندوند و دیالوگهای خوبی داشت. بقیه بازیگرها معمولی بودن، هرچند دیدن جیمز گاندولفینی خوب بود. در کل، با در نظر گرفتن همه چیز، ارزش یک بار دیدن رو داره.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً منصفانه نیست که این فیلم رو با نسخه خیلی پیچیدهتر سال ۱۹۷۴ مقایسه کنیم، چون تونی اسکات نگاهی کلی به اون الگو داشته و تقریباً کل داستان رو بازنویسی کرده. داستان درباره یه گروه از جنایتکارهای سازمانیافتهست که نقشه یه سرقت جسورانه از متروی نیویورک رو میکشن. نقشهشون سادهست: یه واگن رو میگیرن و رهبرشون «رایدر» (جان تراولتا) ۱۰ میلیون دلار ظرف یک ساعت میخواد، وگرنه جنازهها روی هم تلنبار میشن. رابط اون در اتاق کنترل «گاربر» (دنزل واشینگتن) هستش. چیزی که مشخص نیست، هدف نهایی این جنایتکارهاست. مبلغ درخواستی خیلی زیاد نیست و میدونیم گاربر هم تحت بازجویی برای رشوهخواریه، پس آیا ماجرای شومتری در جریانه؟
تونی اسکات تونسته فضای خفقانآور تونلها رو خوب دربیاره و موسیقی تهاجمی هری گرگسون-ویلیامز هم به ساخت تنش کمک میکنه، اما برای من، تراولتا اون ابهت و تهدیدی که انتظار داشتم رو نداشت. درسته که شخصیتش پست و خشنه، اما بازیش خیلی تکبعدی بود و نتونست اون جذابیت مرموز رو حفظ کنه. واشینگتن هم به همین ترتیب، اونقدر که باید روی داستان مسلط نبود تا حس وحشت واقعی رو به ما منتقل کنه. بقیه بازیگرهای مکمل هم چنگی به دل نمیزدن و فقط کلی دیالوگهای فریادگونه و بیهوده داشتن. شاید اصلاً نیازی به بازسازی این فیلم نبود، اما دیدنش باعث میشه یادتون بیاد رابرت شاو در نسخه قدیمی چقدر عالی بود.