فانوس سبز

فانوس سبز

در دنیایی مرموز، سپاه فانوس سبز (Green Lantern Corps)، یک نیروی دفاعی نخبه برای برقراری صلح و عدالت، قرن‌هاست که وجود دارد. هال جردن (Hal Jordan)، خلبان آزمایشی بی‌باک، با انتخاب شدن توسط «حلقه» (منبع قدرتی که از اراده تغذیه می‌کند)، به قدرت‌های فوق‌بشری دست می‌یابد. او در ابتدا با تردید، اما پس از مرگ «آبین سور»، برترین فانوس سبز، این چالش را می‌پذیرد. هال با کنار گذاشتن شک و تردیدهایش و با انگیزه گرفتن از حس وظیفه‌شناسی و عشق به همکار زیبا و باهوشش، کارول فریس (Carol Ferris)، به زودی فراخوانده می‌شود تا از بشریت در برابر «پارالاکس» (Parallax) دفاع کند؛ موجودی شرور و قدرتمند که از ترس تغذیه می‌کند. از آنجا که بسیاری از فانوس‌های سبز کشته شده‌اند و سپاه ضعیف شده است، هال جردن آخرین شانس جهان است و شاید او دقیقاً همان فانوس سبزی باشد که برای محافظت از دنیا در برابر آسیب‌ها لازم است.

سال انتشار: 2011 کارگردان: Martin Campbell ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Greg Berlanti، Michael Green، Marc Guggenheim امتیاز: 5.5

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

یه اثر سبز و جمع‌وجور. «فانوس سبز» برای کسی مثل من که دنبال یه سرگرمی پر زرق‌وبرق و پر سر و صدا بود، کارش رو خوب انجام داد. انتظار خاصی ازش نداشتم جز اینکه به شعورم توهین نشه، و در کل از پسش برمی‌آد. این فیلم بیشتر شبیه اون دسته از اقتباس‌های کمیک‌بوکیه که هیچ قصدی برای ساختن یه قهرمان افسرده و درگیر با خودش نداره؛ نه خبری از برنامه‌های مخفیانه هست و نه استعاره‌های پیچیده در جبهه‌ی شرورها. پس بله! یه کم حال و هوای فانتزی و اغراق‌آمیز (Campy) داره. اگه دنبال همچین چیزی بودید، فیلم خوبیه. جلوه‌های ویژه خیلی خوب کار شده، هرچند سکانس‌های مربوط به یکی از شرورها یعنی پارالاکس، به خاطر ظاهر واقعاً مسخره‌اش یه کم خراب شده. داستان پیچیدگی‌های قابل‌قبولی داره، اما نویسنده‌ها خیلی تلاش کردن که اون رو برای مخاطب جوان ساده نگه دارن؛ که هم خوبه و هم بد، چون باعث شده فیلم در عین حال که سرگرم‌کننده‌ست، گاهی لوس و شعاری بشه. بازیگری‌ها معمولی بود، چون فیلمنامه اصلاً تکلیفش با خودش روشن نیست که کی به شخصیت‌ها عمق عاطفی بده و کی اون‌ها رو آسیب‌پذیر نشون بده. در کل یه فیلم ابرقهرمانی بی‌خطره؛ مثل یه دسر شیرین که برای مدتی آدم رو راضی می‌کنه و بعد هم سریع از یاد می‌ره. نمره ۶ از ۱۰. پیشنهاد می‌کنم نسخه طولانی‌تر (Extended Cut) رو ببینید چون به شخصیت‌های انسانی بیشتر پرداخته.

2015-09-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

بیست سال از ساخت این فیلم می‌گذره و من هنوزم دوستش دارم. خب، شاید به خاطر اینه که رایان رینولدز (Ryan Reynolds) با اون لباس‌های زیرش این‌ور و اون‌ور می‌ره و واقعاً توی این دو ساعت در جذاب‌ترین حالتشه. اون نقش «هال» رو بازی می‌کنه، یه خلبان آزمایشی کله‌شق که باعث می‌شه رئیسش (که همون کارولِ جذاب با بازی بلیک لایولی هست) یه قرارداد دولتی نون‌ونوآر رو از دست بده. در همین حین، یه موجود شرور بی‌شکل که از ترس تغذیه می‌کنه، از زندان دورافتاده‌اش در انتهای جهان فرار می‌کنه و سپاه فانوس سبز باید برای شکست دادنش بسیج بشن. یکی از بهترین‌های اون‌ها به دست این موجود کشته می‌شه و حلقه‌اش (که نماد قدرت این فرقه است) به هالِ بی‌تجربه می‌رسه. حالا رایانِ ما با لباس‌های چرمی چسبان و یه عینک که حتی هویتش رو از یه آدم نابینا هم نمی‌تونه مخفی کنه، وارد ماجراجویی‌های باحالی می‌شه تا درباره‌ی قدرت اراده، انضباط و قدرت رنگ سبز یاد بگیره! همزمان، یه سری اتفاقات هم برای «هکتور» (پیتر سارسگارد)، پسر بخت‌برگشته‌ی سناتور هاموند قدرتمند (تیم رابینز) می‌افته که باعث می‌شه هال و کارول حسابی سرشون شلوغ بشه. جلوه‌های ویژه خوبه؛ مارک استرانگ در نقش «سینسترو» عالی بازی کرده و اون پیرمردهای با رداهای بلند هم بامزه هستن. نه، این فیلم «جنگ ستارگان» نیست و فیلمنامه‌اش هم افتضاحه، ولی بازم... مگه می‌شه دوستش نداشت؟

2024-05-18


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 4

فیلم «فانوس سبز» واقعاً فیلم بدیه. با توجه به شهرتی که این فیلم داره، غیرممکن بود که ندونم با چی طرفم؛ از حرف‌هایی که این سال‌ها شنیده بودم گرفته تا شوخی‌های خود رایان رینولدز با این فیلم محصول ۲۰۱۱. حالا کاملاً می‌فهمم چرا. اولش فکر می‌کردم مگه می‌شه به اون بدی که می‌گن باشه؟ و پسر، واقعاً هست! بازی رینولدز خیلی ضعیفه؛ کاملاً مشخصه که این مال دوران فیلم‌های کمدی-رومانتیک رایان رینولدزه، نه دوران «ددپول». جالبه که اگه این فیلم بعد از ددپول ساخته می‌شد، شاید حتی با همین عناصر هم می‌تونست موفق بشه. بلیک لایولی در نقش کارول فریس واقعاً خوبه (خوشحالم که اون و رینولدز حداقل از این تجربه به هم رسیدن!). مارک استرانگ هم که طبق معمول نقش‌های خودش رو خوب بازی می‌کنه. پیتر سارسگارد در نقش یه شخصیت ضعیف، ناامیدکننده ظاهر شده. آنجلا باست و تیم رابینز هم پتانسیلشون هدر رفته. تایکا وایتیتی هم یه نقش کوتاه داره که اصلاً قابل شناسایی نیست! تعجب می‌کنم (و البته خوشحالم) که این فیلم باعث نشد شانس رایان رینولدز برای بازی در نقش ددپول از بین بره. خوشبختانه برای اون، این فیلم فقط یه لکه‌ی ننگ خنده‌دار توی کارنامه‌اش باقی موند.

2024-09-09