Public Enemies
دهه دشوار ۱۹۳۰، دوران سارقانی است که با تکراری نگرانکننده به بانکها و دیگر اهداف ثروتمند دستبرد میزنند. در میان آنها، هیچکس بدنامتر از جان دیلینجر (John Dillinger) نیست، که باندش با کارایی هوشمندانهای علیه کسبوکارهای بزرگ فعالیت میکنند در حالی که با شهروندان عادی کاری ندارند. همانطور که دیلینجر به یک قهرمان مردمی تبدیل میشود، رئیس افبیآی، جی. ادگار هوور (J. Edgar Hoover)، مصمم است با مأمور کردن مأمور زبده، ملوین پرویس (Melvin Purvis) برای شکار دیلینجر، جلوی امثال او را بگیرد. در حالی که پرویس با واقعیتهای این تعقیب و گریز دست و پنجه نرم میکند، خود دیلینجر با از دست دادن دوستان، محدود شدن گزینهها و تغییر دنیای جنایات سازمانیافته که دیگر جایی برای او ندارد، با آیندهای شوم روبرو میشود.
سال انتشار: 2009 کارگردان: Michael Mann ژانر: Biography، Crime، Drama نویسندگان: Ronan Bennett، Michael Mann، Ann Biderman امتیاز: 6.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**دیلینجر، یک راهزن نمادین در فیلمی محترمانه و خوشساخت.**
فیلمهای باکیفیت درباره دوران ممنوعیت الکل و جنایتکاران برجسته این دوره از تاریخ آمریکا کم نیستند: آل کاپون، باگزی سیگل و دیگران، نوعی «عصر طلایی» برای جنایات سازمانیافته ساختهاند. جان دیلینجر (John Dillinger) هم در میان آنهاست و جایگاه بالایی در لیست جنایتکاران بزرگ این دوران دارد. دیلینجر پس از جوانی سرکش و بزهکارانه، از نیروی دریایی فرار کرد و در نهایت پس از سرقت از یک خواربارفروشی به تحمل تقریباً بیست سال زندان محکوم شد. این حکم بیش از حد سنگین تلقی شد و دیلینجر را کینهای کرد. از آن زمان، او زندان ایالتی ایندیانا را به مدرسه جرم و جنایت خود تبدیل کرد تا اینکه در سال ۱۹۳۳ آزاد شد. او با آزادیاش، اولین باند خود را تشکیل داد و سرقت از بانکها را شروع کرد که او را مشهور کرد. در سال ۱۹۳۴، او در آریزونا دستگیر و به کراون پوینت ایندیانا فرستاده شد و از آنجا با استفاده از یک هفتتیر قلابی که از قالب صابون یا چوب ساخته شده بود، فرار تماشاییای انجام داد. فرار او، شهرتی که قبلاً به دست آورده بود و ماهیت بینالایالتی جنایاتش، پای افبیآی تازه تأسیس را به میان کشید. در همین حال، دیلینجر گروه دوم جنایتکاران را تشکیل داد که شامل «بیبی فیس» نلسون مشهور هم میشد و سرقتهایش را از سر گرفت، در حالی که سعی میکرد از چنگ مقامات فرار کند. ماهها بعد، پس از اینکه چندین بار تا مرز دستگیری پیش رفت، به او خیانت شد و لو رفت و بیرون یک سینما به قتل رسید.
فیلم خیلی خوب است. به وقایع و زندگی دیلینجر به اندازه کافی وفادار است، اما کمی مسائل را با هم ترکیب میکند و ترتیب وقایع را برای افزایش تعلیق دراماتیک تغییر میدهد (مثلاً مرگ «پریتی بوی» فلوید خیلی قبل از مرگ دیلینجر نشان داده میشود، اما در واقعیت ماهها بعد در یک مزرعه ذرت اتفاق افتاد). علاوه بر این، فیلم در برخی موارد اغراق میکند. با این حال، اینها امتیازاتی است که من میپذیرم چون فیلم، علاوه بر اینکه یک اثر داستانی است، به حقایق تاریخی احترام میگذارد. اما روایت نه چندان واضح فیلم را به این راحتی نمیپذیرم: هر کسی که دیلینجر و زندگیاش را خوب نشناسد، برای دنبال کردن فیلم کمی دچار مشکل میشود. شاید همین موضوع کمک کند بفهمیم چرا این فیلم خارج از آمریکا، جایی که جان دیلینجر کمتر شناخته شده است، شکست خورد.
مایکل مان (Michael Mann) کارگردان بسیار لایقی است، دقیق است و به گذشته احترام میگذارد. ما این ویژگیها را در «آخرین موهیکان» و «وثیقه» و دیگر فیلمهای باکیفیت او دیدهایم. کارگردان در این فیلم کار بسیار خوبی انجام میدهد و ماجراهای زندگی این جنایتکار و ترفندهای او برای فریب پلیس را به خوبی دنبال میکند. فیلمبرداری باشکوه است و استفاده فوقالعادهای از نور و رنگ، به خصوص در صحنههای شبانه شده است؛ همچنین لوکیشنهای فیلمبرداری، وسایل صحنه، خودروها، لباسها و دکورها متقاعدکننده و کاملاً واقعگرایانه هستند.
بزرگترین نقص فیلم برای من، نگاه بیطرفانه و سردی است که به همه چیز دارد. با توجه به اینکه قهرمان داستان یک قانونشکن است و هیچکدام از کارهایش قابل قبول نبود، اگر فیلم کاری میکرد که بتوانیم او را دوست داشته باشیم، یک امتیاز مثبت بود. در واقع، چیزی که بیشتر از همه برای من جلب توجه کرد، مرز بسیار باریکی بود که مأموران قانون و جنایتکارانی را که تعقیب میکردند از هم جدا میکرد: بهش فکر کنید، دیلینجر بازداشت نشد تا در دادگاه حاضر شود، او در یک میدان عمومی و در محاصره صدها نفر که اگر اوضاع از کنترل خارج میشد ممکن بود آسیب ببینند، اعدام شد. چه کسی قهرمان است و چه کسی شرور؟ مرزها هم در فیلم و هم در خودِ زندگی مبهم هستند.
در نهایت فقط میتوانم درباره بازیگران صحبت کنم که با اطمینان توسط جانی دپ (Johnny Depp) رهبری میشوند؛ بازیگری که استعداد خاصی در ایفای نقش شخصیتهای پیچیده و غیرمعمول دارد و در اینجا هم اجرای بسیار خوبی ارائه میدهد. کریستین بیل (Christian Bale)، بازیگر بااستعداد دیگری برای نقشهای تأثیرگذار، نقش مأمور فدرال مسئول دستگیری دیلینجر را بازی کرد و در تلاش خود فوقالعاده است. ماریون کوتیار (Marion Cotillard) در نقش دوستدختر دیلینجر هر کاری از دستش برمیآید انجام میدهد، اما حقیقت این است که فیلم نیازی به تلاش برای ایجاد رابطه عاشقانه نداشت، هرچند این شخصیت برای درک زندگی این جنایتکار خوشتیپ لازم بود، و به همین دلیل او چیز زیادی به محصول نهایی اضافه نمیکند. در میان بازیگران، حضور استیون گراهام، دیوید ونهام و جیمز روسو هم قابل توجه است.