Zombieland
در جستجوی خانواده. در اوایل قرن بیست و یکم، زامبیها آمریکا را تسخیر کردهاند. یک دانشجوی کالج خجالتی در تگزاس با پیروی از ۳۰ قانون خود زنده مانده است؛ قوانینی مانند: «صندلی عقب را چک کن»، «شلیک دوم برای اطمینان» و «از دستشوییهای عمومی دوری کن». او تصمیم میگیرد به اوهایو سفر کند تا ببیند آیا والدینش زنده هستند یا خیر. او با یک زامبیکش خشن و بیرحم که راهی فلوریدا است همسفر میشود و به زودی با زن جوانی روبرو میشوند که خواهرش توسط زامبی گزیده شده و میخواهد به رنج او پایان دهد. این دو خواهر راهی پارکی در لسآنجلس بودند که شنیدهاند هیچ زامبیای در آنجا وجود ندارد.
سال انتشار: 2009 کارگردان: Ruben Fleischer ژانر: Action، Comedy، Horror نویسندگان: Rhett Reese، Paul Wernick امتیاز: 7.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سرگرمکننده بود، ولی نه اونقدری که نمرهاش بالاتر از ۵ از ۱۰ بشه.
2013-11-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید :) چند سالی بود که «سرزمین زامبیها» رو ندیده بودم، اما با اکران قسمت دومش در این هفته، الان بهترین فرصت بود که دوباره به دنیای خندهدار زامبیها برگردم. فیلم هنوز هم به طرز باورنکردنیای جذابیتش رو حفظ کرده. در دورانی که فیلمها و سریالهای زامبیمحور تازه داشتن زیاد میشدن (سریال واکینگ دد یک سال بعد پخش شد)، این کمدی زامبی پساآخرالزمانی هنوز هم یکی از بهترین فیلمهای زامبی قرن باقی مونده. استفاده از زامبیها خیلی زود به یه کلیشه تبدیل شد که نه خندهدار بود و نه ترسناک. امروزه مردم عادت کردن که مدام مردههای متحرک رو روی پرده ببینن، پس چرا فیلمی محصول ۲۰۰۹ مثل این هنوز جواب میده؟
خب، اول از همه، تیم بازیگری فوقالعاده نیمی از راه موفقیت رو رفته. در سال ۲۰۰۹، فقط وودی هارلسون (Woody Harrelson) یک بازیگر بزرگ و شناختهشده بود. اما استون (Emma Stone) و جسی آیزنبرگ (Jesse Eisenberg) هنوز در کار واقعاً شاخصی بازی نکرده بودن، تا جایی که ابیگیل برسلین (Abigail Breslin) از اونا شناختهشدهتر بود. اون با اینکه فقط ۱۳ سالش بود، یه نامزدی اسکار برای نقش مکمل (Little Miss Sunshine) داشت. با این حال، همه بازیهای درخشانی ارائه میدن که داستان ساده اما سرگرمکننده رو به چنان موفقیتی میرسونه که به یک کلاسیک زامبی تبدیل میشه.
هارلسون در نقش تالاهاسی، پسری که از هیچی نمیترسه و دوست داره «از چیزهای کوچک لذت ببره»، یکی از باحالترین نقشهای دوران کاریاش رو ایفا میکنه. آیزنبرگ دقیقاً اون تیپ بازیگری نیست که من بپسندم چون تواناییهای بازیگریاش محدوده. اون همیشه یه مدل شخصیت رو ارائه میده: یه آدم عجیبوغریب، پر از تیک و با ویژگیهای خاص که اکثر اوقات جواب نمیده. اما برخلاف این تمایل، شخصیت کلمبوس (Columbus) به شکلی منطقی و خندهدار با این مدل جور درمیآد، به همین خاطر آیزنبرگ منبع اصلی کمدی فیلمه. از لیست قوانینش گرفته تا رفتار عجیبش، همه چیز طبیعی به نظر میرسه چون پیشینه شخصیت، این رفتار دستوپاچلفتیاش رو توجیه میکنه.
استون و برسلین لحظات خوبی با هم دارن، همینطور هارلسون و آیزنبرگ، اما دو نفر اول سکانسهای هیجانانگیز کمتری دارن. با این حال، با اینکه شخصیت دخترها میتونست بیشتر پردازش بشه، رابطهشون دلیل قانعکنندهای به ما میده که بهشون اهمیت بدیم. ویچیتا (Wichita) ممکنه فقط شبیه اون دختر جذاب کلیشهای به نظر برسه که عاشق پسر خوب داستان میشه، اما اون برای محافظت از خواهرش هر کاری میکنه و عشقش به لیتل راک (Little Rock) به شخصیتش وزن میده.
شیمی بین بازیگرها بدون شک خیرهکننده است. از نظر بصری کاملاً مشخصه که اونا موقع ساخت این فیلم کلی بهشون خوش گذشته و همین موضوع هر مکالمه یا صحنه اکشن رو جذابتر میکنه. زمان کوتاه فیلم اجازه میده داستان با ریتم تندی پیش بره، پر از لحظات شاد و کلی کشتوکشتار خونی زامبیها. طراحی تولید هم عالیه. استفاده عالی از جلوههای ویژه میدانی و لوکیشنهای واقعی، به اضافه یک موسیقی متن بینقص. روبن فلیشر (Ruben Fleischer) دقیقاً میدونست میخواد فیلمش چی باشه و هرگز سعی نکرد اون رو به چیزی بیشتر تبدیل کنه. بله، هنوز هم یه جورایی تم عاشقانه داره و بعضی از داستانهای گذشته ممکنه خندهدار یا شاد نباشن. با این حال، هرگز مصنوعی یا ساختگی به نظر نمیرسه. فیلم بیش از حد کش نمیآد چون «سرزمین زامبیها» نه یک فیلم عاشقانه است و نه درام. این فیلم عمداً اغراقآمیزه، با کلیشهها خلاقانه بازی میکنه و صرفاً ۸۸ دقیقه سرگرمی خالصه.
ما در سال ۲۰۱۹ هستیم و استودیوها یادشون رفته چطوری فیلمهایی مثل این بسازن! هر سال دهها فیلم بلاکباستر ساخته میشه که اگه استودیوها میذاشتن همون چیزی باشن که باید، خیلی سرگرمکننده میشدن، اما نه. اونا حتماً باید یه داستان مرتبط داشته باشن که لحن سیاسی یا پیام اجتماعی داشته باشه. «سرزمین زامبیها» تمام ویژگیهای یک بلاکباستر خالص رو داره: تیم بازیگری فوقالعاده، روایت مستقیم پر از سکانسهای هیجانانگیز، زمان کوتاه با ریتم تند، شخصیتهای جذاب و هزاران زامبی. اینها رو کنار یک فیلمنامه خندهدار پر از شوخیهای باحال بذارید و میبینید که یکی از بهترین فیلمهای زامبی قرن رو دارید. از اون فیلمهاییه که دقیقاً چیزی که مردم بهش میگن «نقطه ضعف» رو نداره. «سرزمین زامبیها» کلیشهها و روایتهای تنبلانه خودش رو داره، اما با حدود ۸۰ دقیقه سرگرمی تماشایی، کاملاً اونا رو جبران میکنه. این یک فیلم کالت کلاسیک در سبک زامبییه. یا مرد باش یا خفه شو، ولی این فیلم لعنتی رو حتماً ببین! نمره: -A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**سرزمین زامبیها یه ضیافت خندهدار برای طرفدارهای کمدی و زامبییه.**
این فیلم یه نگاه شوخ و شنگ به انبوه فیلمهای زامبیمحوریه که بعد از محبوبیت واکینگ دد ساخته شدن. داستان یه گروه از شخصیتهای عجیب با شخصیتهای خاص رو دنبال میکنه که به دنیای پساآخرالزمانی پرتاب شدن. اما به جای اینکه مدام در ترس و تلاش برای بقا باشن، انگار شخصیتها فکر میکنن این هم یه روز معمولی مثل بقیه روزهاست. انگیزهشون به جای فرار از مرگ، پیدا کردن کیکهای توینکی یا عشقه. این تغییر لحن باعث شده با یه داستان بسیار سرگرمکننده و خودآگاه روبرو باشیم که شوخیهای باحالی با کلیشههای سنتی زامبی میکنه. بازیگرها هم این لحن رو عالی درآوردن؛ هارلسون، آیزنبرگ و استون همگی بازیهای کنایهآمیز اما در عین حال واقعی و صمیمانهای ارائه میدن.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
جسی آیزنبرگ (Jesse Eisenberg) تمام تلاشش رو میکنه تا ادای چارلتون هستون (Charlton Heston) رو دربیاره، به عنوان تنها مردی که ظاهراً در سیارهای پر از زامبیهای گرسنه باقی مونده. روایت اولیهاش به ما سرنخی میده که چطور تا الان زنده مونده و گزیده نشده - و اینکه استفاده از توالت چقدر میتونه خطرناک باشه - قبل از اینکه با «تالاهاسی» (وودی هارلسون) در باقیمانده بزرگراه روبرو بشه. وقتی مطمئن میشن هر دو هنوز انسان هستن، با هم متحد میشن و به دنبال «توینکی» (همون کیکهای خوشمزه!) میرن. اونا یه فروشگاه مواد غذایی پیدا میکنن و سریع «ویچیتا» (اما استون) و خواهر دوازده سالهاش «لیتل راک» (ابیگیل برسلین) رو نجات میدن، اما خیلی زود میفهمن که حالا خودشون هستن که نیاز به نجات دارن.
یه سری موش و گربه بازی بین این چهار نفر که حالا آخرین بازماندهها هستن شکل میگیره، قبل از اینکه اوضاع برای یک ساعت ماجراجویی کمدی آروم بشه؛ ماجراجوییهایی که اونا رو برای مدتی به عمارت بیل موری (Bill Murray) در بورلی هیلز میکشونه، قبل از اینکه در یک شهربازی به اوج خودش برسه و نبردی راه بیفته که فقط موسیقی انیو موریکونه رو کم داره. این چهار شخصیت خیلی خوب با هم جفتوجور شدن؛ هارلسون در اوجیه که یادآوری میکنه چرا اصلاً با سریال «Cheers» مشهور شد، آیزنبرگ و استون رابطهشون رو شکل میدن و برسلین جوان هم با یه جور نگاه عاقلاندرسفیه بهشون نگاه میکنه. این یه فیلم واقعاً شاده. خوب نوشته شده، پر از تیکههای کوتاه و نیشدار و کلی ادای احترام به فیلمها و بازیگرهای دیگهای که در طول سالها با تم زامبی سر و کله زدن. فیلم کوتاه و خوبیه، پس خبری از صحنههای مبارزه طولانی و تکراری که حوصله آدم رو سر ببره نیست، فقط کلی کشتوکشتار کوتاه و شیرین با هر وسیلهای که فکرش رو بکنید (حتی مخلوطکن غذا!).