An Education

An Education

در اوایل دهه ۱۹۶۰، جنی ملور (Carey Mulligan) شانزده ساله به همراه والدینش در حومه لندن، منطقه توئیکنهم زندگی می‌کند. طبق خواسته‌ی پدرش جک (Alfred Molina)، تمام فعالیت‌های جنی تنها با هدف پذیرفته شدن در دانشگاه آکسفورد انجام می‌شود، چرا که پدرش می‌خواهد او زندگی بهتری نسبت به خودش داشته باشد. جنی دختری باهوش، زیبا و سخت‌کوش است که استعدادی ذاتی دارد. تنها مشکلاتی که پدرش در زندگی او می‌بیند، دشواری او در یادگیری زبان لاتین و رابطه‌اش با پسری به نام گراهام (Matthew Beard) است که با وجود مهربانی، در روابط اجتماعی کمی ناشی است. زندگی جنی پس از آشنایی با دیوید گلدمن (Peter Sarsgaard)، مردی که بیش از دو برابر او سن دارد، تغییر می‌کند. دیوید تمام تلاشش را می‌کند تا به جنی و خانواده‌اش نشان دهد که نیت بدی ندارد و تنها می‌خواهد او را با فعالیت‌های فرهنگی مورد علاقه‌اش آشنا کند. جنی به سرعت به زندگی جدیدی که دیوید و همراهان همیشگی‌اش، دنی (Dominic Cooper) و هلن (Rosamund Pike) به او نشان داده‌اند عادت می‌کند و رابطه‌ی او و دیوید به یک رابطه‌ی عاشقانه تبدیل می‌شود. با این حال، جنی به تدریج حقایق بیشتری درباره دیوید و به تبع آن دنی و هلن، و به ویژه نحوه کسب درآمد آن‌ها می‌فهمد. حالا جنی باید تصمیم بگیرد که آیا آنچه درباره آن‌ها فهمیده و ادامه چنین زندگی‌ای، ارزش گذشتن از برنامه‌هایش برای تحصیل در آکسفورد را دارد یا خیر.

سال انتشار: 2009 کارگردان: Lone Scherfig ژانر: Drama نویسندگان: Lynn Barber، Nick Hornby امتیاز: 7.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

«جنی» شانزده ساله (کری مولیگان) با پدر و مادر طبقه متوسط و بلندپروازش، «جک» (آلفرد مولینا) و «مارجوری» (کارا سیمور) زندگی می‌کنه که تنها آرزوی واقعی‌شون در زندگی اینه که اون توی دانشگاه آکسفورد درس بخونه. این موضوع در تمام دوران کودکی‌اش تنها هدفش بوده، تا اینکه با «دیوید» خوش‌تیپ (پیتر سارسگارد) روبرو می‌شه. اون راحت دو برابر جنی سن داره اما خیلی هیجان‌انگیزتر از دوست مدرسه‌ای‌اش «گراهام» (متیو بیرد) به نظر میاد. این از اون رابطه‌هایی نیست که یهو طرف رو از پا دربیاره، دیوید کم‌کم باهاش وارد گفتگو می‌شه و می‌فهمه که علایق مشترکی دارن. اون به جنی حس خاص بودن، جذاب بودن و بزرگ شدن می‌ده - و وقتی جنی رو با دوستاش «دنی» (دومینیک کوپر) و «هلن» (رزمند پایک) آشنا می‌کنه، جنی حس می‌کنه واقعاً وارد یه جمع اجتماعی هیجان‌انگیز شده.

نیازی به گفتن نیست که درس و مشقش افت می‌کنه - که باعث ناراحتی معلمش (اولیویا ویلیامز) می‌شه و خب، مثل همه ما در اون سن، نمیشه بهش حالی کرد که مسیر کوتاه‌مدتش لزوماً به نفع آینده‌اش نیست. با جلو رفتن فیلم، می‌فهمیم که هرچند «دیوید» و رفیقش آدم‌های بدی به نظر نمیان، اما یه جفت آدم رند هستن که نون‌شون رو از راه‌های قانونی ولی شاید کمی غیراخلاقی درمیارن. وقتی «جنی» می‌فهمه که دیوید یه راز بزرگ (و البته قابل پیش‌بینی) توی زندگی‌اش داره، مجبوره از بلوغ تازه‌یافته‌اش درست استفاده کنه.

یه چیز خیلی طبیعی نه فقط در بازی مولیگان، بلکه در رابطه‌ی در حال شکل‌گیری‌اش با مردی که دقیقاً می‌دونه چطور روی آدم تاثیر بذاره وجود داره. اون آدم خبیثی نیست، نقشه‌ای نداره که سریع جنی رو به تختخواب بکشونه، در واقع به نظر می‌رسه خودش هم به اندازه جنی به حضور این دختر جوان نیاز داره تا حس زنده بودن کنه؛ و این شخصیت‌پردازی‌ها خیلی خوب جواب داده. ستاره فیلم برای من احتمالاً مولینا بود. اون به بهترین شکل پدری رو به تصویر می‌کشه که رویاهاش برای دخترش در کنار اخلاقیات طبقه متوسطی‌اش، اون رو بین غریزه پدری برای محافظت از دخترش و جاه‌طلبی‌اش برای اینکه دخترش زندگی بهتر و کامل‌تری نسبت به خودش داشته باشه، گیر انداخته.

فیلم اواخرش یه کم از نفس می‌افته، اما باز هم مطمئن نیستم که دلم می‌خواست چطوری تموم بشه که ماست‌مالی به نظر نیاد - به هر حال، شاید همین‌طوری بهتر بود. فیلم ظاهر شیکی داره، ماشین‌های دهه ۶۰، لباس‌ها و موسیقی متن این رو تضمین می‌کنن و واقعاً ارزش دیدن داره.

2024-07-18