Alphas
پس از مرگ یک شاهد در یک پرونده قضایی، دکتر لی روزن (Dr. Lee Rosen) تیمی از «آلفاها» (انسانهای تکاملیافته) را رهبری میکند که دارای مهارتهای خاصی هستند و تیمی قدرتمند را تشکیل میدهند. همانطور که روزن به آنها آموزش میدهد تا از تواناییهای قابلتوجه خود استفاده کنند، آنها متوجه میشوند که نیروهای قدرتمندی پشت قتلهای دادگاه هستند، از جمله یکی از اعضای خودشان.
سال انتشار: 2011–2012 کارگردان: ژانر: Action، Drama، Sci-Fi نویسندگان: Michael Karnow، Zak Penn امتیاز: 7.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نه، متاسفم، ما این مدل داستانها رو بارها و بارها و بارها دیدیم. با اینکه سریالهایی مثل Poltergeist Legacy بودن که این کار رو کردن و تونستن سرگرمکننده و درخشان باشن... اما آلفاها هیچ چیز جدیدی برای ارائه نداره. کلی سریال شبیه این هست که حداقل یه چیز جدید به کانسپت اضافه کردن. نمیگم لذتبخش نیست، فقط هیچ چیز جدیدی به ایدهای که قبلاً بارها دیدیم اضافه نمیکنه.
2023-01-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
## **نقد سریال آلفاها (2011): پتانسیلی که ناتمام ماند - ۷/۱۰**
در شلوغی سریالهای ابرقهرمانی اوایل دهه ۲۰۱۰، *آلفاها* جایگاه متمایز و جذابی برای خودش پیدا کرد. این سریال به جای استفاده از لباسهای چسبان و پر زرق و برق، رویکردی واقعگرایانه و تقریباً پلیسی داشت و یک سوال جذاب را مطرح میکرد: چه میشد اگر تواناییهای فوقبشری صرفاً نسخههای پیشرفته اما ناقصی از عملکردهای مغز انسان بودند؟ برای دو فصل، این سریال دنیای جذابی از فراانسانهای مبتنی بر علم ساخت، اما درست زمانی که موتور داستانش گرم شده بود، به شکلی تراژیک کنسل شد.
### نقاط قوت: نگاهی هوشمندانه به قدرتهای بدنی
*آلفاها* در اجرای ایده اصلیاش عالی بود. تیم اصلی از خدایان یا میلیاردرها تشکیل نشده بود، بلکه افرادی با تواناییهای عصبی بسیار خاص بودند. دکتر لی روزن (با بازی فوقالعاده همدلانه دیوید استراترن) گروهی را رهبری میکرد که شامل مردی با بینایی تقویتشده (که به او دقت نشانهگیری فوقالعاده میداد)، زنی که میتوانست زبان بدن ناخودآگاه را تفسیر کند، و یک «اوتیستیک نابغه» که میتوانست میدانهای الکترومغناطیسی را ببیند و کنترل کند، میشد. سریال با این قدرتها نه مثل جادو، بلکه به عنوان مهارتهایی با محدودیتهای واقعی و هزینههای فیزیولوژیک برخورد میکرد که یک زاویه دید علمی و تازه بود.
فرمت اپیزودیک سریال هم خوب جواب داد؛ تیم در هر قسمت روی پروندههایی تحقیق میکرد که پای آلفاهای دیگر در میان بود. این موضوع اجازه میداد تا از قدرتهایشان به شکل خلاقانهای استفاده کنند و با دشمنان منحصربهفردی روبرو شوند. ستاره بیچون و چرای دشمنان، استنتون پریش (با بازی جان پایپر-فرگوسن که آرامش ترسناکی داشت) بود؛ رهبر سازمان مخفی «Ghost Train» که دیدگاه بلندمدتش برای نژاد آلفا، یک تهدید فکری و جذاب ایجاد میکرد.
### نقص تراژیک: پایانی ناگهانی در آستانه بزرگی
نمره ۷/۱۰ نشاندهنده سریالی با پتانسیل بالاست که هرگز اجازه پیدا نکرد کاملاً شکوفا بشه. فصل اول یک مقدمهچینی محکم بود، اما در فصل دوم *آلفاها* به طرز چشمگیری سطح خودش رو بالا برد. ریسکها بیشتر شد، شخصیتها عمیقتر شدن و توطئه بزرگ با حضور پریش و وزارت دفاع، داستانی پیچیده و گیرا رو رقم زد.
عبارت **[درست وقتی که داشت اوج میگرفت]** بهترین توصیف برای کنسل شدن این سریاله. فینال فصل دوم یکی از بدنامترین پایانهای باز (Cliffhanger) در تاریخ تلویزیونه؛ اتفاقی نفسگیر و تغییردهنده بازی که همه شخصیتهای اصلی رو در وضعیتی فاجعهبار رها کرد و دنیای سریال رو برای همیشه تغییر داد. این فقط یک تعلیق ساده نبود؛ یک تغییر پارادایم بود، وعدهای برای یک فصل سوم پر از هیجان و ریسکهای جدید. کنسل کردن سریال دقیقاً در اون لحظه، لکه همیشگی «چی میشد اگه ادامه پیدا میکرد» رو روی کل مجموعه باقی گذاشت.
### حکم نهایی
**۷/۱۰ - یک سمفونی جذاب و ناتمام**
*آلفاها* سریالیه که هم تماشای دوبارهاش لذتبخشه و هم همیشه آدم رو حرص میده. ایده هوشمندانه، شخصیتپردازی قوی و نگاه خاصش به ابرقدرتها باعث میشه دو فصلش برای هر طرفدار این ژانر ارزش دیدن داشته باشه. رهبری ملایم اما قاطع دیوید استراترن به گروه وزن میده و قسمتهای پایانی فصل دوم از بهترینهای علمی-تخیلی زمان خودشون هستن. با این حال، آگاهی از پایان ناگهانی و حلنشدهاش روی کل تجربه تماشا سایه میندازه. شما روی این دنیا و شخصیتها سرمایهگذاری میکنید، اما سفر درست در حساسترین لحظه قطع میشه. این سریال یک اثر کالت محبوب باقی میمونه؛ یادآوری تراژیک از یک نمایش درخشان که درست وقتی داشت به اوج میرسید، بیصدا شد.
**ببینید اگر:** از علمی-تخیلیهای هوشمند و شخصیتمحور لذت میبرید و براتون مهم نیست که یک سفر عالی، پایانی ناگهانی و ناراضیکننده داشته باشه.
**نبینید اگر:** برای سریالهایی که میبینید نیاز به پایانبندی و سرانجام مشخص دارید؛ پایان باز این سریال براتون مثل یک خیانت خواهد بود.