La piel que habito

La piel que habito

دکتر رابرت لدگارد، دانشمندی است که به یاد همسر مرحومش که در یک تصادف رانندگی آتشین جان باخت، در تلاش است تا پوستی مصنوعی و بی‌نقص بسازد که در برابر سوختگی، بریدگی یا هر نوع آسیب دیگری مقاوم باشد. همان‌طور که او به تکمیل این پوست روی بیمار بی‌نقص خود نزدیک می‌شود، جامعه علمی نسبت به او مشکوک می‌شود و گذشته‌اش فاش می‌گردد؛ گذشته‌ای که نشان می‌دهد بیمار او با حوادث تراژیکی که دکتر دوست دارد فراموششان کند، پیوندی نزدیک دارد.

سال انتشار: 2011 کارگردان: Pedro Almodóvar ژانر: Drama، Mystery، Thriller نویسندگان: Pedro Almodóvar، Agustín Almodóvar، Thierry Jonquet امتیاز: 7.6

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

**فیلم خوبیه: پرتنش، عمیق، شوکه‌کننده، دراماتیک و درگیرکننده... اما در عین حال وحشیانه و اگه بخوایم به جزئیاتش فکر کنیم، تا حد زیادی غیرمنطقیه.** تا جایی که یادمه، این اولین فیلمی بود که از پدرو آلمودوار (Pedro Almodóvar) دیدم و دقیقاً همون چیزی بود که انتظار داشتم. شنیده بودم که اون کارگردان خیلی بصری‌ایه، از نشون دادن زشتی‌ها همون‌طوری که هستن نمی‌ترسه و رئالیسم و اصالت براش مهمه و گاهی داستان‌های پیچیده و جاه‌طلبانه‌ای رو روایت می‌کنه. این فیلم همه این ویژگی‌ها رو داره. راستش با اینکه این سبک سینما رو لزوماً دوست ندارم (و فکر کنم تنها کسی نباشم که وقتی رئالیسم و خشونت به حد اعلا می‌رسه احساس ناراحتی می‌کنه)، ولی از چیزی که دیدم خوشم اومد. با این حال، چندتا نقص وجود داره، مخصوصاً توی داستانی که روایت می‌شه. بعداً دربارش حرف می‌زنم. آلمودوار برای ساخت این فیلم از یه تیم بازیگری خیلی حرفه‌ای اسپانیایی استفاده کرده و واقعاً باید اعتراف کنیم که سینمای اسپانیا دوران خیلی خوبی رو می‌گذرونه و آدم‌های بااستعداد زیادی داره. با اینکه عادت کردیم آنتونیو باندراس (Antonio Banderas) رو توی فیلم‌های آمریکایی ببینیم، ولی اون اسپانیاییه و دیدنش اینجا که به زبان مادریش حرف می‌زنه عالیه. اون خیلی خوب بلده به شخصیتش یه ظاهر تاریک، سرد، حسابگر و کمی روانی بده. النا آنایا (Elena Anaya) هم بازی خیلی رضایت‌بخشی ارائه می‌ده. یان کورنت و ماریسا پاردس هم در نقش‌های فرعی، حمایت خوبی از همکارانشون داشتن. از نظر فنی هم فیلم نکات جالبی داره. فیلم‌برداری بیشتر توی منطقه گالیسیا انجام شده. لوکیشن‌ها خوب و به جا استفاده شدن، دکورها عالی هستن (مخصوصاً اتاق عمل با اون تجهیزات مدرن) و فیلم‌برداری واقعاً چشم‌گیره. تدوین هوشمندانه باعث شده ریتم فیلم خوب باشه و زمان بدون اینکه بفهمی بگذره. فیلم‌نامه از یه کتاب الهام گرفته شده، اما کارگردان اون‌قدر تغییرش داده که دیگه شباهت زیادی به منبع اصلی نداره. یه چیز جدیده. ما داستان جراحی رو دنبال می‌کنیم که متخصص جراحی پلاستیک و ترمیمی هست و می‌خواد پوست مصنوعی برای آدم‌های سوخته بسازد. البته این کارش ریشه در یه تروما داره؛ اون زنش رو توی آتیش‌سوزی ماشین از دست داده و دخترش هم اخیراً خودکشی کرده. اتفاقی که می‌افته اینه که از یه جایی به بعد، آزمایش‌های اون از نظر اخلاقی زیر سوال می‌ره و حتی تا جایی پیش می‌ره که یه نفر رو می‌دزده. نمی‌خوام زیاد لو بدم، فیلم کلی پیچش داستانی داره، اما اگه نگم که خیلی از این جزئیات و پیچش‌ها اصلاً منطق ندارن، صادق نبودم. اونا اصلاً با عقل جور در نمیان، از همون قضیه ساخت پوست مصنوعی گرفته تا بقیه چیزا. بازسازی صورت سوخته یه مشکل پزشکیه که هنوز خیلی مونده تا حل بشه. در ضمن نمی‌فهمم اینا چه ربطی به اون تغییر جنسیت فرضی داره (بیشتر نمی‌گم، خودتون فیلم رو ببینید... ولی بدونید که داستان خیلی عجیبیه، پس بچه‌ها و بزرگترها رو از اتاق بفرستید بیرون).

2023-05-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

بعد از از دست دادن همسرش در آتش‌سوزی، جراح ماهر «لدگارد» (آنتونیو باندراس) سال‌هاست که روی نوعی پوست کار می‌کنه که در برابر سوختگی مقاومه! بعد از حدود دوازده بار امتحان، شاید در آستانه یه موفقیت بزرگ باشه - اما واقعاً چطور تونسته این بافت پیشگامانه رو بسازه؟ ما که تماشا می‌کنیم تنها کسایی نیستیم که مشکوکیم؛ همکاران دانشمندش هم کم‌کم شکاک می‌شن و ما شروع می‌کنیم به کشف اینکه اون تو تمام این سال‌ها واقعاً داشته چیکار می‌کرده. این از اون پیچش‌های داستانیه که واقعاً آدم رو شوکه می‌کنه! این یکی دیگه از اون داستان‌های آلمودواره که واقعاً آزاردهنده است - اما نه به شکل هیستریک؛ یه داستان با ریتم تقریباً عالی و به شدت تهدیدآمیز که با بازی درخشان باندراس که وسواس و روان‌پریشی رو به شکلی خیره‌کننده به نمایش می‌ذاره، کامل می‌شه. دیالوگ‌ها زیاد نیستن، فقط در حدی که آدم رو مجذوب نگه دارن و من واقعاً از ۱۵ دقیقه آخر لذت بردم. برای آدم‌های نازک‌نارنجی نیست، ولی ارزش دیدن داره.

2024-05-30