هری پاتر و یادگاران مرگ (قسمت دوم)
Harry (Daniel Radcliffe)، Ron (Rupert Grint) و Hermione (Emma Watson) به جستجوی خود برای یافتن و نابود کردن سه «هورکراکس» (Horcruxes) باقیمانده ولدمورت (Voldemort با بازی Ralph Fiennes) ادامه میدهند؛ اشیاء جادویی که عامل جاودانگی او هستند. اما با فاش شدن راز «یادگاران مرگ» (Deathly Hallows) و پی بردن ولدمورت به ماموریت آنها، بزرگترین نبرد آغاز میشود و زندگی آنها دیگر هرگز به روال سابق باز نخواهد گشت.
سال انتشار: 2011 کارگردان: David Yates ژانر: Adventure، Family، Fantasy نویسندگان: Steve Kloves، J.K. Rowling امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این کیفیت باورهای یک نفره که موفقیتش رو تعیین میکنه، نه تعداد دنبالکنندههاش. خب، بالاخره رسیدیم به اینجا؛ هشتمین و آخرین قسمت از فرنچایزی که ۱۰ سال طول کشید و در مجموع نزدیک به ۲۰ ساعت زمان برد. داستان دقیقاً از همون جایی شروع میشه که قسمت اول «یادگاران مرگ» با اون پایان ناقص و کلافهکنندهاش تموم شد. ما دوباره همراه Harry، Hermione و Ron هستیم که دنبال هورکراکسهای باقیمانده میگردن تا Lord Voldemort شرور رو به یک موجود فانی تبدیل کنن. این خط داستانی همزمان با حرکات ولدمورت پیش میره؛ کسی که حالا «ابرچوبدستی» (The Elder Wand) رو در اختیار داره و ارتش عظیمی رو جمع کرده تا به هاگوارتز حمله کنه و به هدف نهاییش یعنی کشتن Harry برسه. در این بین، گرههای شخصیتی باز میشن و رازها برملا میشن...
David Yates کارگردانی رو بر عهده داره و Steve Kloves فیلمنامه رو اقتباس کرده؛ هر دو با توجه به سابقه طولانیشون در این سری، انتخابهای بینقصی بودن. هوشمندانه بود که زمان فیلم رو در حدود ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه نگه داشتن و خوشبختانه ریتم فیلم اصلاً نمیافته. من که کتابها رو نخوندم، نمیتونم بگم چی حذف شده یا کجاها برای جذابیت دراماتیک تغییر کرده، اما چیزی که مطمئنم اینه که سرمایهگذاری احساسی که طی این سالها روی این داستان کردیم و بزرگ شدن با این شخصیتها، باعث میشه این پایانبندی تمام حسهای آدم رو درگیر کنه. وقتی میشینی به تماشای فیلم، میفهمی که قراره آدمهایی رو که دوست داریم از دست بدیم و هاگوارتز، اون جای فوقالعادهای که اولین بار از دور توی شب دیدیم، قراره مورد حمله قرار بگیره و به یک مخروبه جنگی تبدیل بشه.
جلوههای ویژه خیرهکنندهست و بازیگرهایی که یه زمانی بچه بودن، حالا به عنوان بازیگرهای پختهای میدرخشن که اون حالتهای خشک قدیمی رو کنار گذاشتن. لایههای داستانی نشون میده که Rowling روی کاغذ چه کار بزرگی انجام داده. بعضی شخصیتها اصلاً شانسی در زندگی نداشتن، بعضیها زخمهای عمیق احساسی داشتن و بعضی دیگه رازهایی رو نگه داشتن که برای کل دنیای پاتر حیاتی بود. دنیای هری پاتر با وجود تمام زرق و برق جادوییش، در نهایت خودش رو به عنوان یک درام انسانی عمیق نشون میده که واقعاً درگیرکنندهست.
اینکه فیلم تونسته در عین نمایش کشتار در میدان نبرد و جنگ چوبدستیها، این حس رو منتقل کنه، جای تحسین داره. اما آیا این همون پایان تکاندهندهای بود که انتظارش رو داشتیم؟ خب، نه کاملاً. از نظر داستانی بله، اما با توجه به اینکه کل داستان به سمت نبرد نهایی Harry و ولدمورت پیش میرفت، دیدن اینکه این نبرد خیلی کوتاه و تا حدی ضدحال بود، کمی ناامیدکننده است. تقابل پسری که حالا مرد شده با اون دیکتاتور مارمانند باید اوج شکوه فیلم میبود، اما متأسفانه اینطور نشد. بدتر از اون، بخش «موخره» (Epilogue) فیلمه که با اون گریمهای پیرکننده مضحک، واقعاً توی ذوق میزنه. ولی اینها فقط ایرادهای جزئی هستن، نه قاتل فیلم؛ چون این یک سفر جادویی ۱۰ ساله بود. طرفدارها قطعاً بعد از تموم شدنش یه خلاء توی قلبشون حس میکنن و شاید مثل Snape یه قطره اشک هم بریزن. در نهایت، این فیلم یک پیروزی بود و ارزش تماشای مجدد کل این سری همیشه بالا میمونه. ۸ از ۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این کیفیت باورهای یک نفره که موفقیتش رو تعیین میکنه، نه تعداد دنبالکنندههاش. خب، بالاخره رسیدیم به اینجا؛ هشتمین و آخرین قسمت از فرنچایزی که ۱۰ سال طول کشید و در مجموع نزدیک به ۲۰ ساعت زمان برد. داستان دقیقاً از همون جایی شروع میشه که قسمت اول «یادگاران مرگ» با اون پایان ناقص و کلافهکنندهاش تموم شد. ما دوباره همراه Harry، Hermione و Ron هستیم که دنبال هورکراکسهای باقیمانده میگردن تا Lord Voldemort شرور رو به یک موجود فانی تبدیل کنن. این خط داستانی همزمان با حرکات ولدمورت پیش میره؛ کسی که حالا «ابرچوبدستی» (The Elder Wand) رو در اختیار داره و ارتش عظیمی رو جمع کرده تا به هاگوارتز حمله کنه و به هدف نهاییش یعنی کشتن Harry برسه. در این بین، گرههای شخصیتی باز میشن و رازها برملا میشن...
David Yates کارگردانی رو بر عهده داره و Steve Kloves فیلمنامه رو اقتباس کرده؛ هر دو با توجه به سابقه طولانیشون در این سری، انتخابهای بینقصی بودن. هوشمندانه بود که زمان فیلم رو در حدود ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه نگه داشتن و خوشبختانه ریتم فیلم اصلاً نمیافته. من که کتابها رو نخوندم، نمیتونم بگم چی حذف شده یا کجاها برای جذابیت دراماتیک تغییر کرده، اما چیزی که مطمئنم اینه که سرمایهگذاری احساسی که طی این سالها روی این داستان کردیم و بزرگ شدن با این شخصیتها، باعث میشه این پایانبندی تمام حسهای آدم رو درگیر کنه. وقتی میشینی به تماشای فیلم، میفهمی که قراره آدمهایی رو که دوست داریم از دست بدیم و هاگوارتز، اون جای فوقالعادهای که اولین بار از دور توی شب دیدیم، قراره مورد حمله قرار بگیره و به یک مخروبه جنگی تبدیل بشه.
جلوههای ویژه خیرهکنندهست و بازیگرهایی که یه زمانی بچه بودن، حالا به عنوان بازیگرهای پختهای میدرخشن که اون حالتهای خشک قدیمی رو کنار گذاشتن. لایههای داستانی نشون میده که Rowling روی کاغذ چه کار بزرگی انجام داده. بعضی شخصیتها اصلاً شانسی در زندگی نداشتن، بعضیها زخمهای عمیق احساسی داشتن و بعضی دیگه رازهایی رو نگه داشتن که برای کل دنیای پاتر حیاتی بود. دنیای هری پاتر با وجود تمام زرق و برق جادوییش، در نهایت خودش رو به عنوان یک درام انسانی عمیق نشون میده که واقعاً درگیرکنندهست.
اینکه فیلم تونسته در عین نمایش کشتار در میدان نبرد و جنگ چوبدستیها، این حس رو منتقل کنه، جای تحسین داره. اما آیا این همون پایان تکاندهندهای بود که انتظارش رو داشتیم؟ خب، نه کاملاً. از نظر داستانی بله، اما با توجه به اینکه کل داستان به سمت نبرد نهایی Harry و ولدمورت پیش میرفت، دیدن اینکه این نبرد خیلی کوتاه و تا حدی ضدحال بود، کمی ناامیدکننده است. تقابل پسری که حالا مرد شده با اون دیکتاتور مارمانند باید اوج شکوه فیلم میبود، اما متأسفانه اینطور نشد. بدتر از اون، بخش «موخره» (Epilogue) فیلمه که با اون گریمهای پیرکننده مضحک، واقعاً توی ذوق میزنه. ولی اینها فقط ایرادهای جزئی هستن، نه قاتل فیلم؛ چون این یک سفر جادویی ۱۰ ساله بود. طرفدارها قطعاً بعد از تموم شدنش یه خلاء توی قلبشون حس میکنن و شاید مثل Snape یه قطره اشک هم بریزن. در نهایت، این فیلم یک پیروزی بود و ارزش تماشای مجدد کل این سری همیشه بالا میمونه. ۸ از ۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من فقط میتونم در برابر تخیل JK Rowling شگفتزده بشم، چون این بخش پایانی سفر ۱۰ سالهمون با Harry، Ron و Hermione به یک اوج مناسب میرسه. اونها در حالی که هنوز به دنبال هورکراکسهای باقیمانده هستن، باید از تمام مهارتها و شجاعتشون استفاده کنن قبل از اینکه ولدمورت برگرده تا دنیای اونها (و ما) رو به آشوب بکشه. Radcliffe، Grint و Watson حالا کاملاً با نقشهاشون راحت هستن و این موضوع کاملاً مشخصه؛ اعتماد به نفس اونها جذابیت زیادی به فیلمنامه عالی و کارگردانی خوشریتم David Yates اضافه کرده. نه فقط این سه ستاره، بلکه بقیه بازیگرهایی که سالهاست میشناسیم هم توی این قسمت میدرخشن؛ مثلاً Dame Maggie Smith (پروفسور مکگوناگل) بالاخره وارد عمل میشه، یا Julie Walters که یک دوئل معرکه با Bellatrix Lestrange (با بازی Helena Bonham-Carter) داره. جلوههای ویژه جادویی فوقالعادهست و تمام خطوط داستانی به خوبی به هم گره میخورن. آیا لازم بود دو تا فیلم بشه؟ فکر میکنم تماشاگر از این دو قسمتی بودن سود برد، اما نسخه «Director's Cut» که کل داستان رو یکجا نشون بده، میتونه یک اثر حماسی سینمایی باشه. داستانهای عالی، شخصیتهای ملموس و تخیلی زنده؛ یک تجربه واقعاً لذتبخش!
2024-07-20