We Need to Talk About Kevin
اوا مادری است که سعی دارد پس از حادثهای که توسط فرزند عجیبش، کوین (Kevin)، رخ داده، زندگیاش را دوباره سر و سامان دهد. او که زمانی نویسندهای موفق بود، حالا مجبور است با هر چه سر راهش قرار میگیرد کنار بیاید، آن هم با وجود حرفها و کارهای عجیب و خطرناکی که از کوین سر میزند.
سال انتشار: 2011 کارگردان: Lynne Ramsay ژانر: Drama، Mystery، Thriller نویسندگان: Lynne Ramsay، Rory Stewart Kinnear، Lionel Shriver امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً تکاندهنده و کاملاً درگیرکننده بود. از اون فیلمهایی نیست که بتونم دوباره تماشاش کنم، اما خیلی خوشحالم که یک بار دیدمش. انتخاب بازیگرها و بازیها عالی بود. فیلمبرداری درخشان و کارگردانی فوقالعادهای داشت. کسانی که میتونن با موضوع فیلم کنار بیان، نباید از دستش بدن. _امتیاز نهایی: ۳.۵ از ۵ - شدیداً توصیه میکنم براش وقت بذارید._
2016-08-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**شکست در تربیت فرزند رو چطور تعریف میکنید!**
فیلم بر اساس کتابی به همین نام ساخته شده و کارگردانش اسکاتلندی هست. یک تریلر روانشناختی که از اون دست فیلمهاییه که ممکنه بعضیها موقع دیدنش احساس ناراحتی کنن. فیلم تعلیقی از یک اتفاق در گذشته رو با خودش حمل میکنه که تا یکچهارم پایانی فاش نمیشه. تا اون موقع ما رو وادار میکنه که مدام حدس بزنیم. با تکههایی از فلشبک، داستان مادری روایت میشه که برای بزرگ کردن اولین فرزندش، پسری به نام کوین، کلنجار میره. فیلم به ما نشون میده که او قبل از این چقدر شاد بوده. به محض اینکه باردار شد، همهچیز در زندگیاش برای همیشه تغییر کرد. او نتونست پسرش رو درک کنه. از همون نوزادی، کوین براش کلی دردسر درست میکرد. وقتی به نوجوانی میرسه، مدیریت او و اتفاقات اطرافش برای مادر حتی پیچیدهتر هم میشه. اما یک ضربه بزرگ کل محله رو شوکه میکنه و زندگی مادر رو به جهنم تبدیل میکنه.
فیلم طی یک ماه فیلمبرداری شده. تیلدا سوئینتون (Tilda Swinton) یکی از بهترین بازیهاش رو ارائه داده، شاید هم بهترینِ بهترینهاش. او باید نامزد اسکار میشد؛ به نظرم این یکی از بزرگترین نادیده گرفتهشدنهای تاریخه. بازیگران مکمل هم عالی بودن، از جمله جان سی ریلی (John C. Reilly) در یک نقش کوتاه و مخصوصاً اون بازیگرهایی که نقش کوین رو در سنین مختلف بازی کردن. لحن کلی فیلم عالی بود و اتمسفر کاملاً متناسب با نوع داستان خلق شده بود. باید زودتر میدیدمش، اما خب میدونید، گاهی نوع فیلم و حال و هوای آدم باعث میشه یه فیلم رو از قلم بندازه. به هر حال، توی لیست تماشای من بود و بالاخره دیدمش. فیلم خوبی بود، اما چیز خیلی خاصی نداشت. تم داستان قوی بود و انگار مستقیماً از یک اتفاق واقعی گرفته شده، مخصوصاً که این اتفاقات در ایالات متحده رایج هستن. پس اگه آمریکایی هستید یا با فرهنگ آمریکا آشنایی دارید، براتون جالب خواهد بود. این یک فیلم الهامبخش نیست، بلکه یک فیلم واقعگرایانه درباره شکست در فرزندپروریه.
پایان فیلم آزاردهنده بود، با این حال افشاگری خیلی جسورانهای در روایت وجود نداشت. قطعاً نگاه جالبی داشت، هرچند مقصر دونستن والدین، مخصوصاً مادر، کمی ناامیدکننده و افسردهکننده بود. به همین دلیله که داستان از دوران بارداری شروع میشه و تا پیچش نهایی ادامه پیدا میکنه. در واقع، این ترفندهای تدوین هست که باعث میشه فیلم پیچش داستانی داشته باشه، وگرنه یک داستان سرراست هست. برای یک بار دیدن بد نیست. روندش کند و زمانش طولانی بود، اگه فکر میکنید میتونید با این موضوع کنار بیایید، امتحانش کنید. _امتیاز: ۶ از ۱۰_
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از این فیلم لذت بردم، هرچند حس میکردم پتانسیل این رو داشت که خیلی خاصتر بشه. کارگردانی در کل قرص و محکم بود، با صداگذاری و جلوههای بصری عالی که در تمام طول فیلم حس میشد. یک تنش ظریف و وهمآور ایجاد میکنه که تا اوج شوم فیلم مدام بیشتر میشه. تیلدا سوئینتون عالی بود و واقعاً تنها بازیگری بود که درخشان ظاهر شد. جان سی ریلی انتخاب خیلی عجیبی بود، من واقعاً اون رو به عنوان یک بازیگر درام قبول ندارم و اینجا هم خودش رو نشون داد. ازرا میلر (Ezra Miller) خوب بود، هرچند به نظرم بازیش کمی اغراقآمیز بود. ریتم فیلم خیلی کند بود، حس میکردم مقدمهچینی برای پایانبندی بیش از حد طولانی شده و همهاش لازم نبود. به نظر من دو ساعت برای این فیلم زیاد بود. در کل، هنوز هم فیلم خوبیه با کارگردانی فوقالعاده که یکتنه توسط تیلدا سوئینتون نجات پیدا کرده. امتیاز: ۵۲٪ - نتیجه: متوسط
2023-05-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«اوا» (تیلدا سوئینتون) و «فرانک» (جان سی ریلی) زوج خیلی بعیدی به نظر میرسن اما با هم ازدواج میکنن و بچهدار میشن. او همون بچه معروف داستانه که اوا اصلاً نمیتونه باهاش ارتباط برقرار کنه. کافیه اوا بهش نگاه کنه تا بچه بزنه زیر گریه یا پوشکش رو کثیف کنه. با این حال اوا باید تحمل کنه و امیدوار باشه که با بزرگتر شدنش اوضاع بهتر بشه. چه خیال باطلی! در واقع وقتی این زوج صاحب یک دختر میشن، به نظر میرسه اوضاع بین اوا و پسرش (که حالا جسپر نیول نقشاش رو بازی میکنه) حتی بدتر هم میشه. باید گفت که او شخصیت اصلاً دلنشینی نیست و وقتی بزرگتر میشه (با بازی ازرا میلر)، دقیقاً میدونه چطور روی اعصاب مادرش راه بره تا هم حرفش رو به کرسی بنشونه و هم بدترین لحظات رو برای او رقم بزنه، در حالی که جلوی پدرش نقش بازی میکنه و با خواهرش تظاهر به دوستی میکنه.
خب، شاید پدر وقتی برای این نوجوان یک ست تیر و کمان اسباببازی خرید، فکر عاقبتش رو نکرده بود، مخصوصاً که این کار برای «کوین» که انگار کلمه «شرور» روی پیشونیش حک شده، به یک سرگرمی جدی تبدیل میشه. آدم از همون اول میدونه که همهچیز قراره بد تموم بشه، اما شاید نه به اون وحشتناکی که در پایان فیلم میبینیم. من از بازی میلر خوشم میاد و فکر میکنم اینجا حسابی اون جنبه حسابگرانه شخصیت «کوین» رو خوب درآورده. او همچنین در کنار سوئینتون که در اوج بود، خیلی موثر عمل کرد؛ سوئینتونی که استیصالش با هر بار به سیم آخر زدن، ملموستر میشد. داستان به صورت گذشتهنگر روایت میشه، بنابراین ما سرنخهایی داریم که اتفاق شنیعی افتاده، اما باید داستان رو دنبال کنیم تا بفهمیم چه چیزی منجر به این وضعیت شده. دیالوگها زیاد نیستن و همونهایی هم که هستن، یادآور مکالمات والدینیه که با بچهای که حرف نمیزنه سر و کله میزنن؛ از اون بچههایی که آدم وسوسه میشه بندازتشون جلوی اتوبوس! تماشای فیلم آزاردهندهست، اما نه بیدلیل. از اون فیلمهاییه که بدجور میره رو اعصابتون و این به خاطر بازی نیول، میلر و سوئینتونه که یک طوفان روانشناختی واقعاً سرد و لرزآور خلق کردن.