۳۰۰: ظهور یک امپراتوری
پس از پیروزی بر ۳۰۰ سرباز لئونیداس (Leonidas)، ارتش پارس به فرماندهی خشایارشا (Xerxes) به سمت دولتشهرهای بزرگ یونان پیشروی میکند. شهر دموکراتیک آتن که اولین مقصد ارتش خشایارشا است، قدرت خود را بر ناوگان دریاییاش به رهبری دریادار تمیستوکلس (Themistocles) بنا کرده است. تمیستوکلس مجبور میشود به یک اتحاد ناخواسته با رقیب سنتی آتن، یعنی اسپارتِ الیگارشیک تن دهد که قدرت اصلیاش در گروی نیروهای پیادهنظام برتر است. با این حال، خشایارشا همچنان از نظر تعداد نیرو در دریا و خشکی برتری مطلق دارد.
سال انتشار: 2014 کارگردان: Noam Murro ژانر: Action، Drama نویسندگان: Zack Snyder، Kurt Johnstad، Frank Miller امتیاز: 6.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با توجه به نمرهها و نقدهای بدی که دیده بودم، انتظار زیادی نداشتم ولی به نظرم فیلم نسبتاً خوبی بود. خط داستانی غافلگیرم کرد و جلوههای بصری و صحنههای نبرد واقعاً حماسی بودند. در کل میگم ارزش یک بار دیدن رو داره ولی توقعتون رو خیلی بالا نبرید. قسمت اول بهتره ولی این هم دنباله قابلقبولیه.
2014-07-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این از اون فیلمهاییه که همیشه مخالفهای خودش رو داره چون از نظر تاریخی دقیق نیست. یه سری فیلمها هستن که آدم انتظار داره توشون واقعیتهای تاریخی رعایت بشه و یه سری فیلمها هم نه؛ این فیلم جزو دسته دومه. اگه انتظار دقت تاریخی بالایی از این فیلم (یا کلاً هر محصول هالیوودی این روزها) داشتید، واقعاً باید در عقلتون شک کرد! واسه همین وقتی میبینم بعضیها توی نقدهاشون به فیلم یک ستاره میدن و ناله میکنن که چرا تاریخ رو به هم ریخته، حرص میخورم. نمیگم این فیلم شاهکاره، ولی به عنوان یک اثر سینمایی اصلاً در حد یک ستاره نیست. فیلم قابل دیدنه و حتی تماشاش لذتبخشه، اما واقعاً یک اثر حماسی و بزرگ نیست. صحنههای اکشن زیادی داره که از نقاط قوتشه. بعضی مناظر، مخصوصاً صحنههای دریایی، خیلی باشکوه هستن، هرچند به سبک معمول هالیوود توشون اغراق شده. مثلاً موجهایی که کشتیهای چوبی و سنگین پارویی ایجاد میکنن جوریه که انگار دارن با سرعت ۳۰ گره دریایی حرکت میکنن! اکشن فیلم هم از نوع پر از خون و خونریزیه. با توجه به صحنههای اسلوموشن زیاد و حجم خونی که توی هوا معلقه، فکر میکنم این موضوع بیشتر عمدی بوده تا از روی نادانی، هرچند که راحتیِ بریدن استخوان و گردن با اون شمشیرهای قدیمی اصلاً باورکردنی نبود. من با خون و خشونت مشکلی ندارم ولی باید بگم توی این فیلم، خونریزی انگار به بقیه بخشهای خلاقانه کار اولویت داشته. فیلم نتونست اون حس هیبتی که از یک اثر حماسی انتظار میره رو القا کنه. یکی گفته بود فیلم شبیه بازیهای ویدئویی شده و تا حدی هم راست میگفت. من موقع تماشا اصلاً با شخصیتها ارتباط برقرار نکردم و فقط منتظر صحنه اکشن بعدی بودم. بخش لذتبخش فیلم واقعاً اکشن، مناظر و جلوههای ویژه است، نه داستان یا شخصیتها. فیلم بسته به انتظارات شما قابل دیدن و حتی سرگرمکننده است، ولی با عالی بودن فاصله زیادی داره.
2014-07-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً لازم بود قسمت دوم رو بسازن؟ همون قبلی بود ولی بدون نوآوری و استعداد. داستان پیشبینیپذیر و از هم گسیخته است، درست مثل نبردها. شخصیت استپلتون (Stapleton) اصلاً اون جذبه و قدرت باتلر (Butler) توی فیلم ۳۰۰ رو نداره. شاید تنها نکته مثبت فیلم ایوا گرین (Eva Green) باشه، هرچند فکر میکنم داره مسیری رو میره که کمکی به آینده کاریش و بازی در فیلمهای بهتر نمیکنه.
2014-11-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه دنباله پرطمطراق که بازی درخشان ایوا گرین (Eva Green) در مرکزش میدرخشه. شک نکنید که اون کل فیلم رو تحتالشعاع قرار داده و هر جا میره همه چیز رو به آتیش میکشه. بازیگرهای مرد تمام تلاششون رو میکنن که با فیگور گرفتن و اخم کردن خودشون رو نشون بدن، ولی وقتی گرین توی صحنه است، فقط اون به چشم میاد. قطعاً این یکی از بهترین بازیهایی بود که توی یه فیلم ضعیف سراغ دارم.
2017-02-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یه بازی ویدئویی خیلی گرونقیمت برای کسایی که رنگ جنگ رو هم ندیدن، بدون هیچ پایه و اساس تاریخی و توهینآمیز به تاریخ یونان.** چند سال پیش یه متن کوتاه برای فیلم «۳۰۰» نوشتم و گفتم که به نظرم اون فیلم منزجرکننده و توهینی به هر کسیه که ذرهای از تاریخ یونان سر در میاره. متأسفانه رمانهای گرافیکی فرانک میلر (Frank Miller) نشون میده که تاریخ اصلاً براش مهم نیست. انتظار نداشتم این فیلمها مستند باشن، ولی حجم اغراق و ناهماهنگیهای زمانیِ احمقانه غیرقابلتحمله. وقتی توی دانشگاه تاریخ یونان میخوندم، مجبور بودم کتابهای خیلی کاملی رو مطالعه کنم. خیلی دوست داشتم میتونستم با همون کتابها بزنم توی صورت میلر و تهیهکنندههای این فیلم. تنها ویژگی مثبت فیلم، جلوههای بصری پرزرقوبرقشه که با هزینههای کلان CGI ساخته شده و صحنههای نبرد رو تا حد افراط بزرگ کرده و به فیلم ظاهر یه بازی ویدئویی خیلی گرون رو داده. استفاده از اسلوموشن و افکتهای صوتی هم فقط برای اینه که نبردها رو باشکوه، طراحیشده و البته مصنوعی نشون بده. من همیشه میگم فقط کسایی که هیچوقت توی جنگ نبودن از جنگ خوششون میاد... بعد از دیدن این همه علاقه به جنگ و بدنهای برهنه ورزشکاری که ازشون خون میپاشه، مطمئنم خیلی کم پیش اومده که سازندههای این فیلم جنگ واقعی رو از نزدیک دیده باشن. سالیوان استپلتون (Sullivan Stapleton) و ایوا گرین (Eva Green) تنها بازیگرهایی هستن که ارزش توجه دارن، اون هم به خاطر نقشهای اصلیشون که نسخههای خیالی و کارناوالی از دو شخصیت تاریخی یعنی تمیستوکلس و آرتمیس هستن. شانس آوردن که کسی نگران دقت تاریخی نبوده، چون تمیستوکلس و آرتمیس واقعی خیلی پیرتر از این دوتا بازیگر بودن. تمیستوکلس در واقع یه سیاستمدار آتنی با تجربه عمومی زیاد بود، در حالی که آرتمیس یه ملکه و بیوه ساتراپ کاریا بود. برخلاف چیزی که فیلم میگه، اون کل ناوگان پارس رو فرماندهی نمیکرد، هرچند یکی از فرماندههای اصلی بود. همونطور که گفتم، فیلم پر از اشتباهات تاریخیه: جنگهای ایران و یونان با ضمیمه کردن لیدیه توسط کوروش کبیر شروع شد. شهرهای ایونیا هم که فرهنگ یونانی داشتن جزو این فتوحات بودن. اونا سعی کردن با حمایت آتن جدا بشن، ولی داریوش شکستشون داد و علیه آتنیها اقدام کرد. اینجاست که تمیستوکلس وارد میشه و از ساخت ناوگان آتن دفاع میکنه و نبرد ماراتون به پیروزی میرسه که کار رقیب سیاسیش یعنی میلتیادس بود. داریوش به مرگ طبیعی میمیره (فیلم رو فراموش کنید) و خشایارشا جانشینش میشه. بعدش هم نبرد ترموپیل اتفاق افتاد که بیش از ۱۴۰۰ یونانی توش کشته شدن (نه فقط اون ۳۰۰ نفر معروف). همزمان نبرد آرتمیسیوم در دریا رخ داد که تمیستوکلس جلوی ناوگان پارس رو گرفت. خشایارشا به سمت آتن رفت و شهر قبل از غارت و آتیش زدن تخلیه شد. این تمیستوکلس بود که نقشه کشید وانمود کنه خائنه تا خشایارشا رو به حمله قطعی در خلیج سالامیس ترغیب کنه. اونجا به خاطر تنگی خلیج، کیفیت کشتیهای یونانی تعیینکننده شد. چیزی که باعث پیروزی یونانیها شد شکوه، قهرمانبازیهای توخالی یا عضلههای ششتکه نبود؛ بلکه هوش، انتخاب رهبران لایق و تاکتیکهای نظامی بود که تعداد زیاد مهاجمها رو خنثی کرد. تعداد پارسیها زیاد بود ولی نیروهاشون حریف فالانژهای یونانی پوشیده از فولاد نمیشدن (اونا با زیرشلواری نمیجنگیدن، برخلاف چیزی که فیلم نشون میده!). پارسیها زره فلزی نداشتن و سپرهایی از حصیر بافته شده داشتن و بیشتر شامل تیرانداز، سنگانداز و سوارهنظام بودن. به همین ترتیب، کشتیهای پارسی کیفیت خیلی پایینی نسبت به گالیهای آتنی و کورنتی داشتن. پیروزی یونان در واقع پیروزی تکنیک و هوش بر زور بازو و تعداد بود. و این فیلم اصلاً این رو به ما نمیگه.
2023-04-24