قطار سریعالسیر
آدمکش حرفهای، Ladybug (لیدیباگ)، قصد دارد این حرفه را کنار بگذارد، اما توسط رابطش Maria Beetle (ماریا بیتل) دوباره به کار فراخوانده میشود تا کیفی را در یک قطار سریعالسیر که از توکیو (Tokyo) به موریوکا (Morioka) میرود، به دست آورد. در این قطار، آدمکشهای دیگری به نامهای Kimura (کیمورا)، Prince (پرنس)، Tangerine (تنجرین) و Lemon (لمون) نیز حضور دارند. پس از سوار شدن، این پنج آدمکش متوجه میشوند که اهدافشان همگی به هم مرتبط است.
سال انتشار: 2022 کارگردان: David Leitch ژانر: Action، Comedy، Thriller نویسندگان: Zak Olkewicz، Kôtarô Isaka امتیاز: 7.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم Bullet Train (قطار سریعالسیر) سبک افراطی David Leitch (دیوید لیچ) رو در قالب یک روایت عمداً احمقانه به کار میگیره که با اکشنهای پرجنبوجوش و طنز خاص خودش جلو میره. اگرچه فیلم از فرمولهای آشنا فراتر نمیره و بیننده رو با صحنههای اکشنِ هرگز-دیده-نشده شگفتزده نمیکنه، اما اجرای تمام لحظات سینماییِ مدنظرش فراتر از رضایتبخشه و نتیجهاش دو ساعت سرگرمی خالصه. تیم بازیگری فوقالعاده ارزش خریدن بلیط رو داره و هر ثانیه حضور Aaron Taylor-Johnson (آرون تیلور-جانسون) و Brian Tyree Henry (برایان تایری هنری) واقعاً خندهداره. Brad Pitt (برد پیت) هم میدرخشه. با وجود اینکه جلوههای بصری، فیلمنامه و شخصیتپردازی همگی در سطح معمولی (اکونومی) هستن، اما توصیه نکردن این سفر یک «جنایت» محسوب میشه.
امتیاز: B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«قاپزنی» (Snatch) در قطار!
اصلاً اتفاقی نیست که Brad Pitt (برد پیت) هم در Bullet Train و هم در فیلم Snatch بازی کرده. این مدل روایتهای عجیب و غریب به مذاق پیت خوش میاد. من رو یاد بازیش در «۱۲ میمون» انداخت که با آغوش باز دیوانهبازی رو پذیرفته بود. رد پای تارانتینو رو هم میشه در روایت داستان دید. با این حال، اکثر منتقدها درست میگن؛ اجرا یه مقدار بیروحه. چیزی که خوب جواب داده، مونتاژهای مربوط به بقیه آدمکشها و داستانهای پشت پردهشونه. کل تولید فیلم، یعنی تکتک پلانها، حس یه رمان گرافیکی رو میده. دقت زیاد به نورهای دکمهها، صفحهنمایشها یا نورپردازیهای فانتزی، باعث شده فضای شهری ژاپن حسابی به چشم بیاد. در واقع هر نمایی از قطار سریعالسیر که از توکیو به کیوتو میره (که خودم هم سوارش شدم) به صورت یه منظره شهری کامپیوتری (CGI) نشون داده میشه. این حس شیک بودن با استفاده از کاتهای سریع از قطار که انگار هیچوقت از شهر خارج نمیشه، به عنوان یه نقطه قوت در کنار اتفاقات خیرهکننده داستان عمل میکنه.
فیلم یه اثر مهیجه و سعی میکنه یه معمای «کی کی رو کشت» هم قاطیاش کنه. همچنین با اینکه قهرمان داستان نمیدونه در خطره ولی تماشاگر از قبل باخبره، تعلیق ایجاد میشه. از تلاش برای کلیشهزدایی در شخصیتهای اصلی خوشم اومد، مثل اون دختر نوجوان ثروتمند که ظاهر معصومی داره ولی در واقع سنگدله. در مورد برد پیت، اون یه کم بیش از حد فاز «همه اینها برای شوخیه» برداشته و زیادی شل و ول بازی میکنه، انگار یه ستاره سینماست که فقط داره رفع تکلیف میکنه. البته تضمین میدم که پیت واقعاً این کار رو نمیکنه؛ اون هر نقشی رو جدی میگیره، فقط شخصیتش اینجا یه کم توخالیه. به نظرم فیلم با کلکلهای پیت و رابطش از همون اول مسیر رو اشتباه رفت. به عنوان یه تدوینگر، من به مخاطب اعتماد میکردم و اجازه میدادم پیت بدون توضیحات مستقیم وارد داستان بشه. همچنین فکر میکنم یه لحن کمی جدیتر باعث میشد خشونتهای بیمورد اینقدر شبیه کتابهای کمیک به نظر نیاد. دلیل اصلی وجود این فیلم هم که مشخصه: «جان ویک». مخاطبها منتظر صحنههای اکشن خلاقانه هستن و اینجا هم سکانسهای زیادی هست که از پتانسیل گیر افتادن در قطار استفاده میکنن.
دو شخصیت اصلی دیگه، یه جفت آدمکش انگلیسی از طبقه پایین هستن که انگار مستقیم از فیلم Snatch اومدن. اون فیلم کلی جنایتکار سطح پایین رو نشون میداد که با دیالوگهای مسخره و سوتیهای مدل «سه کلهپوک» کارشون رو پیش میبردن. این دو نفر اینجا کل فیلم رو با هم بحث میکنن و مشکلات شخصیشون براشون جذابتر از ماموریته. حس کردم شوخیهاشون (اسمهاشون لیمو و نارنگیه) زیادی کش اومده و اون طنزی که انتظار میرفت رو به مخاطب منتقل نکرد. که واقعاً حیفه، چون اونا عملاً شخصیتهای اصلی هستن و احتمالاً بیشتر از پیت جلوی دوربینن. فضای ژاپن خیلی خوب جواب داد، هرچند فکر کنم هیچکدوم از صحنهها واقعاً در ژاپن فیلمبرداری نشده. طراحی صحنه شیک فیلم نیاز به کلی زرق و برق داشت که دنیای واقعی نمیتونه باهاش رقابت کنه. اشکالی نداره، از ظاهر باحال فیلم لذت بردم. در مورد صحنههای اکشن، اونا با ترکیبی از سلاح و مبارزه تنبهتن کار راه انداز هستن. اما یه عادت رو مخ وجود داره که قربانیها هی میمیرن و دوباره زنده میشن! این مدل پیچشهای بیش از حد مانع از این میشه که فیلم به یه اثر مهیج استاندارد مثل جیمز باند تبدیل بشه. اخیراً فیلم «مرد خاکستری» (Gray Man) رو دیدم و متوجه شدم با اینکه حرف جدیدی برای گفتن نداشت، ولی به اصول اکشن خودش پایبند بود و سعی نکرد مخاطب رو با پیچشهای الکی گیج کنه. پس با اینکه هر دو فیلم از نظر منتقدها شکستخورده هستن، ولی هنوز یه سطح از هیجان شهربازیمانند دارن که یه اثر اکشن رو لذتبخش میکنه. در کل از این فیلم بیشتر از قسمتهای اخیر و تنبلانه «سریع و خشن» لذت بردم، ولی داستانش رو حتی از «مرد خاکستری» هم پیچیدهتر دیدم.
امتیاز: ۶ از ۱۰.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اولین بار توی مراسم Cinemacon بود که یه نگاه طولانی به Bullet Train انداختم؛ وقتی یه تیکه از فیلم رو توی بخش سونی نشون دادن و جمعیت حسابی به وجد اومد. اون ویدیو ترکیبی از اکشن و طنز با شخصیتهای عجیب و غریب بود و باعث شد تماشای این فیلم برام به یه اولویت تبدیل بشه. فیلم بر اساس کتابی از Kotaro Isaka (کوتارو ایساکا) ساخته شده و Brad Pitt (برد پیت) در نقش ماموری به اسم Ladybug (لیدیباگ) بازی میکنه. اون در آخرین لحظه به عنوان جایگزین انتخاب میشه و دستور میگیره که سوار یه قطار سریعالسیر بشه، یه کیف رو از بخش مسافران بدزده و در ایستگاه بعدی پیاده بشه. لیدیباگ که تازه یه بحران رو پشت سر گذاشته، غرق در ایدههای فلسفی و «عصر جدید» شده و سعی میکنه آرامش درونی و مسیر جدیدی در زندگی پیدا کنه؛ به همین خاطر با وجود تاکید رابطش، هیچ اسلحه ای با خودش نمیبره. قطار پر از آدمکشهای مختلف و آدمهای خطرناکه که هر کدوم دنبال هدف خودشونن و اکثرشون هم به شکلی خشن و خندهدار شکست میخورن که باعث پیچیدهتر شدن اوضاع و درگیری با بقیه میشه.
سخته بدون لو دادن داستان در مورد شخصیتها بیشتر توضیح داد، اما همینقدر بگم که Aaron Taylor-Johnson (آرون تیلور-جانسون) و Brian Tyree Henry (برایان تایری هنری) در نقش «نارنگی» و «لیمو» عالی هستن و کلکلها و ماجراجوییهاشون از نقاط قوت فیلمه. چند تا حضور افتخاری (کمئو) غافلگیرکننده هم توی فیلم هست که به جذابیتش اضافه میکنه و Joey King (جویی کینگ) هم در نقش یکی از پیچیدهترین شخصیتهای فیلم فوقالعادهست. پیت قطعاً ستاره فیلمه اما فیلم به بقیه بازیگرها هم فرصت درخشش میده. طنز فیلم سریع و پشتسرهمه و اکشنش هم یه ترکیب استایلیش از سینمای غرب و آسیاست. فیلم اواخرش یه کم کش میاد ولی به لطف بازیگرها و اکشن خوب، در نهایت موفق عمل میکنه. David Leitch (دیوید لیچ) کارگردان فیلمهای «ددپول ۲» و «جان ویک» بوده و اینجا هم نشون میده که رگ خواب اکشن و کمدی رو بلده. این یه فیلم خیلی سرگرمکننده و جذابیه که نباید از دستش بدید.
۴ ستاره از ۵.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چقدر چسبید! راستش اصلاً انتظار زیادی از Bullet Train نداشتم. تریلرش که دیگه حالم رو بد کرده بود از بس همه جا پخش میشد و فکر میکردم ایده قطار سریعالسیر فقط یه ترفند تبلیغاتیه و شاید محدودکننده باشه. اما در کمال تعجب، دقیقاً برعکس شد. فیلم به شدت سرگرمکننده و خندهداره! عاشق سبک فیلم شدم، تدوینش حرف نداره، جلوههای بصری خونیاش باکلاسه و موسیقی هم عالی انتخاب شده - هر آهنگ دقیقاً سر جاشه. تیم بازیگری هم که حرف نداره. باز هم بر اساس تریلرها فکر میکردم یه فیلم معمولی از برد پیت باشه، اما بازیش در کل فیلم عالیه. آرون تیلور-جانسون و برایان تایری هنری یه زوج درجه یک هستن؛ فکر میکردم لهجه و رفتارشون خستهکننده بشه ولی هرچی بیشتر میدیدمشون بیشتر ازشون خوشم میاومد - خیلی بامزهان! جویی کینگ تنها شخصیتی بود که اولش باهاش حال نکردم، ولی آخر فیلم از بازی اونم خوشم اومد. Andrew Koji (اندرو کوجی) و Hiroyuki Sanada (هیرویوکی سانادا) هم خیلی خوبن. مایکل شنون و بد بانی (Bad Bunny) هم حضورشون غنیمته. چند تا بازیگر دیگه هم هستن که پیت اونا رو از یه فیلم دیگه در سال ۲۰۲۲ میشناسه. واقعاً چه تیمی! اگه بخوام یه ایراد بگیرم، زمان فیلم و ریتمش بود - البته دارم مته به خشخاش میذارم - ولی یکی دو جا حس کردم ریتم فیلم یه کم افت کرد. باز هم چیز مهمی نیست. در کل خیلی بهم خوش گذشت و حتماً پیشنهادش میکنم.
*البته اگه یه فیلم حتی بهتر میخواید که کلاً توی قطار بگذره، حتماً فیلم فوقالعاده Source Code (کد منبع) رو ببینید - یکی از محبوبترینهای منه!
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
برد پیت نقش «لیدیباگ» رو بازی میکنه؛ یه آدمکش که حالا فاز معنوی و آرامش گرفته و نیمهبازنشسته شده، ولی دوباره برمیگرده تا یه کیف رو از یه قطار بدزده. شاید فکر کنید کار راحتیه، مخصوصاً که خیلی راحت کیف رو به دست میاره. اما بعد معلوم میشه که قضیه خیلی پیچیدهتر از این حرفاست. توی قطار دو نفر دیگه هم هستن که صاحب کیفن: «لیمو» و برادر دوقلوش «نارنگی» که ماموریت دارن پسر دزدیده شده رئیس بزرگ جنایتکارها یعنی «مرگ سفید» رو به همراه پول خونبها (توی همون کیف) نجات بدن. وقتی این دو نفر میفهمن پولها غیب شده و گروگانشون هم شروع کرده به خونریزی از چشمها، باید هم صاحبکار مشکوکشون رو بپیچونن و هم دنبال کیف بگردن، اونم در حالی که قطار با سرعت تمام از توکیو به سمت کیوتو میره. به این جمع، «پرنس» مرموز رو هم اضافه کنید که در ظاهر یه دختر مدرسهای معصومه ولی در واقع داره یه نقشههایی میکشه و «کیمورا»ی بدبخت رو هم بازیچه کرده... بله، داستان اولش خیلی پیچیده به نظر میرسه ولی با روایت مونوگولوگمانند پیت که روی فرمه و دیالوگهای جذاب بین «لیمو» (که عشق کارتون توماس و دوستانه) و برادرش، تبدیل به یه ماجراجویی اکشن حسابی میشه. فیلم زیادی طولانیه - راحت میشد ۲۰ دقیقه از بخش معرفی شخصیتها رو حذف کرد - ولی فیلمنامه ریتم تندی داره و بعضی جاها خیلی هوشمندانهست. صحنههای اکشن هم لذتبخش و کوتاهن. من رو یاد «پالپ فیکشن» (Pulp Fiction) انداخت؛ شخصیتهای متعدد با داستانهای سرگرمکننده که کمکم به هم گره میخورن. پایانش بهترین نیست و شاید آدم از نبود امنیت توی قطار و ایستگاهها تعجب کنه. یه سرگرمی باحال و گذراست، مثل فیلم «شهر گمشده» (The Lost City) که ساندرا بولاک و چنینگ تیتوم به پیت نقش مکمل دادن و اینجا پیت جبران کرده. یه فیلم تجاریه که شاید تا کریسمس یادتون بره، ولی دیدن آدمهایی که دارن روی پرده بزرگ خوش میگذرونن لذتبخشه.
2022-08-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**فیلم Bullet Train ترکیبی از اکشن و مهارتهای «جان ویک» با ریتم و شوخطبعی فیلم Hot Fuzz (پلیسهای خفن) است.** انرژی بالا، رنگهای زنده، شخصیتهای بامزه و اکشن عالی باعث شده این فیلم مخاطب رو به یه سفر وحشیانه و سرگرمکننده ببره. هر شخصیت برای خودش دنیاییه و با اینکه اغراقآمیزن، ولی کاملاً با این دنیای رنگارنگ و کمدی جور درمیان. انگار ادگار رایت (Edgar Wright) نشسته نسخه خودش از جان ویک رو ساخته. توانایی برد پیت به عنوان بازیگر اینجا میدرخشه؛ اون نقش یه آدمکش صلحطلب و احمق رو طوری بازی میکنه که اصلاً کلیشهای یا آزاردهنده نمیشه. برایان تایری هنری در نقش لیمو سرگرمکنندهترین بازیگر این تیم پرانرژی هست. حضورهای افتخاری بامزه و اکشنهای عالی به جذابیت فیلم اضافه کردن. فقط بعضی جلوههای ویژه ضعیف توی پایان فیلم یه کم تو ذوق میزنه. با این حال، Bullet Train یه اکشن احمقانه، پویا و درخشانه که دنیای باحالی رو خلق کرده که دوست دارم در فیلمهای بعدی بیشتر توش بگردم.
2022-09-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه سفر قطاری با زمانبندی عالی، خندهدار و پر از اکشن. حتی یک ثانیه هم حوصلهام سر نرفت.
2022-10-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً فیلم باحالی بود و از اون فیلمهای شعاری (woke) هم نبود. همین که سایت Rotten Tomatoes بهش نمره پایین داده (با اینکه بیشتر از ۵۰ درصد منتقدها نظرشون مثبت بوده) خودش نشونه خوبیه. یه اکشن-کمدی درباره یه آدمکش به شدت بدشانس (و یه کم خنگ) با بازی برد پیت. فیلم اکشن، کمدی، تعلیق و کلی صحنههای خشن رو توی یه پکیج لذتبخش جمع کرده. تعادل کمدی فیلم خوبه و فقط یه جا بود که با خودم گفتم «نه دیگه، این چه مسخرهبازیایه؟». صحنههای اکشن هم در کل خوبن ولی خب هالیووده دیگه و نویسندههایی که گاهی جوگیر میشن؛ مثلاً آویزون شدن از بیرون قطار سریعالسیر وقتی داره با سرعت میره! با اینکه داستان خیلی اغراقآمیزه ولی چون از روی کتاب ساخته شده، منطق خودش رو داره. در کل کلی خندیدیم و پیچش آخر داستان با اون کامیون نارنگی واقعاً عالی بود.
2022-12-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
دیدم که کلی نقد برای این فیلم نوشته شده، پس کوتاه میگم. من معمولاً فیلم اکشن رو فقط وقتی میبینم که طنز زیادی داشته باشه و بازیگرش رو دوست داشته باشم. پس به Bullet Train یه فرصت دادم. با خودم گفتم برد پیت توی یه فیلم کاملاً آشغال بازی نمیکنه. بله، خندهدار و سرگرمکننده بود، با همون خشونتهای مدل کتابهای کمیک که انگار مخاطب امروزی خیلی دوست داره. وسطهای فیلم نزدیک بود بیخیالش بشم، نه چون خستهکننده بود، بلکه چون داستان خیلی سطحی به نظر میرسید. ولی اکشن فیلم اونقدر سریع بود که تا آخرش نشستم. همونطور که گفتم، بعضی جاها سرگرمکننده و در کل هوشمندانهست، هرچند فکر نمیکنم هیچوقت بخوام دوباره ببینمش.
2023-01-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**نوشته: لوئیزا مور / www.ScreenZealots.com** خیلی سخته که یه فیلم بتونه من رو غافلگیر کنه و عاشق وقتهایی هستم که این اتفاق میافته. Bullet Train اونقدر پر از هیجانهای استایلیش، خونی و خشنه که یادم میاندازه اصلاً چرا عاشق سینما هستم. دیوید لیچ یه دیدگاه مطمئن و خلاقانه رو وارد سبک خودش کرده که انگار ترکیبی از گای ریچی، گرت ایوانز، متیو وان و کوئنتین تارانتینوئه؛ پرهیاهو، دیوانهوار و جسورانه. با اینکه بعضیها ممکنه از این هرجومرج متنفر باشن، ولی طرفدارهای این ژانر مثل من با هیجان فریاد میزنن: «این فیلم رو تزریق کنید توی رگهام!»
لیدیباگ (برد پیت) از خشونت خسته شده. اون برای یه کار دیگه برگشته ولی عهد کرده که صلحآمیز و بدون اسلحه کار کنه. ماموریتش گرفتن یه کیف نقرهای از یه قطار سریعالسیر در ژاپنه که به نظر ساده میاد. اما سرنوشت طبق معمول نقشههاش رو خراب میکنه. قطار پر از مرگبارترین دشمنهاست که همگی همون کیف رو میخوان. داستان تقریباً فقط توی قطار میگذره ولی اصلاً حس خفقان به آدم نمیده. با وجود نماهای نزدیک زیاد و دیالوگهای طولانی که شاید نویسندگیشون عالی نباشه، بازیگرها (از جمله جویی کینگ، اندرو کوجی، مایکل شنون و هیرویوکی سانادا) مخاطب رو جذب میکنن. برایان تایری هنری و آرون تیلور-جانسون به عنوان یه جفت جنایتکار حرفهای واقعاً سرگرمکنندهان و پیت هم با مهارت تمام از پرستیژ ستاره بودنش استفاده میکنه. روایت داستان عالیه (بخش مربوط به شخصیت «گرگ» یکی از قسمتهای محبوب منه)، حتی اگه همه چیز اونطور که باید کامل کنار هم قرار نگیره. فیلم از نظر بصری هم فوقالعادهست. فیلمبرداری رنگارنگ جاناتان سلا جذابه و به هر صحنه غنا میبخشه. لیچ توی کارگردانی صحنههای اکشن و مبارزههای طراحیشده استادانه عمل میکنه. حتی CGI هم هیجانانگیزه. فیلم به تعادل درستی بین اکشن، خشونت و طنز رسیده. از موسیقی متن خفن گرفته تا روایت بصری سریع، همیشه یه اتفاقی در حال افتادنه. اگه حواستون نباشه، قطعاً یه چیزی رو از دست میدید. به نظرم این فیلمی نیست که فقط یک بار دیده بشه. خیلی وقت بود که دلم نمیخواست بلافاصله بعد از تموم شدن یه فیلم، دوباره بشینم ببینمش. Bullet Train فیلمیه که یا عاشقش میشید یا ازش متنفر؛ حد وسط نداره. غیرمنطقیه، تهاجمیه و گاهی معلومه که داره زیادی تلاش میکنه، ولی من راحت از این نقصها گذشتم چون واقعاً سرگرمکننده بود. یه هیجان تمامعیار!
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه اکشن-مهیج باحال با یه تیم بازیگری قوی که باعث میشه از تماشاش لذت ببرید. بدلکاریهای خوبی داره که از دیوید لیچ انتظار میرفت. چیز خیلی موندگاری نیست و پایانش هم یه کم جلوههای ویژه ضعیفی داشت ولی در کل خوشم اومد. **۳.۲۵ از ۵**
2025-12-28