صلحطلب
داستان دقیقاً از جایی شروع میشود که فیلم «جوخه انتحار» (The Suicide Squad 2021) به پایان رسید؛ پیسمیکر (Peacemaker) پس از بهبودی از جراحات ناشی از درگیری با بلادسپورت (Bloodsport) به خانه بازمیگردد، اما خیلی زود متوجه میشود که آزادیاش بهایی دارد.
سال انتشار: 2022– کارگردان: ژانر: Action، Adventure، Comedy نویسندگان: James Gunn امتیاز: 8.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اوج داستانپردازی.
2025-05-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اصلاً نمیفهمم چطور این سریال اینقدر امتیاز بالا و تعریف و تمجید گرفته. بعد از چهار قسمت بیخیالش شدم و فقط رفتم صفحات ویکیپدیا رو خوندم تا ببینم تهش چی میشه. موقع دیدنش حس پیسمیکر و هارکورت (Harcourt) رو داشتم؛ اصلاً نمیفهمم چرا لعنتی ما اینجاییم و داریم این کارها رو میکنیم چون هیچی به آدم نمیگن، و نمیفهمم چرا دور و برم پر از احمقهای عوضیه. تنها بخش داستان که وزنی داشت، رابطه پیسمیکر با پدرش بود. قطعاً جنبههای سرگرمکنندهای داره، وگرنه چهار قسمت پاش نمینشستم، اما اینقدر لابلای زبالههای مغزپوک پیچیده شده که انگار داری «لیگ عدالت» ویدون و نسخه طولانی اسنایدر رو پشت سر هم میبینی. واقعاً که! شاید هم من تو مودش نبودم. چرا آدبایو (Adebayo) اینقدر... دلقکطوره؟ سریال رو با والر (Waller) شروع کردیم که سعی داشت با عذاب وجدان دادن بهش، نگهش داره چون مثلاً خیلی استثنایی بود، ولی ما اصلاً همچین چیزی تو سریال نمیبینیم! در مقایسه، سریال «آیرونهارت» (Ironheart) مارول الان امتیازش ۵۷ درصده. یکی این رو برای من توضیح بده، چون سه قسمت اول آیرونهارت در کل از چهار قسمت اول این سرگرمکنندهتر بود.
2025-06-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
## **پیسمیکر یک شاهکار بینقص است**
بیایید رک و پوستکنده حرف بزنیم: دو فصل اول «پیسمیکرِ» جیمز گان فقط یک سریال عالی نیست؛ بلکه یک شاهکار کمیاب، انفجاری و پراحساسه که نمره کامل ۱۰ از ۱۰ رو میگیره. در دنیایی که پر شده از آثار ابرقهرمانی، این سریال مثل یک تکشاخ باشکوه، خونین و به شکل غیرمنتظرهای دلنشینه. این اثر یک شرور درجه چندم دیسی رو برمیداره (مردی که کل شخصیتش بر پایه یک کلاهخود مسخره و قطبنمای اخلاقی زیر سوال بنا شده) و یکی از جذابترین قوسهای شخصیتی در داستانپردازی مدرن رو خلق میکنه.
### دنیای گان بدون محدودیت
اگه فیلم «جوخه انتحار» (۲۰۲۱) جیمز گان رو از زنجیر رها کرد، «پیسمیکر» کلید پادشاهی رو بهش میده. این سریال عصاره خالص و بدون فیلتر سلیقه اونه: یک کیمیاگری بینقص از شوخیهای رکیک، اکشنهای فوقخشن، موسیقی متن هیر-متال معرکه و قلبی که به شکلی غافلگیرکننده و واقعی میتپه. فرض داستانی فریبنده و سادهست: بعد از اتفاقات جوخه انتحار، کریستوفر اسمیت / پیسمیکر (جان سینا) مجبوره با یک تیم عملیات سیاه دربوداغان و ناهماهنگ روی «پروژه پروانه» کار کنه؛ ماموریتی برای متوقف کردن تهاجم انگلهای فضایی. نبوغ کار در نحوه اجراست.
### فصل ۱: یک نقشه راه بینقص
فصل اول یک قوس هشت قسمتی بیعیب و نقصه که این موارد رو به زیبایی متعادل میکنه:
* **طنز خندهدار و بیپروا:** دیالوگها بیوقفه هوشمندانه، تند و پوچ هستن. از بحثهای عمیق فلسفی درباره موسیقی گرفته تا وحشت خالصِ «خوردن یک کاسه پر از...»، سریال از اول تا آخر خندهداره.
* **شخصیتپردازی عمیق و تکاندهنده:** ما انتظار شوخی و اکشن داریم، اما با یک کاوش عمیق در مردانگی سمی، آزار والدین و تلاش برای رستگاری روبرو میشیم. پیسمیکر به عنوان یک آدم متعصب و شستشوی مغزی داده شده شروع میکنه و به مردی تبدیل میشه که با درد یاد میگیره همدلی کنه. جان سینا بازیای ارائه میده که باید تمام جوایز رو درو میکرد؛ او کمدی فیزیکی رو با یک آسیبپذیری خیرهکننده ترکیب کرده.
* **تیم بازیگری مکمل عالی:** هر شخصیت نمادینه. دانیل بروکس در نقش لئوتا آدبایو، قطبنمای اخلاقی با یک راز؛ جنیفر هالند در نقش امیلیا هارکورتِ سنگی اما آسیبدیده؛ استیو آگی در نقش جان اکونوموس مهربان؛ و بازی فردی استروما در نقش ویجیلانتی (Vigilante) که صحنه رو میدزده و دنیای سریال رو عوض میکنه؛ بهترین دوستِ روانی، خندهدار و به شدت وفادار. شیمی بین اونها فوقالعادهست.
* **بهترین تیتراژ آغازین تاریخ سینما:** رقص دستهجمعی و جدی با آهنگ «Do Ya Wanna Taste It» از گروه ویگ وام رو اصلاً نمیشه رد کرد. این تیتراژ بلافاصله لحن سریال رو مشخص میکنه: این سریال خودش رو جدی نمیگیره، اما درباره شخصیتهاش کاملاً جدیه.
### فصل ۲: تکامل پیروزمندانه و فرامتنی
فصل دوم به شکلی عجیب فرمول رو ارتقا میده. با شروع از بعد از اتفاقات صحنه پس از تیتراژ «بلو بیتل»، به پیامدهای ریبوت دنیای دیسی (DCU) به هوشمندانهترین و فرامتنیترین شکل ممکن میپردازه. عفونت «پروانهای» تموم شده، اما یک تهدید جدید و موذیتر ظاهر میشه: بیاهمیت شدن خودِ پیسمیکر و از هم پاشیدن تیمش در دنیایی که انگار فراموششون کرده.
* **عمیقتر شدن روابط:** پیوندهایی که در فصل ۱ شکل گرفت، آزمایش میشن، میشکنن و با قدرتی بیشتر بازسازی میشن. کاوش در مفهوم دوستی، بخشش و خانوادهای که آدم خودش انتخاب میکنه، اینجا حتی تاثیرگذارتره.
* **اوجگیری ویجیلانتی:** فردی استروما جایگاه خودش رو به عنوان یکی از بهترین شخصیتهای کمدی تاریخ تلویزیون تثبیت میکنه، با داستانی که هم به شدت خندهداره و هم به طرز عجیبی آدم رو لمس میکنه.
* **جاهطلبی روایی:** گان با تبدیل کردن تضاد اصلی به یک موضوع درونی و وجودی، در تله «شرور بزرگتر» نمیافته. این فصل یک کلاس درس در داستانپردازی شخصیتمحور است و ثابت میکنه که بزرگترین نبردها اغلب اونهایی هستن که با شیاطین درون و گذشتهمون داریم.
### رای نهایی: ۱۰ از ۱۰ کامل
«پیسمیکر» سریالیه که در تمام بخشها عالی عمل میکنه. اثریه که یک لحظه شما رو از خنده به گریه میندازه و لحظه بعد با یک ضربه احساسی غافلگیرتون میکنه. بازیهای درخشان، موسیقی متن بینقص، اکشن هیجانانگیز و در قلبش، پیامی قدرتمند درباره انتخاب برای بهتر شدن داره، فارغ از اینکه شروع زندگیت چقدر داغون بوده. این سریال استاندارد طلایی برای اقتباسهای کمیکبوکیه: جسورانه، شخصی، خندهدار و عمیقاً انسانی. در یک کلمه، بینظیره. ... فقط امیدوارم فصل ۳ هم در کار باشه!!!