منِ نفرت انگیز
در یک محلهی آرام و شاد که با پرچینهای سفید و بوتههای رز احاطه شده، خانهای سیاه با چمنی خشکیده قرار دارد. همسایهها نمیدانند که زیر این خانه، یک مخفیگاه بزرگ و سری نهفته است. در آنجا گرو (Gru) با صداپیشگی استیو کارل (Steve Carell) را میبینیم که به همراه ارتش کوچکی از مینیونها، در حال برنامهریزی برای بزرگترین سرقت تاریخ جهان است: او میخواهد ماه را بدزدد. گرو از هر چیز شرورانهای لذت میبرد. او با زرادخانهای از اشعههای منقبضکننده، منجمدکننده و وسایل نقلیه جنگی زمینی و هوایی، هر کسی را که سر راهش قرار بگیرد از میان برمیدارد؛ تا اینکه روزی با ارادهی پولادین سه دختربچه یتیم روبرو میشود. آنها به او نگاه میکنند و چیزی را میبینند که هیچکس دیگری تا به حال ندیده است: یک پدر بالقوه. بزرگترین شرور جهان حالا با بزرگترین چالش زندگیاش روبرو شده است: سه دختربچه به نامهای مارگو (Margo)، ادیت (Edith) و اگنس (Agnes).
سال انتشار: 2010 کارگردان: Pierre Coffin, Chris Renaud ژانر: Animation، Adventure، Comedy نویسندگان: Cinco Paul، Ken Daurio، Sergio Pablos امتیاز: 7.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**شخصیتهای شیطون «منِ شرور» داستان گرم و خانوادهمحورش رو قویتر و جذابتر کردن.**
این انیمیشن واقعاً من رو غافلگیر کرد! استیو کارل (Steve Carrell) این فیلمِ فوقالعاده دلنشین و خندهدار رو با یه ایده تازه که با بقیه فیلمهای بچگونه فرق داره، رهبری میکنه. شخصیتهاش خیلی دوستداشتنی و بامزه هستن و اجرای کار هم عالیه. چون این فیلم یکی از محبوبترینهای دختر سه سالهمه، تا حالا ۱۰۰ بار دیدمش و اصلاً برام تکراری نمیشه. صداپیشگی استیو کارل به شدت سرگرمکنندهست و مینیونها هم که دیگه شاهکارن؛ دخترم هر بار که اونا رو تو تلویزیون میبینه داد میزنه: «چقدر نازن!». اما این فیلمِ سرقتمحور، وقتی که سه تا دختر یتیم دلِ گرو (Gru) رو به دست میارن، به چیزی فراتر تبدیل میشه و میبینیم که چطور از یه آدم شرور و تنها به یه پدر دلسوز تبدیل میشه. «منِ شرور» همونقدر که خندهداره، احساسی هم هست و خلاقیت و شخصیتهای فوقالعادهش باعث شده که انیمیشن محبوب تمام دوران زندگی من باشه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
مطمئن نیستم خودش از این مقایسه خیلی خوشش بیاد، ولی هر بار که گرو (Gru) خبیث رو میدیدم که داره نقشه میکشه تا ثابت کنه شرورترین مغز متفکر جنایتکاره، یاد تری توماس (Terry-Thomas) لاغر مردنی میافتادم. نقشهی جدیدش چیه؟ دزدیدن ماه! مسئله اینجاست که اون به یه دستگاه نیاز داره که تو فوقامنیتیترین حالت ممکن توسط «وکتور» (Vector) تو قلعهش نگهداری میشه. گرو هر چقدر تلاش میکنه نمیتونه از سد دفاعی اونجا رد بشه، پس مجبور میشه جور دیگهای فکر کنه. نتیجه؟ خب، پای چند تا کلوچه و سه تا دختر یتیم وسط میاد. اونا قراره خودشون رو تو دلِ خونهی وکتور جا کنن و بعد کلوچههای رباتیک کارشون رو انجام بدن. البته نه تنها این نقشه درست پیش نمیره، بلکه گروِ پیر و بیچاره کمکم یه علاقه غیرعادی نسبت به این وروجکها پیدا میکنه. در واقع، اونا براش از نقشهی بزرگش هم مهمتر میشن. حالا چطور میتونه هم دستگاه رو به دست بیاره، هم ماه رو بدزدد، هم اعتبار جهانیش رو حفظ کنه و هم بچهها (و ارتش مینیونهاش) رو شاد نگه داره؟ من معمولاً از فیلمهایی که بچه توشونه خوشم نمیاد، ولی واقعاً از این داستان جناییِ متفاوت لذت بردم. شخصیت گرو یه شاهکار از شرارتِ دلرحمه؛ کلی گجت و ابزار باحال تو فیلم هست که میتونه جیمز باند رو سالها سرگرم کنه. داستان هم تو ۹۰ دقیقه پر از خنده، هیجان و حتی چند تا صحنه کپی گرفتنِ نامناسب توسط اون موجودات زردِ دردسرساز، با سرعت پیش میره! یه انیمیشن با شخصیتهای خاصه که در عین سرگرم کردن، نوآوری هم داره. حتی منی که همیشه دوست دارم آدم بده پیروز بشه، نتونستم از پایانبندی فیلم که راه رو برای قسمت دوم باز میکرد، ایرادی بگیرم.
2025-12-25