Tinker Tailor Soldier Spy
در اوایل دهه ۱۹۷۰ و در دوران جنگ سرد، رئیس سرویس اطلاعاتی بریتانیا که با نام «کنترل» (با بازی سر جان هرت) شناخته میشود، پس از شکست یک عملیات در بوداپست مجارستان، استعفا میدهد. مشخص میشود که کنترل معتقد بوده یکی از چهار شخصیت ارشد سرویس در واقع جاسوس روسیه یا همان «نفوذی» است و عملیات مجارستان تلاشی برای شناسایی او بوده است. جورج اسمایلی (با بازی گری اولدمن) با رفتن کنترل مجبور به بازنشستگی میشود، اما یکی از مقامات ارشد دولتی از او میخواهد درباره داستانی که یک مامور خودسر به نام ریکی تار (تام هاردی) درباره وجود یک نفوذی گفته، تحقیق کند. اسمایلی با توجه به شکست عملیات مجارستان و موفقیت مداوم «عملیات جادوگری» (که منبع ظاهری اطلاعات مهم شوروی است)، این موضوع را تایید شده میبیند و ماموریت یافتن او را بر عهده میگیرد.
سال انتشار: 2011 کارگردان: Tomas Alfredson ژانر: Drama، Mystery، Thriller نویسندگان: John le Carré، Bridget O'Connor، Peter Straughan امتیاز: 7.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
روسها یه نفوذی توی «سیرک» (که همون سرویس اطلاعاتی بریتانیاست) دارن. جورج اسمایلی (با بازی گری اولدمن) که از سیرک اخراج شده بود، حالا مخفیانه استخدام شده تا این نفوذی رو پیدا کنه. اون تیم کوچیکش رو جمع میکنه و شروع میکنه به بررسی قضایا. مظنونین هم زیادن: پرسی (توبی جونز)، استرهاز (دیوید دنکیک)، روی بلند (کیران هایندز) و بیل هیدون (کالین فرث). حتی دوست قدیمیاش، کنترل (جان هرت)، به خودِ جورج هم شک داشت که نکنه نفوذی باشه. کارگردان این فیلم توماس آلفردسون هست که من خیلی کارهاشو دوست دارم؛ همون کسی که فیلم خونآشامی «آدم درست را راه بده» رو ساخته. اون استاد خلق فضاهای تاریک و مرموزه و توی این فیلم هم دقیقا همین کار رو کرده. ریتم فیلم کنده، موسیقی کمه و رنگها قدیمی و رنگورو رفتهان که برای یه فیلم جاسوسی اینشکلی عالیه. تماشای این فیلم مثل اینه که ببینی یه پازل جلوی چشمت با دقت چیده میشه. زمان میبره تا همه چی درست بشه و باید با دقت به همه قطعات نگاه کنی. کارهای خوب زمانبر هستن و این فیلم این رو خوب میفهمه. بیننده باید با دقت تماشا کنه چون مدام از زمان حال به گذشته میره. آدمهایی که مردن، توی خاطرات گذشته زنده میشن تا به ما کمک کنن تصویر نهایی رو بسازیم. حرف آخر... این فیلم برای همه جذاب نیست؛ از بیننده میخواد که فعال باشه، با دقت ببینه و از روایت کند لذت ببره. اعتراف میکنم سه بار سعی کردم ببینمش تا بالاخره تونستم تا آخرش برم. من معمولا طرفدار اینجور فیلمها نیستم، اما همیشه از بازیهای فوقالعاده و مهارت یه کارگردان بزرگ لذت میبرم. به خاطر همین، این فیلم فراتر از یه اثر جاسوسی سادهست؛ فیلمی درباره آدمهاییه که لبه یه جنگ زندگی میکنن و سعی دارن زنده بمونن و تهدیدی رو پیدا کنن که ممکنه دیوارها رو فرو بریزه و امپراتوری بریتانیا رو نابود کنه.
2014-12-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تیم بازیگری عالی، فیلمبرداری خوب و یه داستان جذاب. «بندزن خیاط سرباز جاسوس» از اون فیلمهاییه که خیلی آروم پیش میره اما در نهایت ارزشش رو داره؛ هرچند نمیتونم بگم پایانش غیرقابل پیشبینی بود. نه اینکه قابل پیشبینی باشه، فقط خیلی غافلگیر نشدم، همین. به نظرم داستان اونقدرها هم که فیلم نشون میده پیچیده نیست. این یه نقد منفی نیست، فقط میگم اگه اول فیلم حدسیاتم رو مینوشتم و آخرش چک میکردم، احتمالاً کلیاتش درست از آب درمیاومد. نمیخوام بگم خیلی باهوشم، فقط حس میکنم فیلم کلی آدرس غلط میده تا فقط مسیر رو طولانی کنه. تنها بخشی که موقع دیدن فیلم کامل متوجه نشدم، قسمتهای مربوط به پولیاکوف بود. همه بازیگرا عالی بازی کردن، مخصوصاً گری اولدمن (اسمایلی) و کالین فرث (هیدون) که از همه بیشتر درخشیدن. تام هاردی، مارک استرانگ، بندیکت کامبربچ، استیون گراهام و توبی جونز هم هستن که خب با همچین لیستی واقعاً نمیشه فیلم بدی ساخت. هنرپیشهها داستان رو جلو میبرن و فیلم جوریه که مجبورت میکنه با دقت تماشا کنی، هرچند لازم نیست خیلی عمیق بشی. در کل از فیلم لذت بردم و حتماً پیشنهاد میکنم ببینیدش.
2020-09-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**با وجود بازیگرای عالی و فیلمنامه خوب، فیلم خستهکننده، راکد، یه جورایی خاکستری و برای تماشا کسلکنندهست.** این فیلم بازسازی یه اثر قدیمیتر محصول ۱۹۷۳ هست (که هنوز ندیدمش ولی قصد دارم ببینم). هر دو فیلم از روی رمان جاسوسی جان لوکاره ساخته شدن. چون داستان اصلی خیلی باکیفیته و این فیلم هم یه تولید بزرگ و پرهزینه با کلی بازیگر معروفه، انتظار یه شاهکار رو داشتم... اما حقیقتش اینه که ناامید شدم. فیلم اونقدر که دوست داشتم جذاب نبود. در واقع بازیگرای مشهور زیادی داره که قویترین و تاثیرگذارترین بازی رو گری اولدمن باتجربه ارائه میده. اون لهجه انگلیسی غلیظ خودش رو برگردونده و استادانه با شخصیت یکی شده؛ واقعاً حقش بود که اون سال نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد بشه. به جز اون، توبی جونز و کالین فرث هم خیلی آماده بودن، و بندیکت کامبربچ، جان هرت و تام هاردی هم دستکمی از اونا نداشتن. داستان نسبتاً سادهست: وسط ماجراهای جنگ سرد، MI6 سعی میکنه به یه افسر شوروی توی بوداپست کمک کنه تا پناهنده بشه. این افسر هویت یه جاسوس دوجانبه رو میدونه که توی سرویس اطلاعاتی بریتانیا نفوذ کرده. اما عملیات خیلی بد پیش میره و برای رهبران MI6 روشن میشه که واقعاً یک یا چند خائن توی ردههای بالای سازمان وجود دارن. برای پیدا کردنشون، اونا سراغ جورج اسمایلی میرن، یه مامور بازنشسته و خیلی باسابقه. از نظر فنی، نمیشه از فیلمبرداری تاریک و فضاسازی خوب فیلم که سعی کرده اتمسفر کثیف، مهآلود و پارانوئید لندنِ دوران جنگ سرد رو بازسازی کنه، تعریف نکرد. طراحی صحنه و لباسها هم عالیه. فیلم توی انتقال ما به اون زمان و فضا موفقه و محیطی رو میسازه که همه به هم شک دارن. این یه فیلم اکشن نیست، پس جلوههای ویژه کمی داره که اونم ساده و کاربردیه. با وجود بازیهای قوی و منبع اقتباس عالی، فیلم دو تا مشکل بزرگ داره: اتمسفر و ریتم. توماس آلفردسون عمداً ریتم فیلم رو کند کرده و این باعث شده فیلم خستهکننده بشه؛ مخصوصاً با اون دیالوگهای بیپایان و صحنههایی که هر حرکت کوچیک جلوی دوربین کلی طول میکشه. در ضمن، باید خیلی حواستون به اسم شخصیتها و نقششون باشه، وگرنه اصلاً از داستان سر در نمیارید.
2022-06-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلیها اقتباس فوقالعاده بیبیسی از این داستان جان لوکاره رو یادشونه که سر الک گینس فقید نقش «جورج اسمایلی» متین و دانا رو بازی میکرد. این بار، توی این اقتباس که تقریباً به همون اندازه عالیه، گری اولدمنِ آماده رو توی اون نقش میبینیم. چه نقشی؟ خب، اون که تازه بازنشسته شده، دوباره توسط «C» (جان هرت) استخدام میشه تا یه جاسوس KGB رو که توی تار و پود MI6 نفوذ کرده پیدا کنه. باید بگم همونطور که داستان باز میشه، میفهمیم که کلی مظنون وجود داره و فیلمنامه درجهیک فیلم ما رو با کلی سناریوی مشکوک بمباران میکنه؛ چیزهایی که ممکنه راست باشن، یا نیمهراست، یا فقط آدرس غلط! تیم بازیگری قدرتمندی از ستارههای بریتانیایی به این داستان پیچیده (اما نه گیجکننده) از فریب و خیانت، عمق دادن. تام هاردی، کالین فرث و حتی مارک استرانگ (که معمولاً خیلی ازش خوشم نمیاد) خوب بازی کردن، اما تحسین اصلی من برای توبی جونز در نقش «آلیلین» جاهطلب و حالبههمزن، و بندیکت کامبربچ در نقش «گیلام» هست. توماس آلفردسون ریتم فیلم رو خوب درآورده. ممکنه بعضی جاها کند به نظر برسه، اما توی بار دوم تماشا، فهمیدم که چقدر دیالوگها و بازیهای ظریف ستارهها و تولید دقیق فیلم پرمحتواست. این فیلم نشون میده که وقتی نویسندگی و بازیگری بار اصلی رو به دوش میکشن، «کمتر» واقعاً میتونه «بیشتر» باشه و دیگه نیازی به جلوههای ویژه و انفجار نیست.
2022-07-22