Fairhaven
جان، ستاره سابق فوتبال دبیرستان و ورزشکار پیشین کالج، دوباره به زادگاه دوران جوانیاش بازگشته است؛ «فیرهیون»، دهکدهای کوچک برای ماهیگیری در سواحل ماساچوست. او که حالا اوایل سیسالگیاش را میگذراند و میبیند تمام آرزوهای دوران جوانیاش بر باد رفته، با تماشای یک مصاحبه تلویزیونی از قهرمان فوتبالش، تام بردی، حس مبهم نارضایتیاش پررنگتر میشود؛ جایی که بردی میگوید حتی بعد از سه قهرمانی سوپربول: «باید چیزی فراتر از اینها هم وجود داشته باشه». جان این جرقه فکریاش را برای سَم تعریف میکند؛ دوست قدیمی و همکلاسی سابقش که خیلی زود ازدواج کرد، زود بچهدار شد، زود طلاق گرفت و هرگز هم از این شهر نرفت. سم سالها پیش با زندگی در این شهر کوچک کنار آمده و حالا همین که سرپناهی امن برای دختر دوستداشتنیاش، کارا، فراهم کند راضی است، هرچند که ته دلش هنوز در حسرت همسر سابق زیبایش، کیت، میسوزد. در این میان، جان و سم منتظر بازگشت دیو هستند؛ نفر سوم مثلث روزهای مهارنشدنیشان. دیو که هفت سال پیش شهر را ترک کرده بود و هرگز پشت سرش را هم نگاه نکرده بود، بالاخره به بهانه فوت پدری که سالها با او قطع رابطه کرده بود، به فیرهیون برمیگردد. دیو برای فرار از خودکاویهای عمیق جان و تنهایی خوددارانه سم، تصمیم دارد حالوهوای این آخر هفته عزاداری را با خوشگذرانیهای دیوانهوار به سبک وگاس عوض کند. اما وقتی در میان خوشگذرانیهای غرق در الکل این دورهمی، رؤیاهای کهنه و کینههای فروخورده سر باز میکنند، حتی دیو هم حریف سیلی محکم واقعیت نمیشود.
سال انتشار: 2012 کارگردان: Tom O'Brien ژانر: Comedy، Drama نویسندگان: Chris Messina، Tom O'Brien امتیاز: 5.1