Dredd

Dredd

در آینده، آمریکا به سرزمینی بایر و رادیواکتیو تبدیل شده است. در ساحل شرقی، از بوستون تا واشینگتن دی‌سی، مگا سیتی وان (Mega City One) قرار دارد؛ کلان‌شهری پهناور و خشن که جنایتکاران بر خیابان‌های پرآشوب آن حکومت می‌کنند. تنها نیروی نظم‌دهنده، پلیس‌های شهری موسوم به «قاضی‌ها» هستند که قدرت‌های ترکیبی قاضی، هیئت منصفه و مأمور اعدام فوری را دارا می‌باشند. «درد» (Dredd) که در سراسر شهر شناخته شده و مایه ترس است، برترین قاضی است که مأموریت یافته شهر را از جدیدترین بلای خود پاک کند: یک اپیدمی مواد مخدر خطرناک به نام «اسلو-مو» (Slo-Mo) که باعث می‌شود مصرف‌کنندگان واقعیت را با کسری از سرعت معمولی تجربه کنند. در یک روز کاری معمولی، درد مأمور می‌شود تا کاساندرا اندرسون، یک کارآموز با توانایی‌های ذهنی قدرتمند ناشی از جهش ژنتیکی را آموزش داده و ارزیابی کند. یک جنایت فجیع آن‌ها را به محله‌ای می‌کشاند که قاضی‌های دیگر به ندرت جرئت رفتن به آنجا را دارند؛ یک زاغه‌نشین عمودی ۲۰۰ طبقه که توسط فاحشه‌ای سابق که اکنون رئیس کارتل مواد مخدر شده، یعنی «ما-ما» (Ma-Ma) و قبیله بی‌رحمش کنترل می‌شود. وقتی آن‌ها یکی از اعضای حلقه داخلی قبیله را دستگیر می‌کنند، ما-ما مرکز کنترل ساختمان را به دست می‌گیرد و جنگی کثیف و وحشیانه علیه قاضی‌ها به راه می‌اندازد که نشان می‌دهد برای محافظت از امپراتوری‌اش از هیچ کاری دریغ نمی‌کند. با افزایش تعداد کشته‌ها و نبود راه خروج، درد و اندرسون باید با تمام توان در نبردی بی‌امان برای بقای خود بجنگند.

سال انتشار: 2012 کارگردان: Pete Travis ژانر: Action، Crime، Sci-Fi نویسندگان: John Wagner، Carlos Ezquerra، Alex Garland امتیاز: 7.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

من این فیلم رو بیشتر از اون نسخه‌ای که سیلوستر استالونه توش بود دوست دارم. صحنه‌های اسلو-موشن قشنگ و داستان خوبی برای یه فیلم اکشن داشت.

2012-12-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

این فیلم منو به وجد آورد! اصلاً انتظار همچین چیزی رو نداشتم؛ یه پلیس (یه قاضی) در آینده با خشونت بالا و شخصیت‌های عالی. اولش فکر می‌کنید از «درد» بدتون می‌آد، ولی اینطور نمی‌شه.

2013-01-07


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

فکر می‌کنم این اقتباس از کمیک‌های «قاضی درد» خیلی بیشتر شبیه اون چیزیه که اکثر مردم از یه فیلم قاضی درد انتظار دارن، مخصوصاً در مقایسه با نسخه نسبتاً ناامیدکننده سال ۱۹۹۵. البته این یعنی فیلم خیلی خشنه. هر کسی که کمیک‌ها رو خونده باشه نباید از این واقعیت که فیلم بیشتر درباره از بین بردن آدم‌بده‌هاست تعجب کنه؛ و اگه نمی‌تونی با خشونت از پسشون بربیای، فقط از خشونت بیشتری استفاده کن! به جز چند تا ایراد جزئی که بهشون می‌رسم، از فیلم خیلی خوشم اومد. داستان نسبتاً ساده‌ست ولی از اون داستان‌هاییه که اگه توی کمیک‌های 2000 AD می‌دیدمش تعجب نمی‌کردم. برای یه فیلم قاضی درد کاملاً مناسبه. داستان حول محور ماده مخدر «اسلو-مو» می‌چرخه که درک شما از زمان رو کند می‌کنه. این موضوع به کارگردان اجازه داد تا از جلوه‌های اسلو-موشن افراطی استفاده کنه که اگه زیاده‌روی می‌شد می‌تونست رو مخ باشه، اما به نظرم توی این فیلم خیلی خوب استفاده شده. مخصوصاً از افکت‌هایی که روی آدم‌های پشت دری که درد در ابتدای فیلم منفجر کرد اعمال شد، خیلی خوشم اومد. خود نقش قاضی درد رو کارل اوربان خیلی خوب بازی کرده و خوشبختانه توی این فیلم کلاهخودش رو برنمی‌داره. مطمئنم توی فیلم ۱۹۹۵ این کار فقط برای ارضای غرور استالونه انجام شده بود و یکی از چیزهایی بود که فیلم رو خراب کرد. قاضی درد نباید کلاهخودش رو برداره، نقطه سر خط. «ما-ما» هم به عنوان شخصیت منفی فیلم کاملاً اوکیه؛ به اندازه کافی سایکوپات و در عین حال باهوش و منطقی هست که بشه به عنوان یه رقیب باورپذیر (حداقل تا جایی که یه شرور قاضی درد می‌تونه باورپذیر باشه) قبولش کرد. البته چند تا نقد هم دارم. نقد اصلیم اینه که شهر اون شهر فوق‌مدرن توی کمیک‌ها نیست (حداقل اون کمیک‌هایی که من خوندم). بیشتر شبیه یه سری آسمان‌خراش غول‌پیکره که وسط زاغه‌هایی که از امروز باقی مونده پخش شدن و هنوز خیلی غیرآینده‌نگرانه به نظر می‌رسه. آخه صحنه تعقیب و گریز اول فیلم با یه ون فولکس‌واگن قدیمی انجام می‌شه! واقعاً از این خوشم نیومد و به خاطر همین یه ستاره کم کردم. اگه درست یادم باشه، توی کمیک‌ها مگا سیتی وان کم‌وبیش روی خرابه‌های قدیمی ساخته شده بود. یه چیز دیگه که دوست نداشتم، قاضی‌های فاسد بود. ممکنه توی بعضی کمیک‌ها از مفهوم قاضی بد استفاده کرده باشن، یادم نیست، ولی باز هم خوشم نیومد. قاضی‌ها قراره فراتر از «مردم عادی» باشن. مطمئنم می‌تونستن یه المان داستانی دیگه به جای این پیدا کنن. در هر صورت، تهش اینه که از فیلم لذت بردم. کیفیت صدای عالی نسخه بلوری من هم قطعاً به این لذت اضافه کرد. در کل شب فیلمی خیلی لذت‌بخشی بود.

2013-02-16


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

حدود یک میلیون سال پیش (حدودای ۱۹۸۰ تا ۸۵)، وقتی بچه بودم، هر هفته یه کمیک می‌خریدم به اسم 2000AD. و عاشقش بودم. یعنی واقعاً عاشقش بودم. بخش اصلی این مجله (که بعد از این همه سال هنوز هم هست) «قاضی درد» بود. شخصیت اصلی (که اسمش بازی با اسم یه خواننده سبک رگی به اسم Judge Dread بود، هرچند شباهت‌هاشون همین‌جا تموم می‌شه) یه «قاضی» بود؛ یه مأمور قانون تک‌نفره با اختیار بازداشت، متهم کردن، محاکمه و صدور حکم درجا (از جمله حکم اعدام که زیاد هم صادر می‌شد). اون در اوایل قرن ۲۲ در مگا سیتی وان فعالیت می‌کرد؛ یه کلان‌شهر ویران‌شهری و پرجمعیت که از بوستون تا واشینگتن کشیده شده بود. با اینکه اثر تلخ و خشنی بود، اما موفق می‌شد از این اجرای عدالت افراطی، طنز سیاهی بیرون بکشه؛ مخصوصاً وقتی توسط قهرمان همیشه کلاهخود‌به‌سر ما که شبیه «هری کثیف» بود اجرا می‌شد. شخصیت‌های رنگارنگ زیادی توی 2000AD بودن ولی «درد» با اختلاف محبوب‌ترین بود و همیشه پتانسیل بالایی برای اقتباس سینمایی داشت. تا اینکه سال ۱۹۹۴ دنی کانون کارگردانی فیلم «قاضی درد» با بازی سیلوستر استالونه رو بر عهده گرفت. ای داد بیداد! فیلم سال ۱۹۹۵ اکران شد و از اول تا آخرش یه فاجعه بود. کانون انگار فقط استخدام شده بود تا بله‌قربان‌گوی استالونه باشه و با اینکه فیلم از نظر ظاهری بد نبود، استالونه مصمم بود هر چی اسطوره‌شناسی توی کمیک بود رو بریزه دور (درد هیچ‌وقت کلاهش رو برنمی‌داره چون قانون بی‌چهره‌ست؛ استالونه کلاهش رو برداشت. قاضی‌ها با هم رابطه ندارن؛ درد با قاضی هرشی رابطه عاطفی پیدا کرد و...). و این شد که شد. دمت گرم اسلای! تا الان. بالاخره بعد از دو دهه، ریبوت فیلم از راه رسید: «درد» با بازی کارل اوربان و کارگردانی پیت تراویس، با بودجه‌ای نصف نسخه قبلی. خب، چطوره؟ اگه طرفدار منبع اصلی هستید، باید تمام تصوراتتون رو از اینکه درد و محیط مگا سیتی چطوری باید باشن بریزید دور. از نظر بصری، فیلم استالونه بیشتر شبیه کمیک بود، اما این یکی یه اثر خشن و کثیفه که آدم رو یاد محله‌های داغون فیلم‌های «آرزوی مرگ» می‌ندازه. با این حال، مهم اینه که این فیلم تونست اون دیدگاه دهه هشتادی از آینده ویران‌شهر رو دقیقاً همون‌طوری که کمیک «قاضی درد» سال‌ها پیش انجام داده بود، به تصویر بکشه. این فیلم «حس» قاضی درد رو داره، چیزی که فیلم استالونه با وجود زرق و برق بیشتر، هیچ‌وقت نداشت. داستان؟ داستان در عین سادگیه. درد مأمور می‌شه تا یه کارآموز جدید به اسم اندرسون (اولیویا ترلبی) رو ارزیابی کنه؛ یه جهش‌یافته که توانایی ذهنی عجیبی در خوندن فکر آدم‌ها داره. اونا برای بررسی یه قتل سه‌گانه به بلوک «پیچ تریز» می‌رن؛ یکی از اون برج‌های آینده‌نگرانه که ۷۰ هزار نفر توش زندگی می‌کنن. این بلوک توسط یه رئیس مواد مخدر به اسم ما-ما (لینا هیدی) اداره می‌شه. اونا یکی از آدم‌های ما-ما رو می‌گیرن و ما-ما هم کل ساختمون رو قرنطینه می‌کنه و به همه دستور می‌ده که یا بهش کمک کنن قاضی‌ها رو بکشن یا از سر راهش برن کنار. حالا درد و اندرسون یا باید قایم بشن تا نیروی کمکی بیاد، یا راهی برای فرار پیدا کنن، یا برن طبقه بالا سراغ ما-ما تا قبل از اینکه اونا رو بکشه، کلکش رو بکنن. فکر می‌کنید مرد ما کدوم گزینه رو انتخاب می‌کنه؟ در کل، کارل اوربان که خودش از بچگی طرفدار «درد» بوده، این نقش رو به کمال بازی می‌کنه (بدون اینکه حتی یک بار کلاهش رو برداره؛ همون‌طوری که باید باشه. لعنت به استالونه). اون مثل روبوکاپه، ولی بدون اون حس گرما و انسانیت. برای من ستاره فیلم لینا هیدی بود؛ واقعاً بی‌رحم و عالی بازی کرد. در نهایت، فیلم خیلی سریع پیش می‌ره، اصلاً خسته‌کننده نیست و توی ۹۰ دقیقه تموم می‌شه. عالیه. امیدوارم دنباله‌ش هم ساخته بشه چون واقعاً پتانسیلش رو داره.

2013-08-11


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 4

خلاصه که هیچ چیز جدیدی نداشت. همون داستان و شخصیت‌های تکراری که با یه فیلم دیگه قاطی شدن. تنها چیز قابل توجه توی این فیلم، صحنه‌های اسلو-موشن موقع مصرف مواد بود که اونم تعریف چندانی نداره.

2015-05-17


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

من واقعاً طرفدار «درد» شدم؛ به نظرم بازیگرها، تیم پس‌تولید، کارگردان، نویسنده‌ها و فیلمبردار همگی کارشون رو عالی انجام دادن. با این حال، یه نفر توی تیم هست که بقیه رو (در مقایسه با خودش) بد جلوه می‌ده! چون موسیقی متن پل لئونارد-مورگان با اختلاف، درخشان‌ترین بخش این فیلمه که خودش به تنهایی فیلم خوبیه. من هیچ‌وقت وارد دنیای عمیق قاضی درد نشدم و کل اطلاعاتم از سرچ‌های اینترنتی و بازی ویدیویی «Dredd VS Death» می‌آد. اما تا جایی که فهمیدم، این فیلم تصویر صادقانه‌تری از منبع اصلی نسبت به نسخه سال ۹۵ استالونه ارائه می‌ده. موسیقی عالیه، صحنه‌های اسلو-مو نوآورانه هستن و مهمات تخصصی اسلحه درد هم تماشایی‌ان. این‌ها سه بخش برتر فیلم هستن. داستانش خیلی گسترده نیست (بیشتر شبیه «یک روز از زندگی» هست تا «نجات بشریت») و شخصیت‌ها خیلی عمیق بررسی نمی‌شن، اما فیلم با همین ویژگی‌ها سر پاست. کارل اوربان خیلی بهتر از چیزی که فکر می‌کردم از آب دراومد. اولش به وجود یه شخصیت با توانایی ذهنی شک داشتم، ولی اولیویا ترلبی بعد از حدود ۲۵ دقیقه نظرم رو جلب کرد. لینا هیدی هم که همیشه برای من انتخاب مطمئنیه، مخصوصاً توی نقش زن‌های قدرتمند و بی‌رحم. با همه این‌ها، «درد» بهترین فیلمی نیست که دیدم، اما ریسک می‌کنه و این چیزی نیست که بشه نادیده‌ش گرفت. ما به «درد»های بیشتری توی صنعت سینما نیاز داریم تا یکنواختی هالیوود رو بشکنیم. ۷۷٪ - گیملی

2018-03-19


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

آتشین! «درد» به کارگردانی پیت تراویس و نویسندگی الکس گارلند، با بازی کارل اوربان، اولیویا ترلبی و لینا هیدی. موسیقی از پل لئونارد-مورگان و فیلمبرداری از آنتونی داد منتل. (نقد فقط برای نسخه 2D). تلاش سال ۱۹۹۵ استالونه برای آوردن قاضی درد به پرده سینما با انتقادهای شدیدی روبرو شد. اما اینجا، تحت هدایت تراویس و گارلند، درد همون تصویری رو پیدا می‌کنه که طرفدارها و خودِ شخصیت لیاقتش رو دارن. داستان ساده‌ست: در یک آینده ویران‌شهری در جایی به اسم مگا سیتی وان، تنها قانون، قاضی‌ها هستن. قاضی درد و کارآموزش اندرسون به یه پرونده قتل در یه زاغه‌نشین عمودی به اسم پیچ تریز می‌رن و اونجا توسط رئیس جرم و جنایت، ما-ما، محبوس می‌شن. این فیلم دقیقاً همون چیزیه که قاضی درد رو به یه شخصیت محبوب تبدیل کرده. نیازی به داستان‌های پس‌زمینه، روابط عاشقانه یا شخصیت‌های کمدی نیست؛ اینجا فقط شخصیت‌های کله‌گنده از دو طرف قانون هستن که با تمام توان با هم می‌جنگن. اکشن فیلم بی‌وقفه، انفجاری، خونی و وحشیانه‌ست. شخصیت درد به درستی در یک سطح پایه نگه داشته شده؛ اون یه آدم کله‌شق با لباس و کلاهخوده که با صدای خشنش دیالوگ‌های کوتاه و تاثیرگذار می‌گه. لینا هیدی هم یه شرور آسیب‌دیده و به شدت ترسناکه؛ آرامش اون هست که آدم رو می‌ترسونه. طراحی تولید و فیلمبرداری هم عالیه و به مگا سیتی وان جلوه‌ای تمامت‌خواهانه داده. در کل، «درد» یه فیلم اکشن علمی-تخیلی هیجان‌انگیزه که طرفدارها رو کاملاً راضی می‌کنه. ۸/۱۰

2018-12-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

قدیما که جوون بودم کمیک‌هاش رو می‌خوندم؛ داستان‌های ساده و سرراست بزن‌بزن که «درد» توشون مظهر یه مأمور قانون سخت‌گیر و جدی در یک محیط آینده‌نگرانه بود که جرم و فقر توش عادی بود. این بار کارل اوربان نقش اصلی رو بازی می‌کنه. اون و کارآموزش «اندرسون» می‌رن تا چند تا جنازه رو توی یه ساختمون ۱۰۰ طبقه که توسط «ما-ما» اداره می‌شه بررسی کنن. اولش فقط باید قاتل رو پیدا کنن و زنده بیان بیرون، اما وقتی ورق برمی‌گرده، درد تصمیم می‌گیره یک بار برای همیشه قضیه رو تموم کنه. آره، دیالوگ‌ها شوکه‌کننده‌ست، بازیگری هم تعریفی نداره (لینا هیدی اصلاً ترسناک نیست)، اما نکته فیلم این نیست. این فیلم قراره یه ماجراجویی اکشن وحشیانه باشه؛ پر از انفجار، قیافه‌های حق‌به‌جانب و نبردهای مسلحانه با اسلحه‌های باحال. فیلم دقیقاً همون چیزیه که ادعا می‌کنه. هیچ شکی در مورد پایانش نیست، اما مسیر رسیدن به اون پایان مهمه. برای من، این فقط ۹۰ دقیقه سرگرمی خالص و فرار از واقعیت بود. قرار نیست همه فیلما مثل آثار جین آستن باشن؛ انتظارتون رو بیارید پایین تا ناامید نشید.

2022-03-26