True Grit

True Grit

پس از قتل پدر متی راس (Mattie Ross) ۱۴ ساله به دست کارگری به نام تام چینی (Tom Chaney)، این دختر مزرعه‌دار برای دستگیری قاتل راهی سفر می‌شود. او برای کمک گرفتن، سرسخت‌ترین کلانتر ایالات متحده‌ای را که می‌شناسد استخدام می‌کند؛ مردی با «شهامت واقعی» به نام ریوبن جی. «روستر» کاگبرن (Reuben J. "Rooster" Cogburn). متی اصرار دارد که همراه کاگبرن برود، اما دائم‌الخمر بودن، تنبلی و شخصیت بی‌بندوبار کاگبرن، اعتماد متی را به او سلب می‌کند. برخلاف میل کلانتر، متی در سفر به سرزمین سرخپوستان برای پیدا کردن «چینی» با او همراه می‌شود. در این مسیر، یک رنجر تگزاسی به نام لابوف (LaBoeuf) نیز که به دلایل شخصی به دنبال «چینی» است، به آن‌ها می‌پیوندد. این سه نفر که هیچ شباهتی به هم ندارند، در طول سفر با خطرات و غافلگیری‌های زیادی روبرو می‌شوند و «شهامت» هر یک از آن‌ها مورد آزمایش قرار می‌گیرد.

سال انتشار: 2010 کارگردان: Ethan Coen, Joel Coen ژانر: Drama، Western نویسندگان: Joel Coen، Ethan Coen، Charles Portis امتیاز: 7.6

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

برادران کوئن (Coen Brothers) در طول دوران حرفه‌ای درخشان خود، تعدادی از اورجینال‌ترین، ساختارشکن‌ترین و تحسین‌شده‌ترین فیلم‌های تاریخ را ساخته‌اند. آن‌ها قبلاً هم سراغ اقتباس (جایی برای پیرمردها نیست) و بازسازی (قاتلین پیرزن) رفته بودند، اما حتی آن فیلم‌ها هم امضای خاص برادران کوئن، نگاه کج‌ومعوجشان به دنیا و طنز تلخ و گزنده‌شان را داشتند. حالا با این اوصاف، با «شهامت واقعی» (True Grit) چه باید کرد؟ این فیلم را یک اقتباس مجدد از رمان چارلز پورتیس می‌نامند؛ یا به قول امروزی‌ها یک «بازنگری». اما سخت است که درباره این فیلم حرف بزنیم و سایه جان وین (John Wayne) را حس نکنیم؛ مشهورترین اقتباس این کتاب، یکی از ماندگارترین نقش‌های این اسطوره سینما بود. بحث درباره آن فیلم همیشه حول محور جان وین می‌چرخید: یک گاوچران از‌کار‌افتاده و فراموش‌شده که انگار دقیقاً برای وضعیت آن زمان وین نوشته شده بود. چیزی شبیه به میکی رورک در فیلم «کشتی‌گیر».

اعتراف می‌کنم که اعتبار کوئن‌ها بود که مرا به تماشای این فیلم کشاند. من ذاتا علاقه چندانی به ژانر وسترن ندارم، اما با وجود چند فیلم ضعیف‌تر در کارنامه‌شان (مثلاً «بعد از خواندن بسوزان»)، استعداد خالص کوئن‌ها و انتخاب جف بریجز (Jeff Bridges) برای نقش جان وین، کنجکاوم کرد. داستان ساده و سرراست است: پدر متی راس جوان (Hailee Steinfeld) توسط یک جنایتکار خرده‌پا (Josh Brolin) کشته می‌شود و او خودش آستین بالا می‌زند تا عدالت را اجرا کند. برای این کار، او یک کلانتر وحشی و بدنام به نام روستر کاگبرن (Jeff Bridges) را استخدام می‌کند و یک رنجر مغرور تگزاسی (Matt Damon) هم به امید جایزه بزرگ، با آن‌ها همراه می‌شود. همین و بس.

در اینجا خبری از آن پیرنگ‌های پیچیده و تو در توی مخصوص کوئن‌ها نیست؛ آن داستان‌های فرعی که مثل یک نوار موبیوس دور خودشان می‌پیچند. خبری از به چالش کشیدن تعاریف ژانر یا نگاه هجوآمیز به داستان نیست. انگار برادران کوئن این بار از پشت لنز دوربین به سوژه‌هایشان مثل نمونه‌های آزمایشگاهی نگاه نمی‌کنند. این یک فیلمسازی کلاسیک و مستقیم است؛ روایت یک داستان ساده با تمام قدرت خلاقانه و استعدادی که کوئن‌ها در اختیار دارند. چیزی که اینجا غایب نیست، شخصیت‌پردازی غنی، بازی‌های بی‌نقص، فیلمبرداری خیره‌کننده و موسیقی متن گیراست که همگی امضای فیلم‌های کوئن هستند.

تمرکز اصلی طبیعتاً روی جف بریجز است که جسارت به خرج داده و نقشی را بازی کرده که یکی از نمادین‌ترین بازی‌های تاریخ سینماست. بریجز سعی نمی‌کند ادای جان وین را در بیاورد. او به درون این شخصیت می‌خزد و آن را مثل یک لباس به تن می‌کند؛ یک لباس پشمالو، ژولیده و بدبو. اما بریجز کلیشه این مدل شخصیت‌ها را تغییر می‌دهد: به جای اینکه یک آدم خشن و بی‌احساس باشد که قلبش کم‌کم توسط یک نوجوان نرم می‌شود، این کاگبرن به عنوان یک آدم ولگرد و بی‌کاره معرفی می‌شود که انگار همه چیز را رها کرده و فقط به فکر خواب و نوشیدن است؛ اما اتفاقات فیلم لایه‌های کهنه او را کنار می‌زند تا آن نیروی طبیعت درونش را آشکار کند.

مت دیمون هم که تا به حال در فیلم‌های کوئن نبوده (ولی انگار جایش همیشه آنجا خالی بوده)، بازی فوق‌العاده‌ای در نقش رنجر مغرور و کمی احمق تگزاسی ارائه می‌دهد. بری پپر و جاش برولین هم در حضور کوتاه‌شان عالی هستند. اما بار اصلی فیلم روی شانه‌های کثیف و خمیده بریجز نیست. ستاره واقعی، هیلی استاینفلد (Hailee Steinfeld) ۱۴ ساله در نقش متی راس است. بازی او، به زبان ساده، یکی از بهترین بازی‌هایی است که در این مدت طولانی دیده‌ام. جالب اینجاست که این اولین تجربه بازیگری اوست! متیِ او باهوش، مکار، پخته و در عین حال کودکانه و ترسو است؛ او خودش یک نیروی طبیعت است. به او ظلم شده و او می‌خواهد این ظلم را تلافی کند و هیچ چیز جلودارش نیست. صحنه چانه‌زنی او با اسب‌فروش نه تنها خنده‌دار است، بلکه یکی از بهترین معرفی‌های شخصیت در تاریخ سینماست.

چنین فیلم سرراستی از کوئن‌ها، لایق یک قضاوت سرراست هم هست: من واقعاً عاشق این فیلم شدم. از بازی‌های قدرتمند گرفته تا فیلمنامه تلخ و خنده‌دار و فیلمبرداری نفس‌گیر راجر دیکنز و موسیقی مورمورکننده کارتر برول. این یکی از کامل‌ترین فیلم‌هایی است که دیده‌ام. اگر شک دارید که فیلم را ببینید یا نه، دیگر معطل نکنید: همین الان بروید و تماشایش کنید. شخصاً برای دوباره دیدنش لحظه‌شماری می‌کنم.

2013-07-21


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

بعضی‌ها می‌گویند این فیلم نسبت به نسخه اصلی با بازی جان وین، وفاداری بیشتری به کتاب دارد. من کتاب را نخوانده‌ام اما باید بگویم تفاوت خیلی زیادی بین نسخه جان وین و این نسخه حس نکردم. البته در جزئیات تفاوت‌هایی بود، اما عناصر اصلی تقریباً یکی بودند. یک بخش پایانی (اپیلۆگ) داشت که نسبت به فیلم اصلی کمی غم‌انگیزتر بود، اما اصلاً وصله ناجوری نبود. در کل فیلم خیلی خوبی بود. جف بریجز تفسیر فوق‌العاده‌ای از نقش روستر کاگبرن ارائه داد. به نظرم بازی‌اش خیلی شبیه به سبک جان وین بود و شاید به همین خاطر بود که اینقدر از فیلم خوشم آمد.

2018-04-19


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

مقایسه این فیلم با نسخه ۱۹۶۹ جان وین خیلی معنایی ندارد. از جهات زیادی شبیه هستند - مخصوصاً دیالوگ‌ها - اما در کل، این یک روایت کاملاً متفاوت از داستان «متی» (Hailee Steinfeld) مصمم است که پدرش توسط «چینی» (Josh Brolin) کشته شده و حالا «روستر» (Jeff Bridges) بدقلق را استخدام کرده تا او را پیدا کند. آن‌ها تنها کسانی نیستند که دنبال این آدم می‌گردند؛ «لابوف» (Matt Damon) که یک رنجر تگزاسی است هم در تعقیب اوست. بعد از یک شروع پر تنش، این سه نفر راهی پیدا کردن مردی می‌شوند که شنیده شده با «ند پپر» (Barry Pepper) خلافکار همراه شده است. چیزی که در ادامه می‌بینیم، کل‌کل و درگیری‌های این سه شخصیت کاملاً متفاوت است. با اینکه حس کردم مت دیمون آن‌طور که باید کاریزمای یک تگزاسی را نشان نداد، اما جف بریجز تلاش تحسین‌برانگیزی داشت و توانست به شخصیتش نوعی شرافت لجبازانه بدهد که از تجربه می‌آید. نویسندگی فیلم لحظات مفرحی دارد و استاینفلد هم به خوبی نقش چسبی را بازی می‌کند که پیرنگ داستان را تا آن پایان‌بندی تهدیدآمیز و منطقی حفظ می‌کند. بازیگران مکمل هم عالی هستند، مخصوصاً داکین متیوز در نقش اسب‌فروش سخت‌گیر که در برابر تهدیدهای متی به وکیلش، کم می‌آورد. فیلمبرداری هم به زیبایی وسعت سفر و شکوه منطقه را به تصویر کشیده است. شاید برای من به خوبی نسخه اصلی نباشد، اما نگاهی تازه به ژانر وسترن است که با کلی گلوله و بددهنی همراه شده و خوب از آب درآمده است.

2024-09-11


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 3

یک فیلم دیگر که با وجود داشتن یکی از بازیگران محبوبم یعنی مت دیمون، ناامیدم کرد. واقعاً ناامیدی بزرگی بود. انگار یک نفر ایده خوبی داشته و آن را به استودیو فروخته، بعد فیلمبرداری را شروع کرده‌اند اما یادشان رفته داستان را بنویسند و همین‌طوری هر چه پیش آمده ساخته‌اند. جدی می‌گویم، فرقی نمی‌کند کتاب باشد، سریال یا کمیک؛ اگر با یک داستان خوب شروع کنید، حتی اگر دور آتش هم تعریفش کنید عالی می‌شود، اما این فیلم این‌طور نبود.

2025-12-23