ریو
در ریودوژانیرو، یک طوطی دمبلند (ماکائو) نوزاد به نام بلو (Blu) توسط قاچاقچیان اسیر و به ایالات متحده قاچاق میشود. هنگام رانندگی در موسلیک مینهسوتا، جعبهای که بلو در آن است به طور تصادفی از کامیون به جاده میافتد. دختری به نام لیندا (Linda) پرنده را پیدا کرده و با عشق او را بزرگ میکند. پانزده سال بعد، بلو پرندهای اهلی و باهوش است که پرواز نمیکند و زندگی راحتی با لیندا، که صاحب یک کتابفروشی است، دارد. ناگهان، یک پرندهشناس دستوپا چلفتی برزیلی به نام تولیو (Tulio) با لیندا ملاقات کرده و توضیح میدهد که بلو آخرین بازمانده نر از گونه خود است و او یک پرنده ماده به نام جول (Jewel) در ریودوژانیرو دارد. او از لیندا دعوت میکند تا بلو را به ریو بیاورد تا او و جول بتوانند گونه خود را نجات دهند. لیندا به همراه بلو و تولیو به ریودوژانیرو سفر میکنند و بلو و جول را در قفسی بزرگ در انستیتویی که تولیو در آن کار میکند، رها میکنند. در حالی که آنها مشغول صرف شام هستند، قاچاقچیان به انستیتو نفوذ کرده و بلو و جول را میدزدند تا آنها را بفروشند. لیندا و تولیو همه جا را به دنبال بلو میگردند، در حالی که او با زنجیر به جول بسته شده و در یک محله فقیرنشین پنهان شده است. در همین حال، جول و بلو از دست ربایندگان فرار کرده و با گروهی از پرندگان دوست میشوند که به آنها کمک میکنند تا از شر زنجیرها خلاص شوند. زمان کارناوال است و قاچاقچیان و کاکادوی بدجنس، نایجل (Nigel)، قصد ندارند از بلو و جول دست بکشند و پرندگان را در خیابانهای شلوغ تعقیب میکنند.
سال انتشار: 2011 کارگردان: Carlos Saldanha ژانر: Animation، Adventure، Comedy نویسندگان: Carlos Saldanha، Earl Richey Jones، Todd R. Jones امتیاز: 6.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
قبل از اینکه حتی فرصت یاد گرفتن پرواز رو پیدا کنه، «بلو» کوچولو از لبه امن لونهاش پرت میشه درست وسط دستای یه مشت پرندهدزد. بعدش هم طی یه سری اتفاقات، سر از زندگی اهلی و بدون پرواز در کنار «لیندای» مهربون درمیاره؛ توی کتابفروشی قهوه میخوره و فکر میکنه که آخرین بازمانده از نسل خودشه. تا اینکه «تولیو» از ریودوژانیرو پیداش میشه و میگه که یه جفت احتمالی برای بلو پیدا کرده. «جول» و بلو شاید بتونن نسلشون رو حفظ کنن، پس راهی سفر میشن. اما خبری از ماه عسل نیست، چون دوباره توسط قاچاقچیها دزدیده میشن و با زنجیر به هم بسته میشن و توی یه محله فقیرنشین (فاولا) که «نایجل» بدجنس اونجا رو کنترل میکنه، زندانی میشن. با نزدیک شدن به زمان کارناوال، لیندا و تولیو باید دنبال پرندههاشون بگردن و این دو تا طوطی هم باید راهی برای فرار پیدا کنن.
فیلم با یه رقص و آواز دستهجمعی و رنگارنگ توی جنگل شروع خیلی خوبی داره، اما بعدش میافته توی یه الگوی تکراری و قابل پیشبینی از چاله به چاه افتادنها. آهنگها هم خیلی معمولی هستن و با اینکه حس و حال اسپانیایی دارن، اما توی ذهن نمیمونن. فیلم ظاهر خیلی قشنگ و زندهای داره و من از شخصیت منفی داستان یعنی «نایجل» خوشم اومد، اما واقعاً چیز جدیدی برای ارائه نداره و از اون فیلمهاییه که زود از یاد آدم میره. به نظرم بیشتر به درد بچهها میخوره که توی تلویزیون تماشا کنن.