The Next Three Days

The Next Three Days

لارا برنان به اتهام قتل رئیسش که با او مشاجره داشته، دستگیر می‌شود. به نظر می‌رسد او در حال خروج از صحنه جرم دیده شده و اثر انگشتش روی سلاح قتل بوده است. همسرش، جان، چند سال آینده را صرف تلاش برای آزادی او می‌کند، اما هیچ مدرکی برای رد اتهامات وجود ندارد. وقتی فشار دوری از خانواده، به‌ویژه پسرش، لارا را از پا درمی‌آورد، جان تصمیم می‌گیرد او را از زندان فراری دهد و تحقیقات زیادی برای پیدا کردن راه انجام می‌دهد.

سال انتشار: 2010 کارگردان: Paul Haggis ژانر: Action، Crime، Drama نویسندگان: Paul Haggis، Fred Cavayé، Guillaume Lemans امتیاز: 7.3

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 1

اگه پل هگیس (Paul Haggis) قراره به فیلم‌سازی ادامه بده، یکی لطف کنه و اونو توی یه کلاس مقدماتی فیلم‌نامه‌نویسی ثبت‌نام کنه! جدی می‌گم، این فیلم خودش می‌تونه یه کلاس آموزشی باشه برای اینکه چطوری یه فیلم‌نامه بد ننویسیم. همه چی توش هست: شخصیت‌های تک‌بعدی، ریتم افتضاح، کلی داستان فرعی که به هیچ‌جا نمی‌رسن و سکانس‌های اکشن کاملاً غیرمنطقی. خب، این فقط یه تریلر درجه دوئه؛ اولین بار نیست که همچین اشتباهاتی رو می‌بینم. چیزی که واقعاً رو اعصابمه اینه که فیلم چقدر خودش رو بالا می‌گیره. نه تنها فکر می‌کنه خیلی جالبه (که اصلاً نیست)، بلکه فکر می‌کنه خیلی هوشمندانه، جسورانه و حتی خلاقانه‌ست. کلی شخصیت توی فیلم هستن که فقط برای پیش بردن یه نقطه از داستان میان و بعد کلاً فراموش می‌شن. مثلاً یه دختری که اسمش یادم نیست (اصلاً اسمش رو گفتن؟) اوایل فیلم معرفی می‌شه و حتی به نظر می‌رسه قراره رابطه‌ای با راسل کرو (Russell Crowe) داشته باشه. ما شروع یه رابطه معنادار رو می‌بینیم و بعد معلوم می‌شه اون فقط یه وسیله بوده برای پر کردن یه حفره داستانی احتمالی. همین قضیه برای پدر و مادر راسل کرو هم هست؛ چند تا سکانس پراکنده دارن که مثلاً رابطه عمیقشون رو نشون بده، ولی دقیقاً همون اتفاق می‌افته و فقط به عنوان یه ابزار داستانی ساده (و غیرمنطقی) ازشون استفاده می‌شه. انگار یکی از دوستای پل هگیس فیلم‌نامه رو خونده و گفته: «هی پل، این خیلی مسخره‌ست، چطوری ممکنه اونا بتونن فلان کار رو بکنن؟» و هگیس هم این شخصیت‌ها رو اضافه کرده تا مشکل رو حل کنه، بعد فهمیده خیلی تک‌بعدی شدن و سعی کرده یه رابطه الکی عمیق براشون بنویسه. به خاطر همین هم هست که دو-سوم اول فیلم انقدر کند و خسته‌کننده پیش می‌ره. مطمئنم اگه یه تدوینگر درست و حسابی داشت، یک ساعت و ربع اول فیلم رو می‌شد توی نیم ساعت جمع کرد. مخصوصاً اون نمادهایی که عملاً نماد هیچ‌چیزی نیستن رو باید حذف می‌کردن. شاید مسخره به نظر بیاد، ولی اون شیشه سکه‌هایی که مدام توی فیلم می‌بینیم، نه تنها تاثیری توی داستان نداره، بلکه هیچ معنای استعاری هم نداره. اصلاً توضیح ندادن اونا توی خونه چیکار می‌کردن. اونا فقط توی فیلم بودن تا ظاهر فیلم رو عمیق‌تر نشون بدن. نه اینکه واقعاً معناگرا باشه، فقط برای اینکه «باهوش» و «خاص» به نظر بیاد. من معمولاً با تموم کردن فیلم‌ها مشکلی ندارم، ولی برای دیدن این آشفته‌بازارِ خودپسندانه، واقعاً به خودم فشار آوردم.

2013-07-03


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

این فیلم رو توی این سال‌ها چند بار دیدم و هنوزم به نظرم عالیه. یه تریلر قرص و محکم با بازی‌های خوب راسل کرو و الیزابت بنکس. بازیگرای مکمل خیلی خوبی هم داره که هر کدوم شاید ۵ دقیقه بازی می‌کنن، مثل لیام نیسون، دانیل استرن (کاش بیشتر توی فیلم‌های درام بازی می‌کرد)، برایان دنهی و اولیویا وایلد. لحظات پرتعلیق خوبی داره (اون سکانس کلید دست‌ساز هنوزم برام استرس‌زاست). البته سکانس آخر که کارآگاه داره «تصور می‌کنه» جرم چطوری اتفاق افتاده، انگار چیزی بود که استودیو اصرار داشته باشه تا ته داستان رو صاف و پوست‌کنده نشون بده و به نظرم خیلی اضافی بود. **۴ از ۵**

2020-05-24