ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت
در حال حاضر، خلاصه داستان مشخص نیست.
سال انتشار: 2023 کارگردان: James Mangold ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Jez Butterworth، John-Henry Butterworth، David Koepp امتیاز: 6.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت بیشتر به دنباله اخیرش شبیه است تا پسرعموهای دورش در سهگانه اصلی. تلاش میکند فرمول فرنچایز را بگیرد و تکان دهد؛ حضورهای افتخاری، ارجاعات و یادآوریها را در آن میاندازد، اما از همان مشکلی رنج میبرد که تمام فیلمهای اخیر لوکاسفیلم داشتهاند. این یک دنباله بازسازی مدرن دیزنی است که شخصیتهای قدیمی را در خاک رها کرده و یک شخصیت جدید «عجیب و حاضرجواب» به ما معرفی میشود. شما این نوع شخصیت را میشناسید، کسی که در مواجهه با ترس، آلرژی به لاکتوز یا چیزهای تصادفی دیگرِ شخصیت شرور را مسخره میکند، چون این شخصیت بینقص و با اعتماد به نفس است. آنها در مورد هر موضوع مرتبط با داستان آگاه هستند، چون همیشه حق با آنهاست، در هنگام گروگانگیری گستاخ هستند و همیشه یک نقشه فرار دارند. این هلنا (فیبی والر-بریج) است و شاید تنها شخصیت ثابت فیلم باشد. در مورد بقیه گروه، کلابر (Klaber) با بازی بوید هالبروک فقط یک بار در فیلم صحبت میکند و بعد در تمام صحنهها ایندیانا جونز را تعقیب میکند؛ یورگن وولر (Jürgen Voller) با بازی مدس میکلسن فراموششدنیترین آنتاگونیست فرنچایز است، آنتونیو باندراس سریعتر از آنچه وارد فیلم میشود، خارج میشود و در نهایت، هریسون فورد در نقش دکتر جونز متأسفانه برای چیزی که به نظر میرسد یک چک حقوقی خوب است، برگشته است. من هیچ مشکلی با خود بازیها ندارم. بازیگران فوقالعاده بااستعداد هستند، اما این تیم ماهر نمیتواند دیالوگهای وحشتناکی را که داستان نسبتاً فراموششدنی را تقویت میکنند، پنهان کند. در نهایت، ایندیانا جونز یکی از بزرگترین سهگانههای سینمایی را دارد که یک دنیای اسپینآف دنبالهای دوردست هم دارد. لوکاسفیلم، دوران پس از ۲۰۰۸، دوران شما نبوده است. محو شدن.
2023-05-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
باستانشناس افسانهای ایندیانا جونز (هریسون فورد)، برای آنچه که فیلم آن را آخرین حضور او میداند، در «ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت» بازگشته است. این فیلم اولین قسمت از این مجموعه است که پس از خرید لوکاسفیلم توسط دیزنی ساخته شده و اولین فیلمی است که از مشارکت جورج لوکاس یا کارگردانی استیون اسپیلبرگ بهره نبرده است. جیمز منگولد وظیفه کارگردانی را بر عهده گرفته و با چالش ارائه یک پایان رضایتبخش برای این مجموعه و جبران «ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین» ناامیدکننده روبرو است. فیلم در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم آغاز میشود، زمانی که شکست قریبالوقوع نازیها باعث مهاجرت گسترده گنجینههای باستانشناسی غارتشده آنها شده و جونز را وارد ماجرا میکند. فناوری جوانسازی دیجیتالی چشمگیر است، زیرا ما یک سکانس طولانی از جونز جوانتر و همکارش باسیل شاو (توبی جونز) را در یک بخش دیوانهوار و گاهی طنزآمیز میبینیم که یادآور برخی از لحظات خوب این مجموعه است. به سال ۱۹۶۹ میرویم، در حالی که جهان برای جشن بازگشت فضانوردان ماه آماده میشود، جونز با بازنشستگی قریبالوقوع از تدریس و همچنین مشکلات زندگی شخصیاش دست و پنجه نرم میکند. وقتی شخصیتی از گذشتهاش به نام هلنا (فیبی والر-بریج) که اتفاقاً دخترخوانده اوست، خاطرات اختلاف چند سال پیش با پدرش بر سر «گردانه سرنوشت» افسانهای را زنده میکند؛ گردانهای که ایندیانا و پدرش توانسته بودند نیمی از آن را در اوایل فیلم به دست آورند. در همین حال، دانشمند سابق نازی و فعلی ناسا، یورگن وولر (مدس میکلسن)، که به عنوان یک بخش کلیدی در فرستادن انسانها به ماه و بازگشت آنها مورد ستایش قرار میگیرد، توطئه میکند تا هر دو بخش گردانه را به دست آورد و با لژیون قاتلان مرگبارش، جونز و شاو را هدف قرار میدهد. اوضاع زمانی پیچیدهتر میشود که جونز به قتل متهم شده و مجبور به فرار میشود تا به دنبال شاو بگردد، کسی که اکتشافات باستانشناسی را چیزی جز سود مالی در مقابل اهمیت تاریخی آنها نمیبیند. از نیویورک تا طنجه، یونان و مکانهای دیگر، جونز، شاو و دستیار نوجوانش تدی (اتان ایزیدور)، در نبردی علیه یکدیگر و همچنین تهدید دائمی وولر، تلاش میکنند تا سرنخها را رمزگشایی کرده و گردانه را ترکیب کنند و آن را از دست کسانی که میخواهند از آن برای شرارت استفاده کنند، دور نگه دارند. فیلم برای رسیدن به اکشن وقت میگذارد، زیرا اکشن در سراسر فیلم پراکنده شده است و اگرچه آن فراوانی بصری پر از جلوههای ویژه که مخاطبان مدرن انتظار دارند نیست، اما عموماً رضایتبخش است و باید در نظر گرفت که شخصیت اصلی یک شهروند سالخورده نزدیک به ۸۰ سال است و به همین دلیل وقتی لازم باشد، اقدامات بسیار چشمگیری انجام میدهد، حتی اگر در یک صحنه در مورد جراحات و مشکلاتی که در طول سالها با آنها روبرو بوده و تأثیری که بر بدنش گذاشته، دروغ بگوید. برخی از طرفداران ممکن است بگویند اکشن کافی نبوده یا جذابیت ماجراجوییهای قبلی را نداشته است. در حالی که این قطعاً یک طرز فکر معتبر است، فیلم باید طرفداران واقعی این مجموعه را خوشحال کند، زیرا نگاهی مناسب به ماجراجوی سالخورده است که یک بار دیگر به میدان کشیده میشود. همچنین موسیقی جدید جان ویلیامز (John Williams) وجود دارد که لحن فیلم را به خوبی تنظیم میکند. فورد و والر-بریج به خوبی با هم کار میکنند و چند مهمان غافلگیرکننده در طول مسیر ظاهر میشوند که باید طرفداران را به وجد بیاورند. من این فیلم را رضایتبخشتر از دو فیلم آخر دیدم، زیرا تمرکز بر شخصیت و مضامین زندگی، فقدان، پیری و انجام کار درست بود، نه فراوانی اکشن حول یک گنجیابی. این فیلم برای افراد مختلف، معانی متفاوتی خواهد داشت، اما برای من، «ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت» یک بدرقه عاشقانه برای شخصیت محبوب است و جایگاه جونز نمادین را به عنوان یک کلاسیک سینمایی واقعی تثبیت میکند. ۴ ستاره از ۵.
2023-06-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این روزها به نظر میرسد که کوبیدن فیلمهای تجاری و محبوب، صرفاً به دلیل تجاری و محبوب بودنشان، خیلی آسان شده است. البته، برخی از این آثار واقعاً سزاوار هر انتقادی هستند، اما برخی دیگر، مانند آخرین قسمت از این فرنچایز طولانی، شایسته حملات ناعادلانهای نیستند که فقط به دلیل ماهیت جریان اصلی بودنشان به آنها شلیک میشود. از بسیاری جهات، این فیلم دقیقاً از همان پارچه پیشینیان اکشن ماجراجویی خود بریده شده است، اما تمایزات، تحولات جدید و عناصر کمتر شناخته شدهای وجود دارد که آن را در تمام مدت تازه و جالب نگه میدارد. البته، این بدان معنا نیست که این قسمت پایانی از این مجموعه اکشن ماجراجویی بدون نقص است – بیش از حد طولانی است، برخی از سکانسهای اکشن آن میتوانستند به راحتی کوتاهتر شوند (با وجود اینکه عموماً خوب هستند) و خط داستانی در میانه کمی افت میکند. با این حال، ایندیانا جونز یک بار دیگر با روایتی جذاب، مجموعهای گیرا از پیچ و خمها، و آرایهای از شخصیتهای رنگارنگ که همگی برای سهم خود (اگر نگوییم کل سهم) از کیک رقابت میکنند، اوقات خوشی را برای ما رقم زده است. این فیلم همچنین با ظرافت به دنبال پایان دادن به این مجموعه است، بدون اینکه وعدههای واضح یا مبهمی از ادامه یا بازسازی قریبالوقوع را بدهد. کارگردان جیمز منگولد با موفقیت این مجموعه را به پایان میرساند و تمام لبههای باقیمانده را گرد میکند، چیزی که هم این مجموعه و هم طرفدارانش شایسته آن هستند. بنابراین، به تمام آن بدبینانی که بیشرمانه این اثر را میکوبند تا مد روز یا باحال به نظر برسند، فقط میتوانم بگویم: «ساکت شوید و این طرز برخورد را کنار بگذارید.»
2023-07-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من واقعاً سری ایندی رو دوست دارم، پس با ناراحتی میگم که دیدن این یکی برام غیرقابل تحمل بود. واقعاً صنعت سرگرمی آمریکا، کی میخواید بفهمید که خیلی از ماها علاقهای به "پیام" نداریم؟ خلاصه بگم: بازیگران عالی، صحنهپردازیهای عالی، فیلمنامه افتضاح، پر از موعظههای همیشگی که هیچکس درخواست نکرده بود.
2023-07-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
وقتی تیتراژ فیلم جدید ایندیانا جونز روی پرده بزرگ آمد، هیجانزده شدم که موسیقی معروف را بشنوم، هریسون فورد را ببینم که کلاه فدورا معروفش را میگذارد و کنجکاو بودم ببینم چگونه با سن ایندی در این فرنچایز ۴۰ ساله کنار میآیند. برخورد ابتدایی بسیار آشنا بود، ایندی در حال مبارزه با نازیها در طول جنگ جهانی دوم. ما با عتیقه و افسانهای آشنا میشویم که اساس این ماجراجویی است. این شروع در ابتدا کمی آزاردهنده بود، اما به زودی مجذوب اکشن و کمدی شدم. من از حضور کوتاه توبی جونز در ابتدا لذت بردم، اما شخصیت شرور با بازی مدس میکلسن به شدت کماستفاده شده بود. زمان فیلم کمی طولانی بود و بخش میانی نسبتاً کسلکننده به نظر میرسید. من ترجیح میدادم کمی ماجراجویی آرامتر، شبیه به کاوش در مقبره ارشمیدس، داشته باشیم تا سکانسهای اکشن بزرگتر. یک حس نوستالژی مشخص در کل فیلم وجود داشت. یک دستیار جوان جدید و چهرههای قدیمی آشنا حضور داشتند. ماجراجوییهای معروف، خزندگان ترسناک و معماهای تاریخی وجود داشت. نازیها، تعقیب و گریز با ماشین و صحنههای مبارزه بود. مقداری کمدی خشک و بامزه هم بود. نقشه سفر نمادین هم ظاهر شد – با زوجی در جلو که وقتی نقشه ظاهر شد با هیجان به صفحه اشاره میکردند. اما شنیدن موسیقی متن در تمام طول فیلم بزرگترین ترشح اندورفین بود. قطعاً یک فیلم ایندیانا جونز بود. پانزده سال پس از «قلمرو جمجمه بلورین» ناامیدکننده، این یک فیلم رضایتبخش است که من از آن لذت بردم. در نهایت، داستان ایندی را به پایان میرساند، در حالی که به طور بالقوه ماجراجویی را به نسل دیگری منتقل میکند.
2023-07-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت» شبیه آن نوع دنبالهای است که هدفش جذب جادوی پیشینیانش بود، نیتهای ارزشمندی داشت و بازیگران بااستعدادی، اما هرگز به درستی محقق نشد. به نظر میرسد فیلم بر روی آزار محض یک شخصیت اصلی که با این واقعیت دست و پنجه نرم میکند که اکنون یک شهروند سالخورده بداخلاق و چروکیده است و نه ماجراجوی جوان و خشن سابق، تکیه کرده است. با پایانی که شخصیت ایندیانا جونز را در یک نقطه پایانی رضایتبخش برای فرنچایز قرار میدهد، امیدوارم «گردانه سرنوشت» آخرین فیلم ایندی باشد. هریسون فورد، مثل راجر مورتاگ در «اسلحه مرگبار»، واقعاً برای این کارها زیادی پیر شده است. **بررسی کامل:** https://bit.ly/destinysdial
2023-07-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من عاشق این فیلمم، بهترین فیلم بعد از اولین ایندی در این فرنچایزه. جلوههای سیجیآی فوقالعادهان، داستان نتیجهگیری خوبی داره، و اکشن و طنزش عالیه. فقط به اونایی که کامنتهای بد میذارن توجه نکنید چون از اول هم این مجموعه رو دوست نداشتن.
2023-07-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
مدتی طول کشید تا جرأت دیدن این فیلم رو پیدا کنم. منظورم اینه که ایندیانا جونز قهرمان دوران کودکی من بود. وقتی مریض میشدم، «مهاجمان صندوق گمشده» رو بارها و بارها میدیدم و این سنتی بود که تا دبیرستان حفظ کردم. و حالا... ممنون از دومکاک (Doomcock)، بدون دخالت تو این فیلم حتی بدتر هم میشد. مشخصه، داستان آشفته است، فیلمبرداریهای مجدد از نظر داستانی کمی واضح هستند، چون دیزنی تمام تلاشش رو کرد تا از واکنش شدید طرفداران جلوگیری کنه، چون برنامه اصلیشون این بود که ایندی رو بکشن و فیبی رو جایگزینش کنن... ... و بعد دوباره فیلمبرداری مجدد کردن چون طرفدارها نمیخواستن ایندیانا جونز دائماً توسط جایگزین زن جوانترش مسخره بشه تا جانشین کاتلین کندی (KK stand-in) از هر نظر بهتر به نظر بیاد... و بخش زیادی از اینها هنوز در محصول نهایی وجود داره. مثل کاری که جنگ ستارگان با اسکایواکر کرد، ایندیانا جونز دائماً توسط نسخه جوانتر و متنوعتر شرمنده میشه... کسی که نمیتونه تصمیم بگیره چه شخصیتی میخواد باشه. سرکش؟ محقق؟ کلاهبردار؟ شخصیتش با دیکته فیلمنامه تغییر میکنه، اما ایندی بیچاره باقی میمونه... تا اون زن قوی پیشرو (Strong Female Lead) بهتر دیده بشه. در نهایت، این یک آشفتگیه، و نتیجه اینه که دیزنی یک فرنچایز محبوب دیگه رو نابود کرد. جنگ ستارگان، ویلو، و حالا ایندی. برای همهشون پول زیادی پرداخت کردن و بعد بیارزششون کردن. توطئههای زیادی در موردش وجود داره، اما من چیزی رو که میشه با حماقت توضیح داد، به بدخواهی نسبت نمیدم.
2023-07-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یک سرهنگ نازی در اواخر جنگ جهانی دوم در حال جابجایی برخی آثار هنری غارت شده است – که در میان آنها نیزه افسانهای که گفته میشود بدن مسیح را سوراخ کرده، وجود دارد. خوشبختانه – البته برای سرهنگ – باستانشناس مشهور «وولر» (مدس میکلسن) حضور دارد تا توصیه کند که این نیزه جعلی است – اما به عنوان جبران، به مرد اطلاع میدهد که یک شیء باستانی بسیار بزرگتر در قطار آنها وجود دارد. «گردانه سرنوشت» – که در قدیم توسط ارشمیدس طراحی شده و شهرت دارد که توانایی تسهیل سفر در زمان را دارد. ماجراجوی جسور و نامی ما نیز با دوست محققش «باسیل» (توبی جونز) در قطار است و آنها با هم موفق میشوند این ابزار را ایمن کرده و فرار کنند – فقط برای اینکه بفهمند این تنها نیمی از دستگاه است. سالها میگذرد و «ایندی» (هریسون فورد) اکنون یک استاد بازنشسته است که به زودی طلاق میگیرد و با دختر دوست مرحومش – «هلنا/وومبت» (فیبی والر-بریج) روبرو میشود و به زودی این دو به عنوان یک زوج کمی غیرقابل اعتماد به دنبال بازیابی نیمه دیگر این گردانه هستند، قبل از اینکه «وولر» که اکنون قدرتمند شده، بتواند سیا (CIA) را فریب دهد تا به او کمک کند آن را به دست آورد و تاریخ را بازنویسی کند. صرف نظر از این واقعیت که ستاره فیلم هنوز یک ستاره است و کاریزمای او کمک زیادی به ادامه فیلم میکند؛ خود فیلم یک داستان ماجراجویی رویهای و نسبتاً معمولی است که تمام عناصر اصلی سه فیلم اول را دارد اما بدون عمق شخصیتهای فرعی. میکلسن دیگر به عنوان یک شخصیت شرور آنقدرها تأثیرگذار نیست و والر-بریج تا حد زیادی در نقش خود غرق شده و برای شوخطبعیهای نسبتاً واضح و رفتار کمی بیوجدانش، به شدت به دستیار نوجوانش «تدی» (اتان ایزیدور) تکیه میکند. فیلم معطل نمیکند و جلوههای بصری کاملاً استاندارد هستند، اما نویسندگی واقعاً پیش پا افتاده است و به نظر میرسد پایان فیلم بیشتر ناشی از نیاز به اتمام فیلم بوده تا تکمیل داستان واقعاً نازکی که واقعاً زمینه را برای یک دنباله فراهم میکند! کاملاً قابل تماشا است، اما پسرعموی دور نسخههای قبلی این شخصیت است و کاملاً هم فراموششدنی است.
2023-07-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم ایندیانا جونز چند نکته مثبت داره (مثل هریسون فورد) اما فیلمنامه هنوز چند بازنویسی فاصله داره تا خوب بشه. ارزشهای تولیدی درجه یک هستند، اما ما هرگز جذب شخصیتها یا داستان نمیشویم. این فیلم رو برای اجاره شب یکشنبه نگه دارید. من بهش نمره C میدم.
2023-07-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت» یک بلاکباستر تابستانی کهنه و بیاثر است که یک اثر غیرخلاقانه دیگر در فرنچایز ماجراجویی محبوب محسوب میشود. فیلم جیمز منگولد که بیش از حد کسلکننده و بسیار طولانی است، آخرین قطرههای حسن نیت باقیمانده در مخزن را میسوزاند. این قسمت پنجم و پایانی از حماسه ایندیانا جونز، یک بدرقه رقتانگیز برای یکی از نمادینترین شخصیتهای پرده بزرگ تمام دوران است. داستان در سال ۱۹۶۹ میگذرد، باستانشناس جسور هنری «ایندیانا» جونز (هریسون فورد) هنوز به عنوان استاد کار میکند، اما امروز روز بازنشستگی اوست. در آخرین کلاسش، زن جوانی از گذشتهاش ظاهر میشود: دخترخواندهاش هلنا (فیبی والر-بریج). او به دنبال یک دستگاه عرفانی است که پدرش باسیل شاو (توبی جونز) تا روز مرگش وسواس آن را داشت، و ایندی اهمیت تاریخی آن را به خوبی میداند. گفته میشود که آنتیکیترا (نام یونانی گردانه سرنوشت)، میتواند مسیر تاریخ و زمان را تغییر دهد و هر کسی که آن را در دست بگیرد، به یک خدا تبدیل میشود. به زودی ایندی و هلنا متوجه میشوند که دانشمند سابق نازی و فعلی ناسا، یورگن وولر (مدس میکلسن) نیز این دستگاه را برای خودش میخواهد تا بتواند نتیجه جنگ جهانی دوم را تغییر دهد، و این تبدیل به یک مسابقه با زمان (و یک دشمن بسیار خطرناک) میشود اگر بخواهند تاریخ را آنطور که جهان میشناسد، نجات دهند. در مجموع داستان بدی نیست، اما قطعاً آشفته است. بسیار کند است و جالبترین بخشها در ۴۵ دقیقه پایانی فیلم اتفاق میافتد. این بدان معناست که مقدار زیادی پرکننده بیمزه و صحنههای تعقیب و گریز اکشن ولرم وجود دارد که زمان صفحه را پر میکنند تا قبل از اینکه اتفاقات خوب رخ دهد. مقدار زیادی حس دژاوو در اینجا وجود دارد، زیرا منگولد سعی میکند خاطرات خوش فیلمهای اولیه (و بهترین) «مهاجمان» را بدوشد، و او در پنهان کردن نیاتش خجالتی نیست. فیلم شخصیتهای کلاسیک مانند ماریون (کارن آلن) و صلاح (جان ریس-دیویس) را بازمیگرداند، که فقط به طور خلاصه به عنوان ابزاری برای تحریک احساسات (و یادآوری فیلمهای بسیار، بسیار بهتر) ظاهر میشوند. اشتباهات زیادی در این فیلم وجود دارد که بیشتر از یک وسیله سرگرمکننده برای فرار، به یک خستهکننده تبدیل میشود. سکانس آغازین کمی سرگرمکننده است، اما بیش از حد یادآور مقدمه قطار سیرک در «آخرین جنگ صلیبی» است. یک تعقیب و گریز توک توک دیگر وجود دارد که به طرز عجیبی شبیه واگنهای معدن در «معبد سرنوشت» است. فیلمنامه (که چهار نویسنده را اعتبار میدهد) پر از کنایهها و اشاراتی است که به کلاسیکترین فیلمهای ایندیانا جونز اشاره میکند. در حالی که صدای شلاق ایندی و لحظهای که او کلاه فدورا قهوهای معروفش را میگذارد ممکن است اندورفینهای حس خوب را به جریان بیندازد، اما به طرز دردناکی روشن میکند که یک فیلم فقط تا حدی میتواند بر نوستالژی تکیه کند. بخش بزرگی از مشکل (به طور شگفتانگیزی) مربوط به شخصیت است. یک باستانشناس که بر شرورهای نازی غلبه میکند، در جامعه امروزی قدیمیتر از آنچه باید به نظر میرسد، حتی با وجود اینکه فیلم در اواخر دهه ۶۰ تنظیم شده است. البته ایندیانا جونز همیشه یک کلاسیک خواهد بود و استودیو باید به خاطر تصمیمش برای جایگزین نکردن فورد در یکی از دو نقش نمادین او، مورد تحسین قرار گیرد. آنچه آزاردهنده است، استفاده از نرمافزار جوانسازی برای صحنههایی است که در گذشته اتفاق میافتند، که باعث میشود فورد پلاستیکی، جعلی و مستقیماً از یک فیلم پیکسار به نظر برسد. این کار نمیکند، حواسپرتکننده است و احتمالاً در چارچوب داستانی که فیلم سعی در گفتن آن دارد، غیرضروری بود. یکی از نکات مثبت این است که فورد به وضوح هنوز یک ستاره سینما است و فیلم را با آنچه به نظر میرسد حداقل تلاش است، سرپا نگه میدارد. بله، تشخیص اینکه چه زمانی یک بدلکار در صحنه است آسان است و از طریق برخی تدوینهای هوشمندانه (و نامنظم) واضح است که فورد شخصاً قادر به انجام تمام فیزیک مورد نیاز نقش نبوده است، اما او هنوز ایندیانا جونز را زندگی میکند و نفس میکشد، به طوری که پس از کمی زمان، دیگر او را به عنوان یک پیرمرد نمیبینید. اضافه شدن والر-بریج یک جرقه تازهکننده به فیلم میافزاید و شخصیت و بازی او کاملاً لذتبخش است. من فکر نمیکنم «ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت» در بین نسلها عملکرد خوبی داشته باشد، اما نسل ایکس و مخاطبان مسنتر از دیدن یکی از شخصیتهای مورد علاقهشان در داستان اکشن/ماجراجویی خودش به وجد خواهند آمد. چه حیف که این بهترین بدرقهای بود که میتوانستند برای ایندی پس از این همه مدت فراهم کنند.
2023-08-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت» دقیقاً همان چیزی را ارائه میدهد که طرفداران این ماجراجوی نمادین آرزویش را داشتند – یک ماجراجویی هیجانانگیز و پر از اکشن که به تاریخ غنی فرنچایز ادای احترام میکند و در عین حال عناصر جدید و جذابی را معرفی میکند. هریسون فورد نقش خود را به عنوان ایندیانا جونز با همان جذابیت و کاریزمایی که او را به یک نماد سینمایی محبوب برای دههها تبدیل کرده، تکرار میکند. فورد بدون زحمت دوباره کلاه فدورا و شلاق را به دست میگیرد و ثابت میکند که سن تنها عمق بیشتری به شخصیت اضافه کرده است. بازی او ترکیبی استادانه از شوخطبعی، طنز و آسیبپذیری است و به ما یادآوری میکند که چرا ایندیانا جونز یک قهرمان ماندگار است. بازیگران مکمل نیز میدرخشند، با اجراهای برجسته از تازهواردان و چهرههای آشنا. شیمی بین فورد و همبازیهایش ملموس است و به روابطی که در هسته فیلم قرار دارند، عمق میبخشد. شخصیت فیبی والر-بریج، به ویژه، یک پویایی تازه و پرشور به داستان میآورد. طرح فیلم یک ترن هوایی از تعلیق و دسیسه است. از لحظهای که ماجراجویی آغاز میشود، هرگز متوقف نمیشود و ما را به یک جستجوی جهانی پر از اسرار باستانی، تلههای خطرناک و برخوردهای پرمخاطره میبرد. «ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت» به طرز ماهرانهای عناصر تاریخی و اساطیری را در روایت میبافد و ترکیبی رضایتبخش از تاریخ و فانتزی ارائه میدهد. سکانسهای اکشن چیزی کمتر از تماشایی نیستند. استفاده فیلم از جلوههای عملی و بدلکاریهای واقعی به ریشههای فرنچایز بازمیگردد و آن را از بلاکباسترهای مدرن پر از CGI متمایز میکند. هر صحنه اکشن با دقت طراحی شده و پر از لحظات هیجانانگیزی است که شما را در لبه صندلی نگه میدارد. موسیقی نمادین جان ویلیامز، حکم خامه روی کیک را دارد، حسی از نوستالژی را برمیانگیزد و در عین حال لایههای جدیدی به فضای فیلم اضافه میکند. موسیقی هر صحنه را تقویت میکند و طنین عاطفی لحظات کلیدی را افزایش میدهد. «ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت» همچنین در کاوش سفر شخصی و رشد شخصیت موفق است. به انگیزهها، پشیمانیها و جستجوی پایدار ایندی برای دانش و ماجراجویی میپردازد و ابعاد عمیقتر و قابل ارتباطتری به شخصیت میدهد. در نتیجه، «ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت» بازگشتی پیروزمندانه به فرنچایز محبوب است. موفق میشود جوهره آنچه ایندیانا جونز را به یک قهرمان ماندگار تبدیل میکند، حفظ کند و در عین حال عناصر تازهای را معرفی کند تا این مجموعه را هیجانانگیز و مرتبط نگه دارد. این فیلم برای طرفداران یک اثر ضروری و برای تازهواردان یک ماجراجویی هیجانانگیز است و ثابت میکند که جادوی ایندیانا جونز به اندازه همیشه قوی است.
2023-09-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
احساس میکنم غیرضروری بود، اما «ایندیانا جونز و گردانه سرنوشت» باز هم سرگرمی مناسبی برایم فراهم کرد. شخصاً آن را بالاتر از «ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین» رتبهبندی میکنم، اگرچه صادقانه بگویم در مورد هر پنج فیلم این فرنچایز احساس مشابهی دارم – ظاهراً، با توجه به اینکه به همه آنها نمره ۷/۱۰ دادهام. من کسی نبودم که با این مجموعه بزرگ شده باشم و وقتی بالاخره بیش از سه سال پیش آن را تماشا کردم، ارتباط زیادی با آنها برقرار نکردم، بنابراین این قسمت پنجم خیلی از سهگانه اصلی دور نیست. اگر این فیلم خیلی کوتاهتر بود، شاید حتی بیشتر دوستش میداشتم. پس بله، به نظرم زمان فیلم بیش از حد بود. در واقع ریتم نسبتاً خوبی دارد، فقط متقاعد نشدهام که خود داستان نیاز به روایت در طول تقریباً دو ساعت و نیم داشته باشد. اکشن ماجراجویی خوبی در این فیلم وجود دارد و موسیقی به خوبی کار شده است، حتی تم اصلی با وجود عدم علاقه شدید من به فیلمها، باعث میشود مو به تنم سیخ شود. از نظر بازیگران، مثبت است. راستش من خیلی طرفدار هریسون فورد نیستم، اشتباه نکنید هیچ مشکلی هم با این مرد ندارم، اما به طرز عجیبی در این فرنچایز و آن فرنچایز فضایی دیگر (که اسمش را فراموش کردهام...) هرگز برایم برجسته نبوده است. در اینها و آن یکیها، من دیگران را ترجیح میدهم. البته، میخواهم کارهای دیگر او را دور از این نوع فیلمها ببینم. فیبی والر-بریج بسیار خوب است، همینطور مدس میکلسن. اتان ایزیدور و بوید هالبروک نیز نقشهای خود را بازی میکنند. در مجموع، ارزش دیدن دارد. سکانسهای آغازین و پایانی بخشهای مورد علاقه من هستند.
2023-10-24
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
لعنتی این فیلم آنقدر ناامیدکننده است که باعث شد «قلمرو جمجمه بلورین» هم خوب به نظر برسد. واقعاً صحبت کردن در مورد اینکه این فیلم چقدر ناامیدکننده است، افسردهکننده است. هریسون فورد هنوز در نقش ایندیانا جونز عالی است. اما هر چیزی که او را احاطه کرده، بسیار جعلی به نظر میرسد و بوی جلوههای ویژه کامپیوتری حواسپرتکننده میدهد. همچنین احتمالاً یکی از بدترین نمونههای فیلمبرداری مدرن را دارد. بیش از حد شناور است و باعث میشود بسیاری از صحنههای عملی واقعی، به دلیل آن، جعلی به نظر برسند. مات ویلیامز (Mutt Williams) هم سزاوار سرنوشت بهتری بود. ممکن است مردم شخصیت یا بازی شایا (Shia) را دوست نداشته باشند، اما او سزاوار این نبود که خارج از صحنه کشته شود.
2025-07-15