لوراکس
در شهر محصور «نید-ویل» (Thneed-Ville)، جایی که همهچیز مصنوعی است و حتی هوا هم یک کالا محسوب میشود، پسری به نام تد امیدوار است قلب دختر رویاهایش، آدری، را به دست آورد. وقتی تد متوجه میشود که آرزوی آدری دیدن یک درخت واقعی است، به دنبال «وانسلر» (Once-ler) میرود؛ تاجری شکستخورده که در زمینی بایر در خارج از شهر زندگی میکند. تد با شنیدن داستان اینکه چگونه این گوشهنشین تسلیم طمع سودجویی شد و با وجود اعتراضات «لوراکس»، سرزمین را نابود کرد، ترغیب میشود تا این فاجعه را جبران کند. با این حال، شهردار طماع شهر، آلویشس اوهر (Aloysius O'Hare)، که ثروت خود را از بهرهبرداری از فروپاشی محیطزیست به دست آورده، مصمم است جلوی این پسر را بگیرد.
سال انتشار: 2012 کارگردان: Chris Renaud, Kyle Balda ژانر: Animation، Adventure، Comedy نویسندگان: Dr. Seuss، Cinco Paul، Ken Daurio امتیاز: 6.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اصلاً با سلیقه من جور نبود. این لوراکس تقریباً همهاش حاشیه و محتوای اضافیه. پیام داستان هنوز سر جاشه، اما زیر موجی از صحنههای معمولی گم شده. نمره نهایی: ۲ ستاره - قطعاً برای من نبود، ولی یه جورایی میفهمم چرا ممکنه بقیه خوششون بیاد.
2018-06-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
لوراکس لازم نبود پیام محیطزیستی رنگارنگش رو اینقدر خشن تو چشم آدم فرو کنه. خب، اقتباس لایو اکشن «گربه کلاه به سر» یه موفقیت *سرفه* عظیم *سرفه* بود، پس فقط چند سال زمان لازم بود تا یه کتاب خانوادگی دیگه از دکتر زوس، دنیای عجیب و غریبش رو به دنیای فیلم منتقل کنه. بعد نوبت به تیتراژ اول فیلم میرسه. یه مینیون نفرتانگیز کنار اسم استودیوی «ایلومینیشن» ظاهر میشه و همون لحظه تمام امیدها ناپدید میشه. این استودیو به جز فرنچایز اولش، انگار نمیتونه انیمیشنی بسازه که با مخاطب مثل یه نئاندرتال سادهلوح رفتار نکنه، و لوراکس دیگه تهِ این قضیه است. صبر آدم فقط از همون آهنگ اول فیلم لبریز میشه. یه پسر جوون از شهر پلاستیکی و محصور نیدویل بیرون میره تا یه درخت زنده پیدا کنه و یه دختر رو تحت تأثیر قرار بده، اما خیلی زود داستانی رو مرور میکنه که سبک زندگیش رو عوض میکنه. این فیلم یه آشفتگی تمامعیاره. شاید به خاطر بازی با کلمات خلاقانه زوس که هشداردهنده علیه طمع شرکتها و جنگلزداییه، نشه ازش اقتباس کرد. از طرف دیگه، ایلومینیشن در حالی که مدام انیمیشنهای رنگارنگ و پرجنبوجوش میسازه، اخلاقیات رو به زور تو حلق مخاطب فرو میکنه. تو دو دقیقه اول، مردم دارن درباره حباب پلاستیکی بینقص و عملکرد سرمایهداریشون آواز میخونن. شخصیت اصلی، که اون موجودِ توی عنوان فیلم نیست، هنوز دیده نشده. یه شخصیت شبیه کیم جونگ اون که مردمش رو تو یه دنیای مینیاتوری شبیه کره شمالی با پروپاگاندا زندانی کرده. تیلور سوئیفت که حاضر نیست هیچکدوم از آهنگهای فراموششدنی فیلم رو بخونه. و یه نگاه ناقص به مصرفگرایی با نشون دادن یه تبلیغ برای هوای کنسرو شده. بعد داستان به حالت فلشبک میره، جایی که «وانسلر» اشتباهات گذشتهاش رو تعریف میکنه. یعنی نابود کردن درختهای پشمکی برای تولید اختراع جدیدش. ماهیهای با صدای نازک که معلومه «آلوین و سنجابها» رو دیدن، با شوخیهای زرد و اجباری رو اعصاب میرن. توله خرسهای بغلی که دارن خودشون رو میخارونن و کره میخورن. در نهایت، روح درختها با وقار از ابرها پایین میآد، اونم با نشون دادن هیکل نارنجیش به شکلی عجیب. لوراکس. دنی دویتو. اگه راستش رو بخواید اون یه اسطورهست، اما اصلاً برای این موجود سبیلو مناسب نبود. در واقع، تمام صداپیشگیها معمولی و فراموششدنی بودن و هیچوقت با دهانهای گشاد شخصیتهای بیروح فیلم هماهنگ نمیشدن. این دو رشته داستانی، باعث ایجاد یه قوس شخصیتی ناقص شد که هدفش فقط فرو کردن اخلاقیات بود، نه رشد واقعی شخصیت و احساسات. ایلومینیشن به داستانگویی ظریف معروف نیست و این توی این اقتباس کاملاً مشخصه. به جز «هاپ» (که دیگه نباید دربارش حرف بزنیم...)، این ضعیفترین کارشونه. میفهمم که من مخاطب هدف نیستم، اما بچهها هم فقط جذب رنگهای خیرهکننده میشن. تضمین میکنم بعد از چند روز هیچی ازش یادشون نمیمونه. عجب افتضاحی!
2020-01-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ارزش دیدن داره، احتمالاً دوباره هم ببینمش و پیشنهادش میکنم. با وجود فرنچایز «منِ شرور» و «مینیونها»، به نظر میرسه ایلومینیشن کارش رو خوب بلده و واقعاً دنیای عجیب دکتر زوس رو اینجا زنده کرده، حالا فارغ از اینکه چقدر در اون لحظه منطقی به نظر میرسه یا نه. خیلی وقت بود که کتاب «لوراکس» رو نخونده بودم، اما مطمئنم انگیزه کاشتن درخت، به دست آوردن یه دختر نبود. تا جایی که یادمه داستان وانسلر همون کتاب اصلی بود که چند تا آهنگ جذاب هم بهش اضافه شده. از اینها که بگذریم، فیلم خیلی سرگرمکنندهست و یه پیام مثبت نهایی درباره حفظ محیطزیست داره، هرچند اونقدر که خودش دوست داره قوی نیست، ولی به اندازه کافی قابل قبوله. نمیخوام با جزئیات نظرم درباره آموزش محیطزیست حوصلهتون رو سر ببرم، اما یه بخش عجیب توی صحنههای «کسبوکار» وجود داره که انگار یه پیام زیرپوستی برای تجارت سرمایهداری داره، اونم درست وقتی که دارن به ما میگن این کار بدیه؛ یا شاید نکتهاش همین بوده: اینکه یه مبارزه و تعادل لازمه. به نظرم جالب بود. حداقل این پیام رو رسوندن که افراد مسن رو دستکم نگیریم. طراحی دنیا و شخصیتها خیلی خوب انجام شده و همین الان که دارم این رو مینویسم دارم یکی از آهنگهاش رو زیر لب زمزمه میکنم، اما یه مشکل با نویسندگی دارم: اینکه وانسلر داستان رو توی چند روز تعریف میکنه. وقتی مخاطبت رو پیدا کردی، داستانت رو تا آخر تعریف کن دیگه. من طرفدار تیکه تیکه کردن داستان نیستم اگه لازم نباشه (اگه تا حالا یه سریال رو پشت سر هم دیده باشید، میفهمید چی میگم). حداقل مثل «پالپ فیکشن» داستان رو پس و پیش تعریف نکرد. با اینکه خودِ لوراکس یه شخصیت معمولی و نه چندان قویه، فکر کنم اکثر مردم از فیلم لذت ببرن.
2020-07-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چه فیلم مزخرفی برای بچهها. لوراکس رسماً به رنگِ مدفوع نارنجیه. یه آشغال خستهکننده که توسط یه مشت خوک پولپرست ساخته شده.
2020-08-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، کمربنداتون رو ببندید چون میخوام درباره بهترین فیلم عمرم حرف بزنم: لوراکس! جدی میگم، این فیلم یه شاهکار ۱۰ از ۱۰ هست و میخوام بدون لو دادن داستان بگم چرا. اول از همه، انیمیشنش واقعاً... واو! رنگها خیلی زندهان و طراحی درختهای ترافولا؟ شبیه ابرهای پشمالوی رنگیان! انگار وارد یه رویا شدی. شخصیتها چی؟ هر کدومشون خیلی خاص و با احساسن. فقط با نگاه کردن بهشون میتونی بفهمی چه حسی دارن. طرز حرکت و تعاملشون با دنیای اطراف واقعاً جذابه! اما فقط ظاهرش قشنگ نیست. داستانش خیلی مهمه و واقعاً آدم رو به فکر فرو میبره. درباره یه بچهست که میخواد یه درخت واقعی پیدا کنه و سفرش اون رو به جاهای غیرمنتظرهای میبره. ماجراجویی داره، لحظات خیلی خندهدار داره و کلی احساس. بهت یاد میده که مراقب محیطزیست باشی و اینکه چطور حتی یه نفر هم میتونه تغییر بزرگی ایجاد کنه. و این کار رو به شکلی انجام میده که سرگرمکننده و هیجانانگیزه، نه نصیحتگونه و خستهکننده. موسیقی! وای خدای من، آهنگهاش خیلی تو دهن میچرخن! من مدام دارم زمزمهشون میکنم. کاملاً با حس و حال هر صحنه جور درمیآن و شنیدنشون خیلی لذتبخشه. به بهترین شکل تو ذهنت میمونن. صداپیشگی هم که عالی! هر بازیگری با کلی انرژی و شخصیت به نقشش جون داده. واقعاً میتونی احساساتشون رو حس کنی، چه خوشحال باشن، چه غمگین یا حتی یه کم لوس. راستش، لوراکس یه فیلم کامله. برای هر کسی یه چیزی داره: جلوههای بصری عالی، یه داستان خوب، موسیقی فوقالعاده و شخصیتهایی که عاشقشون میشی. هم میخندونتت، هم به فکر فرو میبرتت و هم بهت حس خوب میده. از اون فیلمهاییه که میتونی بارها و بارها ببینی و باز هم چیز جدیدی توش پیدا کنی. اگه هنوز ندیدیش، حتماً باید ببینی! بهم اعتماد کن، پشیمون نمیشی. فیلمیه که تا مدتها بعد از تموم شدنش تو ذهنت میمونه. و حالا دیگه میدونید، این فیلم محبوبترین فیلم کل زندگی منه!
2025-04-07