اطلاعات مرکزی
کالوین جوینر (Calvin Joyner) در دوران دبیرستان به عنوان کسی انتخاب شده بود که بیشترین شانس موفقیت را در آینده دارد. ۲۰ سال بعد، او یک حسابدار ساده است. با نزدیک شدن به زمان تجدید دیدار همکلاسیهای قدیمی، او سعی میکند با دوستان سابقش ارتباط بگیرد. در این میان شخصی به نام باب استون (Bob Stone) با او تماس میگیرد و میگوید که همان رابی ویردیکت (Robbie Weirdicht) دوران مدرسه است. کالوین به یاد میآورد که او همیشه مورد تمسخر قرار میگرفت و بعد از یک شوخی بسیار زشت و تحقیرآمیز، مدرسه را ترک کرده بود. آنها با هم قرار میگذارند و کالوین از دیدن تغییرات باب شوکه میشود. باب از کالوین درخواست کمک میکند و به محض اینکه کالوین قبول میکند، ماموران سیا (CIA) به خانهاش میریزند. رئیس ماموران به دنبال استون است و ادعا میکند که او یک مامور خودسر و فراری است. وقتی باب را پیدا نمیکنند، آنجا را ترک میکنند. بعداً باب سراغ کالوین میآید و میگوید که فراری نیست، بلکه به دنبال شخصی به نام «بجر سیاه» (Black Badger) است که قصد دارد اطلاعات خطرناکی را بفروشد. حالا او برای متوقف کردن این شخص به کمک کالوین نیاز دارد و کالوین نمیداند حرف چه کسی را باور کند.
سال انتشار: 2016 کارگردان: Rawson Marshall Thurber ژانر: Action، Comedy، Crime نویسندگان: Ike Barinholtz، David Stassen، Rawson Marshall Thurber امتیاز: 6.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**بیست سال فاصله خیلی زیادیه برای اینکه یه تغییر بزرگ توی زندگی هر کسی رخ بده.** این فیلم پتانسیل این رو داشت که بهترین کمدی سال بشه؛ شروع خیلی خوبی داشت اما پایانش اونقدرها قوی نبود. انگار همه چیز یهو متوقف شد و داستان با یه دلیل کلیشهای تموم شد. با این حال بازیگرا عالی بودن و کلی شوخی باحال توی فیلم بود. ترکیب دو بازیگر اصلی یکی از بهترین همکاریهای کوین هارت (Kevin Hart) تا به امروز بود، حتی بهتر از کارای اخیرش با آیس کیوب و ویل فرل. سکانسهای افتتاحیه حال و هوای بقیه فیلم رو مشخص میکنه. بیست سال بعد، یه ماجراجویی شروع میشه، اما اون بخش داستان خیلی آشنا و تکراری بود، به جز تاثیر همون بخش افتتاحیه که تا سکانس آخر ادامه داشت. با اینکه بعضی صحنهها غیرقابل پیشبینی بودن، چون انحرافهای داستانی خیلی تمیز و برخلاف انتظار بیننده طراحی شده بودن. تمرکز فیلم بیشتر روی این دو نفر بود و ماموریتشون یه جورایی کمرنگ شده بود. آخر فیلم یه نقش افتخاری داریم و توی تیتراژ هم چندتا کلیپ از پشت صحنه هست که حال آدم رو خوب میکنه. به نظرم کمدی خوبیه، اما قطعاً بهترین نیست. چیزی که ارزش تماشا کردن به فیلم میده روایتش نیست، بلکه بازیگرا هستن. صحنههای اکشن هم معمولی بودن اما در حد نیاز داستان ازشون استفاده شده بود. در کل یه فیلم سرگرمکننده برای وقتگذرونیه. _۶ از ۱۰_
2016-10-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**فیلم «اطلاعات مرکزی» شاید داستان خاص و متفاوتی نداشته باشه، اما چیزی که خاصش میکنه ترکیب کمدی نبوغآمیز کوین هارت و دواین جانسونه.** این فیلم دقیقاً همون چیزیه که از فیلمهای کوین هارت (Kevin Hart) انتظار دارید: کلی تند حرف زدن، تکون دادن دستها به شکل دراماتیک، قیافههای عجیب و غریب و کارهای خندهدار. اما احتمالاً این بهترین فیلم توی لیست کمدیهای دو نفره هارته، چون شروع رفاقت سرگرمکنندهاش با دواین جانسون (Dwayne Johnson) محسوب میشه. با اینکه فیلم به شدت لوده و مسخرهست، اما شیمی بین این دو نفر فیلم رو نجات میده و باعث میشه تماشاچی دلش بخواد بیشتر از این زوج باحال و خنگ ببینه. حضور بازیگرای توانمندی مثل آرون پال (Aaron Paul)، جیسون بیتمن (Jason Bateman) و ملیسا مککارتی (Melissa McCarthy) هم از غافلگیریهای فیلمه. شاید شاهکار نباشه، اما یه فیلم خندهدار و سرگرمکنندهست که لبخند به لبتون میاره و خوشحالتون میکنه که هالیوود این دو نفر رو کنار هم قرار داده تا دوباره و دوباره ما رو بخندونن.
2023-02-11