۱۲۷ ساعت

۱۲۷ ساعت

«۱۲۷ ساعت» داستان واقعی ماجراجویی شگفت‌انگیز آرون رالستون (Aron Ralston)، کوهنوردی است که پس از سقوط تخته‌سنگی روی دستش و گیر افتادن در دره‌ای دورافتاده در یوتا، برای نجات جان خود تلاش می‌کند. در طول پنج روز بعد، رالستون زندگی خود را مرور کرده و با عناصر طبیعت دست و پنجه نرم می‌کند تا در نهایت متوجه شود که شجاعت و توانایی لازم برای رها کردن خود به هر قیمت ممکن، بالا رفتن از یک دیواره ۲۰ متری و پیاده‌روی بیش از هشت مایل پیش از نجات یافتن را دارد. او در طول این مسیر، دوستان، معشوقه‌ها، خانواده و دو کوهنوردی را که پیش از حادثه دیده بود، به یاد می‌آورد. آیا آن‌ها آخرین افرادی خواهند بود که او شانس ملاقات با آن‌ها را داشته است؟

سال انتشار: 2010 کارگردان: Danny Boyle ژانر: Biography، Drama نویسندگان: Danny Boyle، Simon Beaufoy، Aron Ralston امتیاز: 7.5

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

فرانکو بازی خوبی ارائه میده ولی فیلم اونقدرها درگیرکننده نیست و بویل تکنیک‌های بصری‌ش رو مدام تکرار می‌کنه.

2014-02-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

فیلم «۱۲۷ ساعت» داستان واقعی پسری به اسم آرون رالستون (Aron Ralston) رو روایت می‌کنه که در آوریل ۲۰۰۳ در یوتا به دره‌نوردی رفته بود. بر اثر یه بدشانسی خیلی جدی، دستش زیر یه تخته‌سنگ بزرگ بین دیواره دره له می‌شه و گیر می‌افته؛ به معنای واقعی کلمه بین سنگ و دیوار گیر می‌کنه. فیلم درباره اقدامات ناامیدانه‌ایه که اون برای آزاد کردن خودش انجام می‌ده. از دید هالیوود، این سوژه می‌تونست تبدیل به یه فیلم اکشن پر زرق و برق با یه قهرمان شجاع و فامیل‌های نگران بشه که داد می‌زنن «پسرم کجاست؟ توروخدا پسرم رو پیدا کنید!!» (*با گریه شدید*). اما نه! واقعاً خوشحالم که دنی بویل (Danny Boyle) این رو کارگردانی کرد... مردی که همه به خاطر سبک فیلم‌سازی خام و واقع‌گرایانه‌اش می‌شناسیمش. اون به جای درام‌های بلاک‌باستری، یه فیلم فوق‌العاده واقع‌گرایانه و مستندگونه ساخت.

«۱۲۷ ساعت» بدون هیچ مقدمه‌ای شروع می‌شه. ما با آرون یا خانواده‌اش آشنا نمی‌شیم. اما خیلی زود معلوم می‌شه که اصلاً نیازی به این مقدمه‌ها نیست؛ چون در تیتراژ ابتدایی پرسرعت فیلم، می‌بینیم که آرون با اشتیاق برای سفر آماده می‌شه و راه می‌افته (و حتی جواب تلفن مادرش رو هم نمی‌ده...). همین کافیه: اون یه آدم عشق آدرنالین و بیش از حد مغروره، و این تمام چیزیه که باید بدونیم. همین اعتماد به نفس کاذب کم‌کم ریشه تمام مشکلاتش می‌شه، چون بعداً معلوم می‌شه که آرون به هیچ‌کس نگفته بود کجا می‌ره... اوپس!

همون‌طور که گفتم، این فیلم خیلی شبیه مستنده، انگار نشنال جئوگرافیک یه بازسازی با بودجه بالا از این اتفاق ساخته. انتخاب جیمز فرانکو (James Franco) عالی بود. اون واقعاً معرکه‌ست. یادتون باشه که اون حدود ۹۵ درصد زمان فیلم تنهاست. این کار بازیگری می‌خواد که جرأت و مهارت لازم برای به دوش کشیدن کل فیلم رو داشته باشه. اعتراف می‌کنم فرانکو انتخاب اول من نبود، اما در کمال تعجب، از پسش براومد و واقعاً لایق نامزدی اسکارش بود. اون طیف وسیعی از احساسات رو نشون می‌ده: وحشت، ناباوری، ناامیدی، هذیان، درد و توهم. حتی اعتماد به نفس و منطق؛ همه‌اش رو می‌تونید تو بازیش ببینید.

شخصیت آرون اولش یه آدم مغرور و بی‌خیال به نظر میاد که فقط می‌خواد لذت ببره، بدون اینکه به خانواده‌اش خبر بده. اما هرچی فیلم جلوتر می‌ره و آرون می‌فهمه تو چه مخمصه‌ای گیر کرده، تغییر رو تو وجودش می‌بینید. اینکه بعد از مدتی باهاش همدردی می‌کنید و حتی تحسینش می‌کنید (با وجود حماقت اولیه‌اش)، همه‌اش مدیون بازی جیمز فرانکوئه. اون ثابت کرد که بازیگر توانمندیه. یه سکانس خاص هست که خیلی جذبم کرد؛ سکانس «سه‌شنبه» که آرون با دوربینش از خودش فیلم می‌گیره و ادای حضور در یک تاک‌شو رو درمیاره و به سوالات خودش جواب می‌ده. این سکانس از نظر بازیگری درجه یکه.

در طول این سختی‌ها، فلاش‌بک‌هایی از کودکی، دوستان و خانواده‌اش می‌بینیم. شاید کلیشه‌ای به نظر بیاد، اما واقعاً وقتی ۵ روز تو یه دره گیر کردید، به چی دیگه می‌تونید فکر کنید؟ بعضی‌ها گفتن آرون آدم سطحی‌ایه چون اونجا به اشراق معنوی نرسیده، اما به نظرم قضاوت درباره فکر و حس اون تو اون لحظات به کسی ربطی نداره. هر کسی به روش خودش با سختی کنار میاد. برای همه لزوماً حرف زدن با خدا گزینه اول نیست؛ بعضی‌ها از خاطرات خوب و عشق خانواده قدرت می‌گیرن. منم اگه بودم همین کار رو می‌کردم.

برگردیم به بحث فنی. حس واقع‌گرایی فیلم مدیون دوربین لرزان و نمایش گرافیکی و بی‌پرده همه چیزه. یه هشدار بدم: این فیلم برای آدم‌های نازک‌نارنجی نیست. سکانسی که آرون خودش رو «آزاد» می‌کنه خیلی خشن و با جزئیاته. وارد جزئیات نمی‌شم، اما اگه دلش رو ندارید نبینید. فقط چند تا چیز جزئی اذیتم کرد؛ فیلم لحظاتی داره که ناگزیر کمی خسته‌کننده می‌شه، هرچند شاید برای درک داستان لازم باشه. موسیقی هم همیشه خوب انتخاب نشده بود. در کل، «۱۲۷ ساعت» شاید به اندازه «به سوی طبیعت وحشی» (Into the Wild) عمیق نباشه، اما فیلمیه که با مهارت ساخته شده و لایق احترامه. فیلم‌برداری و مناظر دره‌ها هم واقعاً نفس‌گیره. اگه به برنامه‌هایی مثل «من نباید زنده می‌بودم» علاقه دارید، این فیلم دقیقاً برای شماست.

2017-02-19


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 1

خسته‌کننده‌ترین فیلمی بود که تا حالا دیدم. به هیچ‌کس پیشنهاد نمی‌کنم بره ببینه.

2017-03-11


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

من قطعاً تلاشی که برای ساخت «۱۲۷ ساعت» شده رو تحسین می‌کنم. با توجه به اینکه ۹۰ درصد فیلم در یک فضای بسته و محدود می‌گذره و بازیگر حتی اجازه یه قدم زدن ساده رو هم نداره، بی‌انصافی نیست اگه بگیم اتفاق خاصی در فیلم نمی‌افته. دنی بویل برای اینکه کمی روح به فیلم تزریق کنه، از سبک‌های فیلم‌برداری خاصی استفاده کرده که بابت این خلاقیت بهش تبریک می‌گم، اما این واقعیت رو عوض نمی‌کنه که هنوز هم اتفاق زیادی تو فیلم نمی‌افته. فرانکو بازیگر بدی نیست، اما اینکه یه نفر بخواد کل یه فیلم رو تنهایی جلو ببره، انتظار خیلی زیادیه و از توان اون هم کمی خارج بود. «۱۲۷ ساعت» هیچ‌وقت نتونست من رو کاملاً درگیر خودش کنه. گاهی هیجان‌انگیز و گاهی چندش‌آور بود، اما درگیرکننده نه.

نمره نهایی: ۲.۵ از ۵ - نکات جذاب زیادی داشت اما در کل به عنوان یک اثر واحد خوب عمل نکرد.

2019-12-28


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

وقتی ۱۱ سالم بود دیدمش... راستش رو بخواید تا یه مدت کابوس‌های عجیب و غریبی می‌دیدم (اونایی که دیدن می‌دونن چی میگم) ولی در کل خیلی از فیلم خوشم اومد! ترسیده بودم که نکنه همه‌اش تکراری باشه ولی فلاش‌بک‌های عمیقش نمی‌ذاشت این اتفاق بیفته.

2024-05-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

ببینید، من همیشه می‌دونستم ورزش و فعالیت بدنی زیاد آخرش به جاهای باریک می‌کشه، واسه همین وقتی آرون رالستون (جیمز فرانکو) کوله‌پشتیش رو انداخت و زد به دل کویر، اصلاً باهاش همدردی نکردم. تو مسیرش چند تا عکس می‌گیره، با دو تا خانم جوون تو یه حوضچه آبی زیبا شنا می‌کنه و بعد لیز می‌خوره و می‌افته تو یه شکاف که دستش زیر یه تخته‌سنگ گیر می‌کنه. هرچی تلاش می‌کنه نمی‌تونه خودش رو آزاد کنه و حتی کارش به جایی می‌رسه که سعی می‌کنه دست خودش رو با یه چاقوی جیبی (نه اره برقی!) ببره. با تموم شدن آذوقه و گرمای سوزان روز و سرمای شب، آدم از خودش می‌پرسه اصلاً شانسی برای فرار داره؟

فرانکو و اون حس خفقانی که مدام بیشتر می‌شه، اینجا خیلی خوب جواب داده. عکاسی و فیلم‌برداری فیلم به شدت صمیمانه و نزدیکه، بدون اینکه حتی بفهمیم دوربین کجاست، ما رو می‌بره وسط اون موقعیت وحشتناک. دیالوگ اینجا مهم‌ترین بخش نیست، اما همون مقدار کم هم وقتی داره خاطرات ویدئویی‌ش رو ضبط می‌کنه و کم‌کم عقلش رو از دست می‌ده، خیلی تاثیرگذاره. چون بر اساس داستان واقعیه، شاید تعلیق و خطرش خیلی غافلگیرکننده نباشه، اما هنوز هم نگاه جالبی داره به اینکه انسان چقدر در برابر طبیعت بی‌رحم، ضعیف و ناتوانه. ارزش دیدن داره، اما تماشاش اصلاً راحت نیست؛ به هرحال شرایط سخت، اقدامات سخت هم می‌طلبه.

2025-06-26