Zombieland: Double Tap

Zombieland: Double Tap

یک دهه پس از وقایع آخرالزمانی «سرزمین زامبی‌ها» (۲۰۰۹)، چهار بازمانده مقاوم—تالاهسی (Tallahassee)، شکارچی زامبی‌های سرسخت؛ کلمبوس (Columbus)، رفیق قانون‌گذار او؛ ویچیتا (Wichita)، شکارچی آزاد و خواهر کوچکترش، لیتل راک (Little Rock)—خود را در آغوش کاخ سفید متروک می‌یابند. با این حال، در دنیای دیوانه‌واری که هنوز مملو از انبوه مردگان متحرک و گونه‌های جهش‌یافته زامبی‌های تکامل‌یافته است، یک جدایی برنامه‌ریزی‌شده تیم را به نقطه اول بازمی‌گرداند تا بار دیگر به دنبال سرزمین موعود بگردند. اکنون، تمام امیدها به «بابل» است: یک کمون کاملاً ارگانیک از صلح‌طلبان گیاه‌خوار شاد که عاشق مهمانی هستند. آیا این پایان راه است؟

سال انتشار: 2019 کارگردان: Ruben Fleischer ژانر: Action، Comedy، Horror نویسندگان: Rhett Reese، Paul Wernick، Dave Callaham امتیاز: 6.7

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

«سرزمین زامبی‌ها: شلیک نهایی» حتی با وجود نقص‌هایش، با زمان ۹۹ دقیقه‌ای‌اش زیادی طولانی نمی‌شود و یک سرگرمی پاپ‌کورنی محکم باقی می‌ماند. اگرچه هیچ مرز جدیدی را جابجا نمی‌کند، اما یک تفریح بی‌ضرر است (اگر بخواهید، هومرِ زامبی فیلم‌های ترسناک است... که بعد از دیدن فیلم بیشتر متوجه می‌شوید). پس لنگان لنگان به سینما بروید و به این دوستان در یک تجدید دیدار بپیوندید—البته، تجدید دیداری پر از خون، روده و مغز بی‌پایان، اما این نصف لذت یک کمدی زامبی است، مگر نه؟ - چارلی دیوید پیج (Charlie David Page) (ادامه لینک مقاله اصلی...)

2019-10-17


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

اگر از خواندن نقدهای بدون اسپویل من لذت می‌برید، لطفاً وبلاگم را دنبال کنید :) همانطور که احتمالاً تا الان می‌دانید، چون نقد فیلم اصلی را چند ساعت پیش منتشر کردم، من عاشق «سرزمین زامبی‌ها»ی اول بودم. من از آن دفاع می‌کنم که یک کالت کلاسیک زامبی است و واقعاً برای دنباله‌اش هیجان‌زده بودم. این فیلم هیچ جنجال خارجی را پشت سر نگذاشت (چیزی که این روزها بسیار نادر است)، بازیگران در مصاحبه‌ها حرف اشتباهی نزدند (این بار هیتِرها کلمات کافی برای تحریف نداشتند)، روبن فلیشر (Ruben Fleischer) به عنوان کارگردان بازگشته، و همچنین رت ریس (Rhett Reese) و پل ورنیک (Paul Wernick) (به علاوه یک عضو جدید، دیو کالاهام) به عنوان فیلمنامه‌نویس. اگر یک استودیو می‌خواهد یک دنباله ۱۰ ساله بسازد، بهتر است سازندگان و بازیگران اصلی را برگرداند، درست است؟! این چیزی است که من بیشتر از همه در مورد «ضربه دوم» دوست دارم. جوهره اصلی فیلم را از دست نداده و فراموش نکرده که چه چیزی آن را موفق کرده بود. شیمی بازیگران را می‌توان از هزاران مایل دورتر حس کرد، اما بازیگران جدید هم به طور یکپارچه جا افتاده‌اند. زوئی دویچ (Zoey Deutch) نقش مدیسون (Madison) را بازی می‌کند، یک «دختر بلوند احمق» که عمداً کلیشه‌ای است و برخی از خنده‌دارترین صحنه‌ها و همچنین برخی از صحنه‌های بسیار خجالت‌آور را دارد (البته دویچ عملکرد عالی ارائه می‌دهد). و روزاریو داوسون (Rosario Dawson) نقش نوادا (Nevada) را بازی می‌کند، که اساساً نسخه زنانه تالاهسی (وودی هارلسون) است، به این معنی که او کلی سکانس اکشن خفن دارد. در مورد گروه قدیمی هم، خب... همه بازی‌های عالی ارائه می‌دهند، اما این بار، هارلسون واقعاً شخصیتش را ارتقا داده است. او نه تنها لحظات اکشن فوق‌العاده مورد انتظار را دارد، بلکه نمایش‌های احساسی جذابی نیز ارائه می‌دهد. اما استون (ویچیتا) و ابیگیل برسلین (لیتل راک) همچنان در نقش‌هایشان شگفت‌انگیز هستند، و جسی آیزنبرگ (کلمبوس) کمی بیش از حد... جسی آیزنبرگ می‌شود، اما با توجه به نحوه عملکرد شخصیتش، هرگز غیرطبیعی به نظر نمی‌رسد. این چهار نفر قلب کل نمایش هستند. از این رو، بازگرداندن بازیگران اصلی نیمی از راه موفقیت است، حتی بیشتر از فیلم اول. داستان‌پردازی جایی است که متأسفانه من کمی ایراد دارم. شاید به این دلیل باشد که من «سرزمین زامبی‌ها»ی ۲۰۰۹ را فقط چند ساعت قبل از نمایش «ضربه دوم» تماشا کردم، اما ای کاش فلیشر و تیمش خلاق‌تر بودند. مطمئناً، فیلم اصلی ۱۰ سال پیش بود و قرار نیست همه آن را دوباره تماشا کنند (به خصوص درست قبل از این فیلم)، بنابراین انتظار می‌رود که بسیاری از لحظات کلاسیک به شکلی بازسازی شوند. با این حال، برای مدت طولانی، احساس می‌کردم دارم دقیقاً همان فیلم را تماشا می‌کنم، فقط با شخصیت‌های مسن‌تر. می‌دانم که قرار است برخی از قوانین معروف اصلی کلمبوس را بشنوم، اما کمبود شگفت‌انگیزی از قوانین جدید وجود دارد. می‌دانم که تال قرار است برخی از جملات معروفش را تکرار کند، اما او یک آدم خلاق است، می‌تواند به جملات جدید فکر کند (که البته در دقایق آخر می‌گوید، اما باز هم...). برای پیش بردن داستان یا در واقع وقوع ماجرا، اتفاقات مشکوک زیادی رخ می‌دهد، و نه به این معنا که غیرمنطقی باشند (اینطور نیست که «سرزمین زامبی‌ها» یک اثر داستان‌گویی پیشگامانه باشد). بلکه فقدان آشکار توسعه شخصیت در طول تمام سال‌هایی است که گذشته، و منظورم این نیست که شخصیت‌هایشان ثابت مانده (که کاملاً طبیعی است). برای ساخت این فیلم، شخصیت‌ها تصمیماتی می‌گیرند که با توجه به اینکه این همه مدت را با هم گذرانده‌اند، درست به نظر نمی‌رسد. غیرممکن است که عشق، اعتماد و وابستگی عاطفی در طول چنین مدت طولانی‌ای توسعه پیدا نکرده باشد. بنابراین، در حالی که قوس داستانی لیتل راک قابل درک و مرتبط است، قوس ویچیتا و کلمبوس، به نظر من، فاقد استدلال‌های قانع‌کننده است. هر دو تصمیماتی می‌گیرند که برای شخصیت‌های باهوشی مثل آن‌ها خیلی احمقانه است، اما حدس می‌زنم «این عشق است». یک بار دیگر، ویژگی‌های فنی که فیلم اصلی را به وضوح تعریف کردند، به طور یکپارچه در دنباله آن به کار گرفته شده‌اند. طراحی تولید زیبا، موسیقی متن باحال، استفاده فوق‌العاده از جلوه‌های عملی و صحنه‌های واقعی، که این روزها نادرتر می‌شوند. زمان اجرای کمی طولانی‌تر همچنان موفق می‌شود سرعت تندی را حفظ کند، که همیشه یک ویژگی خوب است، و مملو از سکانس‌های اکشن هیجان‌انگیز، خنده‌دار و خونین است. ارجاعات سرگرم‌کننده به فرهنگ پاپ، و مهم‌ترین لحظه از همه: «ضربه دوم» یکی از بهترین، اگر نگوییم بهترین، صحنه‌های میان تیتراژ سال را دارد! جرأت نکنید سینما را ترک کنید، درست در ابتدای تیتراژ است، پس سر جای خود بمانید! در مجموع، «سرزمین زامبی‌ها: شلیک نهایی» با بازگرداندن همه (بازیگران و عوامل) و ارائه یک فیلم سرگرم‌کننده دیگر، ادای احترام شایسته‌ای به کالت کلاسیک زامبی می‌کند. روبن فلیشر با حفظ جوهره فیلم اول، قادر است شیمی برجسته بازیگران را به تصویر بکشد، و همچنین آن سکانس‌های اکشن فوق‌العاده سرگرم‌کننده را ارائه دهد. حتی اگر روایت اصلی به اندازه فیلم اصلی سرراست و جالب نیست، همچنان به اندازه کافی جذاب است که مخاطب به آن اهمیت دهد. ارجاعات بیش از حد به جملات معروف، قوانین یا لحظات کلاسیک وجود دارد، که کمی نشان‌دهنده کمبود تخیل برای خلق مطالب جدید است. در حالی که به اندازه فیلم ۲۰۰۹ خنده‌دار یا سرگرم‌کننده نیست، اما همچنان اوقات خوشی را فراهم می‌کند. اگر از طرفداران «سرزمین زامبی‌ها» هستید، حتماً آن را تماشا کنید! اگر نه، خب... یا شجاع باشید و تماشا کنید یا خفه شوید و بگذارید دیگران لذت ببرند. امتیاز: B

2019-10-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

_**به همان اندازه فیلم اصلی خنده‌دار و بی‌احترامی است، حتی اگر تمام ضرب‌آهنگ‌های مشابه را تکرار کند**_

> _ترجیح می‌دهم در حال زندگی بمیرم تا در حال مردن زندگی کنم._ - جیمی بافت (Jimmy Buffett)؛ «پیرتر شدن اما نه بزرگ شدن» (۱۹۸۱)

«سرزمین زامبی‌ها»ی اصلی (۲۰۰۹) یک موفقیت غیرمنتظره بود که بیش از ۱۰۰ میلیون دلار در مقابل بودجه ۲۴ میلیون دلاری به دست آورد و به موفق‌ترین فیلم زامبی از نظر مالی تبدیل شد، تا اینکه توسط فیلم احمقانه «جنگ جهانی زد» (World War Z) مارک فورستر (Marc Forster) در سال ۲۰۱۳ پیشی گرفته شد. این فیلم هوشمندانه، خنده‌دار و خودآگاه بود، خودش را زیاد جدی نمی‌گرفت و مملو از احساسات بود، اما به سختی فیلمی بود که نیاز به دنباله داشته باشد. و با گذشت زمان، احتمال وقوع چنین دنباله‌ای کمتر و کمتر به نظر می‌رسید. با این حال، پس از یک دهه در جهنم توسعه، «سرزمین زامبی‌ها: شلیک نهایی» از راه رسیده است، و وای که یکی از غیرضروری‌ترین دنباله‌هایی است که در این مدت دیده‌ام. با این حال، به همان اندازه که غیرضروری است، فوق‌العاده لذت‌بخش نیز هست. کار زیادی انجام نمی‌دهد که در فیلم اصلی نبود، اما حس شوخ‌طبعی بی‌احترامی، شکستن دیوار چهارم، تعاملات تیز شخصیت‌ها و مهم‌تر از همه، حجم زیادی از جذابیت، همگی حضور دارند. «ضربه دوم» به کارگردانی روبن فلیشر (که کارگردان فیلم اصلی بود) و نویسندگی رت ریس و پل ورنیک (که فیلم اصلی را نوشتند)، به همراه دیو کالاهام، شاید ریسک‌های زیادی نکند، اما یک اثر همراه خوب است. ۱۰ سال پس از وقایع فیلم اول، این چهار نفر هنوز با هم هستند و هنوز روی اعصاب یکدیگر راه می‌روند – کلمبوس عصبی اما دوست‌داشتنی (جسی آیزنبرگ که کار همیشگی جسی آیزنبرگ را انجام می‌دهد)، تالاهسی گستاخ اما دلسوز (وودی هارلسون با بازی فوق‌العاده تند و تیز)، ویچیتای کنایه‌زن (اما استون با بازی بی‌حالت) و لیتل راک بی‌خیال (ابیگیل برسلین که با نقش کوچکی که به او داده شده، کار زیادی انجام می‌دهد). وقتی آن‌ها را می‌بینیم، در حال اقامت در کاخ سفید هستند – کلمبوس و ویچیتا هنوز با هم دوست هستند، اما اخیراً ویچیتا شروع به فکر کرده که شاید رابطه‌شان برای کلمبوس مهم‌تر از او باشد؛ لیتل راک اکنون یک زن جوان است که از این واقعیت که تالاهسی هنوز با او مثل یک بچه ۱۱ ساله رفتار می‌کند، ناراحت است؛ و تالاهسی هم به نوبه خود، ذره‌ای تغییر نکرده است. پس از اینکه کلمبوس با استفاده از الماس امید به ویچیتا پیشنهاد ازدواج می‌دهد، او و لیتل راک شهر را ترک می‌کنند، اما ویچیتا یک ماه بعد برمی‌گردد و به بقیه می‌گوید که لیتل راک او را رها کرده و به یک کمون بدون زامبی رفته است. و بنابراین این سه نفر با اکراه برای پیدا کردن او راهی می‌شوند. در طول مسیر، با مدیسون (زوئی دویچ، که کاملاً فیلم را می‌دزدد)، یک دختر بلوند هزاره‌ای که در یک فریزر بزرگ پناه گرفته بود؛ برکلی (Avan Jogia)، یک هیپی صلح‌دوست؛ نوادا (روزاریو داوسون)، یک طرفدار سرسخت الویس؛ و آلبوکرکی (Luke Wilson) و فلگستف (Thomas Middleditch) آشنا می‌شویم که به طرز عجیبی شبیه تالاهسی و کلمبوس هستند (که فاش شدن این موضوع توسط تریلر لو رفت). همچنین یک نژاد جدید از زامبی‌ها وجود دارد که سریع‌تر، قوی‌تر و باهوش‌تر از نوع معمولی هستند و فقط با شلیک‌های متعدد به سر کشته می‌شوند. و این تقریباً تمام داستان است. فیلم اصلی در زمانی آمد که ژانر زامبی تازه داشت جدی گرفته می‌شد – «۲۸ روز بعد» دنی بویل و «۲۸ هفته بعد» خوان کارلوس فرسنادیلو به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۷ اکران شدند و انواع نوآوری‌ها را معرفی کردند و بسیاری از کلیشه‌های ژانر را زیر و رو کردند؛ فیلم‌های «[•REC]» ژاومه بالاگرو و پاکو پلازا در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹ اکران شدند و استاندارد جدیدی برای فیلم‌های «یافته‌شده» تعیین کردند؛ «مردگان متحرک» در سال ۲۰۱۰ شروع به کار کرد و برای چند فصل اول به همان اندازه که یک سریال می‌توانست خوب نقد شود، مورد تحسین قرار گرفت (تا اینکه به یک خودتقلید تکراری تبدیل شد). زامبی‌ها همچنین در فرنچایزهای بازی‌های ویدیویی آن دوران، مانند «سایرن» (۲۰۰۳)، «دِد رایزینگ» (۲۰۰۶)، «دِد اسپیس» (۲۰۰۸) و «دِد آیلند» (۲۰۱۱) به شدت حضور داشتند. «سرزمین زامبی‌ها» به هیچ یک از این‌ها اهمیت نمی‌داد – در واقع، برعکس چنین عناوینی بود، فیلمی که هیچ چیز را جدی نمی‌گرفت، به خصوص خودش را. با در نظر گرفتن این موضوع، اگرچه ۱۰ سال گذشته و چشم‌انداز بسیار متفاوت است، یکی از موفق‌ترین عناصر دنباله این است که تقریباً هیچ چیز تغییر نکرده است؛ در اصل، با نادیده گرفتن شکاف زمانی، آن را تأیید می‌کند. بنابراین، صدای کلمبوس در ابتدای فیلم به طور خاص به وقفه طولانی اشاره می‌کند و از ما تشکر می‌کند که «ضربه دوم» را انتخاب کرده‌ایم در حالی که «انتخاب گسترده‌ای از سرگرمی‌های زامبی» وجود دارد و مدیسون به تالاهسی می‌گوید که جمله معروفش «خیلی ۲۰۰۹ است»، اما کل فیلم طوری به نظر می‌رسد که بلافاصله پس از فیلم اصلی فیلمبرداری شده است. البته، این از این نظر مهم است که در دنیای این فرنچایز، دهه گذشته با دهه گذشته واقعیت ما بسیار متفاوت بوده است، بنابراین فیلمسازان نمی‌توانند ارجاعات معاصر زیادی را وارد کنند – اگرچه کلمبوس اشاره می‌کند که کمیک‌های «مردگان متحرک» چقدر «غیرواقعی» هستند، یک ساختارشکنی خنده‌دار از مفهوم اوبر (Uber) وجود دارد، و یک اشاره ظریف به ترامپ وجود دارد وقتی ویچیتا با کنایه به تالاهسی می‌گوید که او «وقار واقعی» را به دفتر ریاست جمهوری می‌آورد. این موضوع در بازی‌ها نیز تأثیر می‌گذارد، به طوری که کلمبوس، تالاهسی و ویچیتا همگی تا حد زیادی شبیه ۱۰ سال پیش هستند. لیتل راک به طور قابل توجهی تغییر کرده است، اما این بیشتر به این دلیل است که او در فیلم اصلی یک کودک بود و اکنون یک زن جوان است. این عدم توسعه شخصیت ممکن است چیز بدی به نظر برسد، اما در واقع، آشنایی شخصیت‌ها و پویایی گروهی آن‌ها جذابیت ذاتی خود را دارد، ما از آن استقبال می‌کنیم زیرا آشناست، و بازیگران اساساً همان کارهایی را انجام می‌دهند که در فیلم اصلی انجام دادند. در مورد بازی‌ها، زوئی دویچ کاملاً مالک هر صحنه‌ای است که در آن حضور دارد. مطمئناً، شخصیت او تا حد زیادی کلیشه‌ای است و روی کاغذ، او باید به شدت آزاردهنده باشد، اما اینکه اینطور نیست، گواهی بر بازی گرم دویچ است، که در میان این شخصیت همیشه شاد و پرانرژی، احساسات واقعی پیدا می‌کند. او همچنین شیمی عالی با بازیگران اصلی، به ویژه هارلسون، دارد. در واقع، همه بازیگران جدید شیمی فوق‌العاده‌ای دارند، که دیدن آن خوب است زیرا شیمی بی‌دردسر یکی از ویژگی‌های بارز فیلم اصلی بود. از نظر مشکلات، همانطور که گفته شد، فیلم کار زیادی انجام نمی‌دهد که در فیلم اصلی نبود – شخصیت‌ها یکسان هستند، ضرب‌آهنگ‌های روایی یکسان هستند، پویایی گروهی یکسان است، حس شوخ‌طبعی یکسان است – و برای برخی، این قطعاً یک مشکل خواهد بود. در واقع، هر چقدر هم که از فیلم لذت بردم، دوست داشتم ریسک‌های بیشتری بکند (قطعاً چیزی در اینجا وجود ندارد که با حضور الهام‌بخش بیل موری رقابت کند). به دلیل این شباهت کلی، این حس وجود دارد که دنباله واقعاً چیز خاص خودش نیست، بلکه عمدتاً توسط کاری که فیلم اصلی انجام داد تعریف می‌شود تا اینکه مسیر خودش را بسازد، و بسیاری از شوخی‌های متا فقط در صورتی کار می‌کنند که فیلم اصلی را بشناسید. مشکل دیگر این است که نتوانسته از یک طرح جالب استفاده زیادی ببرد، که در آن زنان در برابر نقش‌های جنسیتی سنتی و هویت‌هایی که مردان به آن‌ها تحمیل می‌کنند، مقاومت می‌کنند. هنگامی که گروه به جاده می‌افتند، این موضوع تقریباً فراموش می‌شود (حتی با معرفی نوادا، که بیشتر شبیه ایده یک مرد از یک زن سرسخت است تا شخصیت خودش). همچنین بیش از چند کلیشه وجود دارد، عمدتاً در رابطه با مدیسون (شخصیتی به شدت بلوند که تا به حال دیده‌اید) و برکلی تک‌بعدی (یک هیپی ماری‌جوانا کش و متنفر از اسلحه، که به معنای واقعی کلمه با صدای سیتار در موسیقی متن معرفی می‌شود). «سرزمین زامبی‌ها: شلیک نهایی» فیلمی است که توقع زیادی ندارد و وجود خود را کاملاً توجیه نمی‌کند، اما به فیلم اصلی ادای احترام می‌کند و حتی برای یک ثانیه هم خودش را جدی نمی‌گیرد. سهولت آن در جای گرفتن در مسیر فیلم اصلی، بسته به دیدگاه شما، یا به خودی خود خنده‌دار است یا نشان‌دهنده ضعف در نویسندگی، اما فیلم به اندازه کافی باهوش است که بداند و اعتراف کند که در سال ۲۰۱۹ کمی نامناسب به نظر می‌رسد، به شکلی که فیلم اصلی ۲۰۰۹ اینطور نبود. و اگر کمی از جرقه اصلی از دست رفته باشد، گرما، شخصیت‌ها، شوخی‌ها و بازیگوشی بیش از حد آن را جبران می‌کنند.

2019-11-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 2

فیلم اول خیلی سرگرم‌کننده بود، اما این یکی فقط یک پول‌درآوردن خیلی خسته و بی‌مزه است. حتی نتوانستم خودم را مجبور کنم که تمامش کنم.

2023-05-16