موتورهای فانی
هستر شاو، زن جوان مرموزی است که به عنوان تنها کسی ظاهر میشود که میتواند یک شهر غولپیکر و درندهخو را که روی چرخها حرکت میکند و هر چیزی را در مسیر خود میبلعد، متوقف کند. هستر که وحشی و به شدت تحت تأثیر خاطره مادرش است، با تام ناتسوورثی (Tom Natsworthy)، یک طردشده از لندن، و همچنین آنا فنگ (Anna Fang)، یک قانونشکن خطرناک که برای سرش جایزه تعیین شده، متحد میشود.
سال انتشار: 2018 کارگردان: Christian Rivers ژانر: Action، Adventure، Fantasy نویسندگان: Fran Walsh، Philippa Boyens، Peter Jackson امتیاز: 6.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
برای هیچکس شوکهکننده نیست که «موتورهای فانی» فیلم خیلی خوبی نبود. سعی کردهاند بیش از حد منطقی، محتوا را در دو ساعت جا بدهند و در عوض هیچ چیز خاصی ارائه نمیدهد. حدس میزنم **کمی** به شخصیت شرایک (Shrike) علاقهمند شدم، اما در واقع کل تجربه مثبت من از «موتورهای فانی» همین بود. شاید اگر این فیلم حدود هشت سال پیش، در **اوج** آن وسواس عجیب استیمپانک که جهان را فرا گرفته بود (حتی اگر یک وسواس عجیب بود که همه هر چیزی را که دوست داشتند، استیمپانک مینامیدند، در حالی که لزوماً ربطی به استیمپانک واقعی نداشت)، اکران میشد، حداقل از نظر مالی موفق میشد، اما در هیچ دنیایی این نسخه از «موتورهای فانی» یک فیلم کامل نیست.
_امتیاز نهایی:★★ - یه چیزایی داشت که برام جذاب بود، اما در کل محصول نهایی ضعیفه._
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تلاش خوبی بود. متفاوت، منحصر به فرد، و دکورها عالی هستند. بله، نقاط ضعفهایی دارد و شاید فیلمنامه/تدوین میتوانست بهتر باشد. اما این یک تغییر روحبخش در میان فیلمهای علمی-تخیلی معمول است که این روزها بیرون میآیند. مارول (Marvel) و دیسی (DC) بازار را با ابرقهرمانهایشان پر کردهاند (نه اینکه همه بد باشند، فقط خیلی زیادند) من از تمام این مزخرفات خونآشام/گرگینه/زامبی متنفرم (از همهشون) این فیلم یک تغییر خوب بود و من ازش لذت بردم! وقتی شروع به تماشای آن کردم نمیدانستم باید انتظار چه چیزی را داشته باشم، اما به طرز خوشایندی غافلگیر شدم. نقدهای منفی را نادیده بگیرید. احتمالاً آنها را زامبیها/خونآشامها/گرگینهها نوشتهاند....
2019-04-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
باید بگویم که من این فیلم را خیلی دوست داشتم. این فیلم ترکیبی از فانتزی، علمی تخیلی (با تأکید بر تخیل) و استیمپانک (یا شاید بهتر است بگویم دیزلپانک) است. جهان، یک دنیای پساآخرالزمانی نسبتاً تاریک است که در آن شهرهای متحرک درنده، یکدیگر را شکار میکنند. کل این مفهوم البته واقعاً مضحک است، اما جلوههای ویژه واقعاً فوقالعاده و تماشایی ایجاد میکند و من عاشق جلوههای ویژه تماشایی هستم. علاوه بر این، داستان کلی نسبتاً خوب پیش میرود. البته منظورم در چارچوب این دنیای مسخرهای است که پسزمینه داستان است. داستان کاملاً سرراست است بدون موعظههای اجتماعی یا محیط زیستی آزاردهنده که این روزها بلای جان خیلی از فیلمها شده، نیست. کمی قابل پیشبینی است، اما در کل بستر خوبی برای اکشن فراوان فراهم میکند. من بیشتر شخصیتها را هم دوست داشتم. هم شخصیت بد و هم شخصیتهای خوب، کاریزمای مناسبی داشتند، به جز تام (Tom) که کمی سادهلوح و نالان بود، هرچند که در اواخر فیلم به خودش آمد. ایرادات کمی وجود داشت. هیچ چیز واقعاً بزرگی به جز اینکه در یک صحنه پایانی، شهر لندن در مقابل دیوار نشان داده شد و در مقایسه با دیوار به طرز وحشتناکی کوچک بود. آخرین راه چاره شخصیت شرور اصلی این بود که لندن را به دیوار بکوبد و انتظار داشت آن را بشکند. در حالی که قبلاً در فیلم، لندن واقعاً عظیم نشان داده شده بود. آن صحنه واقعاً گند زد به ماجرا و شخصیت شرور را توهمی نشان داد. جدای از آن، و نالههای تام و سادگیاش، من واقعاً این فیلم را دوست داشتم. این از آن دسته فیلمهای فانتزی/تخیلی پرهزینه و اغراقآمیز بود که هر روز نمیبینید. البته احمقها (که به آنها «منتقد» میگویند) در راتن تومیتوز (Rotten Tomatoes) و دیگر رسانههای اصلی تمام تلاش خود را کردند تا به همه بگویند چقدر بد است. طبق معمول، اینها فقط حرفهای بیارزشی است که از دهان گاو نر بیرون میآید.
2019-04-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از تیمی که همه چیز را از سرزمین میانه (Middle Earth) برای ما آوردند، این ماجراجویی فانتزی از نظر بصری عالی، اما به شدت تقلیدی بیرون آمده که ترکیبی از داستانها را نشخوار کرده و به شکلی کاملاً معمولی بیرون میدهد. منصفانه بگویم، بین دو بازیگر اصلی – هرا هیلمار (Hera Hilmar) در نقش «هستر» و رابرت شیهان (Robert Sheehan) در نقش «تام» – که هر دو جذاب، جوان و جسور هستند، شیمی وجود دارد. آنها تلاش میکنند تا جاهطلبیهای جنونآمیز «تادئوس ولنتاین» (Thaddeus Valentine) (با بازی هوگو ویوینگ (Hugo Weaving) که به طرز مناسبی دراماتیک و شبیه «الروند» است) را خنثی کنند. ولنتاین مسئول تأمین منبع انرژی بدون وقفه برای شهر مکانیکی و غارتگر لندن است. جلوههای بصری، همانطور که انتظار میرود، فوقالعاده هستند و موسیقی متن قطعاً حال و هوای کارهای هاوارد شور (Howard Shore) را دارد، اما سناریوهای بیامان «از چاله به چاه افتادن» در برابر شانسهای غیرممکن، بیش از حد تکرار میشوند و پایان فیلم، اگرچه از نظر خلاقیت قابل تحسین است، اما به اندازه آمدن شب بعد از روز، قابل پیشبینی است. واضح است که برای این فیلم پول زیادی خرج شده، اما نه برای فیلمنامه و نه برای داستان. خوب است، اما نه بیشتر...
2024-04-26