افسون گر شرور و زیبای خفته
مالفیسنت (Maleficent) زنی جوان، زیبا و پاکدل است که زندگی ایدهآلی را در یک قلمرو جنگلی آرام سپری میکند، تا اینکه روزی ارتشی متجاوز، آرامش سرزمین را به خطر میاندازد. مالفیسنت برمیخیزد تا سرسختترین محافظ سرزمینش باشد، اما در نهایت قربانی خیانتی بیرحمانه میشود؛ اتفاقی که قلب پاک او را به سنگ تبدیل میکند. او که تشنه انتقام است، با جانشین پادشاه متجاوز وارد نبردی حماسی میشود و در نتیجه، نوزاد او یعنی آرورا (Aurora) را نفرین میکند. با بزرگ شدن کودک، مالفیسنت متوجه میشود که آرورا کلید برقراری صلح در قلمرو و شاید رسیدن خود او به خوشبختی واقعی است.
سال انتشار: 2014 کارگردان: Robert Stromberg ژانر: Adventure، Drama، Family نویسندگان: Linda Woolverton، Charles Perrault، Milt Banta امتیاز: 6.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه بازخوانی جالب از داستان کودکانه زیبای خفته. آنجلینا جولی (Angelina Jolie) لحظات خیلی خوبی داره که توشون یه لبخند سادهاش میتونه آدم رو زهرهترک کنه، هرچند بازیش در بعضی بخشها یکنواخت نیست. ال فانینگ (Elle Fanning) انتخاب خوبی برای نقش «زیبا» نبود، همونطور که کریستن استوارت (Kristen Stewart) برای سفیدبرفی نبود. آنجلینا کاملاً نقش رو مال خودش میکنه، دقیقاً مثل شارلیز ترون (Charlize Theron) که استوارت رو تو سایه قرار داد. شارلتو کوپلی (Sharlto Copley) مثل همیشه عالی بازی کرده و جلوههای ویژه هم واقعاً قابلقبول هستن.
2014-08-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
وقتی اولش درباره این فیلم خوندم، مطمئن نبودم که از ایدهاش خوشم میاد یا نه. اما بعد از دیدنش باید بگم که واقعاً دوستش داشتم. یه داستان پریانی قشنگ بر اساس زیبای خفته است، اما این بار از زاویه دید پری بدجنس (که البته اونقدرها هم بدجنس نیست). به نظرم این ایده به طرز غافلگیرکنندهای خوب جواب داد. مشخصه که داستان نسبت به نسخه اصلی زیبای خفته خیلی تغییر کرده. اینکه این تغییر خوبه یا بد، به سلیقه شخصی برمیگرده. به نظر من خوبه چون باعث شد فیلم هویت خودش رو داشته باشه و خیلی وابسته به نسخه اصلی نباشه. برای من که جواب داد، چون داستان اصلی خیلی پررنگ نیست و به همین خاطر از تغییراتش اذیت نمیشید، چون فیلم از همون اول نشون میده که قراره متفاوت باشه. فیلم خیلی زیباست و اون فضای خاص داستانهای پریانی رو داره و در عین حال در صحنههای لازم، تاریک و شوم میشه. جلوههای کامپیوتری زیادی داره که به نظر من خیلی خوب از آب دراومدن. آنجلینا جولی در نقش مالفیسنت عالی بود. راستش از اون سه تا پری که قرار بود مراقب پرنسس باشن کمتر خوشم اومد؛ سعی میکردن بامزه باشن ولی واقعاً خندهدار نبودن. در کل فیلم خیلی لذتبخشی بود. بچهها هم خیلی دوستش داشتن؛ وقتی من باهاشون نشستم فیلم رو ببینم، اونا قبلاً دو بار دیده بودنش.
2014-10-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
امروز ۴ ژوئن، رفتم فیلم مالفیسنت رو ببینم، اونم درست روز تولد ستارهاش یعنی آنجلینا جولی. خودش یه تصادف جالب بود، هرچند اگه فکرش رو بکنید، رسمه کسی که تولدشه شیرینی بده؛ و پسر، این بهترین شیرینی ممکن بود. سه دلیل داشت که بعد از شنیدن خبر ساخت فیلم از یک سال و نیم پیش، برای دیدنش هیجانزده بودم: ۱) عاشق آنجلینا هستم. ۲) عاشق زیبای خفتهام. ۳) مالفیسنت شرور محبوب منه در تمام دورانها. از طرف دیگه، یکم نگران تغییراتی بودم که توی داستان داده بودن. ببینید، اگه یه چیز باشه که توی فیلما ازش بدم میاد، اینه که بیان انگیزهها و دلایل «بد» بودن یه شخصیت رو توجیه کنن. من معتقدم بعضی آدما ذاتاً شرورن و تمام. رفتن به دوران کودکی طرف و توضیح اینکه چقدر همه چیز بد بوده، فقط باعث ضعیف شدن ابهت اون شخصیت میشه. حالا نمیدونم چرا این داستان کلیشهای درباره عشق و خیانت به مالفیسنت جوان (که ظاهراً قبلاً پاک و مهربون بوده) اینجا جواب داد، ولی یه جورایی شد! راستش کاملاً غافلگیرم کرد. من معمولاً به این جور داستانهای احساسی حساسیت دارم، ولی این یکی گرفت! داستان گذشته مالفیسنت واقعاً برام جالب و حتی تاثیرگذار بود. و موفق شد کاری رو که هدفش بود انجام بده: مالفیسنت رو انسانی کرد. در نهایت، اونا هر داستانی میتونستن برای محبوبترین شرور دیزنی بنویسن، اما بدون حیاتیترین عنصرش یعنی آنجلینا جولی، هرگز به این سطح نمیرسید. شاید چون طرفدارشم متعصب به نظر بیام، ولی میتونم بازیش رو نقد کنم و فقط این رو میتونم بگم: در یک کلمه، بینقص بود. واقعاً نمیتونم بازیگر دیگهای رو تصور کنم که بتونه این ترکیب بینظیر از ویژگیها رو داشته باشه (شاید به جز شارلیز ترون): اون زیبا و کاریزماتیکه، و در عین حال بیرحم و سرده. دقیقاً همون چیزی بود که از نسخه لایو-اکشن مالفیسنت انتظار داشتم و حتی فراتر. به سه بازیگر اصلی دیگه هم باید تبریک گفت. اول ال فانینگ که در نقش پرنسس آرورا خیلی متقاعدکننده بود؛ شیرین، دوستداشتنی و مهربون. دوم سام رایلی که در نقش کلاغ مالفیسنت (دیاوال) در فرم انسانی، یه غافلگیری دلپذیر بود. قبلاً کارهاش رو ندیده بودم ولی خیلی به نقشش میومد. و در آخر شارلتو کوپلی که قبلاً در District 9 و Elysium من رو به وجد آورده بود و حالا رسماً طرفدارش شدم؛ بازه بازیگریش عالیه و در نقش استفان واقعاً ترسناک بود. خب، یه سری چیزا هم هست که باید ازشون چشمپوشی کرد. اولین و تابلاترین مشکلم اینه: اگه مالفیسنت جوان یه دختر پاک و مهربون بود، چرا از همون ۱۰ سالگی شاخهای شیطانی و بالهای ترسناک داشت و اسمش «مالفیسنت» (به معنی بدخواه) بود؟ بگذریم... دوم اینکه اون سه تا پری از نظر جلوههای ویژه اصلاً خوب نبودن و حتی رو اعصاب بودن. در کل جلوههای ویژه خوبه ولی پریا واقعاً تو ذوق میزدن. اژدهای آخر فیلم هم یکم غیرواقعی بود. با این حال، لباسها و گریم مالفیسنت خیرهکننده بود. نمیتونستم از دیدن کلاههای عجیب و لباسهای زیباش سیر بشم. بخش لباس و طراحی واقعاً لایق تحسینه. موسیقی هم عالی بود، با آهنگسازی بینقص جیمز نیوتن هاوارد و اجرای فوقالعاده Lana Del Rey از آهنگ Once upon a dream در تیتراژ آخر. صحنههای نبرد و اکشن هم تا دلتون بخواد هست! قبل دیدن فیلم فکر میکردم یه اثر تابستونی معمولی باشه، در حد ۶.۵ یا ۷. گاهی چقدر خوبه که آدم اشتباه کنه. بین سه فیلمی که این هفته سینما دیدم (اون دو تای دیگه X-Men و Godzilla بودن که ناامیدم کردن)، مالفیسنت از همه رضایتبخشتر بود. شاید چون توقعم پایین بود، شاید هم چون واقعاً خوب بود. یه هشدار جدی به مردای خفن و زمخت: این فیلم پر از پری و موجودات براق و جادوییه. اگه میخواید ببینید، به خاطر آنجلینا ببینید، وگرنه مثل کریپتونایت ازش دوری کنید! بعداً ازم تشکر میکنید. به بقیه هم میگم: برید ببینید، حسابی حالتون رو جا میاره. مالفیسنت باشکوهه. (ژوئن ۲۰۱۴)
2017-02-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ارزش دیدن داره، باز هم میبینمش و پیشنهادش میکنم. من طرفدار پر و پا قرص آنجلینا جولی (Angelina Jolie) نیستم، ولی واقعاً از پس نقش براومد و وقتی اون اتفاقا براش افتاد باهاش همدردی کردم، پس اصلاً نمیگم بازیگر بدیه. ال فانینگ (Elle Fanning) هم عالیه، بیشتر یه موجود کوچولوی شاد و رو اعصابه وقتی بیداره! در کنار اونا بازیگرای مکمل خوب و موجودات سیجیآی خوشگل (و گاهی خندهدار) هم هستن. معلومه دیزنی حسابی خرج کرده تا فیلم عالی به نظر بیاد. برای نوسازی داستان هم خیلی تلاش کردن. بعد از دیدن دوباره «زیبای خفته» و چند نسخه دیگه، واقعاً از مسیری که انتخاب کردن خوشم اومد. داستان اصلی خیلی ضعیف و خالی بود، و این فیلم کاری رو کرد که من عاشقشم: انسانی کردن یه شرور و تبدیل کردنش به یه رقیب قابلدرک به جای یه هیولای خبیث. از نحوه حضور اون ۳ تا پری خیلی خوشم نیومد ولی خب یه جورایی منطقی بود. و خیلی خوشحالم از اینکه چطور نفرین رو حل و فصل کردن. اونا یه دنیای فوقالعاده ساختن که به شکل خاصی به جذابیت فیلم اضافه میکنه.
2020-08-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اونقدر که انتظار داشتم یا دلم میخواست تاریک و عمیق نبود، ولی دیدن یه روایت متفاوت از «زیبای خفته» باحاله. آنجلینا جولی کاملاً به نقش اصلی میخوره و بازی خوبی ارائه میده. ال فانینگ (آرورا)، شارلتو کوپلی (استفان) و سام رایلی (دیاوال) هم نقشهاشون رو به اندازه کافی خوب بازی میکنن، ولی هیچکدوم حتی نزدیک به سطح جولی هم نمیشن - که خب احتمالا انتظارش رو هم دارید. جلوههای ویژه به نظرم یکم جای کار داشت. نه اینکه بد باشه، فقط فکر میکنم میتونست بهتر از اینا باشه. موسیقی متن هم خیلی موندگار نیست. با این حال از روند پیشرفت داستان لذت بردم، که البته بیشترش مدیون بازیگر نقش اوله. کنجکاوم ببینم قسمت دوم مالفیسنت چی برای ارائه داره.
2020-11-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خلاصه: یه بازخوانی جادویی از یه داستان کلاسیک که با تغییرات داستانیش واقعاً گلیم خودش رو از آب بیرون میکشه. اگه عاشق دنیای جادویی هستید، حتماً ببینیدش! (امتیاز ۷ از ۱۰ در مقیاس اژدها، چون دو تا اژدهای خیلی خفن داشت!)
من واقعاً از این ترند مدرن که «شرورها» رو انسانی نشون میدن خوشم میاد؛ زندگی واقعی به ندرت به این سادگیه که بگیم «این آدم فقط ذاتش شروره». این کار باعث میشه عمق شخصیتها و درگیری احساسی ما با قهرمان و ضدقهرمان خیلی بیشتر بشه. دمشون گرم بابت تیم جلوههای بصری که باعث شدن «مورز» (Moors) واقعاً جادویی به نظر بیاد، با کلی موجودات عجیب و غریب و گیاهان زیبایی که توجه آدم رو جلب میکنن. همه چیز با طراحی و حرکتشون شخصیت خاص خودشون رو دارن و فیلم رو به یه ضیافت بصری تبدیل کردن. (و البته نباید ویژگیهای کلاغمانند دیاوال رو در تمام فرمهاش فراموش کنم. اژدهای کلاغی؟ بله لطفاً!)
در مورد داستان، الهام زیادی از نسخه اصلی گرفته ولی جذابیتهای خودش رو هم داره. مثلاً به جای عشق رمانتیک، «عشق والدینی» رو به عنوان عشق واقعی معرفی میکنه که من شخصاً با این تصمیم موافقم. (حتی اگه مالفیسنت مادر بیولوژیکی آرورا نباشه، قطعاً بیشتر از مادر واقعیش براش مادری کرده. که این خودش یه پیام عالیه!)
در آخر، من چی از داستان یاد گرفتم؟ وقتی جوون هستیم، تمایل داریم سادهلوح باشیم و نگاهی خوشبینانه و رنگارنگ به دنیا داشته باشیم. اما ناگزیر اتفاقی میافته که دیدگاه ما رو عوض میکنه و تلخمون میکنه (و نگاهمون رو تاریک و پر از خار میکنه - با اشاره به فیلم!). این نگاه جدید ممکنه سالها یا تا آخر عمر باهامون بمونه، اما گاهی چیزی یا کسی رو پیدا میکنیم که اون بخش کودک درونمون رو که دوست داریم ازش محافظت کنیم، دوباره زنده میکنه. (مثل دنیای مورز که از رنگارنگ به تاریکی رفت و دوباره رنگی شد). و من قطعاً میتونم خودم رو در این داستان پیدا کنم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم خوبیه که نشون میده مالفیسنت چطور مالفیسنت شد. واقعاً در حقش نامردی کردن. حالا داره میجنگه تا بالهاش رو پس بگیره.
2023-07-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
داستان «زیبای خفته» اثر پرولت قطعاً انیمیشن محبوب منه بین کارهای والت دیزنی، و این فیلم سراغ بهترین شخصیت اون اثر یعنی جادوگر بدجنس، «مالفیسنت» رفته. فیلم به ما نشون میده که این نماد شرارت، در واقع یه پری مهربون بوده تا اینکه یه پادشاه خبیث بهش کلک میزنه و بالهاش رو میدزده. خب این واقعاً دردناکه، بماند که چقدر هم عصبانیش میکنه؛ پس اونم دنبال انتقام میره که تهش به نفرین کردن پرنسس «آرورا» ختم میشه. مثل کتاب، سه تا پری مهربون پرنسس رو میبرن تا تو جنگل مخفی کنن، اما جادوگر باهوش ما خیلی زود پیداشون میکنه و در حالی که بچه بزرگ میشه، کلی باهاشون بازی میکنه و دستشون میندازه، تا اینکه داستان یه چرخش غیرمنتظره پیدا میکنه (که با کتاب هم فرق داره!). تیم بازیگری واقعاً خوبه: آنجلینا جولی در نقش اصلی میتونست یکم ترسناکتر باشه ولی باز هم عالیه. سام رایلی هم در نقش «دیاوال»، دستیار مهربونش که به هر شکلی که لازم باشه درمیاد، خوب بازی کرده. ال فانینگ برای من یکم زیادی «مثبت» بود و شارلتو کوپلی در نقش «پادشاه استفان» که داره عقلش رو از دست میده، یکم زیادهروی کرده بود. ولی برنتون توایتز با لهجه انگلیسی قابلقبولش در نقش پرنس «فیلیپ» خوب بود و اون سه تا پری هم یکم کمدی به ماجرا اضافه کردن. کل فیلم با اینکه یکم لوس و کلیشهایه، ولی ساخت خیلی خوبی داره و جلوههای بصریش عالیه. با اینکه ظاهر فیلم عالیه، از پایانش خیلی خوشم نیومد... ولی خب، من همیشه دلم میخواست «دارث ویدر» هم برنده بشه...
2024-07-20