نیکیتا
نیکیتا زمانی که نوجوانی با مشکلات عمیق بود، توسط یک آژانس مخفی ایالات متحده به نام «دیویژن» (Division) از اعدام نجات یافت. آنها اعدام او را جعل کردند و به او گفتند که شانس دومی برای شروع یک زندگی جدید و خدمت به کشورش به او داده شده است. اما چیزی که به او نگفتند این بود که او برای جاسوسی و آدمکشی آموزش میبیند. نیکیتا در طول آموزشهای طاقتفرسای خود در دیویژن، هرگز انسانیت خود را از دست نداد و حتی عاشق یک غیرنظامی شد. وقتی نامزدش به قتل رسید، نیکیتا متوجه شد که تنها کسانی که به آنها اعتماد داشت به او خیانت کردهاند و رویاهایش را نابود کردهاند. پس او کاری را انجام داد که هیچکس قبل از او موفق به انجامش نشده بود: فرار کرد. اکنون پس از سه سال مخفی شدن، نیکیتا به دنبال انتقام است و به رؤسای سابق خود میفهماند که برای افشا و نابودی عملیات مخفیانه آنها از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد.
سال انتشار: 2010–2013 کارگردان: ژانر: Action، Crime، Drama نویسندگان: Craig Silverstein امتیاز: 7.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این سریال محبوب منه. تعادل بین شخصیتپردازی و اکشن فوقالعادهست. صحنههای مبارزه هم عالی هستن. مگی کیو مثل همیشه محشره. من اون رو از فیلم «سلاح عریان» میشناسم. الان ۲۴ سالمه و هنوز یادمه چقدر اون موقعها خوب بود! این سریال واقعاً دستکم گرفته شده و لایق احترام خیلی بیشتریه. تنها چیزی که در نیکیتا دوست ندارم اینه که از بازیگرهای تکراری برای نقشهای مختلف در طول سریال استفاده کردن. مثلاً مامور پرسی که در قسمت سوم به خبرنگار داروی بیهوشی زد، بعداً نقش بادیگارد آقای زومان رو هم داشت. یا اون مامور کچل پرسی که کارت کلیدش رو به الکس باخت، کلی نقش دیگه هم بازی کرد. مادر لیزا هم حداقل در ۲ قسمت نقش شخصیتهای متفاوتی رو داشت. از این مثالها زیاده.
البته باید بگم که من نیکیتا رو حداقل ۶-۷ بار با فامیل و دوستام تماشا کردم. حتی دقیقترین آدمها هم تا خودم بهشون نگفتم متوجه این موضوع نشدن. چون بار اولی که میبینید، اینقدر غرق داستان میشید که این چیزا به چشم نمیاد.