یک روز خوب برای جان سخت
جان مککلین (John McClane)، پلیس کلهشق و بیباکی که هیچ رحمی به مجرمان نشان نمیدهد، برای اولین بار برای کمک به پسر سرکشش، جک (Jack)، به مسکو سفر میکند و خود را در خاک کشوری غریبه میبیند؛ غافل از اینکه جک در واقع یک مامور آموزشدیده سیا (CIA) است که برای جلوگیری از سرقت سلاحهای هستهای تلاش میکند. در حالی که دنیای زیرزمینی روسیه در تعقیب آنهاست و شمارش معکوس برای شروع یک جنگ آغاز شده، این دو مککلین متوجه میشوند که روشهای متضادشان، آنها را به قهرمانانی توقفناپذیر تبدیل میکند.
سال انتشار: 2013 کارگردان: John Moore ژانر: Action، Thriller نویسندگان: Skip Woods، Roderick Thorp امتیاز: 5.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
وای خدای من، چقدر ناامیدکننده بود! فیلم اصلی فیلمنامهای داشت که واقعاً ارزش دیدن داشت و اکشن و جلوههای ویژهاش هم خوب بود. اما این یکی، خب، یه فیلمنامه کلیشهای هالیوودی بود که یا توسط یه آدم خیلی احمق نوشته شده بود یا کسی که اونقدر مغرور بود که اصلاً براش مهم نبود چی مینویسه. این از اون فیلمنامههاییه که آدم انتظار داره تو شبکههای درجه سه ببینه. اصلاً هیچ چیز این فیلمنامه منطقی نبود. پلات مربوط به چرنوبیل که دیگه واقعاً مسخره بود. مطمئنم تیم جلوههای ویژه کلی حال کردن که اون تعقیب و گریز اول فیلم رو ساختن، اما دیدنش فقط اغراقآمیز و احمقانه بود. انگار تو مسکو اصلاً پلیسی وجود نداره، چون اینا همینطوری ماشینها رو داغون میکردن و میرفتن و هیچکس هم عین خیالش نبود. وارد چرنوبیل میشن، یه مایع جادویی روی محیط رادیواکتیو اسپری میکنن و بوم! رادیواکتیویته از بین میره و لباسهای محافظشون رو درمیارن. چه اراجیفی! یه ماشین میدزدن و تا چرنوبیل رانندگی میکنن (که حدود ۱۰۰۰ کیلومتر فاصله داره و جادههای روسیه هم اصلاً استاندارد بزرگراههای غربی رو ندارن) و باز هم موفق میشن به موقع برسن و آدمبدهایی که با هلیکوپتر رفتن رو بگیرن. بماند که چطوری بدون اینکه کسی جلوشون رو بگیره وارد اون منطقه شدن. میتونم همینطور ادامه بدم ولی فقط بیشتر افسرده میشم. اوه، بخش مورد علاقهام (با کنایه)، سوئیس ظاهراً به فرانسه حمله کرده چون شهر گرنوبل (Grenoble) الان تو سوئیسه! جالبه منی که چند ساعت با گرنوبل فاصله دارم، چیزی در این مورد نشنیده بودم. این دقیقاً نشونه یه نویسنده احمق آمریکاییه که پاش رو از هالیوود بیرون نذاشته. شاید قرار بوده شوخی باشه ولی واقعاً فکر نمیکنم اینطور بوده باشه و در هر صورت، اصلاً خندهدار نبود. تنها دلیلی که به این فیلم ۴ از ۱۰ میدم اینه که جلوههای ویژهاش واقعاً چشمگیره، البته اگه بتونید چشمتون رو روی مسخره بودنشون ببندید؛ و خب بالاخره بروس ویلیس (Bruce Willis) هم هست. واقعاً حیف که این فرنچایز رو دادن دست یه مشت آدم نالایق.
2018-05-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فیلم اکشن بزرگ، احمقانه و سرگرمکننده در روسیه که برای سرگرم کردن مخاطب جون میکنه. فیلم «یک روز خوب برای جانسخت» محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی جان مور (John Moore)، پنجمین (و در حال حاضر آخرین) قسمت از سری فیلمهای «جانسخت» است. در این قسمت، جان مککلین (Bruce Willis) برای کمک به پسر سرکشش، جک (Jai Courtney)، به مسکو سفر میکند، اما متوجه میشود که جک در واقع یک مامور مخفی است. پدر و پسر با هم متحد میشوند تا جلوی سرقت سلاحهای هستهای را بگیرند. سباستین کخ (Sebastian Koch) هم به عنوان یکی از مهرههای اصلی سرقت در فیلم حضور دارد. اگر در مودِ هیجانهای اکشنِ بزرگ، احمقانه و سرگرمکننده باشید، فیلمهای «جانسخت» دقیقاً همان چیزی هستند که نیاز دارید. اشتباه برداشت نکنید، چون زحمت زیادی برای ساخت اینجور فیلمها کشیده میشود و برای از آب درآوردنشان استعداد و نبوغ لازم است. منظورم از «احمقانه» این است که تمرکز فیلم بیشتر روی اکشنهای باورنکردنی است تا تمهای عمیق؛ فراتر از این ایده که «آدمهای واقعاً خوب ممکنه نقصهایی داشته باشن یا بددهن باشن، اما شجاعن و در برابر شر تسلیم نمیشن.» خوشبختانه، این قسمت در بین سکانسهای اکشن وحشیانه، کمی هم به رابطه پدر و پسری میپردازد. دختر مککلین (Mary Elizabeth Winstead) هم برای خالی نبودن عریضه در فیلم حضور دارد. داستان فیلم به اندازه «جانسخت ۴» (Live Free or Die Hard 2007) جذاب نیست، اما به اندازه کافی خوب هست و سکانسهای اکشنش، از جمله تعقیب و گریز طولانی با ماشین در مسکو در ابتدای فیلم، فوقالعادهاند. کارگردان، جان مور، با تدوین سریع در این فیلم، هیجان را بالا برده است. برخی بخشها به طرز مضحکی غیرمنطقی هستند، اما همه چیز با لحنی نیمهواقعگرایانه ساخته شده که تا حدی به بیننده کمک میکند تا با این حجم از مسخره بودن کنار بیاید و فیلم را رها نکند. فیلمهای «جانسخت» فرزندان خلف فیلمهای اغراقآمیزی مثل «دستکش» (The Gauntlet 1977) هستند که سکانسهای اکشنشان آنقدر زیادهروی شده که کارتونی به نظر میرسند، اما در عین حال سرگرمکنندهاند. مرز باریکی وجود دارد که فیلمسازان در اینگونه بلاکباسترها باید رعایت کنند، چون به راحتی ممکن است مثل فیلم «بازگشت مومیایی» (The Mummy Returns 2001) در تله زیادهروی بیفتند. خوشبختانه، «یک روز خوب برای جانسخت» با ارائه قهرمانها و ضدقهرمانهای سرگرمکننده، تکهکلامهای جالب، شخصیتپردازیهای حداقلی اما ارزشمند و یک داستان کمیکبوکی جذاب، از این سقوط نجات پیدا کرده است. در مورد داستان، یکی از نقاط قوت، لوکیشن بدنام روسیه در پرده آخر فیلم است. یکی دیگر از جذابیتها هم یولیا اسنیگیر (Yuliya Snigir) زیباست. زمان فیلم ۱ ساعت و ۳۸ دقیقه است و در بوداپست مجارستان فیلمبرداری شده؛ صحنههای چرنوبیل هم در پایگاه هوایی قدیمی شوروی در مجارستان ضبط شدهاند. نویسنده: اسکیپ وودز (Skip Woods). نمره: B/B- (۶.۵ از ۱۰).
2018-06-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «یک روز خوب برای جانسخت» (A Good Day to Die Hard 2013) ضعیفترین قسمت این مجموعه است و تمام چیزهایی که باعث شده بود «جانسخت» عالی باشه رو از دست داده. داستان خیلی ضعیفه، فیلمنامه توخالی به نظر میرسه و رابطه پدر و پسری که قرار بود به فیلم عمق بده، خیلی اجباری از آب دراومده. اکشن فیلم بزرگه، اما بدون یه داستان قوی یا ریسکهای واقعی، همهاش پوچ به نظر میرسه. بروس ویلیس (Bruce Willis) انگار فقط داره رفع تکلیف میکنه و شخصیتهای منفی هم کاملاً فراموششدنی هستن. این فیلم به جای اینکه شبیه یه فیلم «جانسخت» باشه، مثل یه اکشن معمولی و کلیشهایه که فقط جان مککلین توش حضور داره. کارگردانی افتضاحه؛ استفاده بیش از حد از لرزش دوربین و کاتهای سریع باعث شده تماشای صحنههای اکشن به جای هیجانانگیز بودن، کلافهکننده باشه. فیلمبرداری هم فاقد خلاقیت و تنش فیلمهای قبلیه و با وجود هزینه تولید بالا، همه چیز تخت و بیروح به نظر میرسه. موسیقی متن کارش رو انجام میده اما هیچ تاثیری روی مخاطب نمیذاره، درست مثل بقیه فیلم. همهاش شده انفجار و تیراندازی بدون هیچ احساسی، که این فیلم رو به یه دنباله ناامیدکننده و غیرضروری تبدیل کرده. اگه قرار بود نشونهای وجود داشته باشه که این فرنچایز باید زودتر تموم میشد، همین فیلم بود.
2025-02-02