Independence Day: Resurgence
دو دهه پس از تهاجم فضایی عجیب و غریبی که تقریباً بشریت را نابود کرد، تهدید جدیدی ظهور میکند. این سفینه مادر فضایی بیش از دو برابر سفینه قبلی است و بار دیگر، ارتشهای جهان باید برای نجات دنیا متحد شوند. آیا آنها قدرت آتش کافی دارند یا این نبرد تغییر خواهد کرد و فضاییها کنترل را به دست خواهند گرفت؟
سال انتشار: 2016 کارگردان: Roland Emmerich ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: James A. Woods، Nicolas Wright، Dean Devlin امتیاز: 5.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«روز استقلال: بازخیز» به گونهای سرگرمکننده است که کمتر بلاکباستر هالیوودی اخیراً اینطور بوده، عمدتاً به این دلیل که از هرگونه ادعا در هر سطحی دوری میکند و بر اصول اولیه فیلمسازی پاپکورنی تمرکز دارد... نقد کامل را اینجا بخوانید: http://screen-space.squarespace.com/reviews/2016/6/22/independence-day-resurgence.html
2016-06-22
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**زمینیها متحد میشوند تا از خانه در برابر حمله فضایی دیگری دفاع کنند.**
بارها گفتهام که وقتی فیلمی را دوست دارم، همیشه برای ساخت دنبالهاش دعا میکنم. اما این کار را برای همه فیلمها انجام نمیدهم، مثلاً «ربوده شده» (Taken) و این یکی. اینها برای چنین کششی یا تبدیل شدن به یک فرنچایز طراحی نشدهاند. به هر حال، آنها این فیلم را ساختند و من هم تماشا کردم. از آنجایی که انتظارش را نداشتم، برایم مهم نبود که چگونه به پایان میرسد. منظورم این است که از نظر منتقدان شکست خورد و فروش گیشه خوب بود، اما انتظارات را برآورده نکرد. یعنی اصلاً به فروش فیلم اصلی نزدیک نشد.
برای من، نیم امتیاز منفی به خاطر چاشنی چینی فیلم. فکر میکنم هالیوود باید دست از تمایل به محتوای چینی بردارد. انگار بقیه دنیا را نادیده میگیرند. من فیلمهای آمریکایی دوران قدیم را میخواهم، نه این فیلمهای هدفگذاری شده برای یوان. متأسفم، این یکی از دلایلی است که من فیلمهایی مانند این، «حالا مرا میبینی ۲» و بسیاری دیگر از فیلمهای اخیر چینی-هالیوودی را دوست نداشتم.
این داستان ۲۰ سال پس از فیلم اصلی اتفاق میافتد. تنها تعداد انگشتشماری از شخصیتها بازگشتهاند و بسیاری از آنها جدید هستند. بنابراین اکنون انسانها پس از انطباق فناوری فضایی، جهش بزرگی کردهاند. اما وقتی متوجه میشوند که پیام اضطراری به پایگاه دشمن از رویداد ۲۰ سال پیش ارسال شده بود، برای حمله فضایی دیگری که خیلی زود رخ میدهد، آماده نیستند. بدون هیچ گزینهای، آنها تمام نیروی خود را برای دفاع از زمین به کار میگیرند و اینکه آیا موفق میشوند یا نه، چیزی است که بقیه فیلم فاش میکند.
امروزه گرافیک دیگر یک مشکل نیست. فیلمسازی به یک استاندارد در کیفیت بصری رسیده است، به خصوص در یک تولید بزرگ مانند این. بنابراین این بخشها حتی بر عملکرد بازیگران واقعی هم غلبه میکنند. ما این را در گالوم، کینگ کونگ و بسیاری دیگر از فیلمهای هیولا دیدهایم. بنابراین اگر یک فیلم سطح بالای امروزی را تماشا میکنید، لذتی است که بیشتر از انفجارهایی که انتظار داریم، میبریم. شبیه کشتار در تریلرهای ترسناک.
این فیلم این کار را خیلی خوب انجام میدهد، یعنی سرگرمکننده است، اما در کل فیلم خیلی قابل ستایش نیست. این داستان را میتوان به راحتی به بسیاری از آثار کلاسیک مانند «جنگ ستارگان» و «آواتار» مرتبط کرد. زیرا نحوه پایان یافتن آن شبیه داستانی درباره منشأ آن فیلمها به نظر میرسد. بنابراین فیلم سوم قطعاً ما را به اعماق فضا میبرد. خیلی جالب به نظر میرسد، اما سؤال اصلی این است که آیا موفق خواهد بود؟ ساخت آن با همان کارگردان در حال انجام است. پس بیایید منتظر بمانیم و ببینیم چگونه اشتباهاتش را اصلاح میکند. در این مدت، اگر هنوز این فیلم را ندیدهاید، میتوانید تماشا کنید، اما یک فیلم متوسط است.
_5.5/10_
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«روز استقلال: بازخیز» تقریباً همان چیزی است که انتظار داشتم. در واقع، با توجه به تمام نقدهای منفی که در فضای مجازی وجود دارد، تقریباً بهتر از چیزی است که انتظار داشتم. همانطور که تقریباً همیشه اتفاق میافتد، تمام امتیازات ۱ و ۲ ستاره و نقدهای «بدترین فیلم تاریخ» مزخرف محض هستند.
بزرگترین مزیتی که فیلم اصلی داشت، تازگی کل ماجرا بود. این فیلم واقعاً تقریباً همان است، با این تفاوت که جلوههای ویژه حتی بزرگتر هستند تا حدی که گاهی اوقات کمی اغراقآمیز میشوند و داستان تا حدودی ضعیفتر است. با گفتن مورد دوم، فیلم اصلی هم واقعاً از نظر داستانی چیز زیادی نداشت و مزخرف بودن دادن ویروس به یک کامپیوتر کاملاً فضایی آنقدر بد بود که واقعاً فیلم را پایین کشید.
در بازه زمانی نسبتاً کوتاه دو دهه، بشریت پایگاه فناوری خود را چندین مرتبه بهبود بخشیده است (تفنگهای لیزری روی ماه و غیره). سرعت بهبود البته کاملاً غیرواقعی است، حتی با دسترسی به فناوری فضایی، اما خب، میتوانم این را تحمل کنم تا فاکتور جذابیت فیلم افزایش یابد.
سپس یک سفینه فضایی میآید. نه فضاییهایی که همه انتظار داشتیم، بلکه یکی دیگر. سفینه کاملاً متفاوت از سفینههای قبلی است، به نظر تهاجمی نمیآید، اما البته سیاستمداران احمق موفق میشوند همه چیز را خراب کنند.
چند صحنه جلوتر میرویم و فضاییهای «واقعی» از راه میرسند. البته این بار آنها یک مگسکش بزرگتر دارند و با بیتفاوتی شروع به دور کردن تفنگهای لیزری کوچک و بسیار کند شلیککننده انسانها میکنند و ما به جایی برمیگردیم که در فیلم اصلی شروع کردیم. سفینه فضایی عظیم در زمین پارک میکند، وقت برنامه B است.
خب، قبل از اینکه فضاییها بالاخره موفق شوند سفینهشان را پارک کنند، صحنههای زیادی از سفینههای فضایی بزرگ، تخریب و هرج و مرج وجود داشت. حدس میزنم پیدا کردن جای پارک برای یک سفینه فضایی ۵۰۰۰ کیلومتری میتواند کمی دشوار باشد (من فکر میکردم با جیپ خودم مشکل دارم).
اینجاست که من چند ایراد جدی به فیلم دارم. جلوههای ویژه باحال هستند، شکی در آن نیست، اما همچنین اغراقآمیز هستند و هر تلاشی برای پایبندی به قوانین فیزیک را به باد میدهند. واضح است که هر نویسنده داستان کمهوشی که آن مزخرفات را نوشته، در کلاسهای علوم مردود شده، اگر اصلاً تا آنجا پیش رفته باشد.
به عنوان مثال، ما یک سفینه ۵۰۰۰ کیلومتری (شعاع زمین حدود ۶۳۷۰ کیلومتر است) داریم که به اندازه کافی بزرگ است تا گرانش خودش را تولید کند (ظاهراً موتورها به نوعی در این امر نقش داشتند) پرواز میکند و روی زمین فرود میآید. هنگامی که به اشیاء روی سطح نزدیک میشود، اتومبیلها، قطارها، کشتیها، آسمانخراشها و تکههایی از خود زمین شروع به پرواز به سمت بالا میکنند. این جلوههای جالبی ایجاد میکند، اما هر کسی که کمی هوش داشته باشد باید متوجه شود که چنین نیرویی در واقع خود زمین را بیثبات میکند. احتمالاً سرعت چرخش و همچنین مدار اطراف خورشید را نیز تغییر میدهد.
داستان پر از حماقتهای معمولی هالیوودی و حفرههای داستانی دیگر است. خدای من، حتی بچههای من هم میتوانستند حفرههای داستانی را تشخیص دهند که اغلب به اندازه کافی بزرگ بودند که یک کشتی جنگی از آنها عبور کند!
در مورد بازیگری. خب، باید بگویم حرف زیادی برای گفتن نیست. اکثر بازیگران اصلی موفق شدند بدون اینکه خیلی خراب کنند، فیلم را به پایان برسانند. با توجه به اینکه این عمیقترین یا فکریترین فیلمی نبود که میتوان تصور کرد، میگویم همین کافی بود.
بهترین شخصیت به نظر من جاد هیرش در نقش جولیوس لوینسون بود. بدترین شخصیت احتمالاً دکتر اوکون بود. نه اینکه برنت اسپاینر کار بدی در نمایش او انجام داده باشد، بلکه شخصیت برای سلیقه من بیش از حد دیوانه بود.
باشه، حالا غر زدنم را متوقف میکنم. این فیلم تقریباً دقیقاً همان چیزی بود که انتظار داشتم. جلوههای ویژه عالی که با یک داستان بسیار ضعیف به هم گره خوردهاند. من با این امید وارد شدم که جلوهها خوب باشند و انتظار کمی از بقیه داشتم و دقیقاً همان چیزی بود که به دست آوردم. فیلم انتظارات من را کاملاً برآورده کرد و بنابراین من آن را شایسته ۷ از ۱۰ ستاره میدانم. از دو ساعت تماشای آن لذت بردم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«روز استقلال: بازخیز» تلاش جسورانهای برای دنبال کردن میراث سلف نمادین خود میکند، اما در بسیاری از زمینهها کم میآورد. لیام همسورث عملکرد محکمی ارائه میدهد، اما فیلمنامه چیز زیادی برای کار به او نمیدهد و باعث میشود شخصیت او سطحی و فراموششدنی به نظر برسد.
خود داستان ساده و قابل پیشبینی است و از نظر غافلگیری یا درگیری عاطفی چیز زیادی ارائه نمیدهد. تلاشها برای شوخطبعی و درام گاهی اوقات اجباری به نظر میرسند و از تجربه کلی میکاهند.
در حالی که کارگردانی رولاند امریش فیلم را با سرعتی تند پیش میبرد، اغلب جلوه بصری را بر محتوا اولویت میدهد. جلوههای بصری به اندازه کافی برای پشتیبانی از داستان خوب عمل میکنند، اما هیچ مرزی را جابجا نمیکنند، به خصوص برای فیلمی که در سال ۲۰۱۶ اکران شده است. با توجه به پیشرفتهای CGI و جلوههای بصری تا آن زمان، تولید فیلم شبیه یک فرصت از دست رفته برای ارائه چیزی واقعاً خیرهکننده به نظر میرسد. در عوض، قابل قبول است، فقط به اندازهای کار میکند که عناصر آیندهنگر و فضایی را منتقل کند، اما فاقد عامل شگفتی است که میتوانست تجربه را ارتقا دهد.
در نهایت، «روز استقلال: بازخیز» یک فیلم پاپکورنی مناسب برای طرفداران اکشن علمی تخیلی است، اما به استانداردهای تعیین شده توسط فیلم اصلی نمیرسد. این فیلم در بخشهایی سرگرمکننده است اما در نهایت فراموششدنی است و این حس را در بینندگان باقی میگذارد که میتوانست خیلی بیشتر از این باشد.