The Boys Presents: Diabolical
مجموعهای از داستانهای کوتاه انیمیشنی که در دنیای سریال «پسران» (The Boys) اتفاق میافتد.
سال انتشار: 2022 کارگردان: ژانر: Animation، Short، Action امتیاز: 6.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
میدونید، این ایدئولوژی «ووک» (woke) دیگه داره به طرز وحشتناکی رو اعصاب میره. کار به جایی رسیده که دیگه هیچ ویژگی مثبتی توش پیدا نمیشه. توی این ژانر و بقیه بخشهای رسانه و جامعه، این یه شرّ مطلقه. عنوان «پسران» همیشه به خاطر تم ضدقهرمانی و نشون دادن نیمه تاریک و زشت واقعیت معروف بوده. وقتی حقیقتِ عریان رو نشون میدی که آدمخوبها همیشه خوب نیستن و آدمبدها نیتهای خوبی دارن ولی از روشهای بد برای تنبیه بقیه استفاده میکنن، اون وقت یه داستان جذاب برای تعریف کردن داری.
این اثر اصلاً نیازی نداشت که اجندای «ووک» توش بافته بشه. اما مثل هر سرطان دیگهای، چپگراهای افراطی باید به یه تم خوب نفوذ میکردن و لیست فاشیستی خودشون رو بهش تزریق میکردن. اگه بخوام منصف باشم، همه قسمتها بد نبودن. قسمت «بچه لیزری» حس و حال خوبی داشت، یه چیزی بین لونیتونز و راجر ربیت. اون قسمتی هم که طردشدهها پدر و مادرشون رو اعدام میکنن باحال بود؛ خوب بود که دیدیم انیماتورهای «ریک و مورتی» از پس کارهای دیگه هم برمیان. قسمتی که مربوط به فروشنده مواد به سوپرقهرمانها بود، سبک نویسندگی کلاسیک «پسران» رو داشت و جالب بود که از طراحی شخصیتهای کمیکبوک استفاده کرده بودن نه سریال.
قسمت مربوط به قرار گذاشتن و اعتیاد به شبکههای اجتماعی بد نبود، ولی با پایانش مشکل داشتم... همهش تو ذهنش بود یا به خاطر عوارض جانبی برگشته بود به شرکت وات؟ قسمت BFFS هم که رسماً احمقانه بود. نه بامزه بود، نه دلنشین، نه الهامبخش؛ فقط احمقانه. به لطف این اجندای ووک، تا وقتی شخصیت اصلی نرفته بود توی اتاقش، مطمئن نبودم دختره یا نه! حتی اون موقع هم از روی صداش فکر میکردم یه ترنسه که داره تغییر جنسیت میده. (نمیدونم چرا آکوافینا هنوز داره کار میگیره؟ واقعاً باید متوقف بشه. حیف شد چون توی جومانجی ۳ ازش خوشم اومده بود.)
بعد از حماقت BFFS، باید میفهمیدم که اوضاع بدتر میشه. و شد. سه قسمت آخر یه ناامیدی مطلق بودن. قسمتی که سوپرقهرمانها ازدواج میکنن، بدترین نوع فمینیسم-فاشیسمِ زیرپوستیِ چپها بود؛ یه حمله مستقیم به بنیان خانواده. قسمت بعدی هم که برای چینیها (و احتمالاً خودِ چین) چاپلوسی میکرد چون تنها قسمتی بود که با عشق و محبت تموم شد؛ ویژگیهایی که معمولاً به اون گروه نسبت داده نمیشه! و قسمت آخر هم به تم «پسران» وفادار موند، جز اینکه (برای خوشایند فمینیستها) نشون داد یه مرد سفیدپوست چطور با دروغ گفتن به تودهها، از زیر بار قتل قسر در میره. [با لحن خشک] واو، واقعاً تعجب میکنم که آیا میشه این رو با دنیای واقعی مقایسه کرد؟! لعنت به این احمقهای ووک... همونطور که گفتم، خوب شروع شد ولی در نهایت توی تپهای از مزخرفات ووک غرق شد. اصلاً تحت تاثیر قرار نگرفتم. راستش فقط از بچه لیزری خوشم اومد، بقیهش رو میشد ندید. موفق باشید. -- باب --