چالشگران
تاشی (Tashi)، اعجوبه سابق تنیس که اکنون مربی شده، همسرش را به یک قهرمان بزرگ تبدیل کرده است. اما برای پایان دادن به زنجیره شکستهای اخیر و بازیابی اعتبار، او باید با بهترین دوست سابقش و دوستپسار سابق تاشی روبرو شود.
سال انتشار: 2024 کارگردان: Luca Guadagnino ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Justin Kuritzkes امتیاز: 7.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم Challengers فراتر از یه داستان تنیسمحور میره و عمیقاً وارد پیچیدگیهای روابط انسانی و خواستههای شخصی میشه. کارگردانی دقیق لوکا گوادانینو (Luca Guadagnino) و روایت استعاریش، در کنار بازیهای درخشان و پرشور زندایا (Zendaya)، جاش اوکانر (Josh O'Connor) و مایک فیست (Mike Faist)، تماشاگر رو به دنیایی میبره که در اون مرز بین عشق و رقابت با شدتی وسوسهانگیز، تنش جنسی و موسیقی متنِ هیجانانگیز محو میشه. این فیلم با ترکیب قدرتمندی از اشتیاق، صمیمیت و عمقِ داستانی، مدام به ما یادآوری میکنه که جذابترین قصهها فراتر از خطکشیهای زمین تنیس اتفاق میافتن.
امتیاز: -A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم Challengers واقعاً سرگرمکننده بود. اول از همه باید بگم پوستر اصلی فیلم خیلی خوبه! خوشبختانه خودِ فیلم هم به همون اندازه خوب از آب دراومده. از تماشای فیلم لذت بردم، هرچند یه سری ایرادهای خیلی جزئی با ریتم فیلم و موسیقیش داشتم (اون آهنگِ بلندِ کلاب یکم زیادهروی بود) اما راستش با توجه به کیفیت بالای بقیهی بخشهای فیلم، اینها اصلاً به چشم نمیان. تیم بازیگری عالیه. زندایا ستارهی بیچون و چرای این ۱۳۱ دقیقهست و در تمام مدت در بالاترین سطح بازی میکنه. جاش اوکانر و مایک فیست هم به همون اندازه تحسینبرانگیزن و پا به پای زندایا پیش میرن. من قبلاً اوکانر رو توی سریال «تاج» (The Crown) دیده بودم و میدونستم بازیگر خوبیه، اما این اولین بار بود که بازیِ فیست رو میدیدم. به جز اون قطعهای که گفتم، موسیقی در کل عالیه. نحوهی نمایش تنیس رو هم دوست داشتم؛ من فقط یه بینندهی معمولیِ این ورزشم ولی همه چیز توی فیلم باورپذیر به نظر میرسید. فکر میکنم زمان فیلم میتونست یکم کوتاهتر باشه و تعداد خطهای زمانیِ مختلف هم شاید یکم بیش از حد بود. باز هم میگم، اینها مسائل مهمی نیستن و فقط جهت اطلاع گفتم. بدون شک یه فیلم فوقالعادهست!
2024-04-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«آرت» (مایک فیست) و «پاتریک» (جاش اوکانر) دو تا تنیسور هستن که از دوران مدرسه صمیمیترین دوستهای هم بودن، اما یه چیزی توی رفاقتشون خلل ایجاد میکنه: ستارهی نوظهوری به اسم «تاشی» (زندایا) که هر دو پسر بهش علاقهمند میشن. تاشی توی اتاق هتل وقتی دارن با هم نوشیدنی میخورن اعلام میکنه که نمیخواد رابطهی اونا رو خراب کنه، اما با پیشرفت داستان میبینیم که چطور آرزوهای حرفهای خودش به طرز تراژیکی نابود میشه و اون رو به همسرش «آرت» منتقل میکنه، در حالی که آرت و دوستپسار سابق تاشی یعنی «پاتریک» دیگه حتی با هم حرف هم نمیزنن. آرت که شش تا جام برده، دیگه جونی براش نمونده اما همسرش که از زندگی خودش راضی نیست، نمیخواد بذاره اون کنار بکشه. آیا آرت میتونه توی مسابقات یواس اوپن پیروز بشه؟ یا اصلاً میتونه توی یه مسابقهی «چلنجر» که برای بالا بردن اعتماد به نفسش ترتیب داده شده، دوست سابقش رو شکست بده؟
این مسابقه در واقع بستری برای روایت داستانه و ما مدام بین زمانهای مختلف جابهجا میشیم تا قصهای رو ببینیم که پر از جاهطلبیهای سمیه. زندایا نقشِ مبهم، گاهی بیرحم و خودخواهش رو به طرز عجیبی خوب بازی کرده. لوکا گوادانینو به هر سه بازیگر اجازه داده تا ویژگیهایی رو نشون بدن که بین جذاب بودن و منفور بودن در نوسانه و قضاوت رو به عهدهی ما گذاشته. همهی اونا آدمهای نقصداری هستن که هورمونها، غریزه و فضای رقابتیِ تورنمنتها بهشون جهت میده. بعد از حضور جاش اوکانر توی فیلم «یکشنبه مادری»، اون مشکلی با برهنگی نداره، اما بقیه یکم خویشتنداریِ بیشتری نشون میدن. شیمیِ جنسی بینشون هر لحظه مخربتر میشه و تا پایان فیلم... خب، کی میدونه چی میشه؟ من این بلاتکلیفی رو دوست دارم. اگه نتونی خودت رو دوست داشته باشی، چطور بقیه میتونن دوستت داشته باشن؟
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با اینکه همیشه زندایا رو یه زنِ جوونِ جذاب و خوشپوش میدونستم، اما هیچوقت به عنوان یه بازیگر جدی خیلی باهاش ارتباط برقرار نکرده بودم. توی «مرد عنکبوتی» خوب بود چون نقشِ چالشبرانگیزی نداشت. توی «تلماسه» هم حس میکنم زیر سایهی بازیگرهای بااستعدادتر قرار گرفته. توی فیلم جدیترش یعنی «مالکوم و ماری» هم که یه تقلیدِ ارزون از «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟» بود، اصلاً در حد و اندازهی نقش نبود. اما Challengers یه قدم بزرگ برای اون در بازیگریه. با اینکه هنوز حس میکنم دو تا همبازیش متقاعدکنندهتر بودن، اما فکر میکنم این نقش یه حرکت شجاعانه به سمت نقشهای پرمغزتر و چالشبرانگیزتر بود.
فیلم داستانی رو در طول ۱۳ سال روایت میکنه. زندایا نقش تاشی رو بازی میکنه، ستارهی در حال ظهور دنیای تنیس. اونجا با آرت و پاتریک آشنا میشه که اونا هم تنیسورهای رقیب و بهترین دوستهای هم هستن و هر دو عاشق تاشی میشن. خب کی نمیشه؟ در طول سالهای بعد، هر کدومشون رابطهای رو با تاشی شروع میکنن. طبیعتاً از هم دور میشن اما داستانشون مدام توی زمین و بیرون زمین بهم گره میخوره. این از اون مدل فیلمهاییه که هالیوود دیگه به ندرت میسازه؛ دربارهی آدمها، احساسات و رویاهاشون. دنباله یا بازسازی یا فیلم کمیکبوکی نیست. واسه همین داستانهایی دربارهی احساسات واقعیِ انسانی برام خیلی هیجانانگیزتر از فیلمهای اکشنِ تکراریه. پیرنگ داستان با حرفهای شخصیتها و احساساتشون جلو میره. انگیزهها مبهمه؛ در ظاهر میبینیم که به هم اهمیت میدن، اما در لایههای زیرین یه واقعیتِ خودخواهانه وجود داره که اونا رو در حالت بقا قرار داده. هر سه شخصیت خیلی خوب نوشته شدن. قهرمان یا ضدقهرمانِ مطلقی وجود نداره. با اینکه زندایا خوب از پس کار براومده، اما فیست و اوکانر بهترین بخش فیلم هستن. در واقع این یه داستان عاشقانه است، اما ما اولش متوجه نمیشیم که این عشقِ غیرمتعارف بین دو شخصیت مرد هم وجود داره. هر سه نفر تنش جنسیِ خاصی نسبت به هم دارن. اگه بخوام یه ایراد کوچیک بگیرم، اینه که ۲۰ دقیقهی آخر خیلی کش اومده. خوشحالم که مثل خیلی از فیلمها سر و تهش رو هم نیاوردن، اما دیگه بیش از حد از صحنههای آهسته و تکنیکهای فیلمبرداری استفاده کردن. این کار تنش رو بالا میبره، اما نزدیک بود باعث بشه مخاطب علاقهش رو از دست بده. فقط تمومش کنید دیگه!
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
داستانی دربارهی یه خودشیفتهی نژادپرست، جامعهگریز و خودمحور که چون بویی از عشق نبرده، با دو تا مرد جوون که عاشقش شدن مثل مهرههای یه بازیِ کثیف رفتار میکنه. ویرانیهایی که به بار میآره و زندگیهایی که نابود میکنه براش اهمیتی نداره، چون فقط میخواد تشنهی قدرت، کنترل و تحسین شدنش رو سیر کنه. مشکل من لزوماً با فیلمهایی که حول محور یه شخصیت منفی میچرخن یا زنهای شیطانی نیست، بلکه یه چیزی توی نحوهی نمایش این موضوع توی این فیلم هست که آدم رو دچار حالت تهوع و خستگی میکنه. شاید به خاطر نویسندگیِ ضعیف یا نبودِ یه قهرمانِ واقعی باشه؛ چون اون دو نفری که مثلاً قهرمانهای ما هستن، در واقع قربانیهای خودخواسته هستن و سخته که آدم باهاشون همدردی کنه. شاید هم به خاطر ساختارِ نامنظمِ فیلمنامه باشه. ترکیب اینها با یه موسیقی متنِ افتضاح هم قطعاً کمکی نمیکنه. راستی، اون چیزی که به اسم «تنیس» بازی میکنن اینقدر از تنیسِ واقعی دوره که توی لحظاتِ دراماتیکِ فیلم، ناخودآگاه خندهتون میگیره. واقعاً حیفه. فکر میکنم هر سه بازیگر اصلی کارشون رو خوب انجام دادن و با کمال میل کارهای بعدیشون رو میبینم، مخصوصاً شخصیت منفی (به شرطی که به جز قیافه گرفتن، حالتهای دیگهای هم بلد باشه) و اون قهرمانِ مو مشکی.
2024-06-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم Challengers یه داستان جالب دربارهی یه مثلث عشقیِ غیرمتعارف با یه چرخشِ خاص رو روایت میکنه. فیلم خیلی خوب ساخته شده و بازیها، کارگردانی، تدوین و فیلمبرداریِ تحسینبرانگیزی داره. داستان حول محور روابط پیچیدهی سه شخصیت اصلی میچرخه و تمهایی مثل عشق، رقابت و رستگاری رو بررسی میکنه. روایت داستان طوریه که مخاطب رو تا آخر با خودش همراه میکنه. مایک فیست و جاش اوکانر در نقش آرت و پاتریک، دو دوستی که رابطهشون شکرآب میشه، بازیهای قرص و محکمی ارائه دادن. شیمی بین اونا کاملاً واقعی به نظر میرسه و به بارِ احساسی فیلم اضافه میکنه. با این حال، بازیِ زندایا در نقش تاشی نقطهی قوت اصلی فیلمه. اون توی هر سکانسی که حضور داره، صحنه رو مال خودش میکنه و به شخصیتش عمق میده. نمایشِ تضادهای درونی و بازیهای روانیِ تاشی توسط زندایا، هم جذاب و هم باورپذیره.
جنبههای فنی فیلم هم به همون اندازه چشمگیره. فیلمبرداری به زیبایی حس و حال فیلم رو ثبت کرده و از نورپردازی و قاببندی برای تقویت تاثیر احساسی صحنهها، مخصوصاً توی زمین تنیس، استفاده کرده. تدوین فیلم عالیه و باعث شده داستان خیلی روان پیش بره و ریتم فیلم حفظ بشه. جابهجاییهای بدون نقص بین گذشته و حال هم به ایجاد تعلیق و عمق بخشیدن به داستان کمک کرده. Challengers مخصوصاً برای نسل جوون و کسایی که به فیلمسازی علاقه دارن جذابه. نگاهِ تازهی فیلم به یه کلیشهی قدیمی، در کنار کیفیت بالای ساخت، اون رو به یه اثر شاخص در سینمای امروز تبدیل کرده. بررسی روابط مدرن و رشد شخصی توی این فیلم به خوبی با مخاطب جوون ارتباط برقرار میکنه. در کل، Challengers یه فیلم خوشساخت با داستانی درگیرکننده و بازیهای قویه که تماشای اون رو به هر کسی که به روایتهای عمیق و سینمای باکیفیت علاقه داره، پیشنهاد میکنم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بازیِ عشق، رقابت و سرسختی. فیلم Challengers به کارگردانی لوکا گوادانینو، چیزی فراتر از یه مثلث عشقیِ تنیسیه؛ این داستانیه دربارهی اشتیاق، جاهطلبی و تلاش برای بازپسگیریِ هویت. زندایا در نقش تاشی دانکن میدرخشه؛ ستارهی سابق تنیس که حالا مربی شده و زندگیش به اندازهی همون ورزشی که توش استاد بود، پیچیده و پرفشاره. فیلم مخاطب رو به گردابی از احساسات میبره و مسیر تاشی رو در میان روابط شخصی و حرفهایِ چالشبرانگیزش با همسرش آرت و دوستپسار سابقش پاتریک دنبال میکنه. چیزی که به عنوان یه درام ورزشی شروع میشه، سریع به قصهای از عشق، وفاداری و پیوندهای پیچیده تبدیل میشه. کارگردانی گوادانینو تنشِ مسابقهی تنیس رو به تکتکِ سکانسها آورده؛ جایی که هر نگاه، کلمه و حرکت، مثل یه ضربهی توپ توی یه بازیِ احساسیه که هیچکدوم از شخصیتها کاملاً براش آماده نیستن.
در قلب فیلم، پیامی قدرتمند دربارهی سرسختی و جستجوی هدف وجود داره. بازگشت تاشی به زمین (حتی به عنوان مربی) نمادی از تسلیمناپذیریِ اونه، حتی وقتی رویاهاش دور از دسترس به نظر میرسن. اون تجسمِ باور به توانستنه؛ حتی وقتی زمان حال در شبکهای از روابطِ از هم پاشیده و پتانسیلهای از دست رفته گیر کرده. چیزی که این فیلم رو اینقدر جذاب میکنه، پیچیدگیِ شخصیتهاست که همگی با نقاط ضعف خودشون دست و پنجه نرم میکنن. مسابقات تنیس استعارهای از نبردهای زندگی هستن؛ سخت، پر از چرخشهای غیرمنتظره و همیشه فراتر از انتظار. در نهایت، Challengers دربارهی جنگیدن برای بازپسگیریِ هویت و قدرتِ باوره. یه فیلم الهامبخش و زیبا که به ما یادآوری میکنه چه توی زمین بازی و چه بیرون از اون، هر چالشی فرصتی برای قویتر شدنه. اگه دنبال داستانی هستید که رقابتِ حساس رو با رشدِ عمیقِ شخصی ترکیب کنه، این فیلم رو از دست ندید.