سیندرلا

سیندرلا

داستان دختری به نام الا (سیندرلا) که با قلبی پاک در دنیایی بی‌رحم زندگی می‌کند؛ دنیایی که در آن نامادری و خواهرهایی بدجنس قصد نابودی زندگی او را دارند. الا زمانی با قلب پاکش یکی می‌شود که با شاهزاده ملاقات می‌کند و با کمک فرشته مهربان و البته کفش‌های شیشه‌ای، راه خود را به سوی زندگی بهتر پیدا می‌کند.

سال انتشار: 2015 کارگردان: Kenneth Branagh ژانر: Adventure، Drama، Family نویسندگان: Chris Weitz، Charles Perrault امتیاز: 6.9

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

> احتمالاً بهترین نسخه لایو-اکشن سیندرلایی بود که تا حالا دیدم. دیزنی باز هم گل کاشت. همه داستان سیندرلا رو می‌دونن و این فیلم همون چیزی رو که بود، با کمک جلوه‌های ویژه کامپیوتری (CGI) مدرن به تصویر کشید. وقتی شنیدم نسخه لایو-اکشن دیزنی داره آماده می‌شه، شک و تردید زیادی داشتم، اما الان دیگه ندارم. این روزها فیلم‌سازها می‌دونن چطور یه فیلم پرهزینه رو به راحتی از آب دربیارن. مخصوصاً هالیوود که اگه توی یه بازار شکست بخوره، توی بازار دیگه بلند می‌شه، مثل مثال اخیرش یعنی فیلم «عصر انقراض». خوشحالم که این فیلم با وجود اینکه داستانش غافلگیرکننده نبود، اما از نظر کیفیت ساخت به موفقیت بزرگی رسید. زمان فیلم نزدیک به ۱۰۰ دقیقه‌ست که اصلاً طولانی به نظر نمیاد چون روایت فیلم سرعت خیلی خوبی داشت. همه چیز توسط کارگردان فیلم «ثور» (Thor) به شکلی عالی مدیریت شده بود. این دوران جدیدی برای فیلم‌های لایو-اکشنه که داستان‌هاشون رو از افسانه‌ها، فولکلور و انیمیشن‌های کلاسیک قرض می‌گیرن. فیلم «مالفیسنت» (Maleficent) یکی از نمونه‌های عالی بود و این فیلم هم وارد کتاب پیروزی‌ها می‌شه. لیلی جیمز (Lily James) خیلی خوب بود، من قبلاً زیاد ازش بازی ندیده بودم چون بازیگر نسبتاً جدیدیه. اون خیلی بانمک و دوست‌داشتنیه و دوست دارم در آینده توی فیلم‌های بیشتری ببینمش. در مورد کیت بلانشت (Cate Blanchett) هم که هیچ‌وقت بهش شک نداشتم و نقشش رو بی‌نقص اجرا کرد. یه فیلم ایده‌آل برای خانواده که آخر هفته تماشا کنن. فکر می‌کنم بچه‌ها عاشقش بشن، پس حداقل به خاطر اونا و همراه با اونا ببینیدش. ۷/۱۰

2015-07-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

ارزش دیدن داره، می‌شه دوباره هم دیدش و می‌تونم پیشنهادش بدم. راستش نگرانم که این از اون فیلم‌هایی نباشه که کسی بخواد بارها و بارها ببینه، اما در کل اثر قرص و محکمیه و قطعاً نسبت به انیمیشن کلاسیک ۱۹۵۰ پیشرفت کرده، هرچند نمی‌تونم بگم به پای فیلم «برای همیشه» (Ever After) می‌رسه. داستان اصلی کمی ضعف داشت اما برای زمان خودش انیمیشن فوق‌العاده‌ای بود و صداگذاری و نویسندگی‌ش با فیلم‌های اون دوران همخوانی داشت. متأسفانه باید بگم کیفیتش با استانداردهای مدرن فاصله زیادی داره. دیزنی این نسخه رو خیلی برای مخاطب‌های کم‌سن‌وسال ساده نگه داشته و انتظار دارن اونا با صحنه‌هایی مثل «پیشخدمت مارمولکی که مگس می‌خوره» بیشتر حال کنن، اما حداقل از حیوانات سخنگوی CGI واقع‌گرایانه (که توی خیلی از بازسازی‌های لایو-اکشن روی اعصابن) دوری کردن، هرچند اول فیلم یه اشاره خاصی بهش می‌کنن. با اینکه فکر می‌کنم اونا موفق شدن تقریباً توی تمام جنبه‌ها نسبت به نسخه اصلی پیشرفت کنن، اما فیلم قطعاً بدون ایراد نیست. انتخاب بازیگرها خیلی پراکنده‌ست که مطمئنم روی روند عجیب رشد شخصیت‌ها تأثیر گذاشته. جالبه که شخصیت‌های کم‌اهمیت‌تر، یعنی مردها، خوب از آب دراومدن؛ واقعاً حرفی ندارم جز اینکه نانسو آنوزی (Nonso Anozie) رو توی هر نقشی باشه دوست دارم و به نظرم ایده «کیت» (Kit) هم خیلی جالب بود. می‌دونم که کیت وینسلت (Kate Winslet) توی این چند سال اخیر افتاده رو دور نقش‌های منفی و نقش «آدم‌های افاده‌ای» رو خیلی خوب بازی می‌کنه، اما دیدن هلنا بونهام کارتر (Helena Bonham Carter) در نقش «فرشته مهربانی که وقت این کارها رو نداره» واقعاً آدم رو به شک می‌ندازه که نکنه بهش پول کافی ندادن که انقدر بی‌خیاله. منطقی‌تر بود که می‌ذاشتن وینسلت نقش فرشته مهربان رو ارتقا بده و کارتر مثل نقش بلاتریکس لسترنج، نقش نامادری خبیث رو بازی کنه. سوفی مک‌شرا (Sophie McShera) عالی باعث شد از شخصیتش متنفر بشم و هالیدی گرینجر (Holliday Grainger) هم مدام من رو یاد کاترین هیگل (Katherine Heigl) می‌انداخت (البته اگه از دستگاه‌های برنزه کردن دور نگهش داریم!)، پس هر دو به عنوان خواهرهای بدجنس عالی بودن (راستش شاید بهترین بازی‌های فیلم مال اونا بود). اما به دلایلی، تصمیم عجیبی گرفتن که همه زن‌های بدجنس رو موقرمز کنن، اونم با یه رنگ موی نه چندان متقاعدکننده. نمی‌دونم قرار بود نشونه سلیقه بدشون در مد و توانایی رنگ کردن مو در اون زمان باشه، یا اینکه دیزنی واقعاً فکر می‌کنه موقرمزها روح ندارن، اما در هر صورت پیامش خیلی واضح بود، هرچند نامفهوم. چیزی که باعث می‌شه فکر کنم اصلاً براشون مهم نبوده، لیلی جیمز (Lily James) هست. اون دوست‌داشتنیه و نقشش رو همون‌طور که نوشته شده بود خوب بازی کرد، و خیلی دلم می‌خواد توی کارهای دیگه ببینمش تا بفهمم اون حرکات عجیب مال خودش بوده یا مثل وینسلت فقط نقشش رو اجرا کرده. سیندرلا طبق سنت باید زیباترین چهره منطقه رو داشته باشه و چون داستان وسط اروپاست، احتمالاً قیافه‌های شمالی اون زمان خاص به نظر می‌رسیدن؛ اون همیشه خیلی بلوند و سفیدرو بوده. لیلی جیمز هیچ‌کدوم نیست (توی این فیلم، برخلاف بعضی پوسترها)، برای همین فکر کردم شاید خواستن ظاهر ژرمنی با موهای عسلی بهش بدن... اما رنگ موهاش هم خیلی عجیبه و شاید اگه ابروهای مشکیِ خیلی تابلوی خودش نبود (که من مشکلی باهاشون ندارم و به نظرم قشنگن) متوجه نمی‌شدیم؛ می‌شد خیلی راحت رنگشون کرد تا ست بشه. یا کلاً می‌تونستن بیخیال بلوند بودن بشن (خیلی از نسخه‌ها این کار رو کردن). واقعاً عجیبه که میلیون‌ها دلار خرج کنی و عمداً کاری کنی که به نظر بیاد برات مهم نبوده و فیلمت رو ضعیف‌تر کنی. در کل، این مدل برخورد توی بخش‌های مختلف فیلم دیده می‌شه. می‌تونست یه شاهکار باشه، اما در عوض، همه می‌دونستن که فقط به خاطر اسم فیلم چک‌شون نقد می‌شه و چیزی ساختن که در نهایت با وجود پتانسیلش، متوسط از آب دراومد.

2020-09-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

یه پیشرفت نسبت به تلاش قبلی دیزنی در سال ۱۹۵۰. من نسخه انیمیشنی استودیو رو دوست دارم، اما این نسخه ۲۰۱۵ «سیندرلا» از نظر من تجربه لذت‌بخش‌تریه. لیلی جیمز و ریچارد مدن انتخاب‌های هوشمندانه‌ای برای نقش سیندرلا و شاهزاده هستن، در حالی که کیت بلانشت در نقش نامادری فوق‌العاده‌ست. هلنا بونهام کارتر (فرشته مهربان)، استلان اسکارشگورد (دوک بزرگ) و نانسو آنوزی (کاپیتان) هم قابل توجه هستن. داستان چند تا تغییر جزئی داره و پایان‌بندی هم نسبت به تولید سال ۵۰ کمی متفاوته که تأثیر مثبتی گذاشته. همچنین خباثت شخصیت بلانشت رو کاملاً واضح نشون می‌ده؛ من واقعاً نسبت بهش احساس نفرت پیدا کردم، چیزی که توی نسخه اصلی حداقل تا این حد نبود. ارزش دیدن داره.

2020-11-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

بهترین منتقد برای فیلم سیندرلا (۲۰۱۵) شاید یه بچه باشه، چون پیام مهربانی و شجاعتش که در قالب کلاسیک دیزنی پیچیده شده و از دریچه چشم‌ها و لبخندهای لیلی جیمز (الا)، ریچارد مدن (آقای کیت)، هیلی اتول (مادر الا) و بقیه می‌درخشه، زیبایی و فضیلتِ سادگیِ کودکانه رو صدا می‌زنه. به نظرم دستاورد بزرگ لیلی جیمز، انتقال غیرکلامیِ تم اصلی فیلم یعنی «شجاع باش و مهربانی کن» در میون فراز و نشیب‌های زندگیه؛ درست مثل کیت بلانشت که تلخی و کینه رو با نگاه و حرکاتش به بهترین شکل منتقل می‌کنه و تضاد غم‌انگیزی با نقشه‌های پلیدش می‌سازه. جیمز عشق رو به دنیای کوچیکش میاره، در حالی که میراث بلانشت دو تا دختر لوس و ازخودراضی‌ان که هالیدی گرینجر و سوفی مک‌شرا عالی بازی‌شون کردن. این بازسازی کلی شوخی و طنز هم داره که به انتقال پیام کمک می‌کنه؛ مخصوصاً هلنا بونهام کارتر در نقش فرشته مهربان که مهربانیِ عجیب و غریبش آدم رو مجذوب و شاد می‌کنه. حیوانات هم به عنوان همراهان همیشگی الا به بار کمدی فیلم اضافه کردن. انتخاب بازیگرها توی این فیلم خیلی خوب از توانایی‌هاشون استفاده کرده. من خودم رو در حال تماشای دوباره و دوباره این فیلم دیدم، حداقل بخش‌هایی از اون رو، فقط به خاطر لذت نابی که توی پیامش هست. توی دنیای پر از منفی‌بافی، سادگی و پاکی یه چیز خیلی واقعی به نظر می‌رسه، حتی اگه فقط توی یه فانتزی عاشقانه باشه. در آخر باید به موسیقی هم اشاره کنم که سهم خودش رو در انتقال پیام فیلم به زیباترین شکل ایفا می‌کنه.

2021-09-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

لیلی جیمز نقش اصلی رو توی این روایت رنگارنگ از داستان قدیمی «از فرش به عرش» بازی می‌کنه. بعد از مرگ پدرش، اون می‌بینه که فرقی با یه کلفت برای نامادری تندخویش، کیت بلانشت، و دخترهای وحشتناکش یعنی «دریزلا» (سوفی مک‌شرا) و «آناستازیا» (هالیدی گرینجر) نداره. در همین حال، شاهزاده خوش‌تیپ (ریچارد مدن) که انگار شلوارش رو روی بدنش نقاشی کردن (انقدر که تنگه!)، خوشحال نیست. پدرش (سر درک جاکوبی) ازش می‌خواد که همسر انتخاب کنه، اما کی رو؟ خب، داستان پریان بقیه ماجرا رو پیش می‌بره و سر کنت برانا هم به اندازه کافی بهش وفادار می‌مونه. هلنا بونهام کارتر از راه می‌رسه تا کدو تنبل رو به کالسکه تبدیل کنه و... این یه اقتباس کاملاً قابل قبوله. توجه به جزئیات عالیه، که گواهی بر هنر طراح لباسه و موسیقی خوب پاتریک دویل (به همراه کمی از آهنگ بیبیدی-بابیدی-بو) فیلمی رو همراهی می‌کنه که بازیگرهای خوبی داره و خوش‌ساخته. البته قطعاً تکیه بیش از حدی به CGI شده، شیمی خیلی قوی‌ای بین مدن و جیمز وجود نداره و من دوست داشتم نقش بلانشت، سر درک و استلان اسکارشگورد سرگرم‌کننده در نقش «دوک بزرگ» کمی بیشتر می‌بود، اما در کل فیلم با استایل و روون پیش می‌ره. تیزبین‌ها ممکنه جاش اوکانر جوان رو هم در یک لباس فرم به همون اندازه تنگ شکار کنن! آیا این دیزنیه یا فیلم «دمپایی و رز» (۱۹۷۶)؟ شاید ترکیبی از هر دو، اما به خوبیِ هیچ‌کدومشون نیست.

2022-03-28


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

لیلی جیمز نقش اصلی رو توی این روایت رنگارنگ از داستان قدیمی «از فرش به عرش» بازی می‌کنه. بعد از مرگ پدرش، اون می‌بینه که فرقی با یه کلفت برای نامادری تندخویش، کیت بلانشت، و دخترهای وحشتناکش یعنی «دریزلا» (سوفی مک‌شرا) و «آناستازیا» (هالیدی گرینجر) نداره. در همین حال، شاهزاده خوش‌تیپ (ریچارد مدن) که انگار شلوارش رو روی بدنش نقاشی کردن (انقدر که تنگه!)، خوشحال نیست. پدرش (سر درک جاکوبی) ازش می‌خواد که همسر انتخاب کنه، اما کی رو؟ خب، داستان پریان بقیه ماجرا رو پیش می‌بره و سر کنت برانا هم به اندازه کافی بهش وفادار می‌مونه. هلنا بونهام کارتر از راه می‌رسه تا کدو تنبل رو به کالسکه تبدیل کنه و... این یه اقتباس کاملاً قابل قبوله. توجه به جزئیات عالیه، که گواهی بر هنر طراح لباسه و موسیقی خوب پاتریک دویل (به همراه کمی از آهنگ بیبیدی-بابیدی-بو) فیلمی رو همراهی می‌کنه که بازیگرهای خوبی داره و خوش‌ساخته. البته قطعاً تکیه بیش از حدی به CGI شده، شیمی خیلی قوی‌ای بین مدن و جیمز وجود نداره و من دوست داشتم نقش بلانشت، سر درک و استلان اسکارشگورد سرگرم‌کننده در نقش «دوک بزرگ» کمی بیشتر می‌بود، اما در کل فیلم با استایل و روون پیش می‌ره. تیزبین‌ها ممکنه جاش اوکانر جوان رو هم در یک لباس فرم به همون اندازه تنگ شکار کنن! آیا این دیزنیه یا فیلم «دمپایی و رز» (۱۹۷۶)؟ شاید ترکیبی از هر دو، اما به خوبیِ هیچ‌کدومشون نیست.

2022-04-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

**همزمان زیبا و بی‌روح.** داستانی که ۱۰۰۰ بار گفته شده. اگرچه این بازسازی از نظر لباس و طراحی صحنه بسیار چشمگیره و تیم بازیگری عالی‌ای داره، اما چیز دیگه‌ای نداره که متمایزش کنه. همه چیز آشناست و همین باعث می‌شه بخشی از جادوی این داستان کلاسیک از بین بره.

2022-08-19


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

من نسخه لایو-اکشن رو خیلی بیشتر از انیمیشنش دوست داشتم. بازی‌ها خوب بود و به طرز غافلگیرکننده‌ای سرگرم‌کننده بود.

2023-06-07