Love's Everlasting Courage
خانوادهای جوان که برای ساختن زندگی خود در مرزهای غربی تلاش میکنند، تصمیم میگیرند زن خانواده در یک خیاطی مشغول به کار شود. با بهتر شدن وضعیت مالی، زن بیمار میشود و فوت میکند. پدر جوان با کمک والدینش یاد میگیرد که با این غم بزرگ و خطر از دست دادن تمام دستاوردهایش کنار بیاید.
سال انتشار: 2011 کارگردان: Bradford May ژانر: Drama، Family، Western نویسندگان: Kevin Bocarde امتیاز: 6.8راهنمای والدین Love's Everlasting Courage
نقدها و نظرات
Reno (منتقد)
> ۱۰. داستان میسی بعد از الن: نبردی برای نجات زمین.
قسمت دهم از مجموعه فیلمهای «عشق بهآرامی میآید» (Love Comes Softly) محصول هالمارک که برای دومین بار بر اساس کتابهای جنیت اوک ساخته نشده. قسمت قبلی هم همینطور بود و هر دو در واقع پیشدرآمد (Prequel) داستان اصلی هستن. واسه همین این داستان خیلی حیاتیه، چون قراره وصل بشه به داستان اصلی، یعنی همونجایی که همهچیز ازش شروع شد. اگه نه فیلم قبلی رو دیده باشید، دیگه میدونید باید انتظار چی رو داشته باشید و موقع پیشبینی اتفاقات، خیلی راحت حدسهاتون درست از آب درمیاد. این موضوع یکم ناامیدکنندهست، ولی اتفاقات دیگهای هم میفته که آدم رو سرگرم نگه داره. خب، میدونیم که بالاخره یکی اینجا باید بمیره؛ یعنی اولین مرگ در حماسه عشق، که بعد از اون تقریباً تو همه فیلمها تکرار میشه. به همین خاطر، برای اولین بار تو این سری، یک شخصیت مرد در نقش اصلی و راننده داستان قرار میگیره. همچنین این فیلم شروع حضور پررنگ میسی هم هست. اون تو این فیلم فقط یک بچه بود و خودمون میدونیم تو ادامه چی میشه که تو فیلم اول دیدیم.
سختی کشیدن و مبارزه، پیرنگ اصلی این حماسه عشقی بود. سری درسهایی درباره عشق، زندگی، ایمان و صداقت که تو جامعه اواخر قرن نوزدهم میگذشت هم خطوط داستانی فرعی رو تشکیل میدادن. زوج تازه ازدواجکرده، الن و دیویس با دختر جوان و زیباشون میسی، قرار میگیرن در برابر رفتار بیرحمانه طبیعت. یک سال خشکسالیه و مثل همه کشاورزهای اطراف، این خانواده هم دارن با مشکلات دستوپنجه نرم میکنن. ولی اوضاع زمانی خرابتر میشه که میفهمن اگه نتونن بدهیشون رو به موقع بپردازن، تاوان سنگینی در انتظارشونه. این از توانشون خارجه، ولی هیچوقت امیدشونو از دست نمیدن و با تمام وجود با مشکلات میجنگن. فقط آخر داستان معلوم میکنه سرنوشت اونا رو به کجا میبره.
> «اون به کسی نیاز داره که بهش یاد بده با رفتن یک نفر، عشق از این دنیا نمیره.»
احتمالاً این کوتاه ترین فیلم کل این مجموعه است. خب، هیچکدوم از فیلمها به ۹۰ دقیقه نرسیدن، ولی این یکی به زور به ۸۰ دقیقه میرسه. با اینکه داستان کوتاهی داره، ولی کلی ماجرا رو کاور کرده. تو چندتا بخش کلاً فاز داستان عوض میشه و سناریو تغییر میکنه، مثل همون پیچشهای داستانی. بازی همه متقاعدکننده بود، حداقل در حد و اندازههای فیلمهای تلویزیونی و کمبودجه. من فضولیم گل کرده بود ببینم چه بلایی سر کاساندرا اومد، ولی خب همونطور که تو این مدل روایتها میدونیم، روی یک شخصیت تمرکز میکنن و میرن جلو و دیگه پشت سرشونو نگاه نمیکنن. پس اون دیگه جزو تاریخ شد!
همونطور که گفتم، کاری رو که باید برای زدن پل بین اولین پیشدرآمد و اولین فیلم مجموعه انجام میداد انجام داد. برای همین نمیشه خرده گرفت که چرا پیچش داستانی عجیبی نداشت، چون فقط یک مسیر مشخص بود که باید طی میشد.
باید به بقیه یادآوری کنم که این فیلم ربطی به دین یا مذهب خاصی نداره. البته که این داستانها روی خانوادههای مسیحی تمرکز دارن، ولی همهچیز درباره انسان خوب بودنه. من خودم به هیچ دینی تعلق ندارم، ولی وقتی یک فیلم خوب و بد رو از هم تفکیک میکنه، پیام میده و روی مسائل اجتماعی تمرکز میکنه، همیشه ازش حمایت میکنم. پس این سری فیلم رو هم مستثنی نمیکنم.
باورم نمیشه داره به آخرش میرسه، فقط یک قسمت دیگه مونده و بعد همهچیز تموم میشه. هیچ ایدهای ندارم تمرکز فیلم بعدی روی چی خواهد بود و کجای این مجموعه ۸ فیلمی و ۲ پیشدرآمدی وصل میشه. پیشدرآمدها با این قسمت کلاً تموم شدن، پس میتونیم انتظار داشته باشیم داستان بعد از جایی که تو فیلم هشتم تموم شد ادامه پیدا کنه. با هیجان و انتظار زیادی منتظرم ببینم چطور به پایان میرسه. اینکه خوب درمیاد یا نه رو باید منتظر موند و دید. امیدوارم خیلی زود ببينمش و آخرین نقدم رو بنویسم. تا اون موقع خداحافظ. ۷/۱۰