من شرور ۲
در حالی که Gru (گرو)، ابرشرور سابق، در حال وفق دادن خود با زندگی خانوادگی و تلاش برای گذران زندگی از راه صادقانه در کسبوکار مربا است، یک آزمایشگاه مخفی در قطب شمال به سرقت میرود. «اتحادیه ضد شرور» تصمیم میگیرد که به کمک یک فرد نفوذی نیاز دارد و Gru (گرو) را برای تحقیقات استخدام میکند. Gru (گرو) به همراه Lucy Wilde (لوسی وایلد)، مامور عجیب و غریب این اتحادیه، به این نتیجه میرسد که مظنون اصلی او ابرشروری به نام El Macho (ال ماچو) است که تصور میشد مرده باشد؛ کسی که پسر نوجوانش هم در حال نزدیک شدن به دختر بزرگ Gru (گرو)، یعنی Margo (مارگو) است. Gru (گرو) که به نظر میرسد به دلیل حس محافظت بیش از حد از فرزندانش و جذابیت متقابلی که نسبت به Lucy (لوسی) پیدا کرده، چشمانش بر حقایق بسته شده، در مسیر اشتباهی قرار میگیرد؛ آن هم در حالی که مینیونهایش به آرامی و به طور دستهجمعی برای هدفی شرورانه ربوده میشوند.
سال انتشار: 2013 کارگردان: Pierre Coffin, Chris Renaud ژانر: Animation، Adventure، Comedy نویسندگان: Cinco Paul، Ken Daurio امتیاز: 7.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سه سال پیش، Despicable Me (منِ شرور) باعث شد استودیوی Illumination Entertainment پا بگیره و Universal Studios هم به عنوان یه رقیب جدی در دنیای انیمیشن قد علم کنه (تا قبل از اون فقط دیزنی/پیکسار و دریمورکس توی این رقابتهای باکسآفیس حضور داشتن). اون فیلم حتی تنها انیمیشن ابرشروری نبود که اون سال اکران شد، اما تونست رقیبش یعنی Megamind (ابرذهن) رو هم از نظر منتقدها و هم از نظر فروش شکست بده. حالا تیم خلاق فیلم اول با Despicable Me 2 (منِ شرور ۲) برگشتن تا ماجراهای Gru (گرو)، ابرشرور سابق که حالا پدر شده، دخترهای باهوشش یعنی Margo (مارگو)، Edith (ادیت) و Agnes (اگنس) و اون مینیونهای کوچولوی زرد و بامزه رو ادامه بدن.
داستان دقیقاً بعد از اتفاقات فیلم اول شروع میشه (خوشبختانه فیلم به تداوم داستان اهمیت زیادی میده). Gru (گرو) که حالا بازنشسته شده، داره با نقش پدریش کنار میآد و با اینکه هنوز رگههایی از شخصیت تند و تیزش رو داره، اما حالا به یه پدر مهربون و تولیدکننده مربا و ژله تبدیل شده. اما وقتی یه نقشه پلید دنیا رو تهدید میکنه، Gru (گرو) توسط «اتحادیه ضد شرور» دوباره به بازی برمیگرده؛ اما این بار به عنوان قهرمان و یه جاسوس بدلی که میدونه ذهن آدمبدهای داستان چطوری کار میکنه. بعد از یه معرفی پرانرژی و بامزه، Gru (گرو) و همکار جدیدش Lucy Wilde (لوسی وایلد) با بازی Kristen Wiig (کریستن ویگ)، به عنوان شیرینیپز در یک مرکز خرید به صورت مخفیانه مشغول به کار میشن تا مچ آدمبده رو بگیرن.
با وجود اینکه دنیا در خطره، اما حس میشه که حساسیت داستان اونقدرها هم بالا نیست؛ یعنی نقشههای شرورانه هیچوقت به اندازه تعاملات بین شخصیتها واقعی و ملموس به نظر نمیرسن، تعاملاتی که در تمام طول فیلم لذتبخش هستن. اینجا Gru (گرو) متوجه تنهایی خودش میشه، همکار تازهکارش رسالت واقعیش رو پیدا میکنه و دخترها هم با واقعیتها و آرزوهای جدیدی روبرو میشن. شخصیتها در مرکز توجه هستن و به ندرت اجازه میدن نقشههای داستانی مانع از پیشبرد آرکهای شخصیتی سیتکاممانند بشن؛ مثل قرار گذاشتن دختر بزرگتر (و اصرار Gru برای خراب کردنش) یا آرزوی اگنس کوچولو برای داشتن یه مادر جدید.
اما جادوی این فیلمها همینه؛ با اینکه ضربآهنگ داستان شبیه سیتکامهای معمولیه، اما فضا و شخصیتها باعث میشن فیلم به یه ترکیب برنده تبدیل بشه. Steve Carell (استیو کارل) دوباره اون لهجه عجیب اروپای شرقی رو برای Gru (گرو) اجرا میکنه و موفق میشه هم یه شخصیت خندهدار باشه و هم جدی. Miranda Cosgrove (میراندا کازگرو)، Dana Gaier (دانا گایر) و Elsie Fisher (السی فیشر) هم به بهترین شکل معصومیت و بامزه بودن دخترها رو نشون میدن. اما این Kristen Wiig (کریستن ویگ) هست که در نقش مامور Wilde (وایلد) میدرخشه؛ یه زن حرفهای که در عین حال لوده و دوستداشتنیه. شیمی بین Wiig و Carell حتی فقط با صداپیشگیشون هم فوقالعادهست.
مینیونها، همون موجودات زرد کوچولوی لباسسرهمیپوش که توی تمام تبلیغات فیلم هستن، برگشتن و مثل همیشه خندهدارن، با اینکه تمام تمرکزشون روی کمدی فیزیکی (Slapstick) هست و کلاً حرفهای نامفهوم میزنن. به نظر میآد فیلمهای Despicable Me ترکیبی از دو ژانر انیمیشن متفاوت باشن: اولی یه تامل عمیق و پیکسارگونه درباره ماهیت خانوادهست، و دومی بخش مربوط به مینیونهاست که روح آشوبگر Looney Tunes رو بهتر از هر انیمیشن دیگهای زنده میکنه. این یه ترکیب عجیبه که شاید نباید جواب میداد، اما لعنتی، واقعاً جواب داده و نتیجهاش فیلمیه که هم احساسیه و هم باعث میشه از خنده روده بر بشید.
یه جنبه دیگه این فیلمها که من رو شگفتزده میکنه، فیلمبرداری مجازیشون هست؛ واقعاً در کنار بهترین کارهای پیکسار (مثل Wall-E)، اینها از زیباترین انیمیشنهایی هستن که تا حالا ساخته شده. استفاده از رنگ، عمق و هنر خیرهکنندهست؛ از طراحی شخصیت Gru (گرو) که الهامگرفته از کارهای Charles Addams هست تا بازی زیبای نور و سایه. این دنباله استانداردهای بالای فیلم اول رو حفظ کرده و نتیجهاش یه ضیافت بصریه. حرف آخر اینکه مثل فیلم اول، این یکی هم شاید یه اثر خیلی عمیق نباشه، اما به شدت لذتبخشه. این فیلم بیشتر شبیه یه دور افتخار برای استیو کارل و تیمش هست، اما وقتی شخصیتهایی داری که میتونی اینقدر ازشون لذت ببری، چه اشکالی داره که دو ساعت دیگه رو هم باهاشون بگذرونی؟
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً فیلم خوبیه، کلی خندیدم.
2025-05-22
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با اینکه از فیلم خیلی لذت بردم، اما فکر میکنم اسمش باید میشد «منِ دوستداشتنی» چون Gru (گرو) توی این فیلم اصلاً کار شرورانهای انجام نمیده. در واقع وقتی توسط «اتحادیه ضد شرور» استخدام میشه تا از یه خلافکار به یه مامور تبدیل بشه، مظهر یه مرد خانوادهست که سه تا بچه داره، یه ارتش مینیون خندهدار دور و برشه و حتی رگههایی از عشق با مامور Lucy (لوسی) هم تو زندگیش پیدا میشه. البته هنوز مهارتهاش رو از دست نداده و سریع میره سراغ ردزنی El Macho (ال ماچو). آرنولد؟ نه بابا، بیشتر شبیه یه فروشنده انچیلادا با سسهای مخصوص خودشه - اما آیا اون یه سلاح مخفی داره که بتونه مینیونهای وفادار رو نه تنها علیه Gru (گرو) بشورونه، بلکه رنگشون رو هم بنفش کنه؟
با شروع درگیریها و در حالی که رئیس اتحادیه یعنی Ramsbottom (رامزبوتوم) مطمئنه که Gru (گرو) حتی نمیتونه توی بیابون شن پیدا کنه، حالا Gru باید ثابت کنه که هنوز هم بلده چطوری دنیا و بچهها و مینیونها رو نجات بده و شاید حتی به دختر مورد علاقهاش هم برسه. به نظر من Gru (گرو) محبوبترین شخصیت انیمیشنی هست که از دنیای CGI بیرون اومده. اون یه جور جذبهی شرورانه اما شاد داره که من واقعاً ازش لذت میبرم، و با اینکه دوست داشتم شخصیتش بیشتر شبیه Darth Vader (دارت ویدر) نوشته میشد تا یه آدم خیلی مثبت، اما هنوز هم از میمیکهای صورتش و صدای Steve Carell (استیو کارل) لذت میبرم. در مورد صداها هم باید بگم خندههای مینیونها خیلی باحاله، مخصوصاً وقتی وسط اون حرفهای نامفهوم، یه کلمه آشنا هم به گوشت میخوره. اونا بدون شک ناجی این فیلم و کل این فرنچایز هستن؛ شیطنتهاشون که خیلی وقتها اصلاً ربطی به داستان نداره و بیشتر برای بزرگترهاست، باعث میشه بیشترین لبخند رو بزنیم. فیلم به اندازه قسمت اول تند و تیز و هوشمندانه نیست، اما به عنوان یه دنباله، تاثیرات هنری و کمدی فرانسوی کمک کرده که خاص باقی بمونه.