برفشکن
داستان در سال ۲۰۳۱ اتفاق میافتد، تمام دنیا یخ زده است به جز کسانی که سوار بر قطار Snowpiercer هستند. به مدت هفده سال، بازماندگان جهان در قطاری که به دور کره زمین میچرخد، اقتصاد و سیستم طبقاتی خود را ایجاد کردهاند. به رهبری کورتیس (Curtis با بازی Chris Evans)، گروهی از شهروندان طبقه پایین که در فقر و کثیفی در انتهای قطار زندگی میکنند، مصمم هستند که به جلوی قطار برسند و ثروت را تقسیم کنند. هر بخش از قطار شگفتیهای جدیدی برای این گروه دارد که باید راه خود را با مبارزه باز کنند. یک انقلاب در حال وقوع است.
سال انتشار: 2013 کارگردان: Bong Joon Ho ژانر: Action، Sci-Fi، Thriller نویسندگان: Jacques Lob، Benjamin Legrand، Jean-Marc Rochette امتیاز: 7.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یک اثر پسا-آخرالزمانی اورجینال که قرن ۲۱ میتواند ارائه دهد. _امتیاز نهایی:★★★★ - جذابیت بسیار قوی. یکی از فیلمهای مورد علاقه شخصی._
2018-10-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگر از خواندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگ من را دنبال کنید @ https://www.msbreviews.com
سریال Snowpiercer به زودی ساخته میشود، بنابراین اکنون بهترین زمان برای تماشای دوباره یکی از بهترین فیلمهای سال ۲۰۱۴ است. در آن زمان، بونگ جون-هو (Bong Joon-ho) دقیقاً کارگردان مشهوری نبود که همه او را بشناسند. بنابراین، بازیگران به رهبری خود کاپیتان آمریکا، کریس ایوانز (Chris Evans)، و داستان جذاب، تمام کار را در ایجاد طرفداران پر و پا قرص آن انجام دادند. به طرز کنایهآمیزی، من این فیلم را از زمان اکرانش ندیدهام، بنابراین این فقط دومین بار است که سوار قطار آن میشوم.
با بهترین چیزی که این فیلم دارد شروع میکنم: فیلمنامه آن. این یکی از تکاندهندهترین فیلمهایی است که دیدهام وقتی صحبت از ارائه پیچشهای غافلگیرکننده، یکی پس از دیگری، صرفاً از طریق دیالوگ میشود. همانطور که در فیلمشناسی بونگ جون-هو به یک ویژگی اصلی تبدیل شد، نوشته او آنقدر پیچیده و چندلایه است که واقعاً یک معجزه است که فیلمهایش در نهایت معنی پیدا میکنند. Snowpiercer (که با همکاری کلی مسترسون (Kelly Masterson) نوشته شده) دهها سوال منطقی دارد که هر فیلم دیگری نه تنها نمیتوانست توضیح دهد، بلکه حتی تلاشی هم نمیکرد. با هر فیلمنامهنویس دیگری، این فیلم بیش از حد دور از ذهن و باورنکردنی به نظر میرسید. اما از این حد و مرزها فراتر است. هر شخصیت توسعهای فوقالعاده دقیق، پر از افشاگریهای حیرتانگیز و پیچشهای چشمنواز دریافت میکند. هر خط دیالوگ، هر تصویر، هر حرکت دوربین، هر نما، هر صحنه اهمیت دارد. هر چیزی که بیننده میبیند یا میشنود یا معنایی دارد یا پیشدرآمدی برای یک نتیجه نهایی است. Snowpiercer تعریف «هر نما مهم است» است. جرأت نکنید بدون توقف فیلم به دستشویی بروید. بدون شک چیز مهمی را از دست خواهید داد. فیلمنامهای کاملاً درخشان و شخصیتهایی شگفتانگیز و خوشنوشت. این بیشک یک داستان روایتمحور است. Snowpiercer درسی در زمینه «اکسپوزیشن» (معرفی اطلاعات) است. اگرچه اکشن زیادی وجود دارد (به آن خواهم رسید)، اما فیلمی است که به توانایی بیننده در جذب شدن توسط دیالوگها متکی است. مفهوم آن قطعاً منحصر به فرد است، و داستان فوقالعاده جذاب است، اما فقط اگر بیننده بتواند ارزش سرگرمی را در گوش دادن به این شخصیتها در حین انقلابشان درک کند... در یادگیری اینکه این شخصیتها چه کسانی بودند، هستند و خواهند بود. فقط به عنوان مثال، یک مونولوگ در پرده سوم وجود دارد که توسط کریس ایوانز اجرا میشود که نه تنها اطلاعات زیادی درباره شخصیت او ارائه میدهد، بلکه از نظر احساسی نیز تماشای آن جذاب است. اگر کسی در طول این صحنه چیزی *احساس* نکند، شاید Snowpiercer فیلم مناسبی برای او نباشد. من فکر میکنم فیلم The Platform مفهوم مشابهی دارد. به جای قطار، یک زندان عمودی است، اما تمثیل نحوه عملکرد جامعه در هر دو فیلم آشکار است. اینکه چگونه سیاست، مذهب و آموزش اولیه میتوانند بشریت را کنترل کنند. افراد بالا/جلو نه تنها بیشتر از آنچه نیاز دارند دریافت میکنند، بلکه هنوز هم همه چیز را بیش از حد مصرف میکنند و کاملاً انسانهای پایین/عقب را که باید برای خردهریزها بجنگند، نادیده میگیرند. این فیلمها مسیرهای کاملاً متفاوتی را در پیش میگیرند، اما Snowpiercer روایتی بسیار پیچیدهتر از The Platform دارد. با این حال، دیدن مقایسهها بین این دو رویکرد متمایز در مورد یک موضوع مشابه هنوز جالب است.
با این حال، برای همه کسانی که به نوعی سرگرمی پویا نیاز دارند، این فیلم نیز پر از صحنههای اکشن است. کمی لرزش دوربین برای سلیقه من زیاد است، اما در کل، مأموریت ارائه محیط آشفته، پرانرژی و کلاستروفوبیک مورد نیاز صحنههای اکشن را انجام میدهد. بالاخره یک قطار است. نمیتوانستند نبردهای عظیمی را در چنین فضای کوچکی تولید کنند. در واقع، فیلمنامه به گروه اجازه میدهد تا تکنیکهای واقعاً خلاقانه و نوآورانه را نشان دهند. استفاده از حرکت آهسته (نه تنها در طول صحنههای اکشن) فیلم را ارتقا میدهد، تعلیق/تنش زیادی ایجاد میکند، و زمانبندی آن عالی است (از جمله یک سکانس فوقالعاده تکبرداشت با کریس ایوانز). از آنجایی که تازه به او اشاره کردم، بد نیست به عملکرد چشمگیر او بپردازم. مردم ممکن است این را به یاد نداشته باشند، اما در زمان اکران فیلم، ایوانز به دنبال حرفه کارگردانی بود و بازیگری خود را به عنوان نقش دوم قرار داده بود. در حالی که من معتقدم او کارگردان بزرگی خواهد شد، از اینکه او به استفاده از تواناییهای بازیگری خود ادامه داد، بسیار خوشحالم. مانند اکثر بازیگران MCU، احساس میکنم او با توجه به آنچه در طول حرفه خود نشان داده است، بسیار دستکم گرفته شده است. Snowpiercer فقط نوک کوه یخ است. کریس ایوانز یک بازیگر برجسته و بسیار بیشتر از «فقط» یک نسخه از کاپیتان آمریکا است. تیلدا سوئینتون (Tilda Swinton) در نقش میسون (Mason) نیز نمایشی بسیار جالب ارائه میدهد، اوکتاویا اسپنسر (Octavia Spencer) در نقش تانیا (Tanya) جذاب است، در حالی که اسطوره اد هریس (Ed Harris) در نقش ویلفورد (Wilford) زمان کوتاه اما مؤثر خود را برای اثبات استعدادش، به ویژه در مورد توضیح داستان، به کار میگیرد. او همیشه میتواند تنها با باز کردن دهانش جذاب باشد. موسیقی مارکو بلترامی (Marco Beltrami) جذاب و به یاد ماندنی است. تدوین (استیو ام. چوی (Steve M. Choe)، چانگجو کیم (Changju Kim)) نه تنها بینقص است، بلکه قطعاً به بیننده کمک میکند تا داستان را بهتر درک کند. در نهایت، طراحی تولید و صحنه بیعیب و نقص است و حس کلاستروفوبیک «یک مکان» را که یک قطار ناگزیر دارد، ارائه میدهد.
تنها مشکل اصلی من مربوط به پایان فیلم است. این پایان بسیار تأثیرگذار است اما همچنین ناامیدکننده و از نظر اخلاقی بحثبرانگیز است. یک تصمیم خاص که بر همه افراد در قطار (اساساً تمام بشریت) تأثیر میگذارد، من را کاملاً متقاعد نمیکند که بهترین نتیجهگیری است. به نوعی تلاش برخی از شخصیتها برای رسیدن به جایی که میرسند، و همچنین هدف اولیه داستان را کماهمیت جلوه میدهد. از یک طرف، پایانی است که چند سوال را در فیلمی مطرح میکند که تا این لحظه آخر، در توضیح هر جزئیات کوچک، کار فوقالعادهای انجام میدهد. از طرف دیگر، قطار از ارائه یک زندگی عادلانه به همه بسیار دور است...
در نهایت، Snowpiercer نه تنها یکی از بهترین فیلمهای سال ۲۰۱۴، بلکه یکی از بهترینهای دهه مربوطه است. با فیلمنامهای درخشان، بونگ جون-هو روایتی فوقالعاده پیچیده، پر از توسعه شخصیتهای تکاندهنده احساسی، و شامل کارهای بدلکاری عالی ارائه میدهد. موضوع اصلی اینکه چگونه بشریت توسط نحوه عملکرد جامعهاش (از سیاست تا مذهب تا آموزش) کنترل میشود، به طرز هوشمندانهای داستان پرپیچ و خم را همراهی میکند. Snowpiercer درسی فوقالعاده در زمینه «اکسپوزیشن» و تعریف «هر نما مهم است» است. با بازیهای خیرهکننده از همه، به ویژه کریس ایوانز، هر دیالوگ به طرز چشمگیری جذاب است، پر از افشاگریهای حیرتانگیز، و تلاشی باورنکردنی در توضیح هر جزئیات کوچک مربوط به عملکرد قطار. این فیلم بدون شک در صدر بهترین فیلمهای دهه قرار میگرفت اگر پایان آن از نظر اخلاقی بحثبرانگیز و تا حدی ناامیدکننده/سوالبرانگیز نبود. از نظر فنی، موسیقی اعتیادآور، تدوین شگفتانگیز، و طراحی تولید/صحنه چشمگیر، مهر نهایی کیفیت را بر یک اثر سینمایی درخشان، اورجینال و منحصر به فرد میزند. امتیاز: A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من واقعاً از این فیلم ناامید شدم. داستان در یک قطار بدون توقف اتفاق میافتد که سالی یک بار دور دنیا سفر میکند و به بخشهایی تقسیم شده که معادل طبقات در یک کشتی اقیانوسپیما هستند. این ورود «گیلیام» (Gilliam با بازی John Hurt) است که «کورتیس» (Curtis با بازی Chris Evans) را ترغیب میکند تا تلاش کند ساکنان مورد آزار و اذیت واگن زندان را به سمت چیزهای بزرگتر در قسمتهای بالاتر قطار هدایت کند. حالا درها به طور کامل مهر و موم شدهاند و فقط برای وزیر نسبتاً تهدیدآمیز «میسون» (Mason با بازی Tilda Swinton) باز میشوند تا با افراد بیارزش صحبت کند و این فرصتی است که شورش آنها را آغاز میکند. بیست دقیقه اول واقعاً خوب است زیرا آنها سعی میکنند از فقر خود فرار کنند، اما به محض اینکه شروع به پیشرفت میکنند، این فقط تمام ویژگیهای یک بازی ویدیویی را به خود میگیرد. با پیشروی آنها، سلاحهایشان بهبود مییابد، مهارتهایشان بهبود مییابد، ستمگرانشان تاکتیکهایی را به کار میبرند که حتی یک کودک هشت ساله را هم به چالش نمیکشند و همه چیز با پیشبینیپذیری آشکار به نتیجهای میرسد که در طول مسیر اکشن زیادی به ما ارائه میدهد اما خطر بسیار کمی دارد. قطارها معمولاً به عنوان مجرای یک فیلم ماجراجویی خوب عمل میکنند، اما این فیلم فقط از هر واگن به عنوان یک سطح دیگر با پاداشهای ملموستر استفاده میکند که با حرکت به جلو جمع میشوند. سوئینتون در اینجا عملکرد بسیار خوبی دارد، او بهترین تقلید خود از لیندا هانت (Linda Hunt) را ارائه میدهد - با کمی تغییرات دندانی، اما ایوانز، جیمی بل (Jamie Bell) و اوکتاویا اسپنسر (Octavia Spencer) واقعاً نتوانستند این پروژه متأسفانه رویهای و خشونتآمیز تکراری را زنده کنند. سیاره پسا-آخرالزمانی برفی خوب به نظر میرسد. شاید بالاخره امیدی برای سیاره وجود داشته باشد؟
2025-02-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم 'Snowpiercer' تا انتها علاقه من را حفظ کرد، هرچند هرگز به مرحلهای نرسید که کاملاً عاشقش شوم. من واقعاً هیچ نکته منفیای ندارم، بیشتر به این دلیل است که هیچ عنصر خاصی را بیش از حد دوست نداشتم - به نظر من، این فقط یک فیلم بسیار خوب است، بدون اینکه فوقالعاده باشد. کریس ایوانز (Chris Evans) برای نقش اصلی مناسب است، از او لذت بردم. سونگ کانگ-هو (Song Kang-ho) کسی است که بیش از بقیه تحت تأثیر قرار میدهد. تا همین لحظه نمیدانستم که نامگونگ (Namgoong) توسط بازیگر معروف 'Parasite' بازی شده است، مطمئن نیستم چطور متوجه نشدم؛ مو چیز قدرتمندی است! داستان کمی عجیب است، در چند صحنه مجبور بودم مدام به خودم یادآوری کنم که همه اینها قرار است در یک قطار در حال حرکت اتفاق بیفتد. به این معنا، متقاعد نشدم که هرگز واقعاً ماهیت داستان را باور کردم. با این حال، باز هم تماشای آن سرگرمکننده بود و قطعاً آن را توصیه میکنم.
2025-07-09