Ismael

Ismael

«اسماعیل چو» (۸ ساله) سوار قطاری به مقصد بارسلونا می‌شود. او از خانه فرار کرده چون می‌خواهد «فلیکس»، پدری را که هرگز ندیده، پیدا کند. تنها نشانی او، آدرس آپارتمانی در بارسلوناست که در قسمت آدرس فرستندهٔ نامه‌ای به مادرش نوشته شده است. وقتی به آنجا می‌رسد موفق می‌شود آپارتمان را پیدا کند، اما به‌جای پدرش با زن پنجاه‌ساله‌ی شیکی به نام «نورا» مواجه می‌شود که از قضا مادر فلیکس است. فلیکس هرگز به نورا نگفته بود که چنین فرزندی دارد. اما نورا وقتی او را پیدا می‌کند، فلیکس پدریِ خود را انکار نمی‌کند. نورا پس از اطلاع به «الیکا»، مادر کودک، تصمیم می‌گیرد اسماعیل را ببرد تا فلیکس را ببیند. آن‌ها سفری را به مقصد «لا کوستا براوا»، محل زندگی فلیکس آغاز می‌کنند. در همین حال، الیکا و شوهرش «لوئیس» نیز در جستجوی پسرک راهی ساحل می‌شوند. این اتفاقات باعث می‌شود همه شخصیت‌ها تلاش کنند حساب‌های خود را با گذشته تسویه کنند.

سال انتشار: 2013 کارگردان: Marcelo Piñeyro ژانر: Drama نویسندگان: Verónica Fernández، Marcelo Figueras، Marcelo Piñeyro امتیاز: 6.2