Shame
براندون (Brandon) مردی سی و چند ساله و ساکن نیویورک است که قادر به مدیریت زندگی جنسی خود نیست. پس از اینکه خواهر کوچکتر و سرکش او به آپارتمانش نقل مکان میکند، دنیای براندون از کنترل خارج میشود. فیلم «شرم» به بررسی ماهیت نیاز، نحوه زندگی ما و تجربیاتی که ما را شکل میدهند، میپردازد.
سال انتشار: 2011 کارگردان: Steve McQueen ژانر: Drama نویسندگان: Steve McQueen، Abi Morgan امتیاز: 7.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بین منتقدها و عشقِ فیلمها شهرت خوبی داره، ولی به نظر من از یه عصر سهشنبهی دلگیر هم کسلکنندهتر بود. فاسبندر (Fassbender) باید یکی از بیش از حد گندهشدهترین بازیگرهای سالهای اخیر باشه. قیافه خاصی داره و چشماش از توی صفحه نمایش آدم رو سوراخ میکنه، این رو قبول دارم. و خب... بدن ورزیدهای هم داره (که اینجا بارها ثابت میشه) ولی به جز اینها، بازیش کاملاً متوسطه.
2017-04-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «شرم» چیزی کم از یک شاهکار نداره: هر پلانش یه داستان میگه. خلاصه داستان: براندون (مایکل فاسبندر)، نیویورکی موفق و خوشتیپ، به نظر میرسه زندگی عادیای داره، اما پشت نقاب عادی بودنش یه راز وحشتناک رو مخفی کرده: براندون معتاد به سکسه. نیاز همیشگی اون به ارضا شدن، اون رو نسبت به بقیه چیزا بیحس کرده. اما وقتی سیسی (کری مولیگان)، خواهرِ محتاجِ براندون، بیخبر وارد شهر میشه، تلپ میشه تو آپارتمانش و حریم خصوصیش رو به هم میزنه، براندون بالاخره مجبور میشه با اعتیادش روبرو بشه. نقد: مطمئنم «شرم» همیشه فیلم محبوب من از مککوئین (McQueen) باقی میمونه. مککوئین داستان رو با دوربین و با صدا تعریف میکنه. اون شان بابیت (Sean Bobbitt) رو به عنوان مدیر فیلمبرداری برای این پروژه فوقالعاده آورد و بابیت هم اصلاً ناامیدمون نمیکنه. اونا با هم تعدادی از افشاگرانهترین و زیباترین صحنههای سینمای اخیر رو خلق کردن. نورپردازی این فیلم (که اون هم کار بابیت هست) به روایت بصری داستان کمک میکنه. فیلمنامه ابی مورگان و مککوئین واقعاً میدرخشه و اعتیاد براندون رو بیشتر به تصویر میکشه. موسیقی متن تکاندهنده هری اسکات (Harry Escott) بعد از دیدن فیلم هیچوقت از ذهنتون پاک نمیشه. استفاده اسکات از قطعات کلاسیک و اورجینال، فیلم رو منسجم کرده. مایکل فاسبندر بازی خیرهکنندهای در نقش براندون ارائه میده؛ یه لحظه داره خیلی عادی قدم میزنه، لحظه بعد داره طبق غریزههای اولیهش عمل میکنه و لحظه بعد سر خواهرش داد میزنه. کری مولیگان (Carey Mulligan) هم در کنار فاسبندر نقش مکمل عالیای بازی کرد. به هر دو نفر صحنههای زیادی برای درخشیدن داده شده. فیلم از درجهبندی سنی NC-17 خودش نهایت استفاده رو میبره، اما هیچکدوم از صحنههای جنسی جنبه خودنمایی و تحریک نداره. همهش خیلی واقعی و اکثر اوقات حتی آزاردهنده است. مککوئین کل داستان رو خیلی هنرمندانه روایت میکنه، از جمله صحنههای جنسی که خیلی از کارگردانها ممکنه خرابش کنن. این باعث میشه کل فیلم جریان بهتری داشته باشه. فیلم اعتیاد به سکس (و کلاً اعتیاد) رو به شکلی خیلی واقعی نشون میده؛ با اینکه آدما با هم فرق دارن، ولی همه ما بعد از اینکه نیازمون رو برطرف کردیم حس شرم داریم، و گاهی برای رسیدن به اون لذت آنی، دست به هر کاری میزنیم.
2020-08-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
شاید من نسبت به مسائل جنسی و داستانهای مربوط به اون بیحس شدم، ولی دیدن مداوم مایکل فاسبندر (Michael Fassbender) در حال رابطه، دوش گرفتن یا خودارضایی هیچ جذابیتی برام نداشت. «براندونِ» اون یه کارمند دفتری توی نیویورکه که وسواس جنسی داره و توی تیمی از مردهای همیشه حشری کار میکنه که رئیسشون «فیشر» (جیمز بج دیل) هست؛ یه آدم متاهل ولی به شدت وقیح که شباهت زیادی به خرگوش داره. براندون مشکلی در جذب زنها یا پول دادن برای خدماتشون نداره، تا اینکه خواهرش «سیسی» (کری مولیگان) برای دیدنش میآد. اون روزها تماسهای سیسی رو جواب نمیداد به امید اینکه بیخیال بشه و بره، ولی یادش رفته بود که سیسی کلید آپارتمانش رو داره و وقتی هم که مستقر شد، هیچ عجلهای برای رفتن نداشت. طبیعتاً این موضوع زندگی پر از گناه اون رو محدود میکنه و اوضاع کمی سخت و حتی خطرناک میشه چون مجبور میشه مخفیکاری کنه. در همین حال، «سیسی» نگاه کاملاً متفاوتی به سکس داره. اون سکس رو بیشتر یه عمل صمیمانه با شریک زندگی میبینه، جایی که حتی دونستن اسم طرف هم نشونه تعهد نیست. سوال اینجاست: آیا براندون اون رو هم مثل خودش میکنه، یا سیسی موفق میشه و باعث میشه این آدم عوض بشه؟ چند تا نکته خیلی قوی اینجا مطرح میشه، از جمله نقد کوبنده به جامعه مدرن و مصرفگرا. سکس برای براندون فقط یه جور سرگرمیه. نه برای خودش معنایی داره و نه احتمالاً برای اکثر شریکهای جنسیش. انصافاً فاسبندر خیلی خوب تونسته اون حس بیتفاوتی و جدایی عاطفی رو توی صحنههای اتاق خواب نشون بده. اون از خیلی جهات نماد نسلهای شبکههای اجتماعیه که بهترین دوستاشون آدمایی هستن که فقط آنلاین میشناسن و تجربههای جنسیشون یا دیجیتالیه یا پولی. این فیلمی درباره آدمهاییه که به شدت از تعهد فراری هستن. مولیگان کمی رنگ به زندگی سیاه و سفید براندون میپاشه و مشخصه که اونجاست تا بگه یه جور ارتباط عاطفی میتونه به اندازه خودِ سکس جذاب باشه، ولی حتی نقش اون هم به نظرم بیدلیل جنسی شده بود و دیالوگهاش هم پیشپاافتاده بود. این فیلم یه نسخه کمی کمتر کثیف از کتاب «پنجاه طیف خاکستری» هست که خیلی از انسانهای شهرنشین رو نشون میده که فرقی با حشرههایی ندارن که صبح از لونهشون بیرون میآن برای کارهای روزمره و شب برمیگردن خونه برای غذا، تولید مثل و خواب. من پیام فیلم رو خیلی زود گرفتم و دیگه برام جالب نبود، متاسفم.
2025-12-13