The Way Way Back
دانکن (Liam James) پسر محبوبی نیست و به نظر نمیرسد تابستان هم قرار باشد چیزی را برای او تغییر دهد. دوستپسار مادرش آنها را به خانه ساحلیاش دعوت کرده، جایی که از دانکن انتظار میرود شخصیت و ظاهر فیزیکیاش را بهبود ببخشد و با دخترها آشنا شود. اما ناخواهری آیندهاش نمیخواهد هیچ ارتباطی با او داشته باشد و رفتار خجالتی دانکن هم معاشرت با افراد جدید را برایش سخت کرده است. وقتی دانکن به پارک آبی محلی به نام «واتر ویز» (Water Wizz) میرود، با کارکنان بزرگسالی آشنا میشود که فقط به دنبال خوشگذرانی هستند. اوون (Sam Rockwell) به دانکن اجازه میدهد با او کار کند و پیوند جدید آنها به هر دو کمک میکند تا به بلوغ برسند و جایگاه خود را در زندگی پیدا کنند. این برای دانکن به معنای ایستادن در مقابل ناپدری آیندهاش، صحبت کردن با دختر همسایه و راحتتر بودن با شخصیت خودش است.
سال انتشار: 2013 کارگردان: Nat Faxon, Jim Rash ژانر: Comedy، Drama نویسندگان: Nat Faxon، Jim Rash امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**بلوغ یک پسر در نزدیکی کیپ کاد و فراتر از آن**_
یک پسر ۱۴ ساله (با بازی لیام جیمز) در تلاش است تا با خانواده و دوستانِ نامزد جدید مادرش (استیو کارل) در طول تعطیلات در خانه ساحلی آنها در منطقه کیپ کاد هماهنگ شود. این نوجوان در یک پارک آبی، یک مربی و راهنما (سم راکول) پیدا میکند و همزمان رابطهای دوستانه با دختر جذاب همسایه (آناسوفیا راب) شکل میدهد. تونی کولت نقش مادر، آلیسون جنی نقش یک دوست و آماندا پیت نقش زنی طناز را بازی میکنند.
«راه، راه بازگشت» (۲۰۱۳) فیلمی در سبک بلوغ (Coming-of-age) است که عناصری از فیلمهایی مثل «ماهی مرکب و نهنگ»، «تابستان ۴۲»، «کوفتهقلقلیها»، «شنا» و «سگهای چمنزار» را در خود دارد، اما به جرأت میتوان گفت از همه آنها بهتر است. بخشی از نبوغ فیلم در این است که ناپدری احتمالی (کارل) کاملاً شرور نشان داده نشده و مربی (راکول) هم بینقص نیست. هر دو مردانی با نقصهای خاص خود هستند که احتمالاً نیت خوبی نسبت به پسر دارند، اما فقط یکی از آنها ثابت میکند که الگوی پدری شایستهای است. علاوه بر این، نویسندگی و بازیگری در تمام بخشها بوی زندگی واقعی میدهد. آناسوفیا راب در نقش دختر همسایه بسیار دوستداشتنی است و زویی لوین در نقش ناخواهری لوس و بدقلق، بازی جذابی ارائه داده. در این میان، اندریا بلکمن هم در نقش کوتاهی به عنوان دختری با بیکینی زرد، حضور چشمگیری دارد. فیلم ۱ ساعت و ۴۳ دقیقه است و در مناطق مختلف ماساچوست فیلمبرداری شده. نمره من: A/A-
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«دانکن» (لیام جیمز) یک پسر ۱۴ ساله معمولی است. او گوشهگیر است و اصلاً منتظر تعطیلات خانوادگی با مادرش، دوستپسار او و دختر نوجوانش نیست. او که مصمم است از این فضای خانوادگی فرار کند، به پارک آبی «ویز» میرود و با یکی از کارکنان آنجا به نام «اوون» (سم راکول) دوست میشود. اوون چیزی (شاید شبیه به گذشته خودش) در این پسر جوان میبیند و به او اجازه میدهد کمکش کند. با گذشت تابستان، هر دو به هم کمک میکنند تا قدرت درونی برای مقابله با نیمه تاریک وجودشان را پیدا کنند و به تدریج، یک دانکنِ با اعتمادبهنفستر ظاهر میشود که آماده است کمی بیشتر خودش را نشان دهد.
با اینکه این یک فیلم شاهکار نیست، اما بازی قوی و دلنشین جیمز ارزش تماشا دارد. اضطرابهای نوجوانی او به شکلی هوشمندانه و حتی ظریف به ما نشان داده میشود و رابطهاش با راکول (که دوستِ چندان معمولی برای یک پسر نیست) کمکم شکل میگیرد؛ و البته همیشه هم مثبت پیش نمیرود. دیالوگهای فیلم بیش از حد زیاد است و به نظرم داستان فرعی خانواده با آن ناپدری زورگو «ترنت» (استیو کارل) و دختر واقعاً رو اعصابش «استف» (زویی لوین) که آدم دلش میخواست او را در قفس کوسهها رها کند، مانع تمرکز روی بخش اصلی یعنی پیوند عاطفی و رشد اعتمادبهنفس پسر میشد. در کل ارزش یک بار دیدن را دارد.