جنگ داخلی
در آیندهای پادآرمانشهری، چهار روزنامهنگار در بحبوحه یک درگیری سراسری در ایالات متحده سفر میکنند. آنها در حالی که برای بقا تلاش میکنند، قصد دارند خود را به کاخ سفید برسانند تا پیش از سرنگونی رئیسجمهور، با او مصاحبه کنند.
سال انتشار: 2024 کارگردان: Alex Garland ژانر: Action، Thriller، War نویسندگان: Alex Garland امتیاز: 7.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نقد کامل بدون اسپویل در TalkingFilms.net
«جنگ داخلی» گواهی بر توانایی خیرهکننده الکس گارلند (Alex Garland) در خلق روایتهای تاثیرگذاری است که بحثهای عمیقی را برمیانگیزد؛ او بدون اینکه در دام شعارزدگی بیفتد، به مضامین و شخصیتها وفادار میماند. فیلمی که از مرزهای سیاسی فراتر میرود و بر روزنامهنگاری جنگ، دوراهیهای اخلاقی کسانی که برای روایت داستانهای نادیده جانشان را به خطر میاندازند، و دگردیسی شخصی لازم برای انجام چنین وظیفه غیرانسانی تمرکز میکند. پیچیدگی شخصیتها و شدت تکاندهنده فیلمبرداری و صداگذاری، به یک تجربه صوتی و تصویری قدرتمند و مدام شوکهکننده کمک کرده است. این فیلم ادای احترامی است به حرفهای که اغلب فراموش میشود، اما در عین حال چالشی است برای بینندگان تا درباره مسائل بحرانی جامعه معاصر تامل کنند.
امتیاز: -A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم معرکهای بود! «جنگ داخلی» از اول تا آخرش هیجانانگیز بود و راستش از همه چیزش لذت بردم. داستان جالبی داره که به بهترین شکل روایت شده. چیزی که بیشتر از همه نظرم رو جلب کرد، طراحی صدا بود که واقعاً فوقالعادهست؛ یعنی دقیقاً از همون ثانیههای اول فیلم. ریتم فیلم کاملاً درسته و پایانش خیلی زود از راه میرسه، شاید چون من کاملاً غرقش شده بودم. بازیگرها عالی کار کردن. کرستن دانست (Kirsten Dunst)، واگنر مورا (Wagner Moura) و استیون مککینلی هندرسون (Stephen McKinley Henderson) همگی درجه یک هستن. ولی برای من کیلی اسپینی (Cailee Spaeny) ستاره فیلم بود، چه بازی درخشانی از خودش نشون داد! تماشای این فیلم واقعاً آدم رو درگیر میکنه. شدیداً پیشنهاد میشه. همین الان دلم میخواد دوباره ببینمش.
2024-04-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نه، متأسفم، این فیلم اصلاً برای من جواب نداد. ظاهراً توی این ایالات متحده یه جنگ داخلی راه افتاده؛ کالیفرنیا و تگزاس از اتحادیه جدا شدن و فلوریدا هم انگار داره تلوتلو میخوره. رئیسجمهور (با بازی نیک آفرمن) سخنرانی میکنه و به بقیه کشور اطمینان میده که جای نگرانی نیست، اما «لی» (کرستن دانست) که یه فتوژورنالیست کهنهکاره و همکارش «جوئل» (واگنر مورا) فکر میکنن این درگیری قراره به یه نتیجه کاملاً متفاوت ختم بشه. اونا شجاعانه تصمیم میگیرن حدود ۸۰۰ مایل تا واشینگتن دیسی سفر کنن تا باهاش مصاحبه کنن. همکار قدیمی و از نفس افتادهشون «سامی» (استیون مککینلی هندرسون) فکر میکنه اونا دیوونه شدن، ولی خودش هم میخواد همراهشون بره. این وسط، یه عکاس جوون و پرشور به اسم «جسی» (کیلی اسپینی) هم موفق میشه خودش رو به تیم بچسبونه و اونا هم در کمال ناباوری قبول میکنن که توی این سفر خطرناک همراهشون باشه.
همین غیرقابلباور بودن کل فیلم رو پیش میبره، چون یه سناریوی کاملاً مضحک جلوی چشممون باز میشه. هیچ تلاشی نمیشه که بفهمیم علت این جنگ چی بوده. رئیسجمهور قدرت رو قبضه کرده؟ از حزبی انتخاب شده که این ایالتها بهش رای ندادن؟ یا اینا فقط یه مشت انقلابی وحشی و مسلح هستن؟ بعدش هم دیالوگهای مسخره رو داریم - که معمولاً از دهن هندرسون درمیاد با اون جملات قصار مثل «همیشه وقتی میتونی بنزین بزن» یا «این راه فقط به مرگ ختم میشه». اونم در حالی که گروه دارن از توی یه کشورِ به طرز عجیبی باثبات، با بنزین و آذوقه فراوان رد میشن که توش به ندرت اثری از مهاجرت دستهجمعی، ترس یا وحشت دیده میشه. در واقع، اون کلاههای آبی «خبرنگار» و یه ذره جلیقه ضدگلوله انگار اونا رو در برابر اون درام مرگباری که قراره تجربه کنن، مصون میکنه. جسی پلمونس (Jesse Plemons) حضور کوتاهی داره که در واقع به تنها بخش تا حدی هیجانانگیز این ماجرا ختم میشه، اما در غیر این صورت همهاش یه اتفاق بیاهمیته. دانست در ابتدا به عنوان یه زن قوی و با شخصیت شروع میکنه اما این ویژگی کمکم محو میشه و خب، من وقتی پایان فیلم با تمام قابلپیشبینی بودنش از راه رسید، فقط یه ذره حوصلهام سر رفته بود. فیلم تیکهتیکه، اپیزودیک، غیرواقعی و پر از شخصیتهایی بود که اصلاً نمیتونستم باورشون کنم. شاید قرار بوده یه اثر آخرالزمانی عجیب باشه، اما بیشتر من رو یاد یکی از اپیزودهای سریال «Falling Skies» انداخت - فقط بدون آدمفضاییها. شاید برای مخاطب آمریکایی جذابتر باشه، ولی من آمریکایی نیستم و این فیلم برام جذاب نبود.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
داستانهای هشداردهنده وقتی روی پرده بزرگ سینما میان، بیشترین تاثیر رو میذارن و این دقیقاً در مورد اثر جدید الکس گارلند (Alex Garland) صدق میکنه. داستان گیرای این فیلمساز درباره چهار روزنامهنگار (کرستن دانست، واگنر مورا، استیون مککینلی هندرسون، کیلی اسپینی) که جنگ داخلی رو در نسخه پادآرمانشهری آمریکا در آیندهای نزدیک پوشش میدن، خبرنگارها رو در مسیری پر پیچ و خم از نیویورک به واشینگتن دنبال میکنه که تمام ابعاد این سناریوی کابوسوار رو بهشون نشون میده. «جنگ داخلی» که در اصل یه فیلم جادهایه، مجموعهای از تصاویر و موقعیتها رو به شخصیتها و بینندهها نشون میده که به شکلی گرافیکی بقایای ایالات متحده رو به تصویر میکشه؛ جایی که مردم مستأصل سعی دارن از اوضاع سر در بیارن و راهی برای زنده موندن پیدا کنن.
هدف سفر قهرمانهای داستان، گرفتن یه مصاحبه (احتمالاً آخرین مصاحبه) با یه رئیسجمهور فاسد و خودشیفته (نیک آفرمن) است، اونم در حالی که نیروهای شورشی دارن به پایتخت نزدیک میشن. اونا با وجود خطرات سفر و نقششون به عنوان روزنامهنگار - که بقیه با شک بهشون نگاه میکنن و متهم شدن به اینکه به آتیش درگیریها دامن میزنن - پا توی این مسیر پرخطر میذارن. در حالی که بعضیها شکایت کردن که فیلم پیشزمینه اجتماعی و سیاسی کافی درباره درگیری نمیده، من معتقدم این موضوع اصلاً لازم نیست: گارلند اینجا داره یه بیانیه صریح میده که وقتی گلولهها شروع به شلیک میکنن، ایدئولوژی دیگه اهمیتی نداره و هیچکس بهش اهمیت نمیده؛ نکتهای که با صراحت و وحشتزدگی مدام تکرار میشه. جنونی که مردم رو میبلعه تنها چیزیه که در اون لحظه مهمه؛ جنونی که ناشی از خصومت آشکار بین مبارزها و زیادهروی خبرنگارها برای «گرفتن خبر» به هر قیمتیه. فیلمساز در رسیدن به این هدف هیچ ابایی نداره و تماشای فیلم رو به تجربهای سخت تبدیل میکنه که قطعاً برای آدمهای حساس مناسب نیست. اما پیام فیلم اهمیت زیادی داره، مخصوصاً در فضای دوقطبی و سخت امروز. بهتره به چیزی که در این اثر مهم گفته میشه توجه کنیم؛ فیلمی که به راحتی بهترین - و نگرانکنندهترین - اکران سال ۲۰۲۴ تا به اینجاست.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم با اینکه در فضای درگیری مسلحانه میگذره، از تم سنتی جنگی فاصله میگیره تا روی عکاسان خبرنگار جنگی تمرکز کنه و دیدگاهی درباره کار این حرفهایها ارائه بده. کارگردان از طریق یه سری سکانسهای کوتاه، سعی میکنه تصویری از عملکرد این افراد در میدان نبرد بسازه، بدون اینکه دلایل جنگ رو بگه یا طرفین درگیر رو مشخص کنه. هر سکانس به تنهایی خوشساخته و از نظر کیفیت فیلمبرداری و صداگذاری غوطهورکننده که تنش رو بالا میبره، عالی عمل میکنه. با این حال، این سکانسها با اینکه به صورت جداگانه تاثیرگذار هستن، نمیتونن به شکلی منسجم کنار هم قرار بگیرن. نتیجه فیلمی شده که انگار از مجموع اجزای خودش کمتره. مشکل اصلی فیلم کمبود عمقه. با اینکه از نظر فنی، مخصوصاً صدا، خیلی خوب تولید شده، اما فیلم در ارائه یه رویکرد عمیقتر کم میاره؛ چیزی که میتونست اون رو از نمایش صرفِ صحنههای تاثیرگذار به یه اثر واقعاً ماندگار تبدیل کنه.
2024-04-29
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «جنگ داخلی» علیرغم ادعاهایی که داره، اساساً یه اثر تقلیدی پر از تصاویر آزاردهنده حسابشده و روایتهای خشنه. شخصیتپردازی و یه داستان پسزمینه درست و حسابی در فیلم دیده نمیشه. این یه سفر جادهای جهنمی و روایتمحور با یه هدف پوچگرایانهست که به یه پایان قابلپیشبینی ختم میشه. این موضوع چیز زیادی برای بیننده باقی نمیذاره که از فیلم برداشت کنه. فیلمی که باید حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشه، در عوض به طرز تابلویی ساکته. شاید این واکنشی به فضای تفرقه و ترسی باشه که امروز در آمریکا وجود داره؟ با این حال، چرا باید درباره یه موضوع جنجالی فیلم ساخت، اگه هیچ حرف جنجالی برای گفتن ندارید؟ خلاصه اینکه، این فیلم واقعاً نیاز داشت که بیشتر صاحبنظر باشه، حتی اگه این به معنای ارائه دیدگاههای مخالف باشه. در عوض، با نگفتن هیچ حرف مهم و تاثیرگذاری، سعی کرده به هیچکس برنخوره (که این روزها دیگه عادی شده).
2024-05-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**بد نبود** با انتظارات پایین شروع کردم، اما واقعاً فیلم خوبی از آب دراومد. داستان، بازیگری و کارگردانی فوقالعاده بود. شکایت خاصی ندارم. سرگرمکننده و تاملبرانگیز بود. خسته نباشید!
2024-06-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً از این فیلم لذت بردم، انتظار زیادی نداشتم ولی خیلی بهم چسبید. پیشنهاد میشه.
2024-06-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
برام سواله که اون پیرمرده به اون دختر جوونه میرسه یا نه. واقعاً براش مایه گذاشت. حتماً دقیقاً میدونه چند بار باید تا دم مرگ برن تا دختره بیفته تو بغلش. ولی انگار برای یه رابطه، خیلی دردسر کشید. خبر، خبر، خبر. باید اون داستان رو به دست آورد.
2024-07-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم به طرز شگفتآوری تکاندهندهست و فضایی داره که تا مدتها بعد از تیتراژ باهاتون میمونه. لوکیشنهای آشنای شهرها، شهرکها و جادهها به عنوان پسزمینهای خشن برای جنگی که در داخل ایالات متحده جریان داره عمل میکنن و حسی از عادی بودنِ از دست رفته رو ایجاد میکنن که با هرج و مرج به هم ریخته. اتمسفر فیلم یکی از قویترین نقاط قوتشه که با مهارت ساخته شده تا بیننده رو لبه صندلی نگه داره. تضاد محیطهای آشنا و روزمره با وحشتِ درگیری داخلی، لایهای از واقعگرایی اضافه میکنه که ترس رو بیشتر میکنه. کرستن دانست یکی از بهترین بازیهای عمرش رو در این فیلم ارائه میده و به نقشش عمق و ظرافت میبخشه. تصویرسازی اون ترس، تابآوری و پیچیدگی شخصیتی رو که در میان آشوب حرکت میکنه، به خوبی نشون میده. بازیگرهای مکمل هم به همون اندازه عالی هستن و هر کدوم به شخصیتهاشون اصالت و بار عاطفی میبخشن. مضامین فیلم عمیقاً تاثیرگذارن و پیامدهای وحشتناک جامعهای رو که در آستانه فروپاشیه بررسی میکنن. روایت فیلم به روان انسان نفوذ میکنه و واکنش مردم تحت فشار شدید و دوراهیهای اخلاقی که باهاش روبرو میشن رو واکاوی میکنه. در نهایت، این فیلم یه کلاس درس در ژانر وحشت اتمسفریکه. مثل یه ابر سیاه باهاتون میمونه و با روایت تکاندهنده و بازیهای قدرتمندش تاثیر ماندگاری میذاره. کل تیم بازیگری کار استثنایی ارائه دادن که با فیلمسازی درجه یکی حمایت شده که هر جزئیات وحشتناکی رو زنده میکنه. این فیلم فقط یه داستان ترسناک نیست، بلکه بازتابی تلخ از وضعیت بشره که تماشای اون رو برای طرفداران این ژانر و هر کسی که دنبال یه تجربه سینمایی تاملبرانگیزه، واجب میکنه.
2024-07-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من به دلایل زیادی خیلی مشتاق دیدن «جنگ داخلی» بودم. عمدتاً میخواستم ببینم جناحهای مختلف سیاسی در این ایالاتِ به شدت تقسیمشده چطور به تصویر کشیده میشن. در واقع، کشورهای زیادی در جهان هستن که تقریباً به طور مساوی بین دو گروه تقسیم شدن: طرفداران دخالت زیاد دولت (پول، مهاجرت و غیره) در مقابل سرمایهداری بازار آزاد. متأسفانه، هیچ پوششی از این موضوع در فیلم نبود و تنها تفاوت، مناطق جغرافیایی بود که باعث میشد خودتون تفاوتها رو تصور کنید. اونا به یه کلیشه منطقهای تکیه کردن تا بگن «جنوب» از سفیدپوستهای عصبانی تشکیل شده که فقط دوست دارن کسایی که باهاشون موافق نیستن رو بکشن. همین موضوع فیلم رو بلافاصله در یه دستهبندی سیاسی قرار داد. وقتی فیلم تموم شد، یه سری احساسات موندگار داشتم که عمداً توسط داستان و کارگردان القا شده بود: ۱) خبرنگارهای بینالمللی تنها قهرمانهای واقعی هستن؛ ۲) همه مردهای سفیدپوست آمریکایی فقط جنگ و کشتار رو دوست دارن. مایه تأسفه که به نظر میرسید این روایت اصلی از اول تا آخر فیلمه. فرصتهای زیادی از دست رفت. خلاصه: این فیلم یه جورایی مثل تماشای «اینک آخرالزمان» بود که تنها شخصیت اصلیش عکاس خبرنگاری بود که همیشه به عنوان قهرمان نشون داده میشد. نویسنده و کارگردان اصرار داشتن که اون همه فیلمبردار زمان جنگ، مخاطبان زیادی دارن که فقط تماشای چهرههای از نزدیکِ آدمهایی که تیر خوردن و دارن میمیرن رو میخوان. اونا همچنین اصرار داشتن که این خبرنگارها از طرف همه جناحهای درگیر به شدت مورد احترام و محافظت هستن. این فرضهای مداوم باعث شد فیلم واقعگرایی خودش رو تا حد زیادی از دست بده. با چنین بودجه تولید بزرگ و عطش زیادی که برای این موضوع وجود داشت، «جنگ داخلی» یه ناامیدی بزرگ بود. نویسندگی و کارگردانی بهتر میتونست این فیلم رو به یه بمب سینمایی تبدیل کنه. در عوض، تا ۳-۵ سال دیگه کسی اون رو یادش نمیمونه و قطعاً هیچکس به فکر تماشای دوبارهاش نمیافته.
2024-10-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه سواری وحشتناک ولی شگفتانگیز از اول تا آخر. پر از قابهای فوقالعاده، مرگهای دلخراش و نگاهی به فیلمسازی که تا حالا ندیده بودم. تقریباً از هر ثانیه این فیلم لذت بردم. البته دوست داشتم درباره قبل و بعد از وقایع فیلم بیشتر بدونم.
2025-02-09