Trollhunters: Tales of Arcadia
«جیم لیک جونیور» یک پسر معمولی است که مادری پرمشغله دارد و در آرزوی ماجراجوییهای بیشتر در زندگیاش است. از قضا، جیم وقتی یک طلسم جادویی را زیر پل پیدا میکند که او را صدا میزند، به چیزی بیش از آنچه آرزو داشت میرسد. با این کشف، جیم به عنوان اولین انسان در نقش «غولکش» (Troll Hunter)، قهرمان دنیای غولها، انتخاب میشود. جیم به همراه دوستش «توبی»، دنیای مخفی «بازار غولها» را کشف میکند و تحت تعلیم مربیان جدیدش، «بلینکی» و «آآآآررررگگگگ»، آموزش میبیند. آنها به او درباره تهدید «گامگامها» میگویند که قصد دارند رهبرشان، «گانمار سیاه»، را آزاد کنند تا هر دو دنیای غولها و انسانها را تسخیر کند. در نبردی که پیش رو است، جیم و دوستانش در جایی که انتظار ندارند با دشمنان و دوستان جدیدی روبرو میشوند و این جنگ سایهها، خطرات و پیچیدگیهای بزرگی را وارد زندگیشان میکند.
سال انتشار: 2016–2018 کارگردان: ژانر: Animation، Action، Adventure نویسندگان: Guillermo del Toro امتیاز: 8.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**به افتخار مرلین، نور روز در فرمان من است!**
فصل اول: بیست سال از انقلاب انیمیشنهای سهبعدی میگذره. فیلمهای سینمایی در سطح دیگهای هستن، اما همیشه برام سوال بود که چرا سریالهای تلویزیونی اینقدر عقب موندن. تعداد کمی از سریالهای اخیر به اندازه این یکی تاثیرگذار بودن. این اثر قطعاً در سالهای آینده به یک کلاسیک تبدیل میشه. اما فکر نکنید چون انیمیشنه فقط برای بچههاست؛ این چیزی بود که خودم رو هم غافلگیر کرد. باید شش ماه پیش که اومد میدیدمش. نادیدهاش نمیگرفتم، فقط تماشاش رو عقب میانداختم و الان بابت این طرز فکرم پشیمونم.
این سریال بر اساس کتابی به همین نام، به نویسندگی مشترک گیرمو دل تورو (Guillermo del Toro) ساخته شده. این یکی از آخرین کارهای آنتون یلچین (Anton Yelchin) قبل از مرگ غیرمنتظرهاش در سال گذشته بود. حتی لازم نبود چک کنم، به محض اینکه صداش رو شنیدم فهمیدم خودشه؛ تن صدای بسیار خاصی که فقط تعداد کمی در صنعت سینما ازش بهرهمند هستن. کارهای خوب زیادی انجام داده، اما این یکی به عنوان آخرین اثرش در یادها میمونه. سریال سه جایزه آنی (Annie Awards) و چندین جایزه دیگه برده که برای یک محصول تلویزیونی دستاورد بزرگیه.
> ❝سرنوشت یک هدیه است. برخی تمام عمرشان را در ناامیدی خاموش میگذرانند.❞
من خوره فیلم هستم نه سریال، اما مرتب سریال میبینم. معمولاً سریالهای سرگرمی رو نقد نمیکنم مگر اینکه عاشق تمام اپیزودهاش بشم. فصل اول ۲۶ قسمت داره، درست مثل قدیما. چون این روزها تعداد قسمتها به ۱۰ تا ۱۳ کاهش پیدا کرده. هر اپیزود عالی بود؛ با داستانی کامل و کلی پیچ و خم. میشد ازش یه مجموعه فیلم فوقالعاده مثل «هری پاتر» ساخت. حتی نسخه لایو-اکشن هم ایده بدی نیست، چون تکنولوژی امروز خیلی بهتر از ده سال پیشه. اما خوشحالم که به صورت سریاله، چون همین موضوع خاصش کرده.
شخصیتها کاملاً غیرقابل پیشبینی بودن. حدود ۱۰-۱۵ شخصیت اصلی داریم و با پیشرفت سریال، شاهد تغییر کامل در اونها هستید. این یعنی یک شخصیتپردازی بینقص. هیچ فلشبکی در کار نیست، اما تمام اطلاعات لازم خیلی شیک و در طول ماموریتها به ما داده میشه. داستان درباره یک «برگزیده» است و من بعد از «ارباب حلقهها» شاهکاری مثل این با موضوع برگزیده ندیده بودم. وقت تلف نمیکنه و داستان سریع شروع میشه. اولش فکر کردم شاید بخشهای خستهکننده داشته باشه، اما بعد از چند قسمت فهمیدم چقدر هوشمندانه ساخته شده.
> ❝خب، من واقعاً بهش نمیگم مشکل؛ مشکل چیزیه که بشه حلش کرد.❞
تنها ناامیدی من از خود سریال نبود، بلکه از این بود که وقتی تموم شد، دیگه قسمتی برای دیدن نداشتم. بیصبرانه منتظر فصل دوم هستم. یکی از دلایل محبوبیتش برای من این بود که هر قسمت از قبلی بهتر میشد. داستان در شهر آرکادیا اتفاق میافته، جایی که جیم لیک اولین غولکش انسان میشه. او به بازار غولها در زیر زمین برده میشه و با آموزشهای سخت و ماموریتهای کوچک، باید مهارتهاش رو بالا ببره. در این راه با «بولار»، پسر گانمار، و تهدیدهای دیگهای مثل «تغییرشکلدهندهها» و گابلینها روبرو میشه. فیلمنامه دل تورو واقعاً عالیه.
صحنههای اکشن خوبی داره و لحظات احساسی هم کم نداره. شخصیت «آآآآررررگگگگ» محبوبترین شخصیت منه و بعد از اون «بلینکی» با دیالوگهای فلسفی و خندهدارش. «توبی» هم یکی از بهترین دوستهای صمیمی (sidekick) تاریخ انیمیشنه. شخصیتهای منفی هم عالی هستن، مخصوصاً «آنگور روت» که مثل دارث ویدرِ این داستان بود. این سریال میتونه بازی رو برای دریمورکس عوض کنه. در نهایت، دیدنش رو از دست ندید، مخصوصاً اگه بچه تو خونه دارید، با هم ببینید تا بیشتر خوش بگذره. ۹.۵/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**حالا وقتشه که گانمار برای روبرو شدن با غولکشها آماده بشه!**
**_فصل دوم:_** نمیدونم چطور شروع کنم، چون عاشق فصل اول بودم. نقد فصل اول یکی از طولانیترین نقدهایی بود که تا حالا نوشتم. اما این فصل به اون استاندارد نرسید. هنوزم انیمیشن خوب و نمایش قشنگی بود و از دیدنش لذت بردم، اما کمتر از قبل. نمیدونم چی باعث شد افت کنه. شاید چون فصل اول شرورها و ماجراجوییهای فوقالعادهای داشت که اینجا جاشون خالی بود. آنگور روت، استریکلر، نومورا و مخصوصاً بولار عالی بودن. اگه فقط نصف اینها برمیگشتن، سرنوشت این فصل فرق میکرد. گانمار نسبت به پسرش ضعیفتر به نظر میرسید، با اینکه خیلی بزرگش کرده بودن. انگار اون رو برای فصل آخر نگه داشتن. در کل، اگه فصل اول رو دوست داشتید، از این هم خوشتون میاد. خوشحالم که تعداد قسمتهاش نصف فصل اول بود؛ کوتاه و مختصر. ۷/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فکر نمیکردم ازش خوشم بیاد، اما واقعاً لذت بردم! گاهی توی تلویزیون میدیدمش، اما از وقتی نتفلیکس گرفتم نشستم و کامل دیدمش. کیفیت HD واقعاً خیرهکننده بود. با صداپیشههای عالی و داستانی که فصل به فصل بهتر میشد، غولکشها یک انیمیشن فانتزی فوقالعاده بود. بخش مورد علاقه من پایان سریال بود، مخصوصاً وقتی صدای مرحوم آنتون یلچین رو شنیدم که درباره سرنوشت صحبت میکرد. نمایش بینظیری بود.
2020-03-02