سالتبرن
دانشجویی در دانشگاه آکسفورد مجذوب دنیای همکلاسی جذاب و اشرافی خود میشود که او را برای تابستانی فراموشنشدنی به عمارت پهناور و عجیب خانوادهاش دعوت میکند.
سال انتشار: 2023 کارگردان: Emerald Fennell ژانر: Drama، Thriller نویسندگان: Emerald Fennell امتیاز: 7.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
وقتی میخواستم این فیلم را ببینم خیلی استرس داشتم. انتظار داشتم با چیزی شبیه به ترکیب «کشور دیگر» (Another Country) و «باری دیگر برایدزهد» (Brideshead Revisited) روبرو شوم. داستان درباره «اولی» (با بازی بری کیوگن) و دوست اشرافیاش «فلیکس» (با بازی جیکوب الوردی) است. هر دو در آکسفورد درس میخوانند، اما اولی در مقایسه با همکلاسیهای پولدارش، وضعیت مالی خوبی ندارد. یک روز او به فلیکس کمک میکند و دوچرخهاش را به او قرض میدهد، و همین باعث شروع رفاقتی میشود که در نهایت به دعوت اولی به عمارت خانوادگی فلیکس ختم میشود؛ جایی که او با مادر (رزمند پایک) و پدر (ریچارد ای. گرانت) فلیکس آشنا میشود. در تمام این مدت، «فارلی» (آرچی مدکو) که شخصیتی حسود و بدجنس دارد هم حضور دارد. تابستان آنها بین خوشگذرانیهای افراطی و اتفاقات وحشتناک و تراژیک در نوسان است. فیلم شروع کندی دارد، اما وقتی به عمارت میرسیم، سرعت داستان زیاد میشود و اولی نشان میدهد که چقدر در مدیریت - و حتی بازی دادن - آدمها در آن محیط خطرناک مهارت دارد. دیالوگهای فیلم بیش از حد زیاد است، اما کیوگن عالی بازی کرده و حس تعلیق و تهدیدی که کمکم ایجاد میشود، باعث میشود بفهمیم اوضاع آنطور که به نظر میرسد نیست. بازی مدکو در نقش آن آدم آویزان و نفرتانگیز هم خیلی خوب بود و کری مولیگان هم نقش کوتاهش را عالی ایفا کرد. فیلمبرداری و زیباییشناسی فیلم در کنار موسیقی آنتونی ویلیس، به داستان غنای خاصی بخشیده. فکر نمیکنم این فیلمی باشد که سالها در یادم بماند، اما ارزش یک بار دیدن را دارد، مخصوصاً که بری کیوگن نشان داد مسیرش به سمت موفقیتهای بزرگتر را به خوبی طی میکند.
2023-10-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
گاهی اوقات با فیلمسازی روبرو میشوید که کارهایش اصلاً به دلتان نمینشیند. حالا بعد از دیدن دو فیلم از امرالد فنل (Emerald Fennell)، میتوانم با اطمینان بگویم که او برای من چنین فیلمسازی است. از فیلم اولش «زن جوان نویدبخش» (۲۰۲۰) خوشم نیامد و درباره فیلم دومش «سالتبرن» هم همین حس (و حتی بدتر) را دارم. این فیلم که مثلاً یک تریلر است، درباره یک دانشجوی آکسفورد (بری کیوگن) است که در ظاهر دستوپاچلفتی اما در باطن شرور است و خودش را در دل یک خانواده اشرافی جا میکند. راستش را بخواهید، داستان و شخصیتها ذرهای برایم اهمیت نداشتند. (چیزی شبیه به «کشتن گوزن مقدس» اما با یک مشت آدم پولدار عجیب و غریب و گرگی در لباس میش). این مجموعه از شخصیتهای کاملاً منفور که زندگیهای مزخرفی دارند و به ارزشهای احمقانهای پایبندند، باعث میشود بیننده هیچ همدلی یا ارتباطی با آنها برقرار نکند. روایت داستان قابل پیشبینی و بسیار کند است، سکانسهایی دارد که فقط برای شوکه کردن مخاطب چپانده شدهاند، شخصیتپردازیها تکبعدی و کلیشهای هستند و شوخیهای فیلم هم اصلاً نمیگیرند. از آن فیلمهایی است که مدام به ساعتت نگاه میکنی تا ببینی کی تمام میشود. واقعاً حیف که بازیگرانی مثل رزمند پایک، کری مولیگان و ریچارد ای. گرانت در نقشهای فرعی هدر رفتهاند. بازی بری کیوگن هم بیش از حد غلو شده بود؛ کاملاً مشخص بود که دارد «بازی» میکند و نتوانسته بود در نقش حل شود. در کل، این فیلم سعی میکند با صحنههای عجیب و غریب دهان مخاطب را باز نگه دارد، درست مثل کار قبلی کارگردان. پول و وقتتان را برای این اثر بیش از حد تحویل گرفته شده هدر ندهید.
2023-12-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بخش پایانی فیلم دچار تکرار شده بود. فکر کنم همه متوجه منظور کارگردان شدیم. از شخصیتها خوشم آمد؛ کاراکترهای جالبی بودند، به جز آن یکی که خودتان میدانید. واقعاً کسی آن دیالوگ «خونآشام» را میگوید؟ صحنه لیس زدن (slurp) شخصیت واقعی را خوب لو داد. برای من، بخش توضیحات آخر فیلم تجربه تماشا را خراب کرد. هر چه بیشتر میبینی، فیلم شلختهتر به نظر میرسد. در نهایت هم که تبدیل به یک آش شلهقلمکار واقعی شد.
2023-12-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**در کل سرگرمکننده**
این فیلم تجربه تازهای بود. کارگردانی خوب و داستان منسجمی داشت. بیننده را مدام در این فکر نگه میدارد که بعدش چه میشود؟ چند تا حفره داستانی و برهنگیهای اجباری (که با بقیه فیلم همخوانی نداشت) وجود داشت، اما داستان خوب این نقاط ضعف کوچک را میپوشاند. در کل از فیلم لذت بردم. ۷ از ۱۰.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یک کمدی سیاه / درام روانشناختی از آمازون، به نویسندگی و کارگردانی امرالد فنل (کارگردان فیلم فوقالعاده «زن جوان نویدبخش» و بازیگر «باربی»). نقد کردن این فیلم بدون لو دادن داستان سخت است. داستان درباره الیور کوئیک (بری کیوگن) است، دانشجوی بورسیهای در اوایل دهه ۲۰۰۰ که تلاش میکند در دانشگاه سطح بالای آکسفورد پذیرفته شود. او با فلیکس کاتون (جیکوب الوردی) که دانشجوی محبوبی است آشنا و صمیمی میشود و داستان غمانگیز خانوادهاش را برای او تعریف میکند. سپس برای تعطیلات به «سالتبرن» دعوت میشود، عمارتی باشکوه در حومه انگلیس، جایی که با خانواده عجیب و رو به زوال فلیکس آشنا میشود. ساختار تولید فیلم با فیلمبرداری لینوس سندگرن (که واقعاً با مود داستان هماهنگ است)، تدوین ویکتوریا بویدل و موسیقی آنتونی ویلیس بسیار قوی است. اما بزرگترین نقطه قوت فیلم در فیلمنامه آن است. داستان که صحنههای جنسی وقیحانهای دارد و نشان میدهد اولی آنقدرها هم که به نظر میرسد آدم سالمی نیست، در ۳۰ دقیقه آخر به شکلی شبیه به «زن جوان نویدبخش» پیش میرود و چهره واقعی یک قاتل زنجیرهای و آدم فرصتطلب را رو میکند. با توجه به سابقه کارگردان، پایان فیلم چندان غیرقابل پیشبینی نبود اما باز هم جذاب بود. به نظرم این فیلم در فصل جوایز در بخشهای فیلمنامه، کارگردانی و بازیگری حرفهایی برای گفتن داشته باشد. نمره من ۷.۹ از ۱۰.
2024-01-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**خیلی وقت بود فیلمی ندیده بودم که اینقدر غیرقابل پیشبینی باشد.** چیزی که بیشتر از همه من را جذب کرد، ارتباط عجیب و در عین حال جذابی بود که با یک شخصیت سایکوپات (روانی) برقرار کردم. شاید عجیب به نظر برسد، اما فیلم استادانه شما را به درون گرداب احساسات و روان این شخصیت میکشد و بعد در جایی، این ارتباط را قطع میکند و شما را سرگردان رها میکند. با این حال، چیزی که واقعاً من را تحت تأثیر قرار داد، فیلمبرداری بود. دوربین، اصلاح رنگ، نورپردازی؛ همه چیز با دقت طراحی شده بود تا حس و حال داستان را تقویت کند. لحظاتی بود که فقط محو زیبایی یک پلان میشدم. ارزش دیدن دارد.
2024-01-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
حالم دگرگون شده. به طرز فوقالعادهای شوکه هستم. فیلم لحظات بسیار ناراحتکنندهای دارد، اما اگر درست انجام شود (که اینجا شده)، اصلاً چیز بدی نیست. فیلم خیلی خوب همه قطعات را کنار هم میچیند. داستان اصلی خیلی سخت نیست که پیشبینی شود، یا حداقل آنقدر که خودش فکر میکند غیرقابل پیشبینی نیست، اما باز هم میگویم: اگر درست اجرا شود، مشکلی ندارد. جذابیت اصلی فیلم همان بخشهای آزاردهنده و تکاندهنده است. بازیها هم عالی بود. بری کیوگن درجهیک است؛ قبلاً تعریفش را شنیده بودم اما تا الان درکش نکرده بودم. جیکوب الوردی و رزمند پایک هم عالی بودند. در واقع، روی کاغذ شاید تیم بازیگری به نظرم جالب نمیآمد، اما در عمل عالی بودند. ریچارد ای. گرانت و بقیه هم خوب بودند. شک نکنید «سالتبرن» فیلم بزرگی است و باید دید. امرالد فنل بعد از «زن جوان نویدبخش» دوباره ثابت کرد که کارش را بلد است.
2024-01-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تبلیغ این فیلم را در سینمای محلی دیده بودم اما چون توضیحاتش چیزی را لو نمیداد، فکر کردم یک نسخه تکراری از «باری دیگر برایدزهد» است. بعد که هایپ فیلم را شنیدم، تعجب کردم که چطور رده سنی ۱۵ سال گرفته. اما میدانید، در فیلمها گاهی دو نفر همدیگر را میبوسند و بعد ناگهان در تخت در حال سیگار کشیدن هستند؛ ما به عنوان بزرگسال میفهمیم چه شده، اما سانسورچی نمیتواند به چیزی که نشان داده نشده گیر بدهد. این فیلم در چیزهایی که نشان داد قطعاً رده ۱۵ سال بود، اما من از چیزهایی که «تلمیح» میکرد و در لفافه بود خجالت کشیدم! درباره «صحنه وان حمام» یا «صحنه قبرستان» شنیده بودم و نگران بودم، اما صحنه «خونآشام» بیشتر غافلگیرم کرد. یا شاید این فقط تخیل منحرف من بود!
2024-01-21