سفید برفی و شکارچی
سفیدبرفی، دختر زندانی پادشاه فقید، درست زمانی فرار میکند که آینه جادویی او را منبع جاودانگی ملکه شرور اعلام میکند. ملکه مردان خود را به رهبری یک شکارچی محلی میفرستد تا او را بازگردانند. اما پس از دستگیری، شکارچی متوجه میشود که فریب خورده است و علیه مردان ملکه میشورد و در این راه سفیدبرفی را نجات میدهد. در همین حال، ویلیام، دوست دوران کودکی سفیدبرفی، متوجه میشود که او زنده است و برای نجاتش راهی سفر میشود.
سال انتشار: 2012 کارگردان: Rupert Sanders ژانر: Action، Adventure، Drama نویسندگان: Evan Daugherty، John Lee Hancock، Hossein Amini امتیاز: 6.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این اون داستان پریانی نیست که از والت دیزنی بهش عادت کردیم، بلکه یه فیلم جدیتر، تاریک و شوم هست. باید بگم که از فیلم لذت بردم. با وجود اینکه دنیای فیلم خیلی تاریک و پر از ناامیدی به نظر میرسه، اما فیلمبرداریش خیلی خوبه و تماشای فیلم لذتبخشه. تمرکز فیلم روی شخصیت شکارچی خیلی بیشتر از فیلمهای قبلی سفیدبرفیه که دیده بودم و فکر کنم این اولین باری بود که میدیدم سفیدبرفی زره کامل جنگی میپوشه و سوار اسب میشه. به نظرم ایده خوبی بود. جلوههای ویژه زیادی توی فیلم هست اما نه اونقدر که زیادهروی بشه و به نظر من کیفیتشون هم خوبه. همونطور که قبلاً گفتم، داستان کمی متفاوته هرچند خط کلی داستان اصلی رو دنبال میکنه. هنوز هم یه پلات ماجراجویی/اکشن ساده داره اما انسجامش رو حفظ کرده. کوتولهها هم طبق معمول هستن و با اینکه فیلم نگاه جدیتری به داستان داره، باز هم یکی دو بار باعث خندهتون میشن. چند تا صحنه هم بود که بیشتر شبیه پرکننده (فیلر) به نظر میرسید و چیز خاصی به داستان اضافه نمیکرد، اما روند فیلم رو هم خراب نکرد. وقتی تیتراژ شروع شد، از تماشای فیلم راضی بودم.
2012-10-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از وقتی که اولین عکسهای «سفیدبرفی و شکارچی» حدود یک سال پیش توی IMDb منتشر شد، خیلی برای دیدنش هیجان داشتم. توی چند هفته اخیر این هیجان اونقدر بالا رفته بود که دیگه هیچ فیلمی نمیتونست اون توقعات بالا رو برآورده کنه. ببینید، من همیشه عاشق داستان سفیدبرفی و ملکه بدجنس بودم، اما هیچوقت کسی سعی نکرده بود اون رو به چیزی تبدیل کنه که به نظرم همیشه باید میبود: یه داستان فانتزی و ترسناک گوتیک، نه یه قصه شیرین قبل خواب. حالا با یه تریلر امیدوارکننده، به نظر میرسید روپرت سندرز (Rupert Sanders) آرزوی من رو برآورده کرده. با اینکه اون توی داستان خیلی از خلاقیت خودش استفاده کرده، اما نتیجه نهایی کاملاً ارزشش رو داشت. سفیدبرفی و شکارچی فیلمیه که ارزش دیدن داره. دقیقاً هر چیزی که درباره این داستان کلاسیک تصور میکردم توی فیلم هست. «جنگل تاریک» واقعاً تاریکه؛ ترسناک و وهمآلوده، اونم به بهترین شکلِ کابوسوارش. جالبه که در طول فیلم شباهتهایی با نسخه کلاسیک دیزنی هم دیده میشه. مثلاً توی جنگل تاریک، شاخههای درختها خودبهخود به سمت هر کسی که وارد قلمروشون بشه حرکت میکنن و مثل انگشتهای چنگاندازِ عجیبوغریب دور آدم میپیچن. قارچها وقتی بهشون دست میزنی گاز سمی پخش میکنن و تپهها واقعاً چشم دارن... قلعه ملکه شرور هم دقیقاً همون خونه رویایی بچههای گوتیکبازه! کوتولهها هم آدمهای کوچولوی خشن و زمختی هستن. از نظر گرافیکی واقعاً هیچ ایرادی نمیشه گرفت. اما خب، اگه عناصر کلیدی درست درنمیاومدن، تصاویر قشنگ به تنهایی فیلم رو نجات نمیداد. بذارید از نقش اول زن شروع کنم. واقعاً نمیفهمم چرا اینقدر از کریستن استوارت (Kristen Stewart) بد میگن. اون نه تنها یه بازیگر جوان بااستعداده، بلکه یه سفیدبرفیِ کامله. نمیتونم کسی رو تصور کنم که بهتر از اون از پس این نقش بربیاد. اون فقط ظاهرش مناسب نیست (صورت زیبا، پوست رنگپریده و موهای مشکی)، بلکه نگرش درستی هم برای بازی در نقش سفیدبرفی با این شخصیتپردازی داره: باهوش، جسور و مستقل. این یه دختر ضعیف و منتظر کمک نیست، این دختریه که آمادهست تا انتقام بگیره. فقط به یه کم کمک از طرف دوستاش نیاز داره. اولین و مهمترین دوستش هم اریک، همون شکارچیه. اون اول توسط ملکه استخدام (یا بهتر بگم، مجبور) میشه تا سفیدبرفی رو شکار کنه. اما وقتی میفهمه فریب خورده، علیه ملکه میشه و تصمیم میگیره به سفیدبرفی کمک کنه. کریس همسورث (Chris Hemsworth) این نقش رو بازی میکنه و انتخابش عالی بوده. اون دقیقاً همون چیزیه که یه شکارچی باید باشه؛ خشن اما جذاب، با اون لهجه اسکاتلندی خاصش. در نهایت ویلیام، دوست دوران کودکی سفیدبرفی با بازی سم کلفلین (Sam Claflin) رو داریم که مأموریت شخصی خودش رو برای کمک به اون شروع میکنه. البته داستان سفیدبرفی بدون اون ۷ (یا در اینجا ۸) کوتوله معروف کامل نمیشد. به نظر میرسه مسئول انتخاب بازیگر، یه مشت از بهترین بازیگرهای بریتانیایی رو برای این کار جمع کرده؛ باب هاسکینز، ایان مکشین، ادی مارسن، ری وینستون و... تماشای این شخصیتها لذتبخشه و کمی طنز به داستان اضافه میکنن بدون اینکه فیلم رو به کمدی تبدیل کنن (که نکته مثبتیه). و بعد میرسیم به ملکه شرور، راونا، با بازی شارلیز ترون. خانم ترون بازیگر بزرگیه و من واقعاً منتظر بودم ببینم چطور این نقش کاملاً پلید رو بازی میکنه. ملکه همون چیزی بود که امیدوار بودم؛ یه زیبای بیرحم و سادیستیک که از جادوی سیاه برای جوان و زیبا موندن استفاده میکنه و هر کسی رو که سر راهش قرار بگیره قربانی میکنه. هرچند عجیبه که اگه فقط به عنوان یک اجرا بهش نگاه کنیم، شارلیز کاری کرد که ازش انتظار نداشتم: اغراق در بازی (Overacting). شخصاً فکر میکنم اگه نصف زمان حضورش رو به فریاد زدن با تمام قدرت اختصاص نمیداد، بازیش خیلی تاثیرگذارتر میشد. با این حال، خانم ترون اونقدر پیش من اعتبار داره که این رو به حساب هیجانش بذارم. معلومه که از بازی در این نقش خیلی لذت برده، پس میشه ازش گذشت. ضمن اینکه از نظر ظاهری کاملاً برازنده نقش بود. از نظر بصری، فیلم واقعاً خیرهکنندهست. جلوههای ویژه کامپیوتری (CGI) درجه یکه، مخصوصاً آینه که خیلی باحاله؛ برای حرف زدن به یه توده طلای مایع به شکل انسان تبدیل میشه که یکی از بهترین غافلگیریهای بصری فیلمه. جنگل تاریک نزدیکترین چیزیه که به یه تجربه توهمزا شبیهه و تمام موجودات فانتزی خیلی باحال طراحی شدن (ترولِ عصبانی جنگل محبوب من بود!). لازم نیست درباره داستان چیزی بگم، همه میدونیم چیه (هرچند تا حالا سفیدبرفی رو توی زره ندیده بودم)، پس غافلگیری بزرگی در کار نیست و طبیعتاً پایان خوشی هم داره. با این حال، نحوه روایت داستانه که اون رو به یه تجربه هیجانانگیز تبدیل میکنه. تنها نقدی که دارم به ریتم فیلمه؛ میتونستن بعضی جاها سرعتش رو بیشتر کنن. در نهایت فکر میکنم فیلم تونست انتظاراتم رو برآورده کنه و این با توجه به توقعات بالای من، دستاورد بزرگیه. در هر صورت، من کاملاً از فیلم لذت بردم و اگه توی مود تماشای «نسخه گوتیک سفیدبرفی» هستید، حتماً پیشنهادش میکنم. زیبا، معرکه و باحال! _(ژوئن ۲۰۱۲)_
2017-02-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ارزش دیدن داره، احتمالاً دوباره هم ببینمش و پیشنهادش میکنم. این احتمالاً محبوبترین نسخه من از داستان سفیدبرفی تا به امروزه. من طرفدار کریستن استوارت هستم، و کریس همسورث و شارلیز ترون هم هر دو بازیگرهای سطح بالایی هستن که بازیهای فوقالعادهای ارائه دادن. یه داستان تاریک و خشن که بودجه زیادی هم خرج جلوههای ویژه کامپیوتریاش شده. داستان به خوبی با چندین خط داستانی پیچیده روایت میشه؛ هر کدوم از این خطوط داستانی واقعاً جالب هستن. من همیشه فکر میکردم داستانهای پریانی مثل سفیدبرفی به صحنههای مبارزه و نبردهای نظامی بیشتری نیاز دارن. شارلیز ترون واقعاً بازی رو از بقیه میدزده؛ اون نه تنها به عنوان یه ویلن عالیه، بلکه دیوانگی این شخصیت رو کاملاً تجسم میبخشه و تماشای فیلم فقط به خاطر اون هم که شده ارزشش رو داره.
2021-02-24